|

تنگه هرمز، گلوگاه نفتی جهان و تهدیدی خاموش

چگونه هوش مصنوعی می‌تواند از حساس‌ترین آبراه جهان در برابر فاجعه زیست‌محیطی محافظت کند

مرضیه امیری

 



شب هفتم ژانویه ۲۰۱۸ بود که نفت‌کش سانچی در آب‌های شرق چین آتش گرفت. کشتی هشت روز سوخت، سپس منفجر شد و با ۱۳۶ هزار تن میعانات گازی به اعماق دریا فرورفت. یکی از بزرگ‌ترین فجایع نفتی دهه اخیر، حالا تصور کنید چنین اتفاقی نه در پهنه اقیانوس که در دل تنگه‌ای باریک رخ دهد که هر روز یک‌‌سوم نفت دریابرد جهان از آن عبور می‌کند. آن‌ وقت با فاجعه‌ای روبه‌رو هستیم که ابعادش را به‌سختی می‌توان تصور کرد.
این تنگه، تنگه هرمز است. روزانه بیش از ۲۱ میلیون بشکه نفت از این گذرگاه می‌گذرد. اما باریک‌ترین نقطه این مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان، تنها ۳۹ کیلومتر عرض دارد. تراکم بالای کشتی‌ها، نزدیکی سواحل و بوم‌سازگان شکننده دریایی، این منطقه را به یکی از آسیب‌پذیرترین نقاط جهان در برابر آلودگی بدل کرده است.
تهدید اما، دو چهره دارد. آلودگی فقط زاییده سوانح نیست. بخش بزرگی از آلودگی دریاها ریشه در کنشی کمتر شناخته‌شده دارد، تخلیه عمدی و غیرقانونی پساب. کشتی‌ها هنگام شست‌ و شوی مخازن یا تخلیه آب توازن، مقادیری نفت وارد دریا می‌کنند. کنوانسیون بین‌المللی MARPOL این کار را محدود کرده، اما اجرای آن دشوار است. بسیاری از این تخلیه‌‌ها شبانه و دور از چشم گشت‌های ساحلی انجام می‌شود. نتیجه؟ لکه‌های نفتی پراکنده‌ای که روی‌ هم‌ رفته زخمی عمیق بر پیکر دریا می‌زنند. سوانح و آلودگی خاموش، مقابله با هر دو، به چشمانی نیاز دارد که شبانه‌‌روز دریا را زیر نظر بگیرند.
اینجاست که ماهواره‌‌ها وارد میدان می‌شوند. ماهواره‌های راداری مانند Sentinel-1 اروپا در دل شب و در هر شرایط آب‌ و هوایی، حتی زیر ابر و مه، از سطح دریا تصویر می‌گیرند. فناوری رادار با گشودگی مصنوعی یا SAR منطقش ساده است: سطح دریا در حالت عادی موج دارد و امواج رادار را پراکنده می‌کند، اما جایی که لایه نازکی از نفت روی آب نشسته، سطح صاف می‌شود و امواج کمتری بازمی‌گردد. نتیجه، یک لکه تیره در تصویر است.
اما مشکل اینجاست. هر لکه تیره لزوما نفت نیست. باد ملایم، جلبک‌‌های دریایی یا آرامش موضعی آب هم می‌توانند نواحی تیره مشابهی بسازند. متخصصان به این پدیده‌‌های فریبنده شبه‌ نفت
(look-alikes) می‌گویند. تشخیص نفت واقعی از این بدل‌ها سال‌ها کار کارشناسان خبره بود، کاری زمان‌‌بر و پرخطا.
اینجا بازی عوض می‌شود. الگوریتم‌‌های یادگیری عمیق با دیدن هزاران تصویر نمونه، یاد می‌گیرند لکه نفتی واقعی را از پدیده‌‌های مشابه تشخیص دهند، آن هم در عرض چند ثانیه. نمونه موفق این رویکرد را اروپا سال‌‌هاست به کار گرفته. سامانه CleanSeaNet تصاویر ماهواره‌ای را خودکار تحلیل می‌کند و موارد مشکوک را هشدار می‌دهد.
