از بارش بادمجان تا دیدن دایناسور
اول فکر کردیم شوخی است. به قول دوستی سه بار باز کردم خواندم و بستم و دوباره باز کردم و خواندم و...؛ باورش سخت بود. واقعا محیط زیست آمده بود خبر وجود دایناسور در خراسان رضوی را تکذیب کرده بود؟ واقعا این خبر بهطور رسمی تکذیب شده بود؟ مگر الان کار به جایی رسیده است که کسی باور میکند دایناسور وجود دارد؟ البته دایناسورها وجود دارند، میشود گفت تمام پرندگان، بازماندگان دایناسورها هستند اما منظور همان دایناسورهایی نظیر تیرکس و... است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اول فکر کردیم شوخی است. به قول دوستی سه بار باز کردم خواندم و بستم و دوباره باز کردم و خواندم و...؛ باورش سخت بود. واقعا محیط زیست آمده بود خبر وجود دایناسور در خراسان رضوی را تکذیب کرده بود؟ واقعا این خبر بهطور رسمی تکذیب شده بود؟ مگر الان کار به جایی رسیده است که کسی باور میکند دایناسور وجود دارد؟ البته دایناسورها وجود دارند، میشود گفت تمام پرندگان، بازماندگان دایناسورها هستند اما منظور همان دایناسورهایی نظیر تیرکس و... است. همهچیز از یک عکس شروع شد. عکسی که در یک بیابان نمایی از یک دایناسور را نشان میداد. پس از آن بود که ماجرا به رسانههای رسمی کشیده شد. اول محیط زیست در یک اطلاعیه تکذیب کرد. اولین مقطعی بود که این دایناسورِ وجودنداشته به رسمیت شناخته شد.
در متن روابط عمومی محیط زیست خراسان آمده است: «هیچ گزارش رسمی، مستند یا مشاهده میدانی از سوی محیطبانان، کارشناسان و نیروهای حفاظتی این اداره کل مبنی بر وجود چنین موجودی در طبیعت استان وجود ندارد. دایناسورها میلیونها سال پیش منقرض شدهاند». اما نکته مهم در متن روابط عمومی این است که چرا ابتدا به صحتسنجی توسط گروک اشاره شده بعد به گزارش محیطبانان اشاره شده است. این پرسش مطرح میشود که آیا تأیید درستنبودن این عکس از سوی گروک مهمتر از خبر و گزارش محیطبانان است؟ مقطع بعدی این بود که حامد وحدتینسب، دیرینهشناس مطرح، در استوری اینستاگرام خود اعلام کرد این عکس متعلق به یک بزمچه با طول ۸۰ تا ۱۰۰ سانت است.
وارد این موضوع نمیشویم که کدام نظر درست است. هدف این مطلب طرح این پرسش است که چطور به اینجا رسیدیم که اصلا درباره وجود یا نبود دایناسور در زمانه اکنون مطلب بنویسیم و مطلب بخوانیم؟ آیا فقط یک عکس با یک تیتر عجیب میتواند چنین شرایطی را به وجود آورد؟ واقعیت این است که این مسئله برایمان رخ داده است.
از آن روزی که باران بادمجان در تهران بارید تا واکنش رسمی به وجود دایناسور در بیابانهای خراسان رضوی چند سال بیشتر نمیگذرد. آن زمان سه ویدئوی کوتاه توانست لحظات حیرتانگیزی را برایمان به وجود آورد. هرچند مثل همیشه برخوردی تحکمی با سازنده این ویدئوها شد. ۲۵ اسفند ۹۸ بود که این بادمجانها در تهران بارید. سه ویدئو که سبب شد برخی آن را ادامه مصائب سال ۹۸ بدانند. سالی که کرونا بسیاری را درگیر کرده بود. در این ویدئو عدهای از ترس برخورد بادمجان در حال فرار هستند. همان موقع هنوز خبری از هوش مصنوعی نبود و فقط توانمندی فرد سازنده (امین تقیپور) در جلوههای بصری بود که توانسته بود آن را آنچنان باورپذیر کند که عدهای بگویند: «باد این بادمجانها را از مزارع اطراف تهران و از مناطقی مثل شهریار به تهران آورده است». همان موقع هم صادق ضیائیان، مدیر کل پیشبینی و هشدار سازمان هواشناسی کشور، مجبور شد گفتوگو کند و این اتفاق را قاطعانه تکذیب کرده و به ایرناپلاس بگوید: «اولا این ویدئو قطعا ساختگی است و در درجه بعد هیچ گردباد یا تندبادی در شهرک غرب مشاهده نشده است که چیزی با خودش آورده باشد».
حدود شش سال و نیم از آن زمان میگذرد و هوش مصنوعی حالا دیگر اتفاقات غریبی را به وجود میآورد. ما و البته مسئولان باید در برابر آن اندکی آگاهانهتر رفتار کنیم و این عکس میتواند هشداری جدی درباره سطح سواد رسانهای جامعه باشد. خبری که از اساس آنقدر دور از ذهن است نباید جدی گرفته شود. امروزه ساخت تصاویر جعلی بسیار آسان شده و این پرسش مطرح است که چرا شرایط بهگونهای شده که برای ادعایی تقریبا ناممکن مثل حضور دایناسور تکذیبیه رسمی داده میشود؟
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.