|

وداع با نویسنده قصه‌های روشن

شرق: مراسم بدرقه پیکر جواد مجابی و خاکسپاری این نویسنده، روز چهارشنبه‌ ۱۸ شهریور برگزار می‌شود. ناستین مجابی، همسر جواد مجابی، خبر داد که مراسم بدرقه او به خانه ابدی، صبح چهارشنبه، از ساعت ۹ تا ۱۱ از مقابل منزل او در بلوک سه کوی نویسندگان برگزار می‌شود.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: مراسم بدرقه پیکر جواد مجابی و خاکسپاری این نویسنده، روز چهارشنبه‌ ۱۸ شهریور برگزار می‌شود. ناستین مجابی، همسر جواد مجابی، خبر داد که مراسم بدرقه او به خانه ابدی، صبح چهارشنبه، از ساعت ۹ تا ۱۱ از مقابل منزل او در بلوک سه کوی نویسندگان برگزار می‌شود. جایی که مجابی سال‌ها در آن زیست و حتی برای سه سرو جلوی خانه‌اش در کوی نویسندگان که به‌ تعبیر خودش پنجاه سالی با هم پیر شده‌اند، شعر سرود. دکتر جواد مجابی سرانجام در امامزاده طاهر کرج که آرامگاه جمعی از شاعران و نویسندگان است، در کنار یاران و همفکرانش به خاک سپرده می‌شود. جواد مجابی که متولد ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین بود، چهره‌ای چندوجهی داشت و در طول عمر پربارش در حوزه‌های مختلف فرهنگی به فعالیت پرداخت: شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش، طنزپرداز و روزنامه‌نگار بود و از او آثار متعددی به یادگار مانده است. مجابی روز چهاردهم شهریورماه پس از یک دوره بیماری در آستانه ۸۷‌سالگی از دنیا رفت. جواد مجابی در بخشی از روایت جذابی از زندگی‌نامه‌اش که در «شناخت‌نامه جواد مجابی» به‌ همت ناستین مجابی آمده، می‌نویسد: «من در قزوین زاده و بزرگ شدم. در عوالم کودکی وقتی در محله‌های پیچاپیچ گردآلود شهرم حرکت می‌کردم، شهر را همذات خود می‌یافتم با روحی مشترک و حسی یگانه با آن. آن فضای شناخته را بدیل دنیا و به معنای هستی پیرامون می‌پنداشتم و این توهم با من بود تا جغرافیا یاد گرفتم و بعدها نوشتم: شهر تاریخی جایی است که از نظر جغرافیا چندان تعریفی ندارد». مجابی بعدها نیم‌قرنی را در سایه‌سار سروها در کوی نویسندگان ماند و به‌ قول خودش «اضطراب جهان را در توفان زمستان‌ رنگ کوی نویسندگان از سر گذراندیم» و البته «به جست‌وجوی پرنده‌های زیبای خوشخوان شگرف که پرواز می‌کردند در آوازشان و در ما به روزهای آفتابی».

ذوق‌ورزی پایان‌ناپذیر مجابی

محمود دولت‌آبادی، یار دیرینه جواد مجابی، در بخشی از یادداشتی که در «ایسنا» منتشر شد، نوشت: «من یک رفیق شادخوی و نومیدی‌شکن را از دست دادم و جامعه هنری-‌فرهنگی ما یک هوشمندی ظریف را. برخی کسان هستند که ورای کوشش‌های ادبیاتی-‌هنری‌شان از یک مزیت ویژه نیز بر‌خوردارند و آن ذوق‌ورزی پایان‌ناپذیر و روحیه مداراگرای در روابط انسانی و مناسبات دوستانه است، در این اندک‌شمار آدمیان دکتر جواد مجابی یگانه بود. در نیم قرن و اندی شناسی، آشنایی و دوستی در حضر و سفر به یاد نمی‌آورم که جواد موجب کمترین رنجشی شده باشد، او انسانی به ذات و منش حلیم و خوددار بود و البته غالبا لبخند بر لب به شما خوش‌آمد می‌گفت با آن جمله مصطلح خود که «چگونه‌اید شما». هم با چنین روحیه‌ای بود که چند باری بر انواع ناخوشی چیره شده بود و از بیمارستان به خانه برگشته بود. این بار هم به خانه برگشت، دوستان پزشک هر آن کاری که لازم بود و می‌شد انجام دادند، اما دیگر نشد که بسامان شود و آخرین بار که با پزشک رفتم به دیدارش دیگر آن جواد همیشه نبود و دانسته شد که می‌داند چه در پیش است... حقیقت این‌که فنا ادامه بقای آدمی‌ست، البته به شگرد و شیوه خودش!».

آخرین شاعر

جواد مجابی از نظر شمس لنگرودی «آخرین نفر از نسل شاعران و هنرمندان دهه ۱۳۴۰ بود که متأسفانه با دنیا خداحافظی کرد». او به «ایسنا» گفت مجابی به‌ خاطر رابطه وسیعی که با عموم هنرمندان دهه ۴۰ داشت و به پاس خوش‌قلبی و مهربانی که همه در او سراغ داشتند و به‌ سبب رابطه خوبی که با هنرمندان و منتقدان داشت، یکی از برترین کارشناسان هنر و ادبیات دهه ۴۰ بود. حقوق خوانده بود اما روزنامه‌نگار بود، در روزنامه‌نگاری هم به شعر که در آن سال‌ها به جهت اعتلا در تلاطم عجیبی بود، بسیار متوجه جوانانی بود که به شعر روی می‌آوردند که یکی از آنها من بودم.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.