|

«شرق» در گفت‌وگو با دو جامعه‌شناس به تحلیل وضعیت جامعه پس از روزهای بحرانی گذشته پرداخت

وضعیت پیش‌بینی‌شده

وضعیت، پیش‌بینی‌شده بود؛ این مهم‌ترین نکته‌ای است که این روزها از سوی جامعه‌شناسان مطرح می‌شود؛ جامعه‌شناسانی که پیش‌ازاین و در پی اعتراضات سال ۱۴۰۱ تأکید داشتند که جامعه بحران‌زده، دوباره به خیابان‌ها خواهد آمد، اینکه اتفاقات اخیر از مسیر اصلی‌اش که اعتراض به وضعیت معیشت بود‌ خارج شده، باعث نمی‌شود که موجودیت آن را انکار کرد. حالا جامعه‌شناسان باز هم تأکید می‌کنند که در آینده نه‌چندان دور، بار دیگر اعتراضات به شکل دیگری خودش را نشان می‌دهد‌. کارشناسان حوزه علوم اجتماعی می‌گویند شرایط اقتصادی منجر به واکنش‌های اعتراضی می‌شود.

وضعیت پیش‌بینی‌شده

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محمدحسین موسوی:  وضعیت، پیش‌بینی‌شده بود؛ این مهم‌ترین نکته‌ای است که این روزها از سوی جامعه‌شناسان مطرح می‌شود؛ جامعه‌شناسانی که پیش‌ازاین و در پی اعتراضات سال ۱۴۰۱ تأکید داشتند که جامعه بحران‌زده، دوباره به خیابان‌ها خواهد آمد، اینکه اتفاقات اخیر از مسیر اصلی‌اش که اعتراض به وضعیت معیشت بود‌ خارج شده، باعث نمی‌شود که موجودیت آن را انکار کرد. حالا جامعه‌شناسان باز هم تأکید می‌کنند که در آینده نه‌چندان دور، بار دیگر اعتراضات به شکل دیگری خودش را نشان می‌دهد‌. کارشناسان حوزه علوم اجتماعی می‌گویند شرایط اقتصادی منجر به واکنش‌های  اعتراضی می‌شود.

سرخوردگی، ناکامی و شدت اضطراب

«علیرضا شریفی‌یزدی»، جامعه‌شناس و روان‌شناس اجتماعی‌ است. او به «شرق» می‌گوید‌ اعتراضات روزهای اخیر نشانه‌ای از وجود بحران‌های عمیق است: «اتفاقاتی که در چند روز اخیر افتاد، در حقیقت نوک کوه یخی‌ است که زیر آب بود و جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و متخصصان حوزه‌های مختلف درباره آن هشدار داده بودند. به‌ نظر من کشور ما با چندین بحران در سال‌های اخیر درگیر بوده و این بحران‌ها در سال‌های اخیر هم‌افزایی کرده و تبدیل به ابربحران شده‌اند». این جامعه‌شناس به سه ابربحران اشاره می‌کند: «بحران سرمایه اجتماعی، بحران محیط‌ زیست و بحران اقتصادی وقتی در هم‌ تنیده شوند، شرایطی خاص در جامعه ایجاد می‌کنند که این اتفاق هم افتاده است». براساس اعلام او، این شرایط خاص، عواقب اجتماعی زیادی داشته است: «یکی از عواقب این شرایط این است که طبقات فرودست جامعه به این نتیجه رسیده‌اند که سیستم کارایی و توان لازم برای حل مشکلات و ابربحران‌های جامعه را ندارد؛ این امر باعث شده بخشی از جامعه دچار سرخوردگی و ناکامی شود و این سرخوردگی گروهی را به سمت مهاجرت کشانده و در گروهی ایجادکننده مشکلات روانی مثل افسردگی و اضطراب و افزایش‌دهنده آسیب‌های اجتماعی مانند طلاق و اعتیاد شده است و گروهی نیز این سرخوردگی را تبدیل به خشم کرده‌اند؛ خشم‌ نهفته‌ای که در کلام، در گفت‌وگوهای جمعی در میهمانی‌ها و در جوک‌ها مطرح می‌شود و همیشه نیز این احتمال وجود دارد خشم به‌ عنوان یک حالت تبدیل به پرخاش به‌ عنوان یک رفتار شود».

