لیلی گلستان: ۳۸ بار برای توضیح به ارشاد خواسته شدم / این روزها گریه میکنم و اشکم سرازیر میشود/ دلم برای ملتمان میسوزد
لیلی گلستان گفت: ۳۸ بار به ارشاد رفتم و از اثر هنرمندانم دفاع کردم، بدون آنکه خود هنرمند باخبر شود، چون اغلب بچهها زودرنج و حساس هستند. همیشه هم آنها را متقاعد کردهام که این کارها هیچ مشکلی نداشته و باید روی دیوار برود و موفق هم شدهام.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
لیلی گلستان درباره تاثیر درگذشت اساتید هنرهای دیداری بر هنر امروز ایران و حضور فعال نسل جدید اظهار کرد: از وظایف مهم گالریدار، کشف استعدادهای جوان است، همیشه پیشکسوتان جایگاه والایی در هنرهای تجسمی داشته و معروف هستند اما این کفایت نمیکند.
وی افزود: باید با معرفی و حمایت هنرمندان جوان و ناشناخته، به دنیای هنر افزود و آثار آنها را به مجموعهداران معرفی کنیم. از ابتدا که گالری گلستان را باز کردم، یکی از اهداف اصلی من همین موضوع بود و با افتخار میگویم که موفق هم شدم.
وی تصریح کرد: بنابراین معتقدم، ناامیدی برای آینده هنرهای تجسمی ایران وجود ندارد به خصوص ساکنان شهرستانها در این زمینه به خوبی فعالیت میکنند، آنها برای نمایشگاههای انفرادی و ۱۰۰ اثر، آثار خود را ارسال میکنند و باید گفت که این آثار فوقالعاده است.
گلستان ادامه داد: با توجه به اینکه برخی از شهرستانها به نسبت تهران، گالریهای و موزههای آنچنانی ندارند، از این نظر میتوان گفت که محرومیت وجود دارد. از طرفی دیگر شاید به کتابهای فرنگی دسترسی کمتری داشته باشند اما آنچه که دارند از خلاقیت و استعداد درونی خودشان است. به نقاشان شهرستانی بسیار امید دارم آنها همیشه مرا متعجب میکنند که چگونه این همه کار در دنیا دیدهاند که توانستهاند روی آثار خودشان تاثیر بگذارند.
این گالریدار اضافه کرد: جایگاه پیشکسوتان در این عرصه همیشه مشخص است اما برخی از جوانان میتوانند حتی بهتر از این پیشکسوتان فعالیت هنری داشته باشند، میتوان ادعا کرد که برخی از جوانان بسیار متفاوتتر از افراد پیشکسوت فعالیت دارند.
مردم عادت به زدن نقاشی روی دیوار ندارند
گلستان با اشاره به اینکه در جامعه ما به دیوار زدن یک نقاشی، هیچ وقت مطرح نبوده است، گفت: اگر چیزی روی دیوار رفته، قالیچه بوده تا پا روی آن نگذارند، اما جای قالیچه روی دیوار نیست. مردم هنوز به خرید اثر و نصب آن روی دیوار خانهها عادت نکردند. البته حدود ۱۰ تا ۱۲ سال است که آرام آرام مردم اثر هنری میخرند، چون سالها است که گفتهایم خرید اثر هنری یک نوع پسانداز است.
گلستان اضافه کرد: یادم میآید زمانی که حراج تهران آغاز شده بود، در همان روزها، آدمهایی با یک ورق کاغذ پیش من میآمدند، با یک لحن ساده میگفتند، ما از اینها میخواهیم، حتی هنرهای تجسمی را نمیشناختند. اینها آثار چهکسانی بودند؟ آثار حسین زندهرودی، محمد احصایی، سهراب سپهری، غلامحسین نامی، محمدابراهیم جعفری، هنرمندان معروف آن دوران بودند، حتی اسم آنها را هم نمیدانستند.
برای تجارت نقاشی میخرند
این مترجم خاطرنشان کرد: آنها میخواستند نقاشی بخرند، سال بعد دو یا سه برابر بفروشند، برای پسانداز و تجارت آثار را میخریدند. فکر میکنم، بخرند و بفروشند، اشکالی ندارد، اینگونه با هنرهای تجسمی، کمی آشناتر میشوند.
گلستان افزود: سال ۱۳۶۷ زمانی که گالری من افتتاح شد، در روزنامه اعلام کردم که آثار را قسطی میفروشم. یادم هست که یکی از گالریدارها از این وضعیت ناراحت شد و گفت؛ با این اقدام شما، هنرهای تجسمی را کوچک میکنی، درحالی که میخواستم آن را انتشار بدهم.
