مسلمانان دیار بالکان
در دو سفری که به بالکان داشتم، به واقعیتی برخوردم که تقریبا همه در آن منطقه از آن آگاهاند اما کمتر آشکارا به زبان میآورند: صربها، بوسنیاییها و کرواتها از نظر نژادی یکساناند و حتی به زبانی مشترک سخن میگویند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
در دو سفری که به بالکان داشتم، به واقعیتی برخوردم که تقریبا همه در آن منطقه از آن آگاهاند اما کمتر آشکارا به زبان میآورند: صربها، بوسنیاییها و کرواتها از نظر نژادی یکساناند و حتی به زبانی مشترک سخن میگویند.
تفاوت بنیادین این سه گروه نه در زبان و تبار، بلکه در مذهب نهفته است؛ تا جایی که کرواتهای کاتولیک و صربهای ارتدوکس، با وجود اشتراک در آیین مسیحیت، در طول تاریخ کینهها و درگیریهای عمیقتری میان خود داشتهاند تا با همسایگان بوسنیاییِ مسلمانشان.
پیش از سفر میپنداشتم مسلمانان بالکان گروهی یکدست و بازماندگان مستقیم مهاجران عثمانیاند؛ تصوری که کاملا نادرست بود. کنجکاوی و مشاهدات میدانیام در طول سفر نشان داد دو جامعه مسلمان اصلی، با پیشینههای قومی و زبانی کاملا متفاوت در بالکان زندگی میکنند: بوسنیاییها و آلبانیاییتبارها.
بوسنیاییها مانند صربها و کرواتها از تبار اسلاوند. آنان پیش از ورود اسلام، پیرو کلیسای مستقلی به نام «کلیسای بوسنی» بودند؛ نهادی متأثر از فرقه بوگومیلها که تثلیث و تجسد مسیح را نفی میکرد و واسطهگری کشیشان را نامشروع میشمرد. همین باورها خشم رم و قسطنطنیه را برانگیخت و سدهها تکفیر، تفتیش عقاید و جنگهای مذهبی را از سوی همسایگان کاتولیک و ارتدوکس به این سرزمین تحمیل کرد.
پس از فتح بوسنی به دست عثمانی در سال ۱۴۶۳ میلادی، مردم این دیار رو به اسلام آوردند. علت این امر هم شباهتهای کلامی باورهایشان با اسلام بود و هم یافتن پناهگاهی در برابر سرکوب کلیساها، حفظ مالکیت زمینها و برخورداری از حقوق اجتماعی در ساختار عثمانی. بدین ترتیب، هویت مستقل «بوشنیاکها» به عنوان بزرگترین جامعه مسلمان اسلاوتبار اروپا شکل گرفت.
آلبانیاییتبارها اما سرگذشت دیگری داشتند. آنان خود را نه اسلاو، بلکه ساکنان کهن بالکان و بازماندگان قوم ایلیری میدانند؛ بنابراین هویت آلبانیایی، برخلاف هویت صرب یا بوسنیایی، ماهیتی زبانی-قومی دارد نه مذهبی. آلبانیاییها پیش از گسترش اسلام غالبا کاتولیک و ارتدوکس بودند و از سده پانزدهم به این سو، روندی تدریجی را در پذیرش اسلام، بیشتر با انگیزههای اقتصادی و اجتماعی، از سر گذراندند. امروز جامعه آلبانیایی متشکل از مسلمانان سنی، علویان بکتاشی، مسیحیان و افراد سکولار است که بر محور زبان و قومیت مشترک پیوند خوردهاند (یک گویشور آلبانیایی و یک بوسنیایی یا صرب، بدون یادگیری قبلی، حتی یک جمله از حرفهای یکدیگر را درک نمیکنند؛ درحالی که صربها، کرواتها و بوسنیاییها در واقع به یک زبان حرف میزنند).
رویکرد آلبانیاییها به اسلام، بهویژه در بستر طریقت بکتاشی، صبغهای منعطف، مدارامحور و سکولار دارد. در سوی دیگر، بوسنیاییها با وجود پیروی از سنت فقهی حنفی، اسلامی درآمیخته با فرهنگ بومی و ساختار شهری اروپایی دارند که فاصلهای آشکار با جریانهای سلفی و افراطی گرفته است. هرچند اقلیتهای محدودی از ترکهای بازمانده عثمانی نیز در بالکان زندگی میکنند، اما تصویری که از ترکیب بوشنیاکها و آلبانیاییها برمیآید، خط بطلانی است بر انگاره «اسلام یکدست در بالکان». این دو جامعه با تکیه بر دو مسیر کاملا متفاوت تاریخی، اعتقادی، الهیاتی، زبانی و تباری، دو چهره متفاوت از اسلام اروپایی را شکل دادهاند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.