چرا سرمایهگذاران در بحرانها به سمت طلا حرکت میکنند؟
طلا؛ برنده بازارهای بیثبات
گزارشی درباره رفتار بازارهای مسکن، خودرو و طلا در شرایط بیثباتی اقتصادی
بازار مسکن ایران در ماههای اخیر در وضعیتی قرار گرفته که نه میتوان آن را رونق دانست و نه رکود کلاسیک. از یکسو قیمتهای پیشنهادی همچنان روندی افزایشی دارند، اما از سوی دیگر حجم معاملات در تهران و شهرهای بزرگ به سطحی بسیار پایین رسیده و بازار عملاً در وضعیت کمتحرک و نیمهقفل قرار گرفته است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
افزایش قیمت طلا در هفتههای اخیر، بار دیگر این بازار را به کانون توجه سرمایهگذاران ایرانی بازگردانده است؛ بازاری که همزمان با تشدید نااطمینانیهای سیاسی و تداوم تورم بالا، نهتنها از سایر داراییها عقب نمانده، بلکه در بسیاری از مقاطع از آنها پیشی گرفته است. برآوردها نشان میدهد نرخ تورم در ایران طی سال گذشته در محدوده بیش از ۴۰ درصد قرار داشته و همچنان در سطوح بالایی نوسان میکند؛ وضعیتی که بهطور سنتی تقاضا برای داراییهای نقدشونده و قابلحمل مانند طلا را افزایش میدهد. در همین حال، روندهای جهانی نیز به تقویت این مسیر دامن زدهاند؛ از افزایش خرید طلا توسط بانکهای مرکزی گرفته تا رشد قابل توجه قیمت اونس در بازارهای بینالمللی.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که بازارهای موازی، تصویری متفاوت از خود نشان میدهند. بازار مسکن، بهعنوان یکی از سنتیترین مقاصد سرمایهگذاری در ایران، با رکودی چندساله دستوپنجه نرم میکند؛ رکودی که بهگفته فعالان این حوزه، زمان فروش ملک را به چندین ماه افزایش داده و فاصله میان قیمتهای پیشنهادی و قدرت خرید را عمیقتر کرده است. بحران جنگ 12 روزه و همچنین جنگ 40 روزه نیز به این رکود دامن زده و وضعیت را عجیبتر کرده است.
بازارِ انتظار
بازار مسکن ایران در ماههای اخیر در وضعیتی قرار گرفته که نه میتوان آن را رونق دانست و نه رکود کلاسیک. از یکسو قیمتهای پیشنهادی همچنان روندی افزایشی دارند، اما از سوی دیگر حجم معاملات در تهران و شهرهای بزرگ به سطحی بسیار پایین رسیده و بازار عملاً در وضعیت کمتحرک و نیمهقفل قرار گرفته است. فعالان این حوزه میگویند بسیاری از فایلهای فروش ماهها بدون معامله باقی میمانند و جریان خرید و فروش به حداقل رسیده است. این وضعیت نتیجه ترکیب چند عامل همزمان است؛ کاهش قدرت خرید خانوارها، افت تقاضای سرمایهای به دلیل نااطمینانیهای اقتصادی و سیاسی، و تداوم انتظار در سمت خریدار و فروشنده. در چنین شرایطی، بازار مسکن بیش از آنکه محل مبادله باشد، به بازاری مبتنی بر «انتظار» تبدیل شده که در آن قیمتها بیشتر روی کاغذ تغییر میکنند تا در واقعیت معاملات.
بازارِ هیجان
در بازار خودرو نیز، نوسانات قیمت بیش از آنکه تابع عرضه و تقاضای واقعی باشد، تحت تأثیر سیاستهای تنظیمی و محدودیتهای ساختاری قرار دارد؛ عاملی که پیشبینیپذیری این بازار را برای سرمایهگذاران دشوار کرده است.
