|

وقتی تجریش خونین شد

سال پیش خبر رسید که میدان تجریش مورد اصابت از سوی اسرائیل قرار گرفته است. در آن روزها هنوز این باور که «‌فقط نظامی‌»‌ها آسیب می‌بینند، به‌شدت رایج بود‌. آب برای چند ساعت قطع شد و کمتر کسی به ابعاد این انفجار پی برد‌ تا اینکه مدتی پس از پایان جنگ، ویدئویی از این انفجار منتشر شد‌.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سال پیش خبر رسید که میدان تجریش مورد اصابت از سوی اسرائیل قرار گرفته است. در آن روزها هنوز این باور که «‌فقط نظامی‌»‌ها آسیب می‌بینند، به‌شدت رایج بود‌. آب برای چند ساعت قطع شد و کمتر کسی به ابعاد این انفجار پی برد‌ تا اینکه مدتی پس از پایان جنگ، ویدئویی از این انفجار منتشر شد‌. ویدئو‌یی که در آن پرتابه‌ای به یک ماشین ایستاده در پشت چراغ قرمز اصابت می‌کند. حالا ایسنا در سالروز این اتفاق به آن محل رفته و گزارشی تهیه کرده است. انفجاری که در ساعت ۱۵:۳۰ رخ داد؛ در موقع شلوغی و زمانی که هیچ‌کس تصور نمی‌کرد‌ یکی از پرترددترین نقاط شمال تهران به صحنه‌ای از فیلم‌های آخرالزمانی تبدیل شود. انفجار، سکوت میدان را در هم شکست و در چشم برهم‌زدنی، دود، آوار و وحشت جای زندگی روزمره را گرفت. خودروها مچاله شدند، شیشه‌ها فروریختند و مردمی که تا لحظاتی پیش سرگرم کارهای عادی خود بودند، در میان گردوغبار و موج انفجار سرگردان شدند و دنبال راهی برای دور‌شدن از آن معرکه می‌گشتند. برخی هنوز نمی‌دانند چگونه از میان آن حجم از ویرانی جان سالم به در بردند. بعضی هر بار که از کنار محل حادثه عبور می‌کنند، صدای انفجار را دوباره می‌شنوند و برخی دیگر هنوز هنگام روایت آن روز، کلمات را با بغض بر زبان می‌آورند. اکبر عباسی، از کسبه خیابان می‌گوید: «آن زمان در زیرزمین مغازه عطاری خودم بودم. تازه رسیده بودم و در پایین پله‌های زیرزمین، کمی متمایل به سمت چپ و روبه‌روی تلویزیون نشسته بودم که ناگهان صدای انفجار مهیبی به گوش رسید. بلافاصله حجم زیادی از گرد‌و‌خاک وارد زیرزمین شد. آن لحظه واقعا متحیر شده بودم که این صدای چیست. بلافاصله به سمت بیرون دویدم‌، فضا پر از خاک بود و ویترین مغازه کاملا متلاشی شده بود. چند نفر روی زمین افتاده بودند. صحنه فوق‌العاده وحشتناکی بود. من تا آن روز هرگز چنین صحنه‌ای را از نزدیک ندیده بودم و هنوز هم‌ تداعی آن لحظه‌ها، اضطراب خاصی در وجودم ایجاد می‌کند. صدای جیغ و فریاد زنان و کودکانی را می‌شنیدیم. یکی به دنبال فرزندش می‌گشت، یکی بر اثر موج انفجار با خودرو برخورد کرده بود و شیشه مغازه‌ها نیز فرو ریخته بود. چند خانم نیز روی زمین افتاده بودند. وقتی چند نفر را به بیمارستان بردیم، متوجه شدیم ‌لوله اصلی آب منطقه ترکیده و آب همه‌ جا را فرا گرفته است. تا جایی که توان داشتیم کمک کردیم. چند روز بعد نیز نیروهای آتش‌نشانی که در محل حضور داشتند، از زیر آوار ساختمانی که روبه‌روی ما قرار داشت و متعلق به یک بانک بود، پس از سه روز، پیکر یک نفر را خارج کردند که متأسفانه جان خود را از دست داده بود‌».

فدایی، یکی دیگر از کسبه که ۲۰ دقیقه بعد از انفجار رسیده، می‌گوید: «‌وقتی رسیدم، دیدم افراد زیادی در اطراف روی زمین افتاده‌اند. ساختمان بانک شهر نیز مورد اصابت قرار گرفته بود و بخش فوقانی آن تخریب شده بود. دستگاه خودپرداز بانک در وسط خیابان قرار داشت و کابل‌های برق نیز همگی ‌روی زمین افتاده بودند. در میدان قدس نیز حفره بزرگی ایجاد شده بود. یک خودروی شاسی‌بلند در آن حفره قرار داشت که با جرثقیل آن را بیرون کشیدند. خسارت‌ها بسیار زیاد بود و افراد زیادی جان خود را از دست داده بودند. در ایستگاه اتوبوس افرادی بر اثر اصابت ترکش آسیب دیده بودند؛ برخی جان باخته بودند و برخی دیگر مجروح شده بودند. برای مثال، یک خودروی ال‌۹۰ را دیدم که کاملا مچاله شده بود. یک کوییک متعلق به یک خانم باردار بود که بر اثر اصابت ترکش به خودرو، جان خود را از دست داده بود. فرد دیگری نیز در این محدوده دست‌فروش بود و سبزی می‌فروخت‌ که ترکش به وی اصابت کرد و جان باخت. اینها افرادی بودند که تصاویرشان همچنان در ذهنم باقی مانده است».

این لحظه‌ها تنها بخشی از آن‌چیزی است که در ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ بر این میدان گذشت‌؛ روایت‌هایی از اندوه، همدلی و ایثار. خاطره‌ای تلخ از روزی که زندگی برای دقایقی متوقف شد، اما اراده مردم برای ادامه‌دادن هرگز از حرکت نایستاد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.