تورم، افق تجربه کودک را کوچک میکند
روزهای پس از جنگ، اتفاق تلخ دیگری نیز رخ داده و آن تأثیر تورم بر سبد زندگی طبقه متوسط است که باید کودکان هزینه آن را بپردازند. مطهره خردمندان در اقتصادنیوز تأثیری را که کودکان به خاطر تورم میبینند، بررسی کرده است؛ وقتی باید بین غذا و تفریح یکی را انتخاب کرد یا وقتی باید بین آموزش و سلامت یکی دیگر را. حالا دیگر طبقه متوسط قرار نیست کودک خود را با بسیاری از تجربهها آشنا کند و تا چند سال پیش کمتر از زبان خانوادههای طبقه متوسط شنیده میشد بگویند: «امسال فقط یکی از کلاسها را ادامه بده».
به گزارش گروه رسانهای شرق،
روزهای پس از جنگ، اتفاق تلخ دیگری نیز رخ داده و آن تأثیر تورم بر سبد زندگی طبقه متوسط است که باید کودکان هزینه آن را بپردازند. مطهره خردمندان در اقتصادنیوز تأثیری را که کودکان به خاطر تورم میبینند، بررسی کرده است؛ وقتی باید بین غذا و تفریح یکی را انتخاب کرد یا وقتی باید بین آموزش و سلامت یکی دیگر را. حالا دیگر طبقه متوسط قرار نیست کودک خود را با بسیاری از تجربهها آشنا کند و تا چند سال پیش کمتر از زبان خانوادههای طبقه متوسط شنیده میشد بگویند: «امسال فقط یکی از کلاسها را ادامه بده».
یکی از شاخصههای طبقه متوسط ایرانی، اصرار بر حضور فرزندانش در کلاسهای جانبی مثل کلاس زبان، موسیقی، ورزش و فعالیتهای هنری بود. این کلاسها فقط یک سرگرمی نبودند؛ بخشی از سرمایهگذاری خانوادهها برای آینده فرزندان محسوب میشدند. اما اکنون در میانه تورم مزمن، نااطمینانی اقتصادی، تبعات جنگ و فضای تعلیقی حاکم بر اقتصاد، بسیاری از خانوادهها ناچار شدهاند درباره همان سرمایهگذاریها تجدیدنظر کنند.
بررسی قیمتهای سال ۱۴۰۵ نشان میدهد هزینه یک کلاس زبان کودک در بسیاری از آموزشگاهها بین یکمیلیونو 300 هزار تومان تا یکمیلیونو 800 هزار تومان در هر ترم است و در برخی مؤسسات بالاتر نیز میرود. شهریه کلاسهای کانون زبان نیز به حدود یکمیلیونو 400 هزار تومان رسیده است. ورزش هم تقریبا همین قیمتهاست. اگر تا چند سال پیش یک کودک طبقه متوسط میتوانست همزمان زبان، شنا، موسیقی و یک فعالیت هنری را تجربه کند، امروز بسیاری از خانوادهها مجبورند از میان این گزینهها انتخاب کنند.
والدین دیگر نمیپرسند «چه کلاسی برای رشد فرزندم بهتر است؟»، بلکه میپرسند «کدام کلاس را حذف کنیم؟».
در بسیاری از خانوادهها، موسیقی قربانی زبان میشود و در برخی دیگر ورزش جای هنر را میگیرد. حتی خانوادههایی که فقط یک فرزند دارند نیز از منطق حذف و اولویتبندی در امان نماندهاند.
پس از ماهها تنش، نااطمینانی و تعلیق اقتصادی، بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند هزینههای غیرضروری را کاهش دهند. اما نکته مهم اینجاست که آنچه امروز حذف میشود، دیگر کالای لوکس نیست. بررسیهای میدانی از آموزشگاههای زبان، موسیقی و برخی باشگاههای ورزشی نشان میدهد پرداخت اقساطی شهریه به یکی از ابزارهای اصلی حفظ مشتریان تبدیل شده است. خانوادههایی که تا چند سال پیش شهریه یک ترم یا چند ماه را یکجا پرداخت میکردند، امروز ترجیح میدهند هزینهها را در چند قسط تقسیم کنند. با این تفاسیر اگر یک خانواده طبقه متوسط بخواهد برای یک کودک فقط سه فعالیت متعارف (زبان، ورزش و موسیقی) را حفظ کند، ماهانه چیزی حدود پنج تا ۹ میلیون تومان هزینه خواهد داشت. اگر تفریحهای آخر هفته نیز اضافه شود، این عدد بهراحتی به هشت تا ۱۲ میلیون تومان در ماه میرسد. حالا اگر خانواده دو فرزند داشته باشد، شرایط سختتر است. هر دو باید از چیزهایی بزنند یا شاید یکی باید کامل برای دیگری بگذرد. گاهی فرزند بزرگتر که به کنکور نزدیکتر است، اولویت پیدا میکند و هزینههای فرزند کوچکتر کاهش مییابد. گاهی نیز برعکس، خانواده ترجیح میدهد روی کودک کمسنتر سرمایهگذاری کند؛ تصمیمهایی که آسان نیست و مشکلات جانبی به وجود میآورد. به اینها باید تفریح را هم اضافه کرد. وقتی بلیت سینما ۲۰۰ هزار تومان است، فقط باید روزهای سهشنبه و با بلیت نیمبها به سینما رفت؛ تازه آنهم خرج زیادی روی دست میگذارد. برای یک روز شهربازی تا چند میلیون تومان باید در نظر گرفت. خانواده و فرزند ناچارند تعداد این تجربهها را محدود کنند. در نتیجه بخشی از حال و هوای کودکی که زمانی با گردش، بازی، تجربههای جمعی و خاطرهسازی تعریف میشد، آرامآرام جای خود را به خانهنشینی و سرگرمیهای کمهزینهتر میدهد.