|

بنزین و بنز

در طول هشت سال دفاع مقدس یعنی بین سال‌های 1358 تا 1368 که درآمد ارزی کشور سالانه حدود شش میلیارد دلار بود و حداقل نیمی از آن صرف تجهیزات و مهمات دفاع مقدس می‌شد، کمتر دیده شد که مردم نگران زندگی و معیشت معمول باشند و به همین دلیل در این هشت سال به جز مواردی که از سوی برخی گروهک‌ها یا اشخاص از قبیل ترور یا خیانت صورت می‌گرفت، ناآرامی و حرکت منفی اجتماعی دیده نشد.

در طول هشت سال دفاع مقدس یعنی بین سال‌های 1358 تا 1368 که درآمد ارزی کشور سالانه حدود شش میلیارد دلار بود و حداقل نیمی از آن صرف تجهیزات و مهمات دفاع مقدس می‌شد، کمتر دیده شد که مردم نگران زندگی و معیشت معمول باشند و به همین دلیل در این هشت سال به جز مواردی که از سوی برخی گروهک‌ها یا اشخاص از قبیل ترور یا خیانت صورت می‌گرفت، ناآرامی و حرکت منفی اجتماعی دیده نشد. دلیلش هم این بود که مسئولان کشور، جنگ و تبعات آن را باور داشتند و متناسب با شرایط جنگ و دفاع مقدس تصمیمات لازم اتخاد می‌شد و به‌روشنی و به‌وضوح مردم در جریان مسائل و کمبودها و راه‌حل‌ها قرار می‌گرفتند.

هرچند در آن ایام برخی سهمیه‌بندی‌های ضروری را کوپونیسم و تسامحا و عمدا کمونیسم می‌خواندند اما روش‌های پیاده‌شده برای رفع نگرانی مردم و پیشگیری از ناآرامی و عدم اطمینان با قوت اجرا شد.

طبعا از آن زمان یعنی سال 1368 تاکنون تغییرات بسیاری در جمعیت، مصارف، درآمدها همراه با محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها و اخیرا جنگ و محاصره اقتصادی صورت گرفته است و به‌ویژه با مسدودشدن روابط بانکی بین‌المللی بین بانک‌های ایران و سایر کشورها و برای دورزدن از این مسدودشدن، به هر حال درست یا نادرست مؤسسات تراستی برای مبادله ارز ایجاد شده‌اند که خود زاینده مشکلات بسیاری شده‌اند که بخشی از آن توسط مقامات کشور و قوه قضائیه در رسانه‌ها بیان شده است.

در شرایط کنونی بسیار مهم است که به‌درستی و عمیقا این امر در درجه نخست توسط مسئولان درک و فهمیده شود که دیگر از شرایط «نه جنگ، نه مذاکره ولی تحریم» عبور کرده‌ایم و به شرایط «جنگ، مذاکره، تحریم، محاصره» رسیده‌ایم. این در حالتی است که قبح تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران و جنایات جنگی آنان در دنیا برطرف شده و اگرچه آمریکا ممکن است تهدیدهای شدید خود را به عمل نیاورد اما اسرائیل مترصد است هر لحظه (به قول آریل شارون، قصاب صبرا و شتیلا) بخواهد سر مار (ایران) را نابود کند. پس مدیران و مسئولان ما باید به این باور برسند که در حال جنگ دائمی هستیم حتی اگر تفاهم‌نامه اسلام‌آباد مجدد جان بگیرد. این را به این دلیل می‌گویم که برخی مسئولان تلویحا به مردم وعده می‌دهند که اگر تفاهم‌نامه عملی شود، همه‌چیز از جمله معیشت مردم و اقتصاد کشور بهبود می‌یابد درحالی‌که -با تأکید بر مفیدبودن اجرای تفاهم‌نامه- اگر ترامپ و دار‌ودسته صهیونیست او از خر شیطان پایین بیایند و تفاهم‌نامه اجرا شود، باز هم مسائل کشور با این بی‌تدبیری جاری که کاملا مشهود است قابل حل نیست.

