|

از سند چشم‌انداز ۲۰ سال بعدی خبری نیست

با بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال 1368، مفهوم «سیاست‌های کلی نظام» وارد ادبیات سیاسی-حقوقی ایران شد که بلندمدت‌ترین این سیاست‌ها، سند چشم‌انداز ۲۰ساله بود. از 13 آبان 1382، رهبر انقلاب در نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور وقت (سیدمحمد خاتمی)، «سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404» را ابلاغ می‌کند؛

با بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال 1368، مفهوم «سیاست‌های کلی نظام» وارد ادبیات سیاسی-حقوقی ایران شد که بلندمدت‌ترین این سیاست‌ها، سند چشم‌انداز ۲۰ساله بود. از 13 آبان 1382، رهبر انقلاب در نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور وقت (سیدمحمد خاتمی)، «سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404» را ابلاغ می‌کند؛ 23 سال می‌گذرد. این سند، بلندمدت‌ترین برنامه توسعه‌ای است که در نیم‌قرن اخیر نوشته شده و چهار برنامه پنج‌ساله توسعه در دل آن قرار گرفت. اجرای چشم‌انداز در سال 1384 شروع شد و سال گذشته به پایان رسید؛ اینکه این اهداف تا چه اندازه محقق شد، نیاز به آمار دقیق و تجزیه و تحلیل کارشناسان دارد. نکته مهم‌تر اینکه با وجود گذشت یک سال از پایان این برنامه، تاکنون هیچ خبری مبنی بر تدوین سند چشم‌انداز ۲۰ساله بعدی شنیده نشده است. خود عدم تنظیم سند بعدی نشان می‌دهد روش و هدف‌گذاری‌ها، چندان موفقیت‌آمیز نبوده تا برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران، انگیزه‌ای برای ترسیم افق‌های جدید در آینده داشته باشند. با تفکیک اهداف به چهار دسته سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مروری کوتاه بر کامیابی‌ها و ناکامی‌ها داریم.

نخست، سیاست: در قوانین برنامه توسعه که از زمان دولت هاشمی‌رفسنجانی در بهمن‌ماه 1368 تا دولت رئیسی در خرداد 1403، هفت مورد تصویب شد، در عنوان فقط به «توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی» اشاره می‌شود و نامی از «سیاست» در میان نیست. عبارات سند چشم‌انداز مبنی بر «تحکیم الگوی مردم‌سالاری دینی» به حوزه سیاست داخلی‌ و «الهام‌بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام» و همچنین «دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت» به سپهر سیاست خارجی مرتبط می‌شود. کاهش مشارکت مردم در چند انتخابات گذشته و بحران‌های منطقه‌ای، نحوه تعامل با همسایگان و نیز افزایش رو‌زافزون تنش با دنیای غرب در جنگ اخیر، نشان می‌دهد تا رسیدن به این هدف‌گذاری‌ها فاصله زیادی داریم. دوم، اقتصاد: «کشوری است توسعه‌یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه»، «برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصت‌های برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، تبعیض و بهره‌مند از محیط زیست مطلوب» و «دست‌یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه‌ آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه)... رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقا‌ی نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل»؛ این سه گزاره، افق‌هایی است که با انگیزه ارتقای اقتصادی کشور هدف‌گذاری شده بود. با معیار قرارداد قیمت دلار، ارزش پول ملی در این ۲۰ سال حدود ۲۷۰ برابر کاهش یافته است. همچنین وضع محیط زیست، آمار اشتغال، میزان صادرات و واردات و تراز تجاری، در موقعیت پایین‌تری از پایان دولت خاتمی قرار دارد.

سوم، جامعه: چشم‌انداز، دو فراز محوری در حوزه اجتماع دارد: «فعال، مسئولیت‌پذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایت‌مند، برخوردار از وجدان کاری، انضباط، روحیه‌ تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی‌بودن» و «توسعه... مردم‌سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها و بهره‌مندی از امنیت اجتماعی و قضایی». آمار نگران‌کننده مهاجرت جوانان و دانشجویان و علاقه مردم به خرید کالاهای قاچاق که با قیمت بالای ارزی به کشور وارد می‌شود، «مفتخر به ایرانی‌بودن» را کم‌رنگ کرده است. آمار بسیار بالای پرونده‌های ورودی قضائی و افزایش روزافزون آن، اطاله دادرسی، اطلاع‌رسانی از میزان فسادی که سخنگوی دستگاه قضا در نشست خبری خود با رسانه‌ها بیان می‌کند، نشانگر عدم مطلوبیت «آزادی‌های مشروع» و «امنیت قضایی» با وجود تصویب چند سیاست کلی مستقل قضایی در دو دهه گذشته و چند قانون برنامه توسعه به همراه جداول کمی مربوط به توسعه قضائی است.

چهارم، علم و فرهنگ: «توسعه‌یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود، متکی بر اصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملی و انقلابی» و «برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه‌ اجتماعی در تولید ملی». فرهنگ مقوله‌ای کیفی است و انتظار می‌رود خیلی قابل اندازه‌گیری و مقایسه نباشد. از زبان فارسی و وضعیت آن می‌توان به عنوان معیاری کمی برای اندازه‌گیری استفاده کرد. متأسفانه با گسترش شبکه‌های اجتماعی، موقعیت زبان فارسی مورد تهدید قرار گرفته و به‌کاربردن واژه‌های بیگانه رایج‌ شده؛ دیگر گفتن «تایم» به‌جای «زمان» حتی در کلام مجری‌های صداوسیما نیز عادی شده است. 

واقعیت این است که فهرست‌کردن ناکامی‌ها چندان کار دشواری نیست و در گفت‌وگوهای روزمره مردم عادی هم دیده می‌شود. از سوی دیگر، تجربه برنامه‌نویسی و برنامه‌ریزی چندان موفق نبوده است. پیش از نوشتن هر برنامه‌ای، شکل‌گیری اجماعی نسبی در میان حاکمیت در هدف‌گذاری و همراه‌کردن اکثریت مردم برای تحقق آن، ضرورت دارد. بهترین پیشنهاد، تقویت حوزه عمومی و گسترش فرهنگ گفت‌وگو برای اجماع‌سازی و عدم نگاه صفرویکی به همکاری با دولت است. در این زمینه، کتاب «کنش‌گران مرزی» اثر مقصود فراستخواه در ریشه‌یابی دشواری‌های توسعه در ایران، خواندنی است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.