|

آیا تجربه ایران‌خودرو می‌تواند الگوی نجات صنعت خودرو باشد؟

آیا تجربه ایران‌خودرو می‌تواند الگوی نجات صنعت خودرو باشد؟

یک‌ سال و پنج ماه؛ شاید برای قضاوت درباره موفقیت یا شکست یک تغییر مدیریتی زمان زیادی نباشد، اما گاهی اقتصاد، آزمون‌هایی برگزار می‌کند که بنگاه‌های تولیدی و خدماتی را سال‌ها جلو یا عقب می‌راند. محض نمونه برای ایران‌خودرو، این آزمون نه در روزهای آرام، بلکه در یکی از سخت‌ترین فصل‌های اقتصاد ایران برگزار شد. بهار 1405، این شرکت خودرویی توانست دراین آزمون نمره قبولی بگیرد.

 

بهار ۱۴۰۵، فصلی نبود که تولیدکنندگان از آن خاطره خوشی داشته باشند. جهش‌های تورمی در سه ماهه اول سال 1405 همچنان ادامه داشت، نرخ ارز نه تنها در حال کاهش نبود، بلکه روند افزایشی آن حتی امنیت غذایی را تهدید کرد و تولید کنندگان در تأمین مواد اولیه و قطعات با چالش مواجه شدند.

از همه مهمتر، ناترازی انرژی به خطوط تولید رسیده بود و جنگ تحمیلی نیز بر فضای کسب‌وکار سایه انداخته بود. در چنین شرایطی، انتظار طبیعی این بود که کارخانه‌ها بیش از آنکه به فکر افزایش تولید باشند، تلاش کنند از سقوط بیشتر جلوگیری کنند.

همین اتفاق هم در بخش بزرگی از صنعت رخ داد. گزارش‌های رسمی از تشدید رکود تورمی در اقتصاد حکایت داشتند؛ وضعیتی که نه فقط بازار مصرف، بلکه کارخانه‌ها را نیز درگیر کرده است. برای بسیاری از تولیدکنندگان، بهار امسال فصل افزایش هزینه، کاهش ظرفیت و تعویق سرمایه‌گذاری بود.اما درست در دل همین فضای خاکستری، یک اتفاق متفاوت رخ داد؛ اتفاقی که شاید بیش از آنکه به صنعت خودرو مربوط باشد، به شیوه اداره بنگاه‌های اقتصادی ارتباط پیدا می‌کند.

ایران‌خودرو از بهمن ۱۴۰۳ وارد مرحله تازه‌ای از حیات خود شد؛ دوره‌ای که مدیریت این شرکت به بخش خصوصی واگذار شد. موافقان این تغییر از همان ابتدا معتقد بودند که کاهش مداخلات و افزایش سرعت تصمیم‌گیری می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد. در مقابل، منتقدان می‌گفتند تغییر مدیریت، بدون اصلاح سیاست‌های کلان اقتصادی، نمی‌تواند معجزه کند. بهار ۱۴۰۵، نخستین فرصت برای آزمودن این دو نگاه بود.

اعداد منتشرشده در سامانه کدال، تصویری متفاوت از وضعیت خودروسازان ارائه می‌دهد. تولید کل صنعت خودرو در سه‌ماهه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۴۸ درصد کاهش یافت. سایپا افتی نزدیک به ۶۶ درصد را تجربه کرد و تولید پارس‌خودرو نیز حدود ۷۸ درصد پایین آمد.

اما ایران‌خودرو مسیر دیگری را طی کرد. این شرکت در سه ماه نخست سال ۱۴۰۵ موفق شد ۱۰۰ هزار و ۶۹۴ دستگاه خودرو تولید کند و تنها خودروسازی باشد که برنامه ابلاغی وزارت صنعت، معدن و تجارت را به طور کامل محقق کرد. در خردادماه نیز تولید این شرکت به ۴۴ هزار و ۹۷۶ دستگاه رسید؛ رقمی که حتی از برنامه پیش‌بینی‌شده وزارت صمت نیز فراتر رفت.

این تفاوت را نمی‌توان تنها با شانس توضیح داد.همه خودروسازان با یک نرخ ارز فعالیت می‌کنند. همه از سیاست‌های قیمت‌گذاری تأثیر می‌پذیرند. محدودیت انرژی برای همه وجود داشت و زنجیره تأمین نیز برای هیچ شرکتی بدون مشکل نبود. وقتی زمین بازی یکی است، طبیعی است که نگاه‌ها از متغیرهای بیرونی به درون بنگاه‌ها معطوف شود.

کارشناسان صنعت، دست‌کم سه عامل را در عملکرد متفاوت ایران‌خودرو مؤثر می‌دانند؛ تمرکز بر تأمین قطعات راهبردی که توقف آنها می‌توانست کل خطوط تولید را متوقف کند، بازنگری در فرآیندهای تولید برای کاهش زمان‌های اتلاف و تصمیم‌گیری سریع‌تر در هماهنگی با تأمین‌کنندگان و نهادهای مسئول برای عبور از محدودیت‌های انرژی و مواد اولیه.اینها شاید در ظاهر، تصمیم‌هایی اجرایی باشند، اما در عمل می‌توانند فاصله میان توقف تولید و استمرار آن را رقم بزنند.

اما مهم‌ترین دستاورد ایران خودرو دربهار 1405، افزایش چند هزار دستگاهی تولید نباشد. دستاورد اصلی، زنده شدن یک پرسش قدیمی است؛ آیا مشکل صنعت خودرو فقط در بیرون از کارخانه‌هاست یا بخشی از پاسخ را باید در اتاق‌های مدیریت جست‌وجو کرد؟

سال‌هاست هر زمان صنعت خودرو با بحران روبه‌رو می‌شود، انگشت اتهام به سمت تحریم، نرخ ارز، کمبود نقدینگی یا سیاست‌های دولت نشانه می‌رود. همه این عوامل واقعی‌اند و نمی‌توان نقش آنها را انکار کرد، اما تجربه بهار ۱۴۰۵ نشان داد شاید همه واقعیت همین نباشد.

اگر یک بنگاه در همان شرایطی که دیگران با افت تولید روبه‌رو شده‌اند، بتواند روند تولید خود را حفظ کند، دست‌کم این فرضیه ارزش بررسی دارد که کیفیت حکمرانی بنگاه و سرعت تصمیم‌گیری نیز می‌تواند به اندازه متغیرهای بیرونی بر سرنوشت تولید اثر بگذارد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.