 «شریفی‌یزدی» خشونت را نتیجه طبیعی این شرایط می‌داند و می‌گوید: «از نظر اجتماعی، جامعه ما کاملا مستعد این مسئله است که با کوچک‌ترین بهانه و رخداد خیلی سریع خشم نهفته خود را تبدیل به رفتارهای کور، هرج‌ومرج‌زا و درگیری‌ساز کند. علت این است که جامعه گمان می‌کند گوش شنوا وجود ندارد و آنچه را در جامعه رخ می‌دهد یا بی‌اهمیت می‌داند‌ یا نمی‌شناسد یا توان و راه‌حلی برای حل آن ندارد». اما جامعه ایرانی از نگاه این جامعه‌شناس فرصت‌های متعددی داده تا صدایش را بشنود: «برای مثال در انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته نزدیک به 50 درصد رأی به تغییر دادند. اساسا آمدن پزشکیان برای تغییر بوده است، هرچند این اتفاق نیفتاد و تمام وعده‌ها مانند رفع فیلتر یک پلتفرم به شکست انجامیده است. آخرین فرصت نیز در جنگ 12روزه داده شد که جامعه، نگاهی عقلانی داشت و همگام با سیستم از کشورش حمایت کرد و فرصتی به کشور متجاوز نداد». او اعتراضات اخیر را تداوم اعتراضات گذشته می‌داند و می‌گوید: «اتفاقاتی که در سال 1396، 1398 و 1401 و متأسفانه در سال اخیر افتاده، نشان‌دهنده این مسئله‌ است که بخشی از جامعه چیزی برای از دست دادن ندارد و در کف خیابان صدای خود را بلند می‌کند. متأسفانه بخشی از جامعه به‌ویژه نوجوانان و جوانان ما به وضعیتی رسیده‌اند که دیگر چیزی برای از دست دادن  نداشته باشند». 

«شریف‌یزدی» می‌گوید اعتراضات، عواقب زیادی برای جامعه دارد: «به اقتصاد شکننده و نحیف ما آسیب می‌زند، زمینه‌ساز سوءاستفاده دشمنان را فراهم می‌کند و باعث می‌شود ما از بین مردم و نیروی انتظامی تلفات داشته باشیم». در صورت تداوم این شرایط، رادیکال‌شدن جامعه اتفاقی پیش‌بینی‌‌پذیر است: «در شرایط فعلی، جامعه‌ دوقطبی شده است؛ گروه‌های میانجی و میانه‌رو به علت ضعیف‌شدن، دیگر نقش‌آفرینی نمی‌کنند و جامعه به سوی رادیکالیزه‌شدن رفته است. این موضوع باعث می‌شود ما از سمتی شاهد اعتراضات مردمی باشیم و از سمت دیگر شاهد این باشیم که کاری جز برخورد با اعتراضات صورت نمی‌گیرد؛ هشت سال است که این چرخه معیوب جریان دارد».

سیاست‌های نادرست

خشونت، واژه‌ای است که سعید معیدفر، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با «شرق» و در تحلیل وضعیتی که جامعه با آن مواجه بود، به کار می‌برد. به گفته او، بعید بود در کشوری که بیش از صد سال است در دوران تحول قرار دارد و همیشه در بزنگاه‌های تاریخی ملت آن خوش درخشیده‌اند و با کمترین هزینه تحولاتی بزرگ ایجاد کرده‌اند، شاهد چنین خشونتی باشیم. 

معیدفر که قبلا رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران بوده، معتقد است میزان خشونت در اعتراضات اخیر بسیار بالا بود: «متأسفانه کار به جایی رسیده که ما با اشکال بسیار سنگینی از خشونت مواجه شده‌ایم و در شرایط فعلی آینده‌ مبهم است». او می‌گوید وضعیت فعلی ممکن است در آینده گروهی را به استفاده از سلاح گرم، ترغیب کند. 

«معیدفر» معتقد است اگر شرایط تغییر نکند، باید منتظر خشونت بیشتری باشیم. در سال‌های اخیر همه پیش‌بینی اعتراضات را کرده بودند؛ جامعه‌شناسان و پژوهشگران با توجه به ناترازی‌های گسترده، انتظار وقوع اعتراضات مردمی در سال گذشته را داشتند، اما انتخابات این اعتراضات را به تأخیر انداخت. رأی‌آوردن آقای پزشکیان امیدی برای بهبود شرایط زندگی مردم بود، اما دیدیم نه‌تنها بهبودی اتفاق نیفتاد، بلکه اوضاع بدتر شد و جنگ رخ داد. بعد از جنگ فکر کردیم سیستم متوجه مسائل بحران‌زا شود و تغییر رخ دهد، اما نداد و اعتراضاتی که انتظار آن را در سال قبل داشتیم، امسال اتفاق افتاد». از نظر این جامعه‌شناس، اگر مسیر سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی تغییر نکند، خشونت در اعتراضات پیش‌رو شدت خواهد گرفت: «امروز کار به جایی رسیده که مردم از امکان‌های داخلی ناامید هستند و به دنبال عوامل بیرونی می‌گردند. همه اینها محصول سیاست‌های  نادرست است».

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.