|

امکان اشغال تنگه هرمز هست ؟

روزنامه فرهیختگان معتقد است اما امکان اشغال زمینی تنگه هرمز وجود ندارد اما فراموش کرده است که در زمان محاصر آمریکا هیچ کشتی یا حتی قایقی امکان ورود یا خروج را نداشت . در ادامه متن سر مقاله این روزنامه آمده است.

امکان اشغال تنگه هرمز  هست ؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 روزنامه فرهیختگان نوشت: اگر ارتشی بخواهد تنگه را بازگشایی کند باید تمام منطقه را در اختیار بگیرد. همین حالا نیز ایران تمام تنگه را در دست ندارد و جنوب آن متعلق به عمان است؛ اما تنگه مسدود شده، پس تنگه را می‌توان با تسلط حتی بر نقاطی از آن، به طور کامل یا مؤثری بست.

اگر ارتشی بخواهد تنگه را بازگشایی کند، باید ارتش خود را در ۲۰۰ کیلومتر از سواحل ایران به‌گونه‌ای مستقر کند که تا عمق ۵۰ کیلومتری را در اختیار بگیرند. مساحت این محدوده برابر با ۱۰ هزار کیلومترمربع خواهد شد که برابر با مساحت لبنان است. استقرار در این محدوده دست‌کم به ۱۰ تا ۱۵ تیپ نیاز دارد. اگر هر تیپ ۵ هزار نیرو بخواهد، تعداد کل آن‌ها ۵۰ تا ۷۵ هزار نفر است. این در حالی است که مجموع قوای آمریکا در منطقه طبق اعلام رسانه‌ای در تمام شاخه‌ها به ۵۰ هزار نفر می‌رسد.

دشواری‌های آمریکا در تنگه چیست؟

چند عامل کار آمریکا را دشوار ساخته‌اند؛ نخست طول زیاد و عرض کم منطقه است. یک شناور در مسیر عبور از تنگه، مدت‌ها در مقابل خط ساحلی ایران قرار می‌گیرد و شناسایی و هدف قرار دادن آن نیازمند تجهیزات پیشرفته، دوربرد، حساس، گران‌قیمت و کمیاب نیست. در عمده مسیر نیز ایران از چند جهت بر دشمن اشراف دارد. مسئله دیگر وجود عمق راهبردی در سمت ایرانی است. پایگاه‌ها و سرپل‌های آمریکا در جنوب خلیج‌فارس و تنگه، از عمق خاصی برخوردار نیستند، بلکه در بنادر واقع شده‌اند یا در مناطقی که صرفاً چند ده کیلومتر با ساحل فاصله دارند. در مقابل ایران در ساحل شمال خلیج‌فارس و تنگه دارای صدها کیلومتر عمق است. بحرین جزیره است، قطر شبه‌جزیره است و منطقه برون‌بوم «مسندم» که به عمان تعلق داشته؛ ولی به خاک اصلی این دولت متصل نیست شبه‌جزیره است. در این محدوده تنها امارات و عربستان دارای عمق هستند که عمق طرف اماراتی بسیار کم است. 

پایگاه الظفره اصلی‌ترین پایگاه هوایی و پدافندی آمریکا در امارات ۳۰ کیلومتر با ساحل فاصله دارد. دورترین نقطه امارات از ساحل حداکثر ۲۵۰ کیلومتری سواحل این کشور است، در نتیجه طی درگیری‌ها، دشمن برای حمله و دفاع به عمق دسترسی ندارد؛ اما اگر قوای ایران در تنگه به مشکل برخورد کنند، تهران می‌تواند از فاصله ۵۰۰ یا ۷۰۰ کیلومتری ساحل برای حمله به شناورها یا پایگاه‌ها دست به شلیک موشک کروز و پهپاد بزند.

هرمز دورزدنی نیست

عده‌ای در حال تأکید بر این مسئله‌اند که استفاده مکرر از تنگه تأثیر آن را از بین می‌برد. نخست از نظر منطقی، این گزاره که استفاده مداوم از یک چیز آن را به‌مرور ناکارآمد می‌سازد امری ثابت و برای همه موارد صادق نیست، بالعکس در مواردی این استفاده مکرر است که برخی وسایل و ابزار‌ها را مؤثرتر می‌کند. دومین مورد به ایجاد هراس از ایجاد مسیر‌های جایگزین بازمی‌گردد. دو خط لوله فجیره امارات و ینبع عربستان برای دورزدن تنگه هرمز پیش‌ازاین قضایا ساخته شده‌اند. خط لوله کرکوک-بانیاس برای صادرات نفت عراق از طریق سوریه از دهه ۱۹۷۰ فعال بوده و امر جدیدی نیست؛ چه اینکه امروزه از بین رفته و باید مجدداً ساخته شود. صادرات زمینی و با تانکر عراق اگر امروز از مسیر سوریه ایجاد شده پیش‌ازاین زمانی از مسیر اردن انجام می‌شد. در زمان جنگ تحمیلی با ایران حافظ‌اسد، رئیس‌جمهور وقت سوریه خط لوله کرکوک-بانیاس را برای حمایت از ایران بست و تهران خود نیز سکو‌های صادراتی عراق در خلیج‌فارس را از کار انداخت تا صدام مجبور شود نفت را با کامیون از اردن صادر کند که محل تجمع آن‌ها در چند نوبت بمباران شد. منطقه همیشه شاهد خطوط لوله دورزننده هرمز و صادرات زمینی بوده؛ ولی هم‌زمان هرمز در بازار نفت به همان اهمیت باقی مانده است. سومین مسئله به اهمیت ثانویه کریدور‌های جایگزین بازمی‌گردد؛ اهمیت اولیه مربوط به میادین تولید انرژی است که همه در تیررس ایران قرار دارند. از طرف دیگر خود کریدور‌ها دارای نقاط گلوگاهی‌اند؛ هدف‌گیری الفجیره و ینبع می‌تواند صادرات نفت از آن‌ها را متوقف کند.

عده‌ای با طعنه می‌گویند اصرار ایران بر حفظ تنگه برای مهار دشمن، همانند ایده موسوم به «زمستان سخت» است که طبق آن تهران می‌توانست اروپا را که بر اثر جنگ روسیه دچار بحران انرژی شده بود، تحت‌فشار قرار دهد. دراین‌خصوص موارد مهمی وجود دارد؛ اول آنکه اگر یک ایده اشتباه بوده، چگونه از طریق آن می‌توان حکم به‌اشتباه بودن امری متفاوت داد؟ آن هم ایده‌ای که یک‌بار در جنگ ۴۰ روزه افسار آمریکا و رژیم صهیونیستی را تا لبنان کشید.

دوم آنکه چه کسی تأیید کرده دلیل عدم انعقاد توافق در آن دوره ایده موسوم به زمستان سخت بوده است؟ مگر اروپا طرف اصلی قرارداد بود؟ آنچه رخ داد نه‌تنها حذف اروپا که کنار رفتن تمام بازیگران بود به‌گونه‌ای که تنها ایران و آمریکا بر سر میز مذاکره باقی ماندند.

هر نظری دررابطه‌با رهاکردن اهرم تنگه هرمز مردود است. استفاده مکرر ایران از این اهرم ضمن حفظ آن در دستان تهران، نشان داد تنگه حتی در سخت‌ترین شرایط تحت کنترل ایران باقی مانده و تاکنون این زمان دست‌کم ۵ ماه بوده است.


تنکه

منبع: فرهیختگان

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.