سرگذشت منطقه ما؛ خاورمیانه
سرگذشت منطقه ما، خاورمیانه، در همه زمانها بدین صورت بوده که تاریخ در این نقطه دائم در حال تکرار است و در هر دور فلکی، شاهد بازگشت بخشی از حوادث گذشته هستیم؛ روزی به صورت تراژدی و روزی دیگر به اشکال کمدی. ساکنان این اقلیم پرتلاطم که یک سوی آن را مدیترانه فرا گرفته و سوی دیگرش را خلیج فارس، اکنون شاهد بازتولید هر دو چهره کمیک و تراژیک تاریخ هستند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مقداد توانانیا - پژوهشگر مسائل ایران و خاورمیانه
سرگذشت منطقه ما، خاورمیانه، در همه زمانها بدین صورت بوده که تاریخ در این نقطه دائم در حال تکرار است و در هر دور فلکی، شاهد بازگشت بخشی از حوادث گذشته هستیم؛ روزی به صورت تراژدی و روزی دیگر به اشکال کمدی. ساکنان این اقلیم پرتلاطم که یک سوی آن را مدیترانه فرا گرفته و سوی دیگرش را خلیج فارس، اکنون شاهد بازتولید هر دو چهره کمیک و تراژیک تاریخ هستند.
بخش تراژیک خاورمیانه همان است که امروز به صورت سلسله حوادثی نظیر جنگ آمریکا دو بار به کشور متمدن ایران در یک سال، جنگ قومی و فرقهای، تضاد سنتگراها و نوگریان، مذهبیون و سکولارها، محافظهکاران و بنیادگراها و بالاخره نظامیان و سیاسیون از مصر تا سوریه میبینیم. هنوز بعد از سالها، حکایت مستشرقین اروپایی از وضع و حال ساکنان خاورمیانه شنیدنی است که ملتهایی در این نقطه جهان، بر دریایی از ثروت و انرژی زیست میکنند که بهره آنها از این ثروت بیکران، جز جنگ و کشمکش و تجاوز استعمارگران و ابرقدرتها نیست. دلهای این مردمان مملو از عشق و تعصب به سه میراث دینیشان است. هر سه دین حنیف آنها مأموریتشان ساختن جهان عادلانه و امن بود اما معالاسف اکنون پیکر صلح و عدالت در این اقلیم زخمی است و این زادگاه پیامبران صلح و مهربانی، کانون خصومت و دسیسه شده است. بهراستی خاورمیانهایها هنوز میان گذشته پرغرور و آینده پرابهام بلاتکلیف و حیران ماندهاند. وضعیت امروز سرزمینهای مصر، سوریه و عراق روایتی از این سردرگمی است. این سه اقلیم خاستگاه سه تمدن بزرگ از کرانه نیل تا بینالنهرین (دجله و فرات) بودهاند. آنها در عین حال طی یک سده اخیر، پایهگذار بزرگترین جنبشهای آزادیخواهی و استقلالطلبی شدند. اما شگفتا که هنوز مسئله اصلی آنها، مدنیت و مردمسالاری است و همچنان خبر میرسد که دور باطل آزادی به هرجومرج و آنارشیسم به استبداد گریبان این ملتها را رها نمیکند. اگر خوب به تاریخ خاورمیانه دقت کنیم، روشن خواهد شد «پرده دیگر تراژدی تاریخ در خاورمیانه، مداخلات خارجی» است که هنوز و همچنان در حال تکرار است. ظاهر ماجرا این است که چنگاندازی بازیگران جهانی بر سرنوشت این ملتها ابعادی تازه یافته است و تکنیکها و ابزارهای سلطه طرفهای خارجی تغییر کرده اما اهداف و مطالبات همان است که نیمقرن پیش در عصر تاختوتاز انگلیسیها و اروپاییها در مصر، عراق و سوریه دیده شده است. قدرتهای امپراتوری که زمانی سوار بر کشتیهای قارهپیمای خویش این کانون هیدروکربن جهان را درمینوردند، اکنون با تکیه بر موج قدرتهای سایبری و رسانهای، پیش میتازند. هنوز خاورمیانه در نگاه بازیگران جهانی چون گنج گرانی است که در سرزمینی باتلاقی نهفته است. نه سودای گنج آنها را رها میکند، نه این بازیگران حاضرند خطرات فرورفتن در این گرداب را به جان بخرند. حاصل آنکه امروز مسئله مشترک آمریکا، اروپا و روسیه و چین این شده که در قصه انقلابهای عربی چگونه راه دستیابی به خوان ثروت خاورمیانه را برای آینده هموار و مطمئن کنند. بنابراین هرچه میگذرد، پیامهای تازه از تاریخ رازگونه خاورمیانه پیشروی ما آشکار میشود. ناظران جهانی به خطای دید و تحلیل خویش اقرار میکنند و دولتمردان از پیچیدهبودن معادلات و مناسبات گروهها و رهبران و پادشاهان این منطقه مرتب مینالند. در این میان یک چیز برای همگان مسجل شده که خاورمیانه قطعهای متفاوت در جغرافیای سیاسی جهان است. قصد دارم در یادداشتهای منظم از این منظر در زوایای تاریخ خاورمیانه غور کنم با این دغدغه که فقط از رهگذر درک، فهم، اندیشه سوابق و ریشههای تاریخی ملتها و دولتهاست که میتوان به دنیای تازه سیاست و فرهنگ خاورمیانهایها راه یافت. بر این باور و گمان هستم که هنوز بسیاری از فاجعهها و فرصتسوزیها در عملکرد بازیگران سیاسی داخل و خارج خاورمیانه، ریشه در جهل یا نادیدهگرفتن حقیقت تاریخ این سرزمین دارد. این یادداشتها در پی یافتن پاسخی روشن برای این پرسش بنیادین دارد که چرا در زمانه وداع مغرب زمین با پدیده نهضت و انقلاب، یکباره در کرانه نیل و مدیترانه شاهد رویشهای انقلابهای نوین بودیم؟ یا این سؤال که چرا بعد از حدود چهار دهه از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم هنوز مکتب ملیگرایان، افراطیگری و چپگرایی در بعضی جوامع عربی رونق و بازار دارد، ایران چگونه انسجام و قوام یافته و مسیر و راهبردهای تاریخی آن چگونه بوده است، کشورهای کوچک حوزه خلیج فارس توسعه نفتی و اقتصادی را چگونه سرلوحه قرار داده و نسبت به هم حالت رقابتی یافتند، بررسی میکنیم سرگذشت مصر که هنوز قلب تپنده تحولات خاورمیانه است با تأمل در حوادث گذشته این سرزمین بهروشنی میتوان به راز و رمز مناسبات امروز گروههای مؤثر آن پی برد و عوامل ناسازگاری دو جریان نظامیان و سکولارها با اسلامگرایان از هم بازشناخت و خاورمیانه مورد بحث من در این یادداشتها بر محور و مدار مسئله فلسطین به عنوان زخم دیرین بر پیکر خویش دارد خواهد بود.
خاورمیانه جدیدی که اکنون بر آن گام نهادهایم دیگر صرفا یک شاهراه انرژی یا منبع هیدروکربن نیست، بلکه به معنای واقعی مبدأ شکلگیری جهان جدید است.