|

مروری بر کتاب

«شکستن هسته‌ی زردآلو» شکستن، ادامه‌دادن

«شکستن هسته‌ی‌‌ زردآلو»، داستانی است دغدغه‌مند‌ که در دل زندگی امروزی در تهران روایت می‌شود. بر بستری از گفت‌وگو و روابط‌ که از خلال آن، شخصیت‌ها به واکاوی خود، آگاهی، تغییر‌ و حرکت می‌رسند. سینا دادخواه در این داستان به‌خوبی لحن و شاخصه‌های یک راوی زن را ارائه می‌کند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

هانیه محققی: «شکستن هسته‌ی‌‌ زردآلو»، داستانی است دغدغه‌مند‌ که در دل زندگی امروزی در تهران روایت می‌شود. بر بستری از گفت‌وگو و روابط‌ که از خلال آن، شخصیت‌ها به واکاوی خود، آگاهی، تغییر‌ و حرکت می‌رسند. سینا دادخواه در این داستان به‌خوبی لحن و شاخصه‌های یک راوی زن را ارائه می‌کند. زنی که به قول خودش زندگی‌ای غیر‌عادی دارد و در این زندگی غیرعادی با وقایعی که هر کدام می‌توانند به‌ تنهایی یک انسان را از پا در‌بیاورند، ادامه می‌دهد. «ادامه‌دادن»، تعبیر خوبی برای شخصیت اول این داستان، بنفشه، است. لحن ظریف و جزئی‌نگر او، به همراه نمایش حساسیت‌های معمول یک زن، شخصیت اول زنی را که نویسنده‌اش مرد بوده است، برای مخاطب باورپذیر می‌کند. داستان در خط‌های زمانی چندگانه‌ای در حال بازگوشدن است. این جا‌به‌جایی میان زمان‌ها شاید در ابتدا کمی برای مخاطب نامعلوم باشد، اما به‌زودی و با فرصت‌دادن به داستان، برای جلو‌رفتن و نشان‌دادن معادله‌اش، قابل تشخیص می‌شود.

نشانه‌های زندگی کنونی در جامعه‌ در حال تغییر ایران، به‌خوبی در داستان قابل مشاهده است. دغدغه‌هایی که در این دوره‌ زمانی بروز پیدا کرده و شاید بتوان این‌طور برداشت کرد که شیوه‌ تفکر جامعه به‌خصوص جوانان را تغییر داده است؛ از‌جمله اشاره به جنبش‌های حق‌طلبانه. علاوه بر این، مسائلی مانند مهاجرت، رابطه، پیوند با خانواده، خیانت، خودکشی، کمک‌گرفتن از تراپیست، مسائل مربوط به هویت جنسیتی و شبکه‌های اجتماعی نیز در داستان بیان شده‌اند. همه‌ اینها «شکستن هسته‌ی‌‌ زردآلو» را رمانی مدرن و معاصر می‌کند که از قید‌و‌بندهای شمایل سنتی نوشتار فراتر می‌رود و ارتباط نزدیک‌تری با مخاطب امروزی برقرار می‌کند. این حرکت رو به جلو و شاید ساختارشکنانه، در نوع انتخاب کلمات نیز پیداست. کلماتی که دیگر فقط به فارسی یا عربی محدود نیستند و واژگان مورد استفاده‌ نسل امروز را هم  وارد میدان می‌کنند.

راوی داستان، بنفشه، شخصیتی کنشگر است. او در زندگی با وقایعی مانند از دست دادن والدین، از دست دادن رابطه‌ای که برایش ارزشمند بوده‌ و‌ از دست دادن شغل روبه‌رو بوده است. تجربه هم‌زمان اتفاق‌هایی مثل پایان رابطه، مهاجرت به کشوری جدید و از دست دادن شغل و دوستی، او را متوقف نمی‌کند. هرچند تجربه‌ خودکشی ناموفقی نیز از سر گذرانده است. او با خودآگاهی نسبت به شخصیت و گره‌های روانی خودش -شاید به دلیل ارتباط با تراپیست- از تلاطم‌های زندگی و پیچ‌‌های سخت می‌گذرد و حق خودش را‌ هرچند شکست خورده باشد، می‌شناسد. شخصیت دیگر این داستان، میلاد، گرچه نقاط مشترکی با بنفشه دارد، اما انگیزه‌های درونی و ریشه‌های متفاوتی باعث بروز رفتارهایش می‌شوند. اگر بنفشه برای التیام زخم‌ها و دردها و ساکت‌کردن ندای مضطرب درونش مرکز توجه است، میلاد برای پوشاندن احساس حقارت درونی خودش را مرکز توجه می‌کند. بنفشه به زخم‌هایش آگاه است، اما میلاد گرچه خیلی به تفکر درونی می‌پردازد، راه‌‌حلی برایشان، یا لااقل برای کنترلشان، ندارد. مخاطب اما نقص‌های شخصیتی او را می‌بیند و می‌تواند بین ارجاع‌هایی که در داستان بیان می‌شود‌ به‌خوبی ارتباط پیدا کند. سینا دادخواه ماهرانه از عناصر تشکیل‌دهنده‌ زیست جوان اکنون جامعه ایران بهره برده است. مکان‌هایی مثل کافه‌ که شاید بخشی مهم از روزمره‌ این نسل است، ساختار شهری، روابط، فضای مجازی، جنبش‌ها، همه و همه در اختیار روایتگری او هستند. روایتی مثل «شکستن هسته‌ی‌ زردآلو» که مهم‌ترین شاخصه‌اش واقع‌گرایی آن است. واقعیتی که در یک تماس اسکایپی در میان خاطرات زنی ایرانی بیان می‌شود و زندگی‌ای که تماما زندگی است؛ نه کم ‌و نه بیش. او با دستمایه قرار‌دادن زندگی چند جوان‌ و برش‌زدن قابی گذرا از زندگی‌هایشان، نشان می‌دهد که می‌توان در دل تلاطم‌ها و بحران‌ها، شکست‌ها و رنج‌ها، خود را شناخت، مشاهده کرد‌ و گرامی داشت.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.