|

اتحاد پیشمرگه هم‌زمان با کاهش حضور آمریکا، وضعیت بغداد، اربیل و گروه‌های مسلح را تغییر می‌دهد

موازنه تازه در عراق

اقلیم کردستان عراق هم‌زمان با نزدیک‌شدن موعد خروج نیروهای آمریکایی، روند چندساله یکپارچه‌سازی پیشمرگه را تکمیل کرده است؛ تحولی که در میانه فشار گروه‌های مسلح دیگر، می‌تواند موازنه امنیتی عراق را تغییر دهد و رابطه اربیل، بغداد و واشینگتن را وارد مرحله‌ای تازه‌‌ کند.

موازنه تازه در عراق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: اقلیم کردستان عراق هم‌زمان با نزدیک‌شدن موعد خروج نیروهای آمریکایی، روند چندساله یکپارچه‌سازی پیشمرگه را تکمیل کرده است؛ تحولی که در میانه فشار گروه‌های مسلح دیگر، می‌تواند موازنه امنیتی عراق را تغییر دهد و رابطه اربیل، بغداد و واشینگتن را وارد مرحله‌ای تازه‌‌ کند. نیروهای آمریکایی تا ۳۰ سپتامبر (امروز) عراق را ترک می‌کنند و درست در آستانه این خروج، اربیل اعلام کرده یکی از قدیمی‌ترین شکاف‌های امنیتی خود را بسته است: پیشمرگه دیگر قرار نیست پیش از دولت اقلیم، به دو حزب رقیب وفادار باشد.

دولت اقلیم کردستان عراق هفته گذشته اعلام کرد روند طولانی و پیچیده یکپارچه‌سازی نیروهای پیشمرگه به پایان رسیده است. مسرور بارزانی، نخست‌وزیر اقلیم، این خبر را در اربیل و در شرایطی اعلام کرد که عراق به یکی از مقاطع حساس امنیتی خود نزدیک می‌شود: خروج نیروهای آمریکایی تا ضرب‌الاجل ۳۰ سپتامبر و هم‌زمان افزایش نگرانی درباره نقش شبه‌نظامیان غیرکُرد. ست فرانتزمن، پژوهشگر وابسته بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها و نویسنده کتاب «جنگ پهپادها» که از سال ۲۰۰۵ تحولات و درگیری‌های خاورمیانه را دنبال کرده است، در نشنال‌اینترست این هم‌زمانی را نشانه تغییری مهم در موازنه امنیتی عراق می‌داند. از نگاه او، «یکپارچه‌شدن پیشمرگه فقط اصلاحی در ساختار نظامی اقلیم نیست؛ این تحول درست در زمانی رخ داده که بغداد باید درباره آینده گروه‌های مسلح و حدود نفوذ ایران پس از کاهش حضور آمریکا تصمیم بگیرد». اقلیم کردستان پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ شکل گرفت و موقعیت خود را پس از حمله آمریکا به عراق در ۲۰۰۳ تثبیت کرد. اربیل و دهوک در سال‌های بعد به مراکز اصلی سرمایه‌گذاری در شمال عراق تبدیل شدند و پیشمرگه سهم مهمی در تأمین امنیت منطقه داشت. این نیروها هنگام پیشروی داعش در سال ۲۰۱۴ بخشی از خطوط دفاعی شمال عراق را حفظ کردند و اقلیم نیز پایگاه‌هایی در اختیار ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا علیه داعش قرار داد. پیشمرگه در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ در بازپس‌گیری مناطق اشغال‌شده شرکت کرد و در آماده‌سازی شرایط برای عملیات ارتش عراق برای آزادسازی موصل در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ نقش داشت.

پایان شکاف قدیمی

با وجود این سابقه، خود پیشمرگه سال‌ها گرفتار شکاف سیاسی داخلی بود. ساختار قدرت در اقلیم میان حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان تقسیم شده است. حزب دموکرات نفوذ اصلی را در اربیل و دهوک دارد و اتحادیه میهنی بیشتر بر سلیمانیه در نزدیکی مرز ایران مسلط است. روابط اتحادیه میهنی با تهران نیز به‌طور سنتی گرم‌تر توصیف می‌شود.

همین رقابت باعث شده بود بخش‌هایی از پیشمرگه عملا در امتداد خطوط حزبی سازمان پیدا کنند. هدف اصلی اصلاحات اخیر این بوده که وفاداری یگان‌های نظامی از احزاب به ساختار رسمی اقلیم منتقل شود و نیروهای مسلح کردستان زیر یک فرماندهی منسجم‌تر قرار گیرند. بارزانی هنگام اعلام پایان این روند گفت چهار سال کار، جلسات متعدد و همکاری آمریکا و نیروهای ائتلاف سرانجام به مرحله‌ای رسیده که دولت اقلیم می‌تواند یکپارچه‌شدن پیشمرگه را اعلام کند. او همچنین نقش حمایت آمریکا و ائتلاف را در مقابله پیشمرگه با داعش و حفظ ثبات اقلیم مهم دانست. اعلام این موفقیت درست پیش از خروج نیروهایی انجام شده که خود در اصلاح ساختار پیشمرگه نقش داشته‌اند. همین زمان‌بندی به موضوع اهمیتی فراتر از یک بازآرایی اداری می‌دهد.

معادله گروه‌های مسلح

نیروهای آمریکایی مستقر در چارچوب ائتلاف ضد‌داعش قرار است تا ۳۰ سپتامبر عراق را ترک کنند. هم‌زمان گروه‌های مسلح خارج از دولت عراق از کاهش حضور آمریکا استقبال کرده‌اند؛ هرچند خود تحت فشار برای تحویل سلاح و قرار‌گرفتن کامل زیر فرمان دولت بغداد قرار دارند، اما برخی از این گروه‌ها نیز برای خلع سلاح شرایطی تعیین کرده‌اند.