وی تصریح کرد: آن دوره، یک میلیون تومان، پول زیادی بود. اعلام کردم کسانی که نمیتوانند یکجا، یک میلیون تومان پول یک تابلو بدهند، در چند قسط پرداخت کنند. چه اشکالی داشت، عوضش تابلو روی دیوار خانههایشان نصب میشد و با دنیای هنرهای تجسمی آشنا میشدند. کمااینکه همینطور هم شد.
گلستان ادامه داد: با اعلام فروش قسطی نقاشی، استقبال خریداران بیش از آنچه که فکر میکردم، بود. کسانی تابلو میخریدند که با دنیای هنرهای تجسمی آشنا نبودند، اما نقاشی دوست داشتند. پول نداشتند که کار بخرند و حالا اینجوری میتوانستند اثر داشته باشند.
وی افزود: حتی یکی از همسایگان گالری گلستان در خیابان دروس، در طول سالها، با خرید قسطی آثار، به یک مجموعهدار خوش سلیقه تبدیل شده است. باید عادت کنیم که روی دیوار خانههایمان یک نقاشی قشنگ باشد که از دیدن آن لذت میبریم.
این گالریدار ادامه داد: زمانی که خیلی خسته میشوم روبهروی نقاشی زندهرودی که بسیار برای من باارزش است مینشینم تا در نهایت خستگی از تنم خارج شود.
تسلیم ناامیدی نمیشوم
گلستان با اشاره به تلخیها و حوادث ماههای اخیر از جمله جنگ تحمیلی گفت: از نظر اخلاقی فردی هستم که تسلیم ناامیدیها و اشکال تراشیهای اطرافم نمیشوم یعنی همیشه چارهسازم و کار را چاره میکنم.
وی با اشاره به مثالی از گذشته، این چارهسازی را توضیح داد و افزود: فکر میکنید از سال ۱۳۶۷ که اولین گالری بعد از انقلاب را تاسیس کردم، چندبار برای توضیح دادن راجع به اثری که سانسور شده، به وزارت ارشاد رفتهام؟ ۳۸ بار.
گلستان ادامه داد: ۳۸ بار به ارشاد رفتم و از اثر هنرمندانم دفاع کردم، بدون آنکه خود هنرمند باخبر شود، چون اغلب بچهها زودرنج و حساس هستند. همیشه هم آنها را متقاعد کردهام که این کارها هیچ مشکلی نداشته و باید روی دیوار برود و موفق هم شدهام.
وی افزود: هیچوقت، هیچ تابلویی از روی دیوار گالری گلستان برداشته نشد، همیشه رفتارم به گونهای بوده که به من اعتماد کنند، حتی زمانی، تصمیم گرفتم برای برپایی نمایشگاههای هفتگی از ارشاد مجوز نگیرم، پس از دو ماه با من تماس گرفتند و گفتند که شما کاغذ مجوز را جای دیگری میفرستید و به همین دلیل به دست ما نمیرسد.
گلستان ادامه داد: گفتم اصلا آن کاغذ را نفرستادم، پرسیدند یعنی چه؟ پاسخ دادم که نمایشگاهها درحال برگزاری است و هیچ اشکالی هم پیش نیامده است. شما به مسئولتان بگویید که اگر به من اعتماد دارند و اگر میدانند که شرعا و عرفا بلدم چه روی دیوار به نمایش بگذارم و چه تابلویی را به نمایش نگذارم، از مجوز دادن به من پرهیز کنند.
وی افزود: پیش خودم فکر میکردند که ممکن است گالری را تعطیل کنند اما هرگز نیامدند و گالری هم تعطیل نشد، در واقع آنها به من اعتماد کردند.
این مترجم اضافه کرد: این اواخر تصمیم گرفتم فعالیت گالری را آنلاین انجام دهم و گالری را به شکل فیزیکی به نوعی تعطیل کردم، با ناامیدی که از خصوصیات اخلاقی من نیست، کار را شروع کردم. باورتان نمیشود در دوره جنگ با من تماس گرفتند و اثر خریدند، خیلی متعجب شدم که در این شرایط سخت چگونه اثر خرید میکنند البته هم برای نقاش و هم برای گالریدار خوب است، در حال حاضر تلاش ما با فروش آنلاین است.
گلستان از حال خود در این روزها گفت که همیشه گریه میکنم و اشکم سرازیر میشود، دلم برای ملتمان میسوزد.