بازار خودرو در هفتههای اخیر دوباره وارد دورهای از نوسانهای تند شده است؛ بهطوریکه برخلاف الگوی معمول سالهای گذشته، قیمتها در بازههای کوتاه جهشهای قابل توجهی را ثبت کردهاند. این تغییرات در فضایی رخ داده که از یکسو بازار تحت تأثیر اخبار مربوط به تنشهای منطقهای، از جمله جنگ و سپس آتشبس، قرار گرفته و از سوی دیگر، انتظارات تورمی بهسرعت در رفتار فروشندگان و خریداران منعکس شده است. نتیجه، رشد قیمتها در اغلب انواع خودروها از داخلی تا مونتاژی و وارداتی بوده که در برخی مدلها به افزایشهای چندصد میلیونی منجر شده است.
در کنار این تحولات، به گفته برخی کارشناسان کاهش عرضه از سوی خودروسازان و افت صدور فاکتور نیز جریان ورود خودرو به بازار را محدود کرده و سمت عرضه را تحت فشار قرار داده است. همزمان، تغییرات سریع در قیمتهای آگهیشده و واکنش لحظهای بازار به اخبار سیاسی و اقتصادی باعث شده سطح عمومی قیمتها بهتدریج بالاتر برود و بازار خودرو بیش از آنکه بر تعادل واقعی عرضه و تقاضا استوار باشد، در چرخهای از نوسانهای مقطعی و غیرقابل پیشبینی حرکت کند.
در این میان، طلا بهواسطه ویژگیهایی چون نقدشوندگی بالا، امکان معامله در مقیاسهای کوچک و واکنش سریع به شوکهای بیرونی، جایگاه متفاوتی دارد.
تفاوت در ماهیت داراییها
در کنار روند صعودی قیمت طلا، مقایسه این بازار با سایر گزینههای سرمایهگذاری بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. اینکه طلا چه تفاوتی با بازارهایی مانند مسکن و خودرو دارد و چرا در مقاطع بیثباتی بیشتر در کانون توجه قرار میگیرد، موضوعی است که بررسی آن به درک دقیقتر رفتار سرمایهگذاران کمک میکند.
«شهیر محمدنیا»، کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه، در گفتوگو با «شرق» با تأکید بر تفاوت بنیادین میان این بازارها، توضیح میدهد که طلا در دسته داراییهای کالایی و فلزات گرانبها قرار میگیرد، در حالی که مسکن در زمره داراییهای با عمر بلند تعریف میشود؛ تمایزی که بهگفته او، عملاً این دو بازار را در دو کلاس دارایی کاملاً متفاوت قرار میدهد.
به گفته او این تفاوت صرفاً نظری نیست و در رفتار واقعی بازارها نیز خود را نشان میدهد: «طلا بهعنوان یک دارایی «ریسکگریز» یا پناهگاه امن شناخته میشود، در حالی که مسکن ماهیتی معکوس دارد و بیشتر در دسته داراییهای وابسته به شرایط رونق و ثبات اقتصادی قرار میگیرد».
او در ادامه با اشاره به تحولات ابزارهای مالی، توضیح میدهد: «هرچند در اقتصادهای پیشرفته، ابزارهایی مانند صندوقهای سرمایهگذاری املاک و مستغلات (REIT) تا حدی مشکل نقدشوندگی مسکن را کاهش دادهاند و حتی در بازار سرمایه ایران نیز نمونههایی از این ابزارها ایجاد شده، اما در عمل، بازار مسکن همچنان در مقایسه با طلا از نقدشوندگی بسیار پایینتری برخوردار است». بهگفته او، امکان ورود به بازار ملک با سرمایههای خرد از طریق این ابزارها فراهم شده، اما این به معنای از بین رفتن کامل محدودیتهای ساختاری این بازار نیست.
او توضیح میدهد در مقابل، طلا بهدلیل ماهیت ذاتی خود، واکنشپذیری بالاتری نسبت به ریسک دارد: «به این معنا که با افزایش نااطمینانی چه در سطح اقتصاد کلان و چه در سطح تحولات سیاسی، تقاضا برای آن افزایش پیدا میکند». محمدنیا این ویژگی را عامل اصلی تغییر جهت سرمایهها در دورههای بحرانی میداند؛ جایی که سرمایهگذار بهجای جستوجوی بازدهی، در پی حفظ ارزش دارایی خود است.
