راه گفتوگو، پیش از ساختن
یک. وقتی از پروژههای عمرانی سخن میگوییم، معمولا نخستین تصویر، نقشهها، اعداد، زمان اجرا و میزان سرمایهگذاری است. یک خط راهآهن، یک مجموعه مسکونی یا تغییری در ضوابط شهرسازی، در زبان رسمی غالبا بهمثابه مسئلهای فنی و اقتصادی صورتبندی میشود. این صورتبندی، بخشی از واقعیت را روشن میکند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
یک. وقتی از پروژههای عمرانی سخن میگوییم، معمولا نخستین تصویر، نقشهها، اعداد، زمان اجرا و میزان سرمایهگذاری است. یک خط راهآهن، یک مجموعه مسکونی یا تغییری در ضوابط شهرسازی، در زبان رسمی غالبا بهمثابه مسئلهای فنی و اقتصادی صورتبندی میشود. این صورتبندی، بخشی از واقعیت را روشن میکند. از دیگر سو با ساختهشدن هر پروژه، مناسباتی نیز در زندگی مردم تغییر میکند: دسترسی گروهی آسان و مسیر گروهی دیگر دشوار میشود؛ ارزش برخی زمینها افزایش مییابد و چهبسا سکونت یا معیشت کسانی بیثبات شود؛ امنیت و شبکههای همسایگی دگرگون میشود. گویی در روی دیگر سکه هر نقشه عمرانی و زیرساختی، نقشهای اجتماعی نیز در حال شکلگیری است. سالهای حضور در دوره پنجم شورای شهر تهران، برای من تجربه مواجهه مستقیم با چنین واقعیتی بود؛ تجربه قرارگرفتن در میدان کشاکش ذینفعان بر سر شهر. در موضوعاتی از باغهای تهران تا عرصههای عمومی و ضوابط ساختوساز، بارها میشد دید تصمیمی که در ظاهر فنی، حقوقی یا مالی است، برندگان و بازندگان پرتعداد دارد. بخشی از نوشتههایم در کتاب «نزاع بر سر شهر» که توسط انتشارات کتاب شرق منتشر شده نیز از همین مواجهه برخاسته است: شهر صحنهای خنثی نیست؛ عرصه تلاقی حقوق، منافع، قدرتها و روایتهای متفاوت از زندگی مطلوب است. آنچه اهمیت دارد آشکارگی پرسشهایی است که در شتاب تصمیمگیریهای عمرانی کمتر فرصت طرح پیدا میکنند و در مرکز ثقل آن، چگونگی حضور جنبههای اجتماعی در منطق سیاستگذاری، برنامهریزی و تصمیمگیری قرار دارد.
دو. سایهروشن ابعاد اجتماعی یک پروژه عمرانی و کالبدی از لحظهای پدیدار میشود که مسئله را تعریف میکنیم، مکانی را برمیگزینیم، گروهی را مخاطب قرار میدهیم و گزینهای را بر گزینههای دیگر ترجیح میدهیم. زیرساخت، مجموعهای از مصالح، محاسبات و عملیات اجرایی است و در همان حال، تصمیمی بلندمدت درباره توزیع فرصتها و هزینهها در پهنه سرزمین. محل عبور یک راه، مکان احداث یک ایستگاه، الگوی استقرار مسکن، نحوه مداخله در بافت شهری و حتی تصمیم به ساختن یا نساختن، هریک پیامدهایی قصدنشده برای زندگی مردم دارند. برای خانوادهای که در شهر جدید پرند صاحب مسکن میشود، متراژ واحد و قیمت تمامشده بخشی از مسئله سکونت است، اما فاصله خانه تا محل کار، زمان رفتوآمد، دسترسی به مدرسه و درمان و سهم حملونقل از درآمد خانواده نیز عناصری هستند کیفیت واقعی سکونت او را شکل میدهد. ممکن است در آمار رسمی، واحدی به موجودی مسکن کشور افزوده شده باشد؛ اما تجربه ساکنان را مجموعهای از روابط میان خانه، شهر، خدمات و فرصتهای زندگی میسازد. راهآهن نیز برای ساکن جوادیه معنایی متفاوت از تصویری دارد که در نقشه شبکه حملونقل کشور دیده میشود. در مقیاس ملی، ریل شهرها و مراکز تولید را به یکدیگر پیوند میدهد. در مقیاس محله، صدا، دیوار، گذرگاه، امکان عبور ایمن و ارتباط دو سوی محله اهمیت پیدا میکند. زیرساختی که پیوندی در مقیاس سرزمین پدید میآورد، ممکن است در زندگی روزمره یک محله فاصلهای تازه ایجاد کند. تصمیمگیری سنجیده، هر دو مقیاس را در کنار یکدیگر میفهمد و میبیند. در میدان هفتتیر نیز پایان عملیات کالبدی، آغاز پرسشهای اجتماعی درباره فضاست. پس از افتتاح و خاموششدن نورافکنها، چه کسانی از میدان استفاده میکنند؟ چه فعالیتهایی در آن شکل میگیرد؟ مدیریت روزمره فضا تا چه اندازه پذیرای حضور گروههای مختلف شهروندان است؟ موفقیت چنین مداخلهای را نمیتوان از روی سنگفرش، نیمکت و روشنایی بهتنهایی فهمید.
