شهر شب
چرا از زندگی شبانه شهر در هراس هستیم؟
از دهه ۷۰ این موضوع مطرح شد که تهران بهعنوان یک شهر چندمیلیونی نمیتواند بخش بزرگی از ساعات خود را تعطیل باشد. در دوران جنگ تحمیلی هشتساله، به دلایل امنیتی امکان چنین چیزی وجود نداشت؛ اما بعد از جنگ و با آرامشی که به وجود آمد و عادیشدن زندگی روزمره، این موضوع مطرح شد که فعالیت در شب چگونه باید باشد. بعد از ۳۵ سال، هنوز موضوع زندگی در شب بهصورت یک تابو باقی مانده است. شهرسازان نیز مدام تلاش کردهاند که تصویر جامعه را نسبت به زندگی در شب تغییر دهند. اینکه عدهای دور هم جمع شوند، به این معنا نیست که فاجعهای اتفاق خواهد افتاد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
حسین فتحیاکبری- دانشآموخته مطالعات شهری: از دهه ۷۰ این موضوع مطرح شد که تهران بهعنوان یک شهر چندمیلیونی نمیتواند بخش بزرگی از ساعات خود را تعطیل باشد. در دوران جنگ تحمیلی هشتساله، به دلایل امنیتی امکان چنین چیزی وجود نداشت؛ اما بعد از جنگ و با آرامشی که به وجود آمد و عادیشدن زندگی روزمره، این موضوع مطرح شد که فعالیت در شب چگونه باید باشد. بعد از ۳۵ سال، هنوز موضوع زندگی در شب بهصورت یک تابو باقی مانده است. شهرسازان نیز مدام تلاش کردهاند که تصویر جامعه را نسبت به زندگی در شب تغییر دهند. اینکه عدهای دور هم جمع شوند، به این معنا نیست که فاجعهای اتفاق خواهد افتاد.
این پارانویای ترس از شب که میتواند ریشههای زیستی هم داشته باشد، همچنان وجود دارد؛ اما واقعیت این است که شب و روز از نظر امنیت یا سایر مسائل، تفاوتی با یکدیگر ندارند و بسیاری از فعالیتهای نابهنجار در وسط روز نیز میتواند اتفاق بیفتد. لزوما سیستم تاریکی و روشنایی تعیینکننده اخلاق نیست. یکی از راههای مقابله با این پارانویا، چه در میان مردم و چه بین مسئولان، همین بحثها و گفتوگوها و همچنین اجرای طرحهای پایلوت است. ابتدا باید بفهمیم «شهر شب» چیست. نخست باید بدانیم که «شهر شب» یک مفهوم مدرن است. در شهر باستانی و بهخصوص در جوامع روستایی، مردم ضرباهنگ زندگی خود را با نور طبیعی تنظیم میکردند. وقتی ما حتی اکنون در شهر مدرن نمیتوانیم به دلیل هزینه بالا تمام شهر را بهطور کامل روشن کنیم، مشخص است که در دوران قدیم عملا امکان روشنکردن شهر در شب وجود نداشته است. به همین دلیل است که در همه زبانها چیزی بهعنوان اسم شب وجود داشته؛ چراکه عبور و مرور در شب در شهرها در واقع امری کنترلشده و خاص بوده است. کمکم با چرخشهای فناورانه که امکان روشنکردن شهر در شب را به وجود آوردند، امکان زندگی در شب نیز بیشتر فراهم شد.
دو نوع «شهر شب» وجود دارد. «شهر شب درونی» زندگی شبانهای است که تکهتکه شده است؛ یعنی در داخل خانهها و فضاهای بسته محدود مانند کافهها، نمایشگاهها و دیگر فضاهای مشابه میگذرد. اما «شهر شب بیرونی» شهری است که فعالیت در فضای بیرونی شهر و خیابان اتفاق میافتد. چنین شهر شبی بسیار متأخرتر است؛ چراکه چنین چیزی در هر جایی امکان تحقق نداشته و حتی اکنون نیز در همهجا امکانپذیر نیست. هرچقدر شهر کوچکتر باشد، امکان تحقق «شهر شب بیرونی» کمتر میشود. حتی در اروپای امروز و بهخصوص آمریکا نیز «شهر شب بیرونی» بسیار کم وجود دارد و بیشتر «شهر شب درونی» دیده میشود؛ اما هرچه به سمت کلانشهرها میرویم «شهر شب بیرونی» را بیشتر میبینیم. ما تقریبا کلانشهری در جهان نمیبینیم که «شهر شب» نداشته باشد. یکی از تصورات غلطی که درباره تهران وجود دارد، این است که تهران «شهر شب» ندارد. این تصور غلط است؛ با این حال، اگر «شهر شب آزاد» و به رسمیت شناختهشده را جایگزین «شهر شب ممنوعه» کنیم، میتوانیم امنیت و کیفیت را در «شهر شب» داشته باشیم. ما با طردکردن و نامشروعدانستن «شهر شب»، آن را به فضایی جرمزا تبدیل کردهایم؛ چون به هر حال نمیتوانیم اصل زندگی شبانه را تعطیل کنیم.
