|

گذار از بحران جنگ با استراتژی مقاومت تمدنی

امروز در حالی که سایه‌ سنگین جنگ بر پهنه‌ جنوب ایران گسترده شده و مردمان گران‌مایه و رنج‌دیده‌ آن بار دیگر زیر حملات سخت و بی‌رحمانه دشمنان قرار گرفته‌اند، بازخوانی نقادانه و جامعه‌شناختی موقعیت استراتژیک و اخلاقی ما ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

ناصر فکوهی: امروز در حالی که سایه‌ سنگین جنگ بر پهنه‌ جنوب ایران گسترده شده و مردمان گران‌مایه و رنج‌دیده‌ آن بار دیگر زیر حملات سخت و بی‌رحمانه دشمنان قرار گرفته‌اند، بازخوانی نقادانه و جامعه‌شناختی موقعیت استراتژیک و اخلاقی ما ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. این یادداشت، فراخوانی برای بازاندیشی بر آنچه بر ما رفته و آنچه در انتظارمان است، محسوب می‌شود. برخورداری از یک فرهنگ بزرگ و هزاران ساله، بار سنگین مسئولیتی را بر دوش همگان و به‌ویژه اندیشمندان این کشور قرار می‌دهد؛ مسئولیتی که شایستگی برای میراث‌داری این تمدن را طلب می‌کند. دفاع مشروع، یک حق روشن است که همواره در کانون توجه قرار دارد؛ اما در برابر دشمنانی چنین جنایتکار که از هیچ ستم، کشتار و تخریبی علیه تمدن ما ابایی ندارند، اراده و رفتاری فراتر از مقاومت نظامی نیاز است. بر همین اساس، حفظ پرستیژ اخلاقی و پرهیز از افتادن به ورطه‌ قانون‌شکنی، به عنوان یک اصل بنیادین در این رودررویی تلقی می‌شود.