زندگی میدان در رفتار مردم و کیفیت حضور آنان آشکار میشود. در بافت تاریخی نفرآباد هم مرمت بناها و ساماندهی جدارهها، بخشی از فرایند احیاست. ادامه زندگی ساکنان قدیمی، پایداری فعالیتهای محلی و حفظ روابط اجتماعی محله نیز در سرنوشت آن اثر دارند. اگر بهسازی کالبدی ارزش زمین را چنان افزایش دهد که ساکنان پیشین توان ماندن نداشته باشند، پرسش دشواری پیش میآید: چه چیزی را احیا کردهایم؟ محله را با مردم آن یا صحنهای آراسته را پس از کناررفتن زندگی پیشین؟ این مثالها نشان میدهند بررسی اجتماعی پروژهها با پرسش از تأثیر تصمیم بر زندگی روزمره آغاز میشود. میزان رضایت عمومی یکی از دادههای قابل بررسی است. در کنار آن، باید دید چه تغییری در دسترسی به منابع، امنیت سکونت، معیشت، زمان روزانه، روابط همسایگی و احساس تعلق پدید میآید. توزیع پیامدها نیز اهمیت دارد: چه کسانی از تصمیم بهره میبرند، هزینهها بر دوش چه کسانی قرار میگیرد و کدام صداها به فضای تصمیمگیری راه پیدا نمیکنند؟
سه. خطر از جایی آغاز میشود که امر اجتماعی در قالب «پیوست» به انتهای فرایند رانده شود. خود این واژه، تصویری از سلسلهمراتب حاکم بر تصمیم به دست میدهد: متن اصلی با زبان فنی و اقتصادی شکل میگیرد و ملاحظات اجتماعی در حاشیه آن نوشته میشود. در این شرایط، متخصص اجتماعی زمانی وارد میشود که طراحی به پایان رسیده، محل پروژه انتخاب شده، منابع آن تخصیص یافته و انتظار عمومی برای آغاز اجرا شکل گرفته است. امکان اثرگذاری در چنین مرحلهای بسیار محدود خواهد بود. ارزیابی تأثیرات اجتماعی یکی از روشهای شناختهشده برای بررسی این پیامدهاست. ارزش آن به زمان ورود، استقلال حرفهای و جایگاهی وابسته است که نتیجه مطالعه در فرایند تصمیم پیدا میکند. پروندههایی مربوط به سالیان پیش مانند بحث تغییر کاربری بخشی از اراضی پارک رازی این پرسش را مطرح میکنند که مطالعه پس از شکلگیری اراده اجرایی، تا چه اندازه میتواند پیشفرضهای تصمیم را بررسی کند. هرچه گزینهها زودتر بسته شوند، میدان نقد نیز محدودتر میشود و ارزیابی به توضیح تصمیمی میل میکند که پیشتر صورت گرفته است.
چهار. اینجا پرسشهای دیگری نیز بر روی میز قرار میگیرد: چه کسی مطالعه را سفارش میدهد؟ منابع مالی آن از کجا تأمین میشود؟ دادهها در اختیار چه نهادی است؟ اگر یافتهها با خواست مجری یا تصمیمگیرنده سازگار نباشد، چه سرنوشتی پیدا میکند؟ امکان انتشار نتایج نامطلوب تا چه اندازه وجود دارد؟ و از کجا میتوان دریافت که مطالعه واقعا در تصمیم اثری گذاشته و به انبوه مستندات اداری افزوده نشده است؟ پاسخ به این پرسشها با تدوین یک شرح خدمات واحد به دست نمیآید. پرسش مهم دیگر به مفهوم و معنای نمایندگی بازمیگردد. چه کسی از طرف جامعه سخن میگوید؟ زنان، سالمندان، کودکان، مهاجران، افراد دارای معلولیت، گروههای کمدرآمد یا ساکنان یک محله، تجربهها و منافع یکسانی ندارند. چند گفتوگو یا یک نظرسنجی، همه این تفاوتها را آشکار نمیکند. گروههای سازمانیافته و پرصدا معمولا راه خود را پیدا میکنند؛ دشواری اصلی، شنیدن کسانی است که کمتر دیده میشوند و ابزار کمتری برای دفاع از منافع خود دارند. شناخت اجتماعی نیز تعارض منافع را از میان برنمیدارد. بسیاری از تصمیمهای شهری و زیرساختی با خواستههایی روبهرو هستند که جمعکردن آنها همیشه امکانپذیر نیست. مطالعه میتواند محل تعارض و نحوه توزیع منافع و زیانها را روشنتر کند. انتخاب میان این منافع، پاسخگویی درباره آن و حمایت از گروههای کمقدرت همچنان مسئولیتی عمومی و سیاسی است. دانش، تصمیم را آگاهانهتر میکند و مسئولیت تصمیمگیرنده را نیز آشکارتر در برابر او قرار میدهد. «راه گفتوگو» از همین نقطه معنا پیدا میکند. هرآنچه میسازیم، تغییری نیز در زندگی اجتماعی پدید میآورد. راه گفتوگو فرصتی است برای فهم این تغییر، پیش از آنکه امکان بازاندیشی از دست برود. بیایید با هم در این باره گفتوگو کنیم.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.