نکته دیگر در «شهر شب»، مسئله اقلیم است. اقلیمهای گرم و سرد از این نظر با یکدیگر متفاوت هستند. در اقلیمهای سرد مانند کانادا، اسکاندیناوی و شمال آلمان، بهخصوص در فصلهایی از سال، «شهر شب» بسیار محدودتری در مقایسه با ایتالیا و اسپانیا وجود دارد.
در خودِ ایران نیز با تمام وحشتی که از «شهر شب» وجود دارد، در برخی نقاط «شهر شب» همیشه وجود داشته است و نمیتوان جلوی آن را گرفت؛ مانند بندرعباس و رشت. اما وقتی در اقلیمهای پویاتری مانند تهران هستیم، سیاستگذاری پیچیدهتر میشود؛ زیرا هم «شهر شب تابستان» داریم و هم «شهر شب زمستان». علاوه بر این، تنوع قومی و فرهنگی نیز معیاری تأثیرگذار است. برای مثال «شهر شب» در جنوب کشور عمدتا یک «شهر شب مردان» است، اما در رشت یک «شهر شب مختلط» است. در اروپا نیز این پارامترها مطرح است؛ «شهر شب لاتین» با «شهر شب پروتستان» متفاوت است. بارسلونا و رم لاتین هستند و گوتنبرگ و شمال اروپا پروتستان هستند. شهر شب لاتین تمایل به بیرون دارد؛ اما شهر شب پروتستان میل به درون دارد. در شهر شب لاتین حتی شهر شب درونی نیز میخواهد به بیرون گسترش یابد. برای مثال کافههای ایتالیا و اسپانیا بیشتر به سمت بیرون گشایش پیدا میکنند و صندلیهای خود را در خیابان میچینند.
مسئله بعدی به این موضوع برمیگردد که در کشور ما توسعه گردشگری یک سیاست رسمی و مورد تأکید است. گردشگر درواقع نوعی «اقتصاد زمان» دارد و این به آن معناست که گردشگری که برای مثال سه هزار کیلومتر سفر میکند و به جای دیگری میرود، حتی یک ساعت از زمان سفرش نیز برایش مهم است. هیچ انسان عاقلی هزاران کیلومتر سفر نمیکند که در مقصد فقط بخوابد؛ بنابراین گردشگر ترجیح میدهد بهجای اینکه شب را در هتل بخوابد -کاری که در خانه خود حتی با آسایش بیشتری میتوانست انجام دهد- به گردش شبانه بپردازد.
نکته مهم دیگر به هویت برمیگردد. هویت شبانه شهر بخش مهمی از هویت شهر مدرن است؛ اما ما به این بخش از هویت آسیب زدهایم. محرومکردن یک شهر از زندگی شبانه، هویت آن را نصفهونیمه میکند و به آن آسیب میزند. این تفکر که با تعطیلکردن شهر میتوان از وقوع جرم یا زشتیها جلوگیری کرد، بسیار سطحی است؛ چراکه با تعطیلکردن فقط باعث میشویم بزهها به مکانهایی منتقل شوند که اتفاقا نظارت اجتماعی بسیار کمتری در آنها وجود دارد.
درحالیکه یکی از زیباییهای شهر مدرن به هویت شبانه آن برمیگردد، ما وقتی به شب تهران فکر میکنیم، به ناامنی، جرم، اتوبانهای ناامن یا افراد تازهبهدورانرسیدهای فکر میکنیم که برای نمایش اتومبیلهای گرانقیمت خود به خیابان میآیند. با اینکه سازمان زیباسازی شهرداری در حال نورپردازی شهر است، مشخص نیست این نورپردازیها برای چه کسی صورت میگیرد. وقتی زندگی شبانه را تعطیل میکنید، در واقع در حال اتلاف انرژی هستید. این اقدامات بیشتر تقلیدهای ظاهری از شهرهایی مانند رم است. نورپردازی شهر در شب و در مقابل به رسمیت نشناختن «شهر شب» کاملا بیمعناست.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.