|

صرفه‌جویی با مردم

«صرفه‌جویی» در شرایط امروز ایران به یک راهبرد ملی برای حفظ ثبات بدل شده است؛ روزنه‌ای برای عبور از فشارها و ساختن آینده. این راهبرد اما تنها و تنها زمانی موفق خواهد بود که «با مردم» باشد، نه صرفا «برای مردم».

«صرفه‌جویی» در شرایط امروز ایران به یک راهبرد ملی برای حفظ ثبات بدل شده است؛ روزنه‌ای برای عبور از فشارها و ساختن آینده. این راهبرد اما تنها و تنها زمانی موفق خواهد بود که «با مردم» باشد، نه صرفا «برای مردم». مردم ایران در همه روزهای سخت این سرزمین نشان داده‌اند هر زمان پای وطن در میان باشد، اهل ایستادگی‌اند؛ اهل همراهی، صبوری و فداکاری. تجربه سال‌های دشوار، از جنگ تحمیلی تا بحران‌های اقتصادی، ثابت کرده است ‌سرمایه اصلی ایران نه‌فقط منابع طبیعی، بلکه حس عمیق وطن‌دوستی مردمانش است؛ سرمایه‌ای که باید بیش از هر زمان دیگری از آن مراقبت کرد. در چنین شرایطی، وظیفه دولت صرف دعوت مردم به صرفه‌جویی نیست، بلکه پیش از هر چیز باید در «الگو‌بودن» و «اعتمادسازی» پیش‌قدم شود. سیاست صرفه‌جویی زمانی به یک باور عمومی و حرکت ملی مؤثر تبدیل می‌شود که مردم نشانه‌های آن را ابتدا در رفتار مسئولان ببینند؛ از حذف هزینه‌های زائد و ریخت‌وپاش‌های اداری گرفته تا ساده‌سازی ساختارهای پرهزینه، مقابله واقعی با فساد و بستن مسیر رانت. جامعه با شعار همراه نمی‌شود؛ با «الگو» همراه می‌شود. در این میان، مسئله «اعتماد» را نباید دست‌کم گرفت؛ این مهم همان ستون اصلی همبستگی ملی است که با گفت‌وگو، شفافیت، صداقت و احترام به افکار عمومی ساخته می‌شود و متأسفانه در بسیاری مواقع با برخی تصمیم‌های ناگهانی، محدودکننده و بدون اقناع اجتماعی آسیب می‌بیند. مردم زمانی با سیاست‌های سخت اقتصادی همراه می‌شوند که احساس کنند دیده می‌شوند، صدایشان شنیده می‌شود و فشارها عادلانه توزیع شده است. اگر جامعه باور کند که مسئولان پیش از مردم، خود را ملزم به اصلاح، شفافیت و صرفه‌جویی دانسته‌اند، سرمایه اجتماعی دوباره جان می‌گیرد و حس مشارکت تقویت می‌شود. از سوی دیگر، صرفه‌جویی نباید تنها به کاهش مصرف مردم محدود شود. بخش مهمی از این مسیر، به اصلاح شیوه حکمرانی و بازنگری در اولویت‌های مدیریتی بازمی‌گردد. جامعه زمانی به آینده امیدوار می‌ماند که ببیند منابع کشور به‌درستی مدیریت می‌شود، تصمیم‌ها مبتنی بر منافع ملی است و هزینه ناکارآمدی‌ها بر دوش مردم گذاشته نمی‌شود. هیچ سیاست اقتصادی‌ای بدون سرمایه اجتماعی پایدار نخواهد ماند. همچنین نباید فراموش کرد که در شرایط فشار اقتصادی، حفظ کرامت مردم اهمیت ویژه‌ای دارد. مردم ایران بارها نشان داده‌اند‌ در برابر سختی‌ها مقاوم‌ هستند، اما آنچه جامعه را فرسوده می‌کند‌ صرفا مشکلات اقتصادی نیست، بلکه احساس تبعیض، بی‌عدالتی و نادیده‌ گرفته‌شدن است. عدالت در تصمیم‌گیری و رعایت انصاف در توزیع فشارها، لازمه حفظ انسجام اجتماعی و آرامش عمومی است. سیاست‌گذاری عاقلانه نیز دقیقا از همین نقطه آغاز می‌شود؛ تصمیم‌هایی که آرامش روانی جامعه را حفظ کند، فشار را بر زندگی مردم مضاعف نکند، تولید را زمین‌گیر نکند و امید را از خانواده‌ها نگیرد؛ چراکه امنیت اقتصادی و آرامش روانی مردم، بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت ملی کشور است. امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به همبستگی ملی نیاز دارد، اما همبستگی نه با فشار، بلکه با اعتماد شکل می‌گیرد. اگر مردم احساس کنند در این مسیر «شریک» هستند، نه صرفا تحمل‌کننده فشار، صرفه‌جویی می‌تواند از یک اجبار اقتصادی به یک فرهنگ ملی تبدیل شود. ایران بیش از هر چیز‌ بر پایه اعتماد و حس تعلق مردمانش پابرجاست؛ سرمایه‌ای که حفظ آن، مهم‌ترین وظیفه هر نظام حکمرانی در روزهای سخت است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.