نگاهی به رمان «مردن آسانتر از دوستداشتن است» نوشته احمد آلتان
آن سوی تاریکی موسوم به آینده
«حافظه آدمها برای محافظت از صاحبانشان به آنها یادآور میشود که قصد یادآوری ندارد». چهبسا انگیزه اصلی عثمان، تنها شخصیت بهظاهر حاضر در رمان «مردن آسانتر از دوستداشتن است» از به گفتوگو نشستن با مردگانی پراکنده از خانوادهای وسیع در سراسر یک قرن، شکستن این طلسم یا رمزگشاییاش باشد
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شیما شرافتی: «حافظه آدمها برای محافظت از صاحبانشان به آنها یادآور میشود که قصد یادآوری ندارد». چهبسا انگیزه اصلی عثمان، تنها شخصیت بهظاهر حاضر در رمان «مردن آسانتر از دوستداشتن است» از به گفتوگو نشستن با مردگانی پراکنده از خانوادهای وسیع در سراسر یک قرن، شکستن این طلسم یا رمزگشاییاش باشد. احمد آلتان، نویسنده ترکزبان، در این اثرش، مخاطب را پای مکالمه یک امپراتوری با مردمانش قرار میدهد. عثمانِ این رمان، نه یک فرد منزوی، که حاکمیتی ازدسترفته است. گویی امپراتوری عثمانی، پس از سقوط، در همنشینی با مردمان خود، میخواهد از این سیر زوال پرده بردارد. از همین رو رمان را شخصیتهای متکثر پیش میبرند. پای عشقهای سالخورده یا تازهپاگرفته، عشقهای آمیخته به ترس، پیچیدگی، انتقام، امتناع به روایت باز میشود. ارتباطهای درونی و تنگاتنگ آنها، برخی با هم غریبه و برخی آشنا، سلسلهرخدادهایی را رقم میزند که فرجام آنها البته از پیش برای عثمان مشخص است. اما اگر عثمان در نقطهای از تاریخ ایستاده که نتیجه پیشاپیش رقم خورده و برای او روشن است، کنجکاویاش از کجا مایه میگیرد؟ شاید از آنجا که او تنها به اعمال بیرونی راویانش اشراف دارد. آنچه مترصد آن است، دسترسی به ذهن آنها، اهداف درونی، انگیزههای آنی، حسهای گذرا یا ماندگارشان است. پس اگر پیش از سقوط، عرصه امپراتوری بر زندگی مردم چیره بوده است، حالا و از این پس، نوبت به امپراتوری عثمانی ازدسترفته رسیده تا پای حکایت زندگی مردمان خود بنشیند. آنها که به گفته او «گذشته را گاهی با دروغ، گاهی با تحریف، گاهی با اشتباه، گاهی با تاریخی گمشده، گاهی با منقلبشدن از اعترافهایی که از دل برمیآمد، دوباره در اینجا خلق میکنند». کوشک چوبینی که عثمان در آن عزلت گرفته، یادآور تابوت مرگ است. او «از یک شکافِ سر بازکرده در دلِ زمان به گذشته لغزیده، بعد آن شکاف بسته شده و او در گذشته مانده» است. در این تابوت، تصاویر متعدد و متراکم عشقها، رنجها، کودتاها، جنایتها و جنگها از پی هم میگذرند. شگرد احمد آلتان، در لحاظکردن شخصیت عثمان، این فرصت را فراهم کرده تا «زمانه» باشد که افراد را میشنود. اما این شنونده با پرسشهای خود گاهی آنها را به شک نیز بیندازد، حتی سبب شود از مواضع خود کوتاه بیایند. اگر قرار بود روایت صرفا با زاویه دید دانای کل روایت شود، امکان مداخلهای اینچنینی وجود نمیداشت. خصوصا که عثمان با مردگان به گفتوگو نشسته است، و این به آن معناست که آنها میتوانند حس اکنون خود را نسبت به گذشته پس از سالها، در زمان حال روایت کنند. این شکل از روایت، انحطاط را ملموستر و وجه فانی و گذرای آن را باقی و ماندگار میکند.
دیهگو گاروچو، در جستاری با عنوان «نفرین خاطره»، این رویکرد را پیش میکشد که خواندن آنچه از سر گذشته است، بیش از آنکه روزگار سپریشده را نشان دهد، از دوران فعلی زندگیمان میگوید. «گویی شنیدن و تفسیر صداهایی که از گذشتههای دور میآیند، ما را به دیدن چشماندازی در دوردست، چیزی شبیه گستره زمین یا قایقی در افق مجازی دستگاههای بیناییسنجی، فرامیخواند. بدون نقطه تلاقی، نقطهای دوردست در افق که همه خطوط در آن به هم میرسند، چشماندازی در کار نیست. به کمک این نقطه است که ما جایگاه خود را مشخص میکنیم و در قاب مینشانیم». و عثمانِ «مردن آسانتر از دوستداشتن است» صداهای گذشتگانش را فرامیخواند تا از تلاقی خطوط روایی منفرد هر یک از آنها در نقطه گریز خط افق، آشفتگی خود را در قابی قوامیافته جا دهد و به گذشته تکهپارهاش سامان بخشد. احمد آلتان، این رمان را در حدود یک قرن بعد از زمانی که روایت داستان رقم میخورد (1912-1913)، طی سالهایی نوشته که به جرم سیاسی در زندان به سر میبرده است. اگر شخصیتهای رمان میان صداهایی که میآمده، سکوت خودشان را هم میشنیدهاند، نویسنده تصمیم گرفته سکوت نکند و آنچه را بر یک خطه و مردم آن گذشته و تکرار میشود مکتوب کند. این اثر که سابقه تاریخی سالهای پایانی امپراتوری عثمانی و جنگهای بالکان در آن پررنگ است، سومین کتاب از مجموعه «چهارگانه عثمانی» اوست. اولین کتاب این مجموعه نیز با عنوان «عشق روزهای بلوا» به فارسی ترجمه شده است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.