برای کودکان در این روزها چه کار باید بکنیم
دیروز یکی از روزهای سخت از آغاز جنگ بود. روز اول بود که کودکان مینابی در مدرسه مورد هدف موشک قرار گرفتند. دیروز صبح در گوشه و کنار ایران در حملات متعددی که انجام شده بود، کودکان از بین رفتند. این کودکان، دوستانی دارند و کودکانی دیگر شاهد این حملهها هستند. وظیفه خانوادهها چیست؟ آنان در این روزها و در این شرایط چه کار باید بکنند؟ در ادامه به چند پرسش اشاره میشود که متخصصان در رسانهها پاسخ دادهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
دیروز یکی از روزهای سخت از آغاز جنگ بود. روز اول بود که کودکان مینابی در مدرسه مورد هدف موشک قرار گرفتند. دیروز صبح در گوشه و کنار ایران در حملات متعددی که انجام شده بود، کودکان از بین رفتند. این کودکان، دوستانی دارند و کودکانی دیگر شاهد این حملهها هستند. وظیفه خانوادهها چیست؟ آنان در این روزها و در این شرایط چه کار باید بکنند؟ در ادامه به چند پرسش اشاره میشود که متخصصان در رسانهها پاسخ دادهاند.
آیا باید حقیقت به کودکان گفته شود؟
حقیقتگویی نسبت به پنهانکاری یا گفتن جزئیات بیش از حد بسیار ضروری است. کودکان باید بدانند والدین در کنار آنها هستند و هیچچیز از آنها پنهان نمیشود. اما این حقیقت باید به زبانی ساده و متناسب با سن کودک بیان شود. اگر کودک از وضعیت کنونی سؤال کند، والدین باید جواب را بهطور شفاف و با کلمات ساده بدهند. مثلا بهجای اینکه بگوییم «این شرایط خیلی بد است» یا «ما همه در خطر هستیم»، میتوان گفت: «در بعضی مناطق مشکلاتی وجود دارد، اما در اینجا همه تلاش میکنند تا مردم را حفظ کنند و ما هم در جایی امن قرار داریم». این پاسخ به کودک کمک میکند هم از حقیقت آگاه شود و هم احساس امنیت کند. پنهانکاری یا گفتن حقیقت بهطور افراطی میتواند مشکلات روانی بیشتری ایجاد کند. اگر والدین حقیقت را بهطور کامل پنهان کنند، کودک احساس میکند چیزی از او پنهان میشود که این خود باعث ایجاد اضطراب میشود. از طرفی، اگر والدین جزئیات پیچیدهای از وضعیت یا تحلیلهای سیاسی را برای کودک بیان کنند، این اطلاعات میتواند بیش از حد او را مضطرب کرده و اضطرابهای بیشتری برایش ایجاد کند. بنابراین باید میان شفافیت و حفظ امنیت روانی کودک تعادل برقرار کرد.
هنگام صدای انفجار چه کنیم؟
احساس نگرانی و اضطراب در شرایط جنگی طبیعی است. پنهانکاری در مواجهه با کودکان و نوجوانان نهتنها مؤثر نیست، بلکه میتواند اضطراب آنها را تشدید کند. برخی والدین با افزایش صدای موسیقی یا تلویزیون تلاش میکنند صداهای ناشی از انفجار را پوشش دهند، اما کودک با وجود این اقدامات، اضطراب والدین را درک کرده و متوجه غیرعادیبودن شرایط میشود. بنابراین، پنهانکاری یا دروغگویی در این شرایط برای کودک قابل قبول نیست و حتی ممکن است آشفتگی او را افزایش دهد. نوجوانان (۱۲ سال به بالا) دسترسی گسترده به تلفنهای هوشمند و فضاهای مجازی دارند و انتظار دوربودن آنها از اخبار و حوادث واقعبینانه نیست.
سؤالات کودک را چگونه پاسخ دهیم؟
کودکان اگر سؤال دارند، باید صادقانه اما ساده و با اطمینان پاسخ بگیرند و احساساتشان نادیده گرفته نشود. از کودکان پرسیده شود چه اتفاقی را فهمیدهاند و چه احساسی دارند و در صورتی که بیان کنند میترسند، با آرامش و قاطعیت توضیح داده شود که ترس اشکالی ندارد و در عین حال باید به زندگی ادامه داد. بهتر است جملاتی مانند «من همیشه از تو مراقبت خواهم کرد» به کودکان منتقل شود. زمان بیشتری را در کنار خانواده و کودک سپری کنید، بهویژه در زمان جنگ. بازی، مطالعه یا حتی در آغوش گرفتن میتواند به ایجاد احساس امنیت کمک کند. پنهانکردن کامل اتفاقات لازم نیست، اما کودک نباید در معرض روایتهای مداوم و جزئیات پراکنده درباره جنگ قرار بگیرد. به کودکان یادآوری کنید همه چیز خوب خواهد شد و تأکید کنید آنها محافظت میشوند و در امان هستند. کودکان باید بشنوند که جنگ پایان مییابد و به زمانهایی اشاره شود که کودک قبلا با ترسها یا نگرانیهایی روبهرو شده و از آنها عبور کرده است؛ مانند ترس از تاریکی یا ترس از رفتن به کلاس جدید.
اضطراب کودک را چطور آرام کنیم؟
اگر نوجوانان دچار اضطراب، ناخنجویدن، کندن مو، کابوس شبانه یا سایر علائم اختلال باشند، ابتدا والدین باید تلاش کنند با هدایت فرزندان به سمت فعالیتهای مورد علاقه، به کاهش اضطراب کمک کنند. در صورتی که شدت این علائم نگرانکننده باشد، مراجعه به مشاوران، روانشناسان و مراقبان سلامت ضروری است تا نوجوانان بتوانند این مرحله را با سلامت بیشتری
پشت سر بگذارند.