ارز خردمندانه!
سعدی میفرماید: مرد خردمند و هنرپیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه آموختن، با دگری تجربه بستن به کار. درحقیقت این بیان ادبی و مشروح حدیثی است که میگوید عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود.
سعدی میفرماید: مرد خردمند و هنرپیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه آموختن، با دگری تجربه بستن به کار. درحقیقت این بیان ادبی و مشروح حدیثی است که میگوید عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود.
سالهاست کشمکشی میان نرخ ارز و بانک مرکزی هست و بانک مرکزی به خیال خود و بدون نگاه به تجربههای مکرر و پیوسته به جنگ نرخ ارز رفته و هر بار مغلوب و دست از پا درازتر بازگشته است، زیرا همانند پهلوانپنبهها خود را صرفا عامل تعیینکننده نرخ ارز به شمار میآورد و از جیب پرفتوت ملت، خون اقتصادی آنها را روانه بازار میکند و هربار که رئیسی میرود و دیگری میآید، این دیگری قبلی را به سوء عمل متهم میکند یا حداکثر سکوت پیشه میسازد ولی همان کار رئیس قبلی را دنبال میکند. بانک مرکزی همواره فکر کرده و میکند - و شاهد آنهم اظهارات رئیس محترم بانک مرکزی در سیمای جمهوری اسلامی- که میتواند با مداخله در بازار ارز قیمت ارز را ثابت نگه دارد یا به عبارت مبهم معمول کارگزاران حکومتی آن را تعدیل کند اما نتیجه همه مداخلات ارزی چنین بوده که حسب گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در ۱۰ سال گذشته (از سال 1403 به قبل) مبلغ 280 میلیارد دلار سرمایه (ثروت) کشور به خارج صادر شده است. البته این هم نوعی صادرات است با این تفاوت که سرنا از سر گشاد آن نواخته شده؛ یعنی صادرات نوعا ارز میآورد ولی این نوع صادرات فقط ارز صادر میکند.
حتی آدمهایی مثل دکتر همتی و کارشناسان بانک مرکزی بهخوبی و بهتر از هر کس میدانند که نرخ ارز در کشور به ضریبهای متعددی وابسته است و البته بسیاری از آنها در اختیار بانک مرکزی نیست، ولی بانک مرکزی که عهدهدار حفاظت و صیانت از ارز کشور است در مقابل فشارهای اجتماعی و سیاسی ناشی از افزایش نرخ ارز به جای آنکه در صیانت از ارز کشور مسائل را به صورت محکم و مستدل برای مسئولین حکمرانی بازگو کند، برای التیام اندیشه آنان فورا دست به جیب میشود و به قول معروف در بازار، ارزپاشی میکند یا به تبلیغ و به ناراستی اعلام ارزپاشی میکند.
حکمرانی هم به جای مسدودکردن سوراخهای خروج ارز از حرکت بانک مرکزی خوشحال میشود در حالی که ضعف حاکمیتی است که موجب خروج ارز و گرمشدن بازار ارز میشود. شاید بتوان نکاتی را برشمرد که مستقیما بر بازار ارز تأثیر میگذارد و صدالبته این احصا کامل نیست و اقتصاددانان خبره بیشتر آگاه هستند. به نظر میرسد نبود امید به آینده و تیرهدیدن سرنوشت خانوادهها در کشور عامل اصلی خروج سرمایه باشد و این امری پنهان نیست. سرمایهگذاریها در کشورهایی شبیه امارات، ترکیه، آمریکا، انگلستان، کانادا و گرجستان از سوی ایرانیها با ارزی است که از کشور از طریق صرافیها یا هر طریق دیگر صادر میشود. این ارزها یعنی تبدیل هزاران میلیارد ریال به دلار نوعا از کف بازار جمعآوری و تبدیل میشود. آیا بانک مرکزی به حکمرانی این را میگوید یا فکر میکند با سکوت مسئله حل میشود؟ واردات 20 میلیارد دلار قاچاق کالا از مرزهای بیدروپیکر به نام کولهبری، مناطق آزاد مرزی، تهلنجی (و البته کل بار لنجها) تأثیر مستقیمی بر بازار ارز دارد. حسب اعلام آقای سعید لیلاز در برنامه «به وقت ایران» سالانه 12 میلیارد دلار صرف مسافرت میشود و توجه شود که تازه ایران در تحریم و محاصره اقتصادی است و در معرض تجاوز نظامی است. آن وقت در سال گذشته 5/1 میلیارد دلار واردات خودرو که بیشتر آنها لوکس است، داشتهایم و فقط 150 میلیون دلار وسایط نقلیه عمومی مانند اتوبوس وارد کردهایم و آنوقت گله از مصرف زیاد بنزین و واردات آن و شعار کمدی سهشنبههای بیخودرو و استفاده از وسایط نقلیه عمومی را میدهیم. این همه شلختگی اقتصادی و عدم اشراف و کنترل و نظارت بر اقتصاد واقعا باعث شرمندگی است و این در حالی است که مثلا محور مقاومت هستیم و دشمنان گرگصفت هم به ما تجاوز کردهاند و هم دائم شمشمیر دموکلس جنگ و ویرانی و نابودی را بالای سر ما قرار دادهاند. جناب آقای بانک مرکزی: مردم حرفهای شما را قبول ندارند و اگر هم واقعا نیت داشته باشید که ارز ندهید و فقط فضای مثلا فرهنگی ایجاد کنید، کسی برایتان تره خرد نمیکند و فقط میماند عدم برخورد شما با واقعیت و افزایش دائمی نرخ ارز، خود خوب میدانید هر چه ارز به بازار تزریق کنید جذب و صادر میشود و همچنان مسئله دارو، مایحتاج عمومی و... در کشور ایجاد میشود.
حرف آخر اینکه به تجربه سالهای مختلف رؤسای بانک مرکزی نگاه کنید، همه آنها در بازار ارز مداخله کردند و قیمت ارز هیچ توجهی به کار آنها نکرد. بانک مرکزی حافظ ثروت ارزی کشور است و اگر حکمرانی نمیتواند یا نمیخواهد شکافهای تراوش ارز به خارج از کشور را ببندد، دلیلی ندارد که رئیس بانک مرکزی به این امر کمک کند، در حالیکه رئیس بانک مرکزی باید مسئولان مؤثر را در بستن این شکافها تحریک و تقویت کند والا آش همان آش و کاسه همان کاسه است و آبهای رفته و رونده به جوی باز نمیگردد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.