|

ضرورت تدبیر در پایان‌بخشی به جنگ تحمیلی سوم و پس از آن

صندوق بین‌المللی پول در آخرین گزارش از چشم‌انداز اقتصادی کشورهای جهان در سال 2026، وضعیت برخی متغیرهای کلان اقتصادی ایران را نیز پیش‌بینی کرده است.

صندوق بین‌المللی پول در آخرین گزارش از چشم‌انداز اقتصادی کشورهای جهان در سال 2026، وضعیت برخی متغیرهای کلان اقتصادی ایران را نیز پیش‌بینی کرده است. در این گزارش پیش‌بینی شده که رشد اقتصادی از منفی 1.5 به منفی 6.1 کاهش یافته، نرخ بی‌کاری نیز از هشت درصد به 9.2 درصد افزایش خواهد یافت و این دو پیش‌بینی از عمیق‌ترشدن رکود اقتصادی حکایت می‌کند. از سوی دیگر نرخ تورم نیز از حدود 51 درصد به حدود 69 درصد افزایش خواهد یافت و به عبارت دیگر رکود تورمی در ایران اثرات گسترده‌تری خواهد داشت (دنیای اقتصاد، 26 فروردین 1405).

گرچه جنگ تحمیلی سوم از سوی آمریکا به‌عنوان قدرت برتر نظامی جهان و اسرائیل (آزاد از هر قید و بند قانونی، انسانی و اخلاقی) علیه ایران با هدف سقوط نظام و تضعیف شدید کشور و ناتوانی ایران به لطف خدا با تدبیر و از‌خودگذشتگی مردم، رهبران و نظامیان و همدلی همه نهادهای مدنی به شکست انجامید؛ اما تحمیل نزدیک به دو دهه تحریم ظالمانه بر ملت، اقتصاد ایران را کوچک کرده، رکود تورمی را در کشور موجب شده و از‌این‌رو بر‌اساس برخی برآوردها جمعیت زیر خط فقر در سال 1403، به بیش از 40 درصد افزایش یافته بود. آمریکا و اسرائیل در جنگ تحمیلی سوم با زیر پا گذاشتن کنوانسیون‌های بین‌المللی اقدام به جنایات علیه بشریت کرده و و کودکان را نیز هدف قرار داده و همچنین به زدن زیرساخت‌های اقتصادی کشور مبادرت کردند. زیرساخت‌های اقتصادی یک واحد تولیدی صرف نیستند، بلکه زنجیره تولید را تأمین می‌کنند و آن را باید در قالب ارتباطات پیشین و پسین بررسی کرد. ایرنا به نقل از شرکت ریستاد انرژی اعلام کرد خسارات وارده بر تأسیسات انرژی بین 34 تا 58 میلیارد دلار برآورد می‌شود. چندی پیش معاون وزیر کار اعلام کرد که برآورد اولیه از جنگ اخیر، از دست رفتن یک میلیون شغل به طور مستقیم و دو میلیون شغل به طور غیرمستقیم است (هم‌میهن). سخنگوی دولت نیز از برآورد خسارت 270 میلیارد دلاری خبر داد. اگر این برآوردها مورد پذیرش قرار گیرد، به این معناست که پیش‌بینی صندوق محتاطانه بوده است.

از سوی دیگر به نظر می‌رسد که توازن قدرت در جنگ تحمیلی رخ داده است. دشمن به اهداف خود نرسیده و نخواهد رسید و از سوی دیگر ایران نیز توانسته است ضربات مهلکی بر آنها وارد کند و نه‌تنها از منظر منطقه‌ای تضعیف نشده، بلکه موقعیت آن تثبیت و تقویت شده است. بر‌اساس‌این با ورود به این مرحله، مقامات نظام در این شرایط با عقلانیت و با اتکا بر ابزارهای در دست خود، پذیرای مذاکرات با آمریکا شده‌اند و البته این در صورتی است که آنان به خواسته‌های بحق ایران تن در دهند. همه جنگ‌ها در نهایت با مذاکره خاتمه می‌یابند؛ مهم این است که در چه زمانی این اتفاق می‌افتد. به نظر می‌رسد اکنون که برگ‌های برنده‌ای در دست ماست، زمان آن فرا رسیده است. ازاین‌رو اگر مقامات با نگاه به منافع ملی و با شجاعت تمام به مذاکرات وارد شده و از منافع ملی و دستاوردهای به‌دست‌آمده در جنگ، دفاع کنند، قطعا آیندگان آنان را تحسین خواهند کرد. از‌این‌رو از گروه‌های تندروی که در جهان موازی زندگی می‌کنند، هراسی نداشته باشند.

هم‌زمان باید مقامات اقتصادی، مراکز پژوهشی و عالمان اقتصادی به تبیین وضعیت اقتصادی و راه‌های برون‌رفت از بحران پس از جنگ اقدام کنند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.