در بخش دیگری از این تحلیل، او به وضعیت خاص بازار خودرو در ایران اشاره میکند؛ بازاری که برخلاف الگوی جهانی، به یک کالای سرمایهای در کشور تبدیل شده است: «با این حال، حتی در این شرایط نیز خودرو از منظر ابزارهای مالی و امکان تبدیل به دارایی قابل معامله، قابل مقایسه با طلا نیست و بیشتر تحت تأثیر سیاستگذاریها و محدودیتهای ساختاری قرار دارد».
مزیت طلا در سبد سرمایهگذاری
از منظر سرمایهگذاری، محمدنیا بر این نکته تأکید میکند در شرایطی مشابه وضعیت فعلی که نااطمینانی بالا و سرعت تحولات زیاد است، چیدمان سبد داراییها باید بر محور «کنترل ریسک» انجام شود، نه صرفاً کسب بازدهی؛ «در چنین فضایی، افزایش وزن داراییهای ریسکگریز مانند طلا در سبد سرمایهگذاری، یک انتخاب منطقی تلقی میشود، هرچند بهمعنای حذف کامل سایر داراییها نیست».
او توضیح میدهد که تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاری، حتی اگر به کاهش نسبی بازدهی منجر شود، در نهایت میتواند ریسک کلی را کاهش دهد و در اقتصادی مانند ایران که تورم بهعنوان شاخص مرجع عمل میکند، همین تنوعبخشی معمولی نیز میتواند بازدهی قابل قبولی ایجاد کند. به بیان دیگر، مزیت طلا نه فقط در رشد قیمت، بلکه در نقشی است که در متعادلسازی ریسک سبد سرمایهگذاری ایفا میکند؛ «نقشی که در شرایط بیثبات، پررنگتر از همیشه میشود».
رکود ملک، رشد تورمی خودرو
در ادامه این تحلیل، محمدنیا به تفاوت رفتار بازار مسکن و خودرو در دورههای بحرانی میپردازد و تأکید میکند که این دو بازار، اگرچه هر دو در دسته داراییهای غیرمالی قرار میگیرند، اما واکنش یکسانی به نااطمینانی ندارند. بهگفته او، بازار خودرو در ایران وضعیتی متفاوت از الگوی جهانی دارد و بهنوعی به یک دارایی شبهسرمایهای با ویژگیهای ریسکگریز تبدیل شده، در حالیکه املاک و مستغلات همچنان در دسته داراییهای ریسکی قرار میگیرند. به همین دلیل، در شرایطی که احتمال تشدید تنش یا نااطمینانی وجود دارد، بازار مسکن در وضعیت رکود و نوعی «سرکوب قیمتی» باقی میماند، اما خودرو میتواند دستکم همراستا با تورم حرکت کند.
او با اشاره به شرایط فعلی، افزایش تقاضا در بازار خودرو را نیز بیارتباط با تحولات بخشهای بالادستی نمیداند و توضیح میدهد که آسیبهایی که به صنایعی مانند فولاد و پتروشیمی وارد شده، با توجه به ارتباط مستقیم این بخشها با صنعت خودرو، بر رفتار این بازار اثر گذاشته است. در مقابل، بازار ملک بهدلیل ماهیت خود، نیازمند افق سرمایهگذاری بلندمدت است؛ بهطوریکه سرمایهگذار برای مشاهده بازدهی معنادار، باید دورههای چندساله و حتی گاهی در بازههای پنج تا ۱۰ ساله را پشت سر بگذارد. از این منظر، مسکن اساساً گزینهای برای نوسانگیری کوتاهمدت محسوب نمیشود، هرچند امکان مشارکت غیرمستقیم در این بازار از طریق برخی ابزارهای مالی فراهم شده است.