می‌خواهم شاهدمثالی برای این ادعا بیاورم و آن هم موضوع بنزین در کشور است. از موضوع قاچاق بنزین که سقاب‌اصفهانی می‌گوید اصولگرا و اصلاح‌طلب هر دو قاچاق بنزین می‌کنند و نمی‌گوید چه کسی و اضافه می‌کند اگر با آنها برخورد شود شیشه خانه‌ام را می‌شکنند بگذریم، ببینید چه بازی بی‌طعمی و البته با چاشنی تلخی به وجود آورده‌اند. هم کیفیت بنزین را به‌شدت پایین آورده‌اند و هم رئیس‌جمهور اصلا نمی‌خواهد نمونه‌ای از جایگاه‌ها را به آزمایشگاه‌های مستقل یا مؤسسه استاندارد بدهد و نتیجه را بگیرد و ببیند؛ آخرالامر مردم و کشور میلیاردها دلار به‌خاطر آسیب‌های واردشده به موتور خودرو زیان تحمل می‌کنند و هرکس از مسئولان هم حرفی می‌زند. اسماعیل که فکر و ذکرش فقط افزایش قیمت بنزین است و بعد یوسف و جعفر هم هرچه دوست دارند می‌گویند و کاری به نظر معاون اول رئیس‌جمهور و رئیس مجلس و حتی خود رئیس‌جمهور ندارند. کار هم که به مجلس نیمه‌تعطیل می‌افتد هرکدام حرفی می‌زنند. هم از کمبود بنزین می‌گویند و هم از ضرورت ورود خودرو لوکس و شاسی‌بلند و آخرین سیستم که قیمتشان گاه به صد میلیارد تومان می‌رسد و هم از ضرورت افزایش قیمت و دلسوزی برای مردم. کوسه و ریش ‌پهن! وقتی مسئله بنزین که نه دچار بحران است و نه بی‌راه‌حل، چنین می‌شود، فکر کنید اگر مشکل گاز در کشور حاد شود آقایان چه می‌کنند؟ وقتی تجربه هشت سال دفاع مقدس را داریم، چرا آقایان همه تجربه‌ها را به سطل زباله می‌ریزند و فقط از ظن خود یار مسئله می‌شوند. بی‌جهت علت آن را جست‌وجو نکنید‌. 

اگر جعفر و یوسف رابطه دوستی و فامیلی با رئیس‌جمهور دارند و این قابل احترام است، نمی‌دانم چه صفتی بر اسماعیل رواست که نه درس آن را خوانده، نه ایده آن را دارد و نه تجربه در کار خطیری مثل انرژی و نه دوستی و فامیلی با رئیس‌جمهور و البته تنها به دنبال افزایش قیمت است که قاچاق نشود، بدیهی است که هرگز نمی‌توان بنزین را به قیمت صد هزار تومان رساند و جرئت آن هم نیست و آخر هم رئیس‌جمهور گفتند فقط پنج هزار تومانی‌ها 10 هزار تومان می‌شود. این را می‌گویند بهینه‌سازی انرژی درحالی‌که در ماده 46 قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت حدود پنج صفحه راهکارهای لازم نوشته شده است و به آن اعتنایی نمی‌شود. شاید علت از ما باشد که از خروس انتظار تخم دوزرده داریم. این تلخ‌زبانی و کژاندیشی را به آن خاطر آوردم که بگویم در موضوع بنزین که اصلا بحرانی در آن نمی‌تواند باشد، به دست خود بحران می‌آفرینیم، حال اگر بحران واقعی -که چندان دور نیست- پیش بیاید چه خواهیم کرد. همه اینها خطاب به رئیس دولت و رئیس مجلس است که اعتقاد دارم به فکر صلاح جامعه هستند، وگرنه کاری به کار یاوه‌گویان ظاهرا انقلابی، که هر حرف و هر قدمشان خسارت‌های هنگفت به کشور وارد کرده و با لباس آراسته و ظاهر انقلابی در زیر کولر با کلمات مطنطن خود را انقلابی می‌نامند و به فتح‌الفتوح دنیاگشایی تظاهر می‌کنند و خون و جان و سرزمین مردم و ایران را بازیچه گرفته‌اند کاری ندارم. سخنم با دلسوزان است که به مردم اعتماد کنند، از مردم نهراسند و سیاست‌های عادلانه حتی با چاشنی عدم اسراف و کم‌برخورداری پیشه کنند و به مردم اعلام کنند. مردم همکاری می‌کنند و کشور را نگه می‌دارند. اگر به آیات و احادیث و نهج‌البلاغه که می‌خوانند معتقد باشند که هستند، باید بدانند مصداق‌های عملی آن بیانات را باید پیاده کنند، و الا دانستن با ندانستن فرقی نمی‌کند و فقط تظاهر آن می‌ماند که سرانجام دشواری آن گریبانشان را خواهد گرفت.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.