کار به شناسایی لکه ختم نمی‌شود. سامانه‌‌های پیشرفته با تلفیق داده‌‌های موقعیت کشتی‌ها (AIS) و مدل‌‌های رایانه‌ای رانش نفت، می‌توانند رد لکه را بگیرند و کشتی مسئول را شناسایی کنند.
چرا باید روی چنین سامانه‌ای سرمایه‌گذاری کرد؟ پاسخ، علاوه بر محیط زیست، اقتصادی هم هست. گشت‌‌زنی هوایی بسیار پرهزینه است. در مقابل، یک سامانه ماهواره‌ای می‌تواند پهنه وسیعی را به‌‌طور مداوم و با هزینه‌ای به‌‌مراتب کمتر رصد کند. مهم‌تر آنکه وقتی کشتی‌ها بدانند زیر نظر هستند، احتمال تخلیه غیرقانونی کاهش می‌یابد. پیشگیری به‌جای جبران.
اما نمی‌توان نسخه اروپایی را بی‌‌کم‌‌وکاست در خلیج فارس پیاده کرد. نخست، تراکم بی‌نظیر سازه‌های نفتی، وجود بیش از هزار و 200 سکوی فراساحلی که می‌توانند سامانه را گمراه کنند. دوم، شوری و دمای بالای خلیج فارس، رفتار نفت روی سطح را تغییر می‌دهد و مدل‌هایی که برای آب‌‌های سرد طراحی شده‌اند، اینجا لزوما درست کار نمی‌کنند. سوم، کمبود داده محلی، الگوریتم‌‌ها برای آموزش به هزاران تصویر بومی نیاز دارند که هنوز به‌اندازه کافی جمع‌‌آوری نشده‌اند. چالشی از جنس دیگر: همکاری. تنگه هرمز با احتساب بخشی از خلیج فارس بودن، تقریبا با هشت کشور هم‌‌مرز است و پایش مؤثر آن بدون هماهنگی منطقه‌ای ممکن نیست.
هزینه یک سانحه نفتی بزرگ می‌تواند به میلیاردها دلار برسد، رقمی که در برابرش سرمایه‌گذاری در یک سامانه هشدار سریع ناچیز به نظر می‌رسد. سازمان ROPME سال‌هاست فعال است، اما زمان آن رسیده که گامی جدی‌تر و بومی‌تر برداشته شود: جمع‌‌آوری داده بومی، کالیبراسیون مدل‌های رانش با شرایط واقعی خلیج فارس، تدوین پروتکل مشترک میان کشورهای ساحلی، آموزش نیروی متخصص و بهره‌گیری از زیرساخت‌های ابری. نکته‌ای که نباید فراموش شود، توجه ویژه به میعانات گازی است، همان ماده‌ای که در سانحه سانچی فاجعه آفرید.
فناوری با سرعت پیش می‌رود. به‌زودی ماهواره‌‌ها می‌توانند داده‌ها را همان‌جا در مدار پردازش کنند و فقط هشدار‌ها را بفرستند. اما باید واقع‌نگر بود: فناوری بخش آسان ماجراست. آنچه کم داریم، نه دانش فنی، بلکه اراده سیاسی و عزم منطقه‌ای برای به‌‌کارگیری آن است.
تنگه هرمز بیش از یک مسیر تجاری است، این آبراه باریک، سیاسی‌ترین شریان حیاتی اقتصاد جهان و در عین حال یکی از شکننده‌‌ترین زیست‌‌بوم‌‌های دریایی است. پرسش نهایی این است که آیا پیش از وقوع فاجعه‌ای بزرگ دست به کار می‌شویم یا باز هم منتظر می‌مانیم تا نفتکشی در دل دریا بسوزد و زندگی مردم و موجودات ذی‌نفع این آبراه استراتژیک قربانی رقابت‌های منطقه‌ای شود.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.