حضور نظامی آمریکا در سال‌های گذشته یکی از دلایل اصلی اعلام‌شده این گروه‌ها برای حمله به اهداف آمریکایی بوده است. چند حمله به نیروهای آمریکا در سال ۲۰۱۹ در نهایت به حمله به سفارت آمریکا در بغداد انجامید و دولت نخست دونالد ترامپ با حمله پهپادی غیرمنتظره پاسخ داد. فرانتزمن معتقد است خروج نیروهای آمریکا یک تناقض تازه برای این گروه‌ها ایجاد می‌کند. کاهش حضور نظامی واشینگتن از یک سو می‌تواند به آنها احساس آزادی عمل بیشتری بدهد، اما از سوی دیگر، یکی از مهم‌ترین استدلال‌هایشان برای توجیه فعالیت مسلحانه مستقل -مبارزه با حضور خارجی در عراق- را تضعیف می‌کند. بخش عمده این گروه‌ها زیر چتر حشدالشعبی فعالیت می‌کنند؛ نیروی نظامی رسمی که بخشی از ساختار امنیتی عراق است. در عین حال شماری از همین گروه‌ها در قالب «مقاومت اسلامی عراق» نیز فعالیت کرده‌اند. این وضعیت دوگانه یکی از دشوارترین مشکلات بغداد است. گروه‌هایی که از یک طرف در چارچوب رسمی دولت قرار دارند و از طرف دیگر می‌توانند ساختار فرماندهی و دستور کار مستقلی داشته باشند. آمریکا بیشتر این گروه‌ها، به استثنای سازمان بدر را در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی قرار داده است. فرانتزمن در نشنال‌اینترست به حمله ۱۱ سپتامبر به خط لوله شرق-غرب عربستان نیز اشاره می‌کند و آن را نمونه‌ای از ظرفیتی می‌داند که گروه‌های مسلح عراقی می‌توانند در اختیار حامیانشان قرار دهند. به نوشته او، این گروه‌ها از فوریه ۲۰۲۶ نزدیک به هزار حمله علیه اقلیم کردستان و حدود ۶۰۰ حمله علیه تأسیسات آمریکا در عراق انجام داده‌اند.

چالش بزرگ بغداد

دولت مرکزی اکنون باید تصمیم بگیرد با این ساختار پیچیده چه کند. بغداد توان و شاید اجماع سیاسی لازم را برای برخورد مستقیم و گسترده با همه گروه‌های مسلح ندارد. کاهش حضور آمریکا نیز می‌تواند محاسبات آنها را تغییر دهد.

در چنین فضایی، پیشمرگه یکپارچه برای اقلیم معنایی فراتر از حل اختلاف حزب دموکرات و اتحادیه میهنی پیدا می‌کند. نیرویی که از فرماندهی حزبی فاصله بگیرد و در قالب یک ساختار رسمی عمل کند، ظرفیت بیشتری برای همکاری با دولت مرکزی و نیروهای امنیتی عراق خواهد داشت. فرانتزمن این تحول را برای ثبات کل عراق مهم می‌داند و استدلال می‌کند بغداد برای محدودکردن استفاده از خاک عراق به‌‌عنوان پایگاهی علیه اقلیم کردستان یا کشورهای منطقه، به ساختارهای امنیتی منسجم‌تری نیاز دارد. عربستان، اردن و کشورهای خلیج فارس نیز در محاسبات امنیتی مطرح‌شده در این چارچوب قرار می‌گیرند.

موضوع البته فقط تعداد نیروها یا سازماندهی آنها نیست. مسرور بارزانی گفته است مرحله بعد باید بر تقویت توان نظامی پیشمرگه، تأمین تسلیحات پیشرفته و سامانه‌های دفاع هوایی و توسعه توان انسانی نیروها متمرکز شود. مسئله اصلی این نیست که عراق پس از ۳۰ سپتامبر ناگهان مسیر کاملا تازه‌ای در پیش خواهد گرفت. رابطه پیچیده دولت مرکزی، احزاب شیعه، اقلیم کردستان، ایران و آمریکا حاصل چند دهه تحولات سیاسی و امنیتی است و با خروج آخرین نیروهای ائتلاف، یک‌شبه تغییر نمی‌کند. با این حال، یکپارچه‌شدن پیشمرگه می‌تواند یکی از اجزای بازسازی توازن داخلی باشد. عراقِ ضعیف، در گذشته زمینه گسترش افراط‌گرایی را فراهم کرده است. تقویت نهادهای رسمی، محدود‌کردن فرماندهی‌های مسلح مستقل و ایجاد همکاری مؤثرتر میان بغداد و اربیل می‌تواند دامنه این آسیب‌پذیری را کاهش دهد. بر همین اساس، خروج آمریکا هم تهدید و هم آزمون است. گروه‌های نظامی ممکن است در کوتاه‌مدت خود را قدرتمندتر ببینند، اما در غیاب حضور گسترده نظامی آمریکا، استدلال مبارزه با «اشغال خارجی» نیز ضعیف‌تر می‌شود. در مقابل، اربیل با یکپارچه‌کردن نیرویی که سال‌ها تحت تأثیر رقابت حزبی بود، تلاش کرده خود را برای مرحله بعد آماده کند. اما نکته مهم این است که آیا بغداد نیز می‌تواند از همین فرصت برای تقویت حاکمیت دولت بر نیروهای مسلح استفاده کند؟

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.