حملات مداوم و قانون‌شکنانه به زیرساخت‌ها و مناطق غیرنظامی در جنوبِ کشور، نه صرفا تعرضی به خاک که تلاشی هدفمند برای گسست ساختارهای تمدنیِ ایران به شمار می‌آید. جنوب ایران، با وجود منابع استراتژیک و اهمیت حیاتی‌اش در سپهر جغرافیایی ما، متأسفانه همواره در صف نخست آسیب‌های ناشی از خصومت‌های خارجی قرار داشته است. مردم این خطه، در سخت‌ترین شرایط اقلیمی و اقتصادی، همواره نماد ایستادگی و فداکاری بوده‌اند؛ ایستادگی‌ای که سزاوار همدلی ملی و سیاست‌گذاری‌هایی است که رفاه و توسعه‌ این مناطق را در صدر اولویت‌ها قرار می‌دهد. یادآوری این نکته ضروری است که جنوب، «قلب ایران» است و هر زخمی بر پیکر آن، دردی است که کل پیکره‌ تمدنی ما را می‌آزارد. تخریب ناشی از جنگ، بسیار فراتر از ویرانیِ فیزیکی است. زمانی که از ضربات صدها میلیارد دلاری به زیرساخت‌ها سخن می‌گوییم، در واقع «فرسایشِ زمان» برای پیشرفت کشور مد نظر است؛ آینده‌ای که از مردم نجیب ما دریغ می‌شود و سال‌های بی‌شماری که از عمر آنها و ظرفیت‌های نسل‌های بعدی گرفته می‌شود. بودجه‌ای که می‌توانست صرف ساخت و بازسازیِ آموزش، بهداشت و توسعه‌ فناورانه شود، اکنون در آتش جنگ می‌سوزد. در مواجهه با چنین بحرانی، پرسش اساسی معطوف به کنش مطلوب است. «جنگ» به هیچ روی فضیلت نیست؛ بلکه شری است که مدیریت هزینه‌های آن، استراتژی‌های هوشمندانه‌ای را می‌طلبد. تفکیک قاطع میان «دفاع مشروع از تمامیت ارضی» و «جنگ‌طلبی » ضروری است. دفاع، ضرورتی است برای کاهش حداکثری آسیب‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، نه ابزاری برای ورود به چرخه‌ بی‌پایان خشونتی که تنها کام دشمنان تمدن ایران را شیرین می‌کند. یکی از آسیب‌های جدی رویکردهای پوپولیستی و احساسی در مواجهه با دشمنان، فروافتادن در دام نوعی توهم تقابل با دشمن به هر قیمت است. پاسخ به جنایات جنگی بیگانگان -که بی‌پروا قوانین بین‌المللی را زیر پا می‌گذارند- از مسیر رفتاری مشابه آنان نمی‌گذرد. اگر به هر دلیلی و برخلاف آنچه همواره تمدن ما را متمایز نگه داشته است، به دام چنین رفتارهای تندروانه‌ای بیفتیم، نه‌تنها موقعیت خود را در سطحی برابر با متجاوزان قرار داده‌ایم، بلکه ممکن است اعتبار بین‌المللی کشور نیز به خطر بیفتد. استراتژی پیروزی برای ایران، نه در تخریب متقابل به هر قیمت، که در سربلند، مستقل و آباد ماندن به‌مثابه‌ یک نظام تمدنی نهفته است. دشمنان ایران، رؤیای سرزمینی «سوخته» و فروپاشیده را در سر می‌پرورانند؛ از این رو، هرگونه واکنش ما در چارچوب قانون بین‌الملل و مبتنی بر حفظ زیرساخت‌ها تعریف می‌شود. هدف عالی ما، صلح و امنیت است، نه کشیده‌شدن به بازی حذفی آنها. اولویت عالی ما، «صلح، ثبات و رفاه عمومی» است. تحقق این هدف، منوط به انتخاب پارادایم و تحمیل «دیپلماسی فعال و عقلانی» به کنشگران عرصه‌ بین‌الملل و دشمنان ما در این جنگ است. دیپلماسی بر هر گزینه‌ دیگری برتری دارد. برخلاف دشمنانی که دائما توافقات خود را زیر پا می‌گذارند، تکیه بر عقلانیت می‌تواند نشان‌دهنده‌ آن باشد که قدرت واقعی در توانایی صلح‌سازی و برقراری ثبات نهفته است. اگر جهان شاهد آن باشد که ایران در عین دفاع قاطع، همواره راه گفت‌وگو را باز گذاشته، اهرم‌های فشار جنگ‌طلبان بین‌المللی خنثی خواهد شد. صلح، بستر ضروری برای آزادی‌های مدنی، رشد تنوع سلایق و جلوگیری از دو‌قطبی‌سازی‌های اجتماعی است که تنها به نفع بیگانگان تمام می‌شود. احترام به حقوق مدنی همه، پذیرش تکثر جامعه و پرهیز از رفتارهای حذفی، انسجام ملی را تقویت می‌کند. در حوزه‌ فرهنگ و علم، نخبگان کشور مرعوب وضعیت اضطراری نمی‌شوند. تعطیلی تولید اندیشه، همان چیزی است که دشمنان این مرز و بوم انتظار دارند. تاب‌آوری فرهنگی، در گرو تداوم کنش فکری و حفظ روحیه در میان نخبگان است؛ حتی در سخت‌ترین شرایط معیشتی. اقتصاد جنگی، سبد خانوار را کوچک می‌کند، اما نباید به تهی‌شدن «سرمایه فکری و فرهنگی» کشور بینجامد. کسانی که سرمایه‌ فکری دارند، با پرهیز از انفعال، به تولید اندیشه‌های راهگشا می‌پردازند؛ چراکه فرهنگ، همان نیرویی است که در گذشته مانع از فروپاشی نظام تمدنی ما شده و در آینده نیز چنین خواهد کرد. تداوم پژوهش و نقد سازنده، بخشی از همان «دفاع مشروع» در لایه‌های عمیق تمدنی است. در نهایت، ایران به عنوان یک تمدن هزاران ساله، ظرفیت‌های عظیمی برای رفاه و شکوفایی دارد که با جنگ‌طلبی در تضاد است. دفاع از خاک، برای بقا و شکوفایی هرچه بیشتر این تمدن و مردمان آن است. شکوفایی و آزادی ایران، خود الگویی برای پیشبرد عدالت و تضعیف زورگویان جهان خواهد بود. عقلانیت دیپلماتیک، قانون‌مداری و احترام به تکثر جامعه، قطب‌نمای عبور از این بحران است. مسئولان با پاسخ‌گویی به افکار عمومی و شفاف‌سازی استراتژی‌ها، زمینه جلوگیری از دو‌قطبی‌های کاذب و تفرقه را فراهم می‌آورند. حفاظت از این سرزمین نه به قیمت ویرانی، که با حفظ هستی و شکوه آن برای نسل‌های آینده میسر است. صلح، ثبات و رفاه مردم، تنها هدف واقعی و پایداری است که وفاق بر سر آن، متضمن بقای ایران در دنیای پرآشوب امروز است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.