فعلا منتظریم
مقامات آمریکایی در سخنان خود چندینبار به این اشاره کردهاند که جنگ بهمثابه رویارویی نظامی با ایران (یا همان نبرد خشم حماسی) به پایان رسیده است. به عبارت دیگر، طرفین وارد زدوخورد با سلاحهای خیلی سنگین و آسیبهای جدی و کشتار نظامیان و غیرنظامیان نمیشوند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مقامات آمریکایی در سخنان خود چندینبار به این اشاره کردهاند که جنگ بهمثابه رویارویی نظامی با ایران (یا همان نبرد خشم حماسی) به پایان رسیده است. به عبارت دیگر، طرفین وارد زدوخورد با سلاحهای خیلی سنگین و آسیبهای جدی و کشتار نظامیان و غیرنظامیان نمیشوند. از سوی دیگر بارها از سوی آنها شنیده میشود مذاکرات با طرف ایرانی بهخوبی پیش میرود و از سرعت مناسب برخوردار است و حتی چندین بار به این اشاره شده که فلان تاریخ به توافق قطعی خواهند رسید. آنچه مسلم است اینکه خواستههای طرفین مشخص و شفاف است و گویا هیچکدام اهل کوتاهآمدن نیستند. تا اینجا احتمالا ترامپ بوده که خیلی کوتاه آمده وگرنه آنچه در رسانههای رسمی کشور منتشر میشود، حاکی از اصرار و ابرام طرف ایرانی بر مواضع خود است. در آن ابتدا مردم ایران موضوع توافق مذکور را دنبال میکردند تا هرچه زودتر متعاقب رسیدن به یک صلح رسمی، بتوانند حداقل در یک افق کوتاهمدت برنامهریزی کنند با وضع کنونی چگونه باید کنار بیایند. نمایندگان و مذاکرهکنندگان هر دو طرف به اسلامآباد سفر میکردند و این امیدواری وجود داشت سطوحی از توافق حاصل شود و سند رسمی صلح به امضا برسد. در عین حال طرف آمریکایی دست از تهدید برنمیداشت و حتی یک بار هم ادعا کرد ساعتی قبل از آغاز حمله منصرف شده است.
به نظر میرسد طرفین آماده رسیدن به توافق نیستند. اینجا فقط پای دو کشور در میان نیست؛ اسرائیل به عنوان خبیثترین دشمن ما آماده هرگونه اخلال تا حد آغاز یک جنگ دیگر است؛ چراکه میداند اگر جنگی دربگیرد قطعا آمریکا از او حمایت میکند. با این حال شدت دشمنی ما با آمریکا و همچنین نگاه صفر و صدی طرفین به یکدیگر و خواستههایشان مانع از حصول به توافق شده است. همچنین نباید نقش مخرب برخی تندروهای داخلی را هم فراموش کرد که هر مذاکره را بهمثابه تسلیم قلمداد میکنند. ترامپ معتقد است در خاورمیانه آتشبس یعنی زمانی که اسلحهها با شدت ملایمتری شلیک میکنید. اما این هنوز نبرد است و تخاصم به قوت خود باقی است. همین ابقای وضعیت جنگی است که کشور را دچار مشکلات عدیده کرده است. مثلا همین محاصره دریایی توانسته تأثیرات خود را بر مبادلات اقتصادی کشورمان برجای بگذارد.
اینجاست که طرف آمریکایی چندان عجلهای از خود نشان نمیدهد. وقتی جنگ از فاز نظامی خارج شود و تخاصم همچنان پابرجا باشد، آنگاه احتمالا آسیبپذیرترین بخش کشور یعنی اقتصاد محل تاختوتاز و عرصه نبرد خواهد شد. همین اکنون طبق مشاهدات روزمره احتمالا قیمت اقلام لازم ضروری زندگی در مقایسه با سال گذشته در همین مقطع دو برابر شده است. دولت تلاش زیادی میکند و اگر کالابرگ نبود واقعا امکان استمرار زیست عادی نیز دچار مشکلات عدیدهای میشد. هنوز هم برخی هستند که توصیه میکنند در شرایط بحران باید دست به اجرای تصمیمات بزرگ زد. ما نمیدانیم در سر ترامپ چه میگذرد، اما میدانیم با وجود بزرگنماییها و گزافهگوییهایش، در برابر کشورمان متوقف شد. اما این توقف به بهای گزافی برای کشورمان حاصل شده است و قطعا هیچکس در داخل نمیخواهد این ماجرا تکرار شود. این دستاورد بزرگ اما نیازمند حفظ و نگهداری است. اگر ما بزرگترین و مخوفترین قدرت نظامی دنیا را محبور به توقف کردهایم. کشورمان با تمام توانش ایستاد. با تکتک زنان و مردان و با تحمل تمام سختیها و اضطراب و آسیبها تصمیم به مقاومت گرفت. به این ترتیب شایسته است که عملکرد کشور در تمامی عرصهها اعم از اقتصاد و سیاست و فرهنگ نیز در حد و اندازه قدرت نظامیمان باشد. به بیان دیگر، کشور با توسل به عقلانیت و با اولویت رفاه اجتماعی برای مردم اداره شود.