روایت یک شهر پس از شب پراضطراب موشکباران و نگرانی از بازگشت ناامنی و آسیب به زندگی روزمره
چابهار در سوگ برج سفید
برج سفید 66متری با عرشه بلندش کنار دریا قرار گرفته است؛ اما حالا در تصاویر منتشرشده، از برج سفید دود بلند شده و بر پیکرش زخم اصابتی عمیق دیده میشود. کلنگ ساخت «برج کنترل دریایی چابهار» سال 1396 خورد و سال 1400 افتتاح شد و تبدیل به یکی از نمادهای توسعه و رشد در منطقهای شد که کمتر میتوان در آن چنین نمادهایی یافت.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
برج سفید 66متری با عرشه بلندش کنار دریا قرار گرفته است؛ اما حالا در تصاویر منتشرشده، از برج سفید دود بلند شده و بر پیکرش زخم اصابتی عمیق دیده میشود. کلنگ ساخت «برج کنترل دریایی چابهار» سال 1396 خورد و سال 1400 افتتاح شد و تبدیل به یکی از نمادهای توسعه و رشد در منطقهای شد که کمتر میتوان در آن چنین نمادهایی یافت. این برج را نماد توسعه تنها بندر اقیانوسی ایران، یعنی بندر چابهار نامیدهاند؛ اما شامگاه هفدهم تیرماه در مقابل چشمان بهتزده اهالی، موشکباران شد و عرشهاش تخریب. شب بود که خبر موشکباران مناطق مختلف در جنوب ایران آمد؛ یکی از آنها هم اسکله شهر چابهار بود. از همان ساعتهای اولیه که تصاویر آتشسوزی گسترده برج سفید و تخریب بخشی از آن منتشر شد، شهروندان چابهار در شبکههای اجتماعی برایش عزاداری کردند. برای آنها باورکردنی نبود که نماد شهرشان، اینطور در آتش سوخت و از بین رفت. یک روز بعد، یعنی هجدهم تیرماه، رئیس اداره کل بنادر و دریانوردی سیستانوبلوچستان اعلام کرد تمام بنادر شهید بهشتی و شهید کلانتری فعال هستند و عملیات تخلیه و بارگیری کالا در حال انجام است؛ اما مردم حال دیگری دارند؛ آنها نگران شروع دوباره جنگ هستند و در غم موشکباران شهرشان نشستهاند.
سرخوردگی در شهر
«عبدالعزیز بلوچزهی» 14 سال رئیس شورای اسلامی استان سیستانوبلوچستان بوده و حالا بهعنوان فعال اجتماعی شناخته میشود. او در زمان موشکباران چابهار کنار دوستانش بوده و درباره آنچه اتفاق افتاده است به «شرق» میگوید: «در آن لحظه صداهای بسیار وحشتناکی آمد و با اینکه مردم از روز قبل خبر داشتند قرار است حمله صورت بگیرد، به خیابانها سرازیر شدند. نگرانی مردم این بود که اگر این جنگ شروع شود، چه بلایی سر خانه و زندگیشان میآید؟». بلوچزهی معتقد است در بلوچستان ترس از دست رفتن مسکن بسیار بدتر از دیگر مناطق است: «مردم در اینجا توان تأمین مایحتاج روزانه خود را ندارند و اگر برای خانه و کاشانهشان اتفاقی بیفتد، فکر نمیکنم بتوانند آن را بازسازی کنند. دلخوشیهای مردم اینجا خیلی کوچک است؛ همین کپرها و کلبههای کوچکی که خود ساختهاند، کل امید آنهاست». حملات شب 17 تیرماه اضطرابها و نگرانیهای اقتصادی مردم را دوباره تشدید کرده و آسیبهایی که به زیرساختها وارد شده، رونق اقتصادی منطقه را تحت تأثیر قرار داده است: «در مناطق کمبرخورداری مثل سیستانوبلوچستان واردشدن آسیب به هریک از زیرساختهای اندک، با ضرر بسیاری مواجه میشود. مثلا ما در چابهار فرودگاهی داشتیم که در جنگ رمضان بسته شد؛ آن فرودگاه برای جذب گردشگر و شغلهای مرتبط با سفرهای درمانی و تفریحی، منبع درآمدی برای مردم شده بود که از بین رفت و هنوز پس از گذشت ماهها بازگشایی نشده است». او به تخریب این برج اشاره میکند: «نمیشود از تخریب برخی زیرساختها و نمادهایی که مردم با آن خاطره دارند، چشمپوشی کرد. در این مدت که جنگ متوقف شده بود، مردم به بازگشت ثبات، زندگی و کمشدن فشارها امیدوار بودند؛ اما این اتفاق و شروع دوباره جنگ، ممکن است تشدیدکننده دلسردی و ناراحتی مردم شود». به اعتقاد او، مردم در حال تجربه سرخوردگی دیگری هستند.
برجی نماد یک شهر
«رضا فهرجی» از ساکنان چابهار است؛ او مغازه کوچکی در این شهر دارد و حمله سه شب پیش به چابهار بسیار نزدیک به خانه او بود: «حدود ساعت 11 شب بود که مکانی نزدیک به خانهام و بیمارستان مجاور، موشکباران شد. بعد از حمله برخی شیشههای خانه شکست و کل حیاط را خاکستر پر کرد. همان موقع به پشتبام رفتم و دیدم در سمت بندر نیز دودی بلند شده و برج دریایی آسیب دیده است». برای او این حمله حتی شدیدتر از حملاتی بود که در جنگ اخیر به چابهار شده بود: «در دوران جنگ پیش میآمد به سمت بندر حملاتی صورت بگیرد، ولی برای ما صداها بسیار خفه و کم بود؛ این بار اما وضعیت متفاوت شد». «برج کنترل ترافیک دریایی» از نمادهای مورد علاقه شهر چابهار برای مردم بود؛ فهرجی درباره این برج میگوید: «برج در کنار اسکله و در محوطه اداره بنادر قرار داشت. مردم نیز به آن بسیار علاقهمند بودند؛ چون با سرعت و کیفیت بالایی ساخته شده بود و نامی برای شهر ساخته بود. خودم هم از آن بازدید کرده بودم و بسیار آن را دوست داشتم». با این همه، او میگوید مردم به زندگی روزمره خود بازگشتهاند: «فردای شبی که حمله شد، مردم محتاط شده بودند و شهر کمی خلوت شده بود، ولی کمکم دوباره شهر به وضعیت معمول خود بازگشت».