|

آمریکا؛ امپراتوری ضد تمدن

جان آدامز، دومین رئیس‌جمهوری آمریکا، گفته بود: «جد بزرگ من، تفنگ یاد گرفته بود و گلوله‌زدن، تا پدر‌بزرگم بتواند کشاورزی یاد بگیرد؛ پدر‌بزرگم کشاورزی یاد گرفت تا پدرم بتواند صناعت یاد بگیرد؛ پدرم صناعت یاد گرفت تا من بتوانم سیاست و راهبرد بفهمم؛ و فرزند من، هنر و موسیقی یاد خواهد گرفت» (مختار نوری، روایت فرهنگ، 1403، کتاب شرق، ص228).

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

علی شعبانی

 

جان آدامز، دومین رئیس‌جمهوری آمریکا، گفته بود: «جد بزرگ من، تفنگ یاد گرفته بود و گلوله‌زدن، تا پدر‌بزرگم بتواند کشاورزی یاد بگیرد؛ پدر‌بزرگم کشاورزی یاد گرفت تا پدرم بتواند صناعت یاد بگیرد؛ پدرم صناعت یاد گرفت تا من بتوانم سیاست و راهبرد بفهمم؛ و فرزند من، هنر و موسیقی یاد خواهد گرفت» (مختار نوری، روایت فرهنگ، 1403،  کتاب شرق، ص228).

ابن‌خلدون گفته است: بالاترین درجه تمدن یک جامعه، پیچیدگی موسیقی‌اش است. او واحد مطالعه جامعه‌شناختی و سیاست (علم عمران) را تمدن می‌داند، نه دولت؛ زیرا دولت‌ها دغدغه کسب قدرت دارند اما تمدن‌ها دغدغه زندگی‌آفرینی. اما در نظر ابن‌خلدون، دولت نیروی محرکه تمدن است و رویش و زوال تمدن را به اعتبار زایش و زوال چرخه دولت (امر سیاسی) تحلیل می‌کند. به نظر او، با شکل‌گیری اجتماع و ورود انسان به مدنیت (شهر)، رویکرد بشر به سوی ایجاد نهادهای متمدن سیاسی و اقتصادی و علمی، برای پاسخ به خواهش‌های درونی، تحول می‌یابد.

فرهنگ رجایی معتقد است تمدن‌ها از این پتانسیل برخوردارند که تمام اموری را که برای زندگی انسانی در ساحت‌های سیاست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ لازم است، به طور هم‌زمان و همه‌شمول خلق کنند 

(نوری، همان، 280).

اما نگرش رئالیستی بر دولت (قدرت) تأکید دارد. گرایش دولت به انباشت، نگهداشت و کاربرد قدرت است. قدرت در کارکرد مکانیکی، نقش کنترلی و محدود‌کنندگی دارد. قدرت، شهروند تنومند می‌سازد. اما اگر قدرت به اقتدار (توانایی) تبدیل شود، کارکرد امر سیاسی (مدیریت) می‌یابد. امر سیاسی توسعه پایدار را در: جامعه توانمند؛ شهروند توانمند دنبال می‌کند. برون‌داد دولت مقتدر، تمدن است.

برخورد تمدن‌ها در نگرش رئالیستی به قدرت معنا می‌یابد. دولت قدرتمند به جای آفرینش تمدن، به کاربرد قدرت در گسترش قلمرو خود و محدود‌کردن دیگر ساحت‌های جامعه می‌پردازد.

هانتینگتون در کتاب «برخورد تمدن‌ها»، هشت تمدن را در جهان تفکیک و برخورد میان آنها را گریزناپذیر دانسته است. از نظر او مهم‌ترین برخوردهای آینده بین تمدن اسلام و غرب خواهد بود.

برابر جدول نیازها از نظر مازلو، انسان به طور طبیعی با اطمینان از تأمین نیازهای فیزیولوژیک و اولیه، به خودیابی و سطوح عالی نیازها توجه خواهد کرد. تمدن، عرصه خودیابی و شکوفایی ظرفیت‌های انسانی است. تمدن میدان زندگی‌آفرینی است.

با توجه به جنگ جاری آمریکا و اسرائیل با ایران، یکی از مواردی که نخبگان و اندیشمندان جهان، آن را برگ برنده ایران می‌دانند، ریشه هفت هزارساله تمدنی ایران در برابر تاریخ 250‌ساله آمریکاست.

بنا بر گزارش کاوش‌های باستان‌شناسی در شهر سوخته سیستان که دارای بیش از پنج هزار سال قدمت است، سلاح یافت نشده است. شهر سوخته بر پایه اصول مدنیت و هنجارها و اخلاق و خودکنترلی شهروندان اداره می‌شد و کاربرد خشونت و سلاح در اداره شهر جایی نداشته است. شهر سوخته یک جلوه از پرتو تمدن ایرانی است. آثار فرهنگ و تمدنی ایران در موزه‌ها، کتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علوم دینی و عرفان جهان می‌درخشد. ایرانیان نخستین منشور حقوق بشر را در دوهزارو 500 سال پیش، نوشته‌اند. ایران در دی‌ان‌اِی تمدن جهان جاری است.

