|

علیه