انسان باهوشتر است یا هوش مصنوعی؟
مقاله جدید گوگل به قلم «تام زهاوی» عنوان جالبی دارد: «مدلهای زبانی نمیتوانند بپرند». طبق این مقاله، فرایند تفکر انسانی و ماشین به سه شیوه استدلال استقرا، قیاس و فرضیهسازی تقسیم میشود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مقاله جدید گوگل به قلم «تام زهاوی» عنوان جالبی دارد: «مدلهای زبانی نمیتوانند بپرند». طبق این مقاله، فرایند تفکر انسانی و ماشین به سه شیوه استدلال استقرا، قیاس و فرضیهسازی تقسیم میشود.
مدلهای هوش مصنوعی به لطف تشخیص الگوهای آماری و فشردهسازی انبوه دادهها، در استدلال استقرایی به درجه بالایی از استادی رسیدهاند. همچنین سیستمهای پیشرفتهای مثل آلفاپروف توانستهاند در استدلال قیاسی به موفقیتهای زیادی دست یابند. بااینحال، هوش مصنوعی در فرضیهسازی لنگ میزند؛ توانایی منحصربهفردی که به انسان امکان میدهد در شرایط کمبود شدید دادهها، فرضیههای کاملا جدیدی خلق کند. «یورگن اشمیدهودبر»، دانشمند علوم کامپیوتر و از پیشگامان هوش مصنوعی، پیشتر کشف علمی را فقط صورتی پیشرفته از فشردهسازی دادهها خوانده بود. اما مقاله جدید گوگل دیپمایند این دیدگاه را رد میکند و برای اثبات ادعای خود به روند شکلگیری نظریه نسبیت عام توسط «آلبرت اینشتین» استناد میکند. اینشتین هنگام توسعه این نظریه نوآورانه با کمبود شدید دادههای بصری و تجربی مواجه بود و مجموعهای از دادههای آماری را برای تحلیل یا فشردهسازی در اختیار نداشت. او در عوض بر آزمایشهای فکری تجسمیافته متکی بود؛ مانند تصور حس واقعی فردی که داخل یک آسانسور بسته در حال سقوط آزاد است. اینشتین توانست فقط با بهکارگیری شهود فیزیکی و پیونددادن تجربیات حسی، اصول ریاضی جدید را پایهگذاری کند. یک مدل زبانی بزرگ میتواند محاسبات پیچیده ریاضی را پس از دریافت فرضیات اولیه اینشتین انجام دهد، اما هرگز نمیتواند چنین فرضیات بکری را صرفا از طریق تحلیل متنهای موجود ابداع کند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.