در اسناد نوشتاری تصریح شده آمریکا دارای حکومت دموکراسی لیبرال است و شهروندان آمریکایی از هر نژاد، دین و مذهب و قوم و ملیت در برابر قانون از حقوق برابر برخوردارند. اما عملکرد آمریکا از زمان تأسیس تاکنون مغایر شعارها و مبانی حقوقی مدون آن است.

در‌حالی‌که در قوانین رژیم صهیونیستی، نژادپرستی و برتری یهودیان به سایر ساکنان سرزمین‌های اشغالی آشکارا تأکید شده و مصوبه اخیر این رژیم جنایتکار «حکم اعدام برای اسرای فلسطینی»، ددمنشی آن را بیشتر برجسته کرد، آمریکا به بهانه دموکراسی و اخلاق، حمایت نامحدود از اسرائیل می‌کند.

حمایت از اسرائیل و حملات نظامی آمریکا به کشورهای: ایران، عراق، لیبی، افغانستان، پاناما، ونزوئلا، ویتنام و... در اواخر قرن بیستم و ابتدای قرن بیست‌و‌یکم، کاملا بر‌خلاف دموکراسی و اخلاق و حقوق بشر است.

آمریکای امروز قدرت دارد، اما از تمدن، اخلاق، هنجارها، حقوق بشر، قانون، منطق و ارزش‌های انسانی دور افتاده است. بر‌خلاف تمدن‌ها که با برداشتن دیوارها، زمینه تعامل و تبادل فرهنگ، دانش‌ها و ارزش‌های زندگی‌آفرین را فراهم می‌کنند، آمریکا برای بقای خود دیوارهایی بلند از ارتش و بمب اتم و سلاح‌های پیشرفته گوناگون ساخته است.

جان آدامز پیش‌بینی می‌کرد که جامعه آمریکا در فرایند تحول به سوی تمدن‌سازی خواهد رفت و نسل‌های بعدی به ارزش‌ها و شکوفایی ابعاد والای تمدنی توجه خواهند کرد.

بر‌خلاف نظر جان آدامز نسل‌های پس از او نه به یادگیری موسیقی و هنر و ارزش‌ها که نماد شکوفایی و درخشش تمدن‌اند؛ بلکه به دانش تفنگ و گلوله‌زدن اجدادشان بازگشته‌اند.

ترامپ در یکی از سخنرانی‌ها در کاخ سفید (۱۲/۰۱)، اعلام کرد با بمباران و نابود‌کردن زیرساخت‌ها، ایران را به عصر حجر باز‌می‌گرداند. صرف‌نظر از این‌گونه حرف‌های نابخردانه و نیات شوم، برای جهانیان تردیدی در ضدیت او با انسان و تمدن نمانده است.

بمباران مدرسه میناب و شهیدکردن حدود 300 دانش‌آموز و معلم، بمباران مناطق مسکونی، انستیتو پاستور، صنایع فولاد، زیرساخت‌های ارتباطی، پل‌ها، نیروگاه‌ها، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، مساجد و میراث فرهنگی و... به دست آمریکا، نمود روشن یک امپراتوری واپس‌گرای ضد تمدن با منش بربریت عصر حجری است. امپراتوری مرتجع مرگ‌آفرین!!

کنت دبلیو تامپسون معتقد است: «وقتی خرد انسان در قبال تلاش برای میل به قدرت و منافع رنگ می‌بازد، اخلاق است که قدرت‌طلبی و سلطه‌جویی، یعنی آن روی دیگر انسان را مهار می‌کند» 

(روایت فرهنگ، 257).

اما امروز هیچ عامل و معیار و مؤلفه‌ای بازدارنده آمریکا از جنایات بیشتر و بیشتر نیست. آمریکای مدعی توسعه، نماد شکست عقلانیت، اخلاق، قانون، دموکراسی و حقوق بشر است. شوربختانه سازمان ملل که فقط نام ملل را دارد و سایر سازمان‌های جهانی حقوق‌بشری و... تحت سلطه آمریکای جنایتکار و امپراتوری‌های نفتی و ثروت و قدرت، به رسالت خود عمل نمی‌کنند.

بی‌شک تا یک جوان ایرانی میهن‌دوست در این خاک زنده باشد، ترامپ و نتانیاهو و مجموعه ضدبشری‌شان در آسیب‌زدن به ایران کهن متمدن ناکام خواهند ماند. همه این جانیان مجازات و نابود خواهند شد و به پیشینیان‌ ستمگرشان خواهند پیوست.

ایران می‌ماند تا جهان هست و زندگی هست و بر قله‌های رفیع تمدن و ارزش‌ها و نیکی‌ها و زیبایی‌ها خواهد درخشید. چنین باد ان‌شاءالله.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.