در مقایسه این سه بازار، محمدنیا معتقد است طلا همچنان از پویایی بیشتری در دورههای بحران برخوردار است. او این ویژگی را ناشی از ماهیت چندعاملی بازار طلا میداند؛ «بازاری که نهتنها از تحولات داخلی، بلکه از متغیرهایی مانند شرایط اقتصاد جهانی، تغییرات ژئوپولیتیک، سیاستهای پولی بهویژه در ایالات متحده، رفتار بانکهای مرکزی در خرید طلا و حتی جریانهای سفتهبازانه در سطح بینالمللی تأثیر میپذیرد. به همین دلیل، واکنش طلا به تحولات، پیچیدهتر و سریعتر از سایر داراییهاست».
با این حال، او تأکید میکند که این پویایی بهمعنای تداوم بازدهی بالا در همه شرایط نیست. از منظر او، در مقطع فعلی، بازار جهانی طلا با ریسکهایی از جمله احتمال کاهش قیمت اونس مواجه است؛ موضوعی که به تغییر چشمانداز تورم در اقتصاد جهانی و احتمال حرکت سیاستهای پولی بهسمت انقباض، بهویژه در آمریکا، مرتبط است. در چنین شرایطی، توصیه تحلیلی او به سرمایهگذاران، توجه به ترکیب داراییهاست؛ بهگونهای که در کنار طلا، نگهداری بخشی از سبد در قالب ارز بهویژه دلار، میتواند به تعدیل ریسکهای ناشی از نوسانات بازار جهانی طلا کمک کند.
موضوع پلتفرمهای آنلاین
این تحلیلگر همچنین در توضیح جایگاه پلتفرمهای آنلاین فروش طلا تأکید میکند این بسترها بخشی از روند کلی دیجیتالی شدن بازارها هستند و نمیتوان آنها را جدا از ساختار کلی بازارهای مالی تحلیل کرد.
او با تفکیک میان «پلتفرمهای آنلاین فروش طلا» و «صندوقهای طلا در بازار سرمایه» توضیح میدهد که مسئله اصلی در اینجا، نبود چارچوب نظارتی شفاف برای بسیاری از این پلتفرمهاست. به اعتقاد محمدنیا، این بسترها در حال حاضر فاقد رگولاتوری مشخص و سازوکارهای نظارتی قابل اتکا هستند و همین موضوع، ریسک فعالیت در آنها را افزایش میدهد. در مقابل، صندوقهای طلا که در بورس معامله میشوند، تحت نظارت نهادهای رسمی قرار دارند و ملزم به گزارشدهی مستمر و حسابرسیشده هستند و در چارچوبی قانونمند فعالیت میکنند؛ ویژگیهایی که سطح ریسک آنها را بهطور قابل توجهی کاهش میدهد.
با این حال، او به یک ضعف مهم در همین بازار رسمی نیز اشاره میکند: ریسک «قطع دسترسی» در شرایط بحران. به گفته این تحلیلگر، تجربههای اخیر نشان داده که احتمال تعطیلی یا محدود شدن دسترسی به بازار سرمایه، خود میتواند به یک عامل ریسک تبدیل شود؛ تا جایی که برخی فعالان حرفهای، در آستانه تشدید تنشها، ترجیح دادهاند داراییهای خود را نقد کرده و به شکل فیزیکی نگهداری کنند. این وضعیت از نگاه او، ناشی از محدودیت ابزارهای مدیریت ریسک در شرایط خاص و نبود اطمینان از تداوم دسترسی به بازار است.
البته محمدنیا تأکید که در صورت ورود نهادهایی مانند بانک مرکزی یا وزارت اقتصاد و تعریف چارچوبهای نظارتی مشخص در رابطه با پلتفرمهای آنلاین فروش، میتوان بخشی از نگرانیهای موجود را کاهش داد. با این حال، تجربه جهانی نشان میدهد که در حضور بازار سرمایه توسعهیافته، ایجاد ساختارهای موازی خارج از این چارچوب، لزوماً ضروری تلقی نمیشود.
بازار جدید طلا
آمار رسمی و یکپارچهای از تعداد دقیق پلتفرمهای معتبر فروش طلای آنلاین وجود ندارد، اما در میان آنها، چند بازیگر اصلی سهم بیشتری از بازار دارند و بهصورت گسترده خدمات خرید و فروش آنلاین طلا را ارائه میدهند.
