بازار رشت مرمت بیاصالت، بازسازی بیضابطه
آتش که خاموش شد، بازار رشت فقط بخشی از سراها، کاروانسراها، مساجد و حجرههایش را از دست نداد؛ لایهای از روایتهای زیسته شهری نیز در میان خاکسترها دفن شد. در چنین موقعیتی، نخستین واکنش طبیعی، بازگرداندن سریع فعالیت اقتصادی است؛ اما در یک بافت تاریخی، سرعت بازگشت نباید جایگزین اصول مرمت و احیا شود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمد صالحزاده-پژوهشگر مسائل شهری: آتش که خاموش شد، بازار رشت فقط بخشی از سراها، کاروانسراها، مساجد و حجرههایش را از دست نداد؛ لایهای از روایتهای زیسته شهری نیز در میان خاکسترها دفن شد. در چنین موقعیتی، نخستین واکنش طبیعی، بازگرداندن سریع فعالیت اقتصادی است؛ اما در یک بافت تاریخی، سرعت بازگشت نباید جایگزین اصول مرمت و احیا شود. مسئله اصلی این است که چگونه میتوان کالبد آسیبدیده را احیا کرد، بدون آنکه شواهد تاریخی و معماری آن در فرایند مداخله از بین برود. آنچه پس از حریق دیماه سال گذشته در حال وقوع است، بیش از آنکه به «مرمت» شبیه باشد، پرسشهایی جدی درباره نحوه رعایت ضوابط بافت تاریخی ایجاد کرده است. در کاروانسرای ملک، بنا بر مشاهدات میدانی، در برخی حجرههای آسیبدیده، بهجای حفظ عناصر تاریخی، زیرزمینها حذف شده و مداخلات کالبدی در حال تغییر ساختار بناست. در پیرامون کاروانسرا نیز ساختوسازهای جدید، در مواردی خط آسمان بافت تاریخی را تحت تأثیر قرار دادهاند. اینها جزئیات ساختمانی ساده نیستند؛ هرکدام میتوانند بخشی از اصالت یک اثر و خوانایی منظر تاریخی را دستخوش تغییر کنند. مرمت، در ادبیات تخصصی حفاظت، معادل ساختن دوباره یک بنا نیست. نخستین اصل، شناخت و مستندسازی دقیق اثر پیش از مداخله است؛ یعنی بررسی اسناد تاریخی، برداشت وضع موجود، شناسایی مصالح، آسیبشناسی، تشخیص لایههای مختلف ساخت و تعیین عناصر اصیل و الحاقات متأخر. پس از این مرحله، نوع مداخله باید براساس میزان آسیب و ارزش هر بخش تعیین شود. در یک اثر تاریخی نمیتوان برای همه اجزا یک نسخه واحد پیچید. بازار رشت یک مجموعه تجاری معمولی نیست؛ یک بافت تاریخی ثبتشده است که ارزش آن از پیوند میان راستهها، سراها، کاروانسراها، حجرهها و فضاهای ارتباطی شکل گرفته است. شماری از دانههای ارزشمند این مجموعه نیز بهصورت منفرد در فهرست آثار ملی ثبت شدهاند؛ بنابراین مداخله در یک حجره یا کاروانسرا را نمیتوان مستقل از کلیت بافت ارزیابی کرد. در چنین ساختاری، هدف مرمت صرفا بازگرداندن قابلیت استفاده بنا نیست؛ حفظ اصالت، مصالح، فرم، تناسبات و سازمان فضایی آن نیز بخشی از فرایند حفاظت است. در کاروانسرای ملک، مسئله دقیقا از همینجا جدی میشود. این کاروانسرا در تاریخ 11 شهریور 1382 به شماره 9916 ثبت ملی شد. حجرههای آن پیش از آتشسوزی نیز در نتیجه تغییر کاربری برخی حجرهها به انباری، الحاقات و حذف بعضی عناصر، بخشی از اصالت کالبدی خود را از دست داده بودند. پس از حریق، انتظار طبیعی آن بود که آسیبشناسی انجام شود، عناصر باقیمانده تثبیت شوند و هر بخش براساس مستندات تاریخی و طرح مرمتی و ضوابط بافت تعیین تکلیف شود. در مجموع از بیش از ۵۰ حجره کاروانسرای ملک، تنها حدود دو یا سه حجره به شکل اصولی مرمت شدهاند و در آنها زیرزمین حذف نشده و سایر حجرهها پس از آتشسوزی وارد فرایند نوسازی شدهاند و به نظر میرسد در بسیاری از حجرهها دیگر با «مرمت» مواجه نیستیم، بلکه عملا احداث بنای جدید در حال انجام است. اگر بافت تاریخی بهجای مرمت، عملا دوباره ساخته شود یا زیرزمین آن حذف شود، دیگر نمیتوان این مداخله را صرفا با عنوان «بازسازی پس از حریق» توجیه کرد. بنابراین حذف زیرزمین یک حجره یا تغییر ابعاد و فرم آن، صرفا تغییر یک فضای داخلی نیست؛ ممکن است بخشی از سازمان فضایی و الگوی تاریخی بازار را از بین ببرد.
مسئله دیگر، خط آسمان بازار است. برای آثار تاریخی محدوده، ارتفاع ساختوساز پیرامونی براساس ضوابط حفاظتی کنترل شده است. این محدودیتها صرفا مقررات شهرسازی نیستند؛ بخشی از نظام حفاظت منظر بافتهای تاریخیاند. وقتی در اطراف یک کاروانسرای تاریخی ساختوساز بلندتر از ظرفیت تعیینشده شکل میگیرد، حتی اگر خود اثر تاریخی دستنخورده باقی بماند، منظر و خوانایی آن تغییر میکند. حفاظت از بنا بدون حفاظت از زمینه پیرامونی، حفاظت ناقص است. اگر امروز در میانه کاروانسرای ملک بایستیم و به سمت گلشن و دیگر کاروانسراها نگاه کنیم، خط آسمان در بخشهایی همچنان قابل قبول است، اما در دو طرف مجموعه، خط آسمان بهشدت بههم ریخته است. در این میان، نقش میراث فرهنگی تعیینکننده است. این دستگاه در بافت تاریخی صرفا یک نهاد هماهنگکننده نیست؛ متولی حفاظت از ارزشهای تاریخی اثر است و باید بر هرگونه مداخله کالبدی نظارت مؤثر داشته باشد. بازار رشت پس از آتشسوزی بیش از هر زمان دیگری به یک «طرح احیا» نیاز داشت، نه مجموعهای از اقدامات موردی برای بازگرداندن فوری حجرهها به چرخه اقتصادی. اگر قرار است بازار دوباره زنده شود، باید زندگی اقتصادی آن نیز در چارچوب ظرفیت تاریخی بنا بازتعریف شود. میراث شهری زمانی معنا دارد که بتواند میان گذشته و آینده پل بزند. مرمت قرار نیست گذشته را منجمد کند؛ قرار است امکان تداوم آن را فراهم آورد. اگر قرار باشد هر بار پس از یک حادثه، «بازسازی و نوسازی» جای «مرمت» را بگیرد، خط آسمان تغییر کند، عناصر تاریخی حذف شوند و بناهای جدید با پوستهای قدیمی جایگزین شوند، در نهایت ممکن است بازاری داشته باشیم که ظاهرا سالم است، اما دیگر همان بازار تاریخی نیست.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.