این پلتفرمها معمولاً با تکیه بر مدل خرید آنلاین، نگهداری در خزانه و امکان فروش لحظهای فعالیت میکنند و برخی از آنها امکان تحویل فیزیکی نیز دارند. مزیت اصلیشان در مقایسه با بازار سنتی، دسترسی ۲۴ ساعته، حذف محدودیت جغرافیایی و انجام معامله با سرمایههای خرد است؛ ویژگیای که بهویژه در دورههای اختلال یا بحران، به ویژه زمانی که بازارهای فیزیکی با محدودیت مواجه میشوند، باعث شده این بسترها عملاً فعال بمانند و جریان معاملات را حفظ کنند. البته این بازار همچنان با چالشهایی مثل اعتمادسازی، نظارت و شفافیت در پشتوانه طلا هم مواجه است که یکی از محورهای مهم برای پرسش از کارشناسان خواهد بود.
در واقع پلتفرمهای آنلاین خرید و فروش طلا با بازیگرانی مانند طلاسی، میلی، گلدیکا، داریک، طلاین و ... بازیگرانی هستند که یا حجم کاربر بالاتری دارند یا در فضای رسانهای و تبلیغاتی بیشتر دیده شدهاند. اغلب آنها با مدل «خرید بر اساس گرم»، نگهداری در خزانه و امکان فروش لحظهای کار میکنند و برخی نیز امکان تحویل فیزیکی ارائه میدهند.
اظهارات مدیران این پلتفرمها نیز نشان میدهد که «فعال ماندن» و «اعتمادسازی» دو محور اصلی این بازار بوده است. برای مثال، مدیرعامل طلاسی با اشاره به روزهای جنگ تأکید کرده که این پلتفرم «امکان خرید و فروش را حفظ کرده بود». او 27 بهمن سال گذشته در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به فعالیت مستمر پلتفرم در شرایط خاص بازار اشاره کرد و گفته بود در مقطع جنگ ۱۲ روزه که بازار بورس، بازار سنتی طلا و اغلب پلتفرمهای فروش طلا تعطیل بودند، طلاسی امکان خرید و فروش را برای کاربران خود حفظ کرده بود.
در نمونهای دیگر، مدیرعامل میلی نیز با تأکید بر واقعی بودن پشتوانه داراییها در شهریور سال گذشته در گفتوگو با «اقتصاد آنلاین» گفته بود «طلای موجود در پلتفرمها صددرصد واقعی است و تحت نظارت قرار دارد». از سوی دیگر، در طلاین نیز رشد چشمگیر کاربران و معاملات مورد توجه قرار گرفته و محسن ابوالفتحی، مدیرعامل آن تأکید کرده است که «اعتماد کاربران، خرید و فروش طلا را به یک رفتار دیجیتال تبدیل کرده».
به گفته او تعداد کاربران این پلتفرم در پایان ۱۴۰۳ نسبت به سال قبل ۲۴ برابر شده و بخش قابلتوجهی از آنها به کاربران وفادار تبدیل شدهاند؛ «حجم معاملات طلاین در سال ۱۴۰۳ نسبت به ۱۴۰۲، ۱۵ برابر افزایش یافت که این عدد، معادل رشد ۱۴۰۰ درصدی است. همچنین نرخ رشد کاربران طلاین در سال ۱۴۰۳، جهشی ۱۸ برابری داشته است».
این دادهها نشان میدهد که برخلاف بازارهایی مانند مسکن و خودرو که در دورههای بحران با رکود یا محدودیت مواجه میشوند، بازار طلا بهویژه در بستر آنلاین، توانسته جریان معاملات خود را حفظ کند و به یکی از معدود گزینههای در دسترس برای جابهجایی سرمایه تبدیل شود.
رسمیتیافتن پلتفرمهای طلا
۱۲ اردیبهشت اعلام شد که در آستانه نخستین حراج شمش طلای سال، برای اولین بار پلتفرمهای آنلاین فروش طلا نیز به فهرست خریداران مرکز مبادله ارز و طلای ایران اضافه میشوند. بر اساس این تصمیم، این سکوها میتوانند در کنار فعالان عمده بازار، در فرآیند خرید شمشهای استاندارد مشارکت کنند؛ اقدامی که به گفته مسئولان، با هدف هدفمندتر شدن جریان تأمین و کاهش لایههای واسطهای در بازار طلا انجام شده است.
در چارچوب این تغییر، ورود پلتفرمها به حراج با ضوابط مشخصی همراه شده است؛ از جمله الزام به داشتن «شناسه یکتای پروانه کسب» از درگاه ملی مجوزها و همچنین تعیین وجهالضمان پنج میلیارد تومانی برای هر قطعه شمش.
این شروط از نگاه سیاستگذار، با هدف محدود کردن ورود بازیگران غیررسمی و تقویت حضور شرکتهای دارای مجوز و توان مالی کافی در بازار طراحی شده است. تغییری که از نگاه ناظران، میتواند نقش پلتفرمهای آنلاین را در ساختار رسمی بازار طلا پررنگتر کند
نقدشوندگی طلا در بحران
بررسی رفتار بازارها در دورههای بیثباتی معمولاً از یک نقطه مشترک شروع میشود: سرعت تبدیل دارایی به نقدینگی. همین شاخص است که باعث میشود طلا در مقایسه با بازارهایی مانند مسکن و خودرو، جایگاه متفاوتی پیدا کند و در روایت فعالان این حوزه بیشتر مورد توجه قرار بگیرد.
«سهراب اشرفی»، کارشناس بازار طلا، در گفتوگو با «شرق» با اشاره به ماهیت این بازار، طلا را نوعی دارایی با سطح بالای نقدشوندگی توصیف میکند که در شرایط بحرانی، این ویژگی بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد. بهگفته او، در دورههایی که بازارهایی مانند بورس، معاملات ملکی یا حتی خرید و فروش خودرو با توقف یا محدودیت جدی مواجه میشوند، طلا همچنان امکان تبدیل سریع به نقدینگی را حفظ میکند.
او در تشریح تجربه بازار در جنگ 40 روزه، به شرایطی اشاره میکند که بخشی از معاملات حتی در روزهای تعطیل نیز ادامه داشته است: «در این دوره، بخشی از کاربران پلتفرمهای آنلاین طلا توانستهاند دارایی خود را در هر لحظه به فروش برسانند و معادل ریالی آن را در حساب خود دریافت کنند»؛ امکانی که بهگفته او، سطح نقدشوندگی طلا را نسبت به سایر بازارها بهطور معناداری افزایش داده است: «در مقابل، بازارهای فیزیکی طلا با محدودیتهایی مانند تعطیلی واحدهای صنفی و نبود دسترسی لحظهای به قیمتها مواجه بودهاند که بخشی از کارایی آنها را در شرایط خاص کاهش میدهد».
اشرفی به تجربه عملی فعالیت یکی از پلتفرمهای آنلاین در دورههای بحرانی اشاره میکند و توضیح میدهد که در این شرایط، محدودیتی برای سقف برداشت کاربران در نظر گرفته نشده و امکان تسویه مبالغ بالا نیز وجود داشته است. بهعنوان نمونه، در مواردی حتی در روزهای تعطیل رسمی و در شرایطی که بانکها فعالیت محدودی داشتهاند، فرآیند پرداخت از طریق سامانههای بانکی در دسترس ادامه پیدا کرده است. او به استفاده از سازوکارهایی مانند پایا در بازههای زمانی مختلف اشاره میکند که امکان تسویه چندمرحلهای مبالغ را فراهم کرده و به تداوم جریان نقدینگی کمک کرده است.
از نگاه او، همین سطح از دسترسی و امکان تبدیل دارایی به پول نقد در کوتاهترین زمان ممکن، یکی از عوامل اصلی تمایز بازار طلا نسبت به سایر بازارهای سرمایهگذاری در دورههای بحران است؛ تمایزی که بهویژه در مقایسه با داراییهایی مانند مسکن و خودرو، که ذاتاً نقدشوندگی پایینتری دارند، پررنگتر میشود.
نقش بانک مرکزی در رسمیتبخشی پلتفرمهای طلا
در ادامه بحث، درباره نقش پلتفرمهای آنلاین در بازار طلا، یکی از محورهای اصلی انتقادها به موضوع «رگولاتوری» و میزان نظارت بر این بسترها مربوط میشود. این موضوع از نگاه فعالان بازار، هم به سطح نظارت نهادهای رسمی و هم به نحوه تعریف جایگاه این پلتفرمها در ساختار مالی کشور گره خورده است.
این کارشناس بازار طلا، با اشاره به این انتقادها تأکید میکند که اینگونه نیست که این حوزه کاملاً خارج از نظارت قرار داشته باشد. بهگفته او، نهادهای نظارتی بهصورت مستمر فعالیت پلتفرمها را رصد میکنند و شاخصهایی مانند میزان فروش و همچنین موجودی طلای پشتوانهای که باید نزد بانکها نگهداری شود، بهطور روزانه قابل پایش است. در برخی موارد نیز این پشتوانه در بانکهایی مانند بانک کارگشایی نگهداری میشود و همین موضوع امکان نظارت مستمر را برای نهادهای مسئول فراهم میکند. با این حال، او معتقد است با توجه به حساسیتهای این بازار، ورود جدیتر بانک مرکزی و تدوین چارچوبهای شفافتر میتواند به کاهش نگرانیها کمک کند.
اشرفی در ادامه به نشانههایی از بهرسمیتشناختهشدن این پلتفرمها در سطح سیاستگذاری اشاره میکند و از اضافه شدن دارندگان حسابهای طلای آنلاین به برخی سازوکارهای رسمی خرید در مرکز مبادله بهعنوان یک تغییر قابل توجه یاد میکند؛ همان ماجرای پلتفرمهای آنلاین طلا به حراج شمش. تغییری که بهاعتقاد او نشان میدهد این پلتفرمها در حال ورود به چارچوبهای رسمیتر هستند. از نگاه او، در صورت تقویت نظارت و تدوین مقررات روشنتر از سوی بانک مرکزی، میتوان انتظار داشت کاربران با اطمینان بیشتری از این بسترها استفاده کنند.
تفاوت بازار مسکن و خودرو در بحران
او در بخش دیگری از تحلیل خود، به تفاوت ماهوی بازار طلا با بازارهایی مانند مسکن و خودرو در دورههای بحرانی اشاره میکند. بهگفته او، در شرایط بیثباتی، معاملات مسکن عملاً با افت شدید مواجه میشود؛ زیرا این بازار به سرمایههای بزرگ و تصمیمگیریهای بلندمدت وابسته است و امکان ورود و خروج سریع در آن وجود ندارد. همین ویژگی باعث میشود حجم معاملات در این بازار بهطور محسوسی کاهش یابد: «در بازار خودرو نیز، هرچند ماهیت آن نسبت به مسکن متفاوت است، اما در شرایط بحران با چالشهایی مانند نبود قیمتگذاری شفاف، محدودیتهای نقلوانتقال و مداخلات اداری مواجه میشود که کارایی آن را کاهش میدهد».
اشرفی در مقابل تأکید میکند که طلا بهدلیل قابلیت تقسیمپذیری و امکان معامله در مقیاسهای کوچک، انعطاف بسیار بیشتری دارد و سرمایهگذار میتواند در هر سطحی از دارایی وارد یا خارج شود.
از نگاه او، همین ویژگی نقدشوندگی بالا باعث شده طلا در شرایط بحرانی حتی در دوران جنگ، به گزینهای در دسترستر برای مدیریت دارایی تبدیل شود؛ داراییای که برخلاف بازارهای بزرگتر و کمتحرکتر، امکان تبدیل سریع به نقدینگی را در هر زمان فراهم میکند و پاسخگوی نیازهای فوری مالی نیز هست.
استراتژی ورود به بازار طلا
در ادامه این بحث، موضوع نحوه ورود سرمایهگذاران خرد به این بازار و زمانبندی مناسب خرید نیز مطرح میشود؛ بهویژه در شرایطی که نوسانات قیمتی و نااطمینانی اقتصادی بر تصمیمگیریها اثر مستقیم دارد.
این کارشناس بازار طلا، با اشاره به تجربه چند دهه فعالیت خود در این حوزه تأکید میکند که نگاه به بازار طلا باید سرمایهگذاریمحور و غیرهیجانی باشد. بهگفته او، زمانی که بازار در شرایط هیجانی قرار دارد، ورود سنگین و یکباره توصیه نمیشود و در مقابل، در دورههایی که بازار به ثبات نسبی میرسد، بهویژه با توجه به نقش تعیینکننده نرخ دلار در قیمت طلا، امکان تصمیمگیری منطقیتر برای ورود فراهم میشود.
او بر «خرید پلهای» بهعنوان یکی از روشهای مناسب سرمایهگذاری در این بازار تأکید دارد و توضیح میدهد: «یکی از ویژگیهای مهم طلا، امکان ورود با هر سطح سرمایه است». بهگفته او، برخلاف بازارهایی مانند مسکن و خودرو که نیاز به سرمایه اولیه بالا و خرید یکجای دارایی دارند، در بازار طلا حتی با مبالغ خرد نیز میتوان بهتدریج دارایی ایجاد کرد. این ویژگی باعث میشود افراد بتوانند بخشی از درآمد ماهانه خود را به خرید طلا اختصاص دهند و در طول زمان، ذخیرهای از دارایی قابل نقدشوندگی تشکیل دهند که در آینده قابلیت استفاده برای نیازهای مختلف یا حتی ورود به بازارهای بزرگتر مانند مسکن را داشته باشد.
طلا؛ دارایی تقسیمپذیر در برابر بازارهای سنگین
اشرفی در مقایسه عملی بازارها نیز به تفاوت ساختاری آنها اشاره میکند: «در بازار خودرو، ورود نیازمند تأمین کل مبلغ یا بخش عمدهای از ارزش خودرو است و در بازار مسکن نیز تأمین سرمایه بالا یا استفاده از تسهیلات، شرط اصلی ورود محسوب میشود. در مقابل، بازار طلا این امکان را فراهم میکند که سرمایهگذار متناسب با توان مالی خود، بهصورت تدریجی وارد بازار شود و وزن دارایی خود را افزایش دهد».
از نگاه او، همین ویژگی تقسیمپذیری و امکان خرید در مقیاسهای کوچک، طلا را به ابزاری مناسب برای حفظ ارزش پول در بلندمدت تبدیل کرده است؛ «بهویژه برای افرادی که قصد دارند در بازههای زمانی طولانیتر به اهدافی مانند خرید مسکن برسند و در این مسیر، از طریق پسانداز تدریجی طلا، ارزش دارایی خود را حفظ کنند».
بازار جهانی ۲۴ ساعته و پیوسته
اشرفی در بخش دیگری از این گفتوگو توضیح میدهد که بازار طلا یک بازار ۲۴ ساعته است که از شرق آسیا آغاز میشود و بهصورت زنجیرهای در مراکزی مانند سیدنی، توکیو، دبی، لندن و نیویورک ادامه پیدا میکند: «در این چرخه پیوسته، قیمتگذاری بهصورت لحظهای و هماهنگ در سطح جهانی انجام میشود و عملاً یک بازار واحد با جریان مستمر شکل میگیرد». از نگاه او، توقف کامل این سازوکار تنها در شرایطی قابل تصور است که کل اقتصاد جهانی بهطور همزمان از کار بیفتد؛ سناریویی که در تجربه تاریخی بازارهای مالی رخ نداده است.
در نهایت، باید دید با عبور از شرایط بحران و بازگشت نسبی ثبات، بازارهای مسکن، خودرو و طلا چه مسیری را در پیش میگیرند و آیا الگوهای فعلی رفتاری در آنها پایدار میماند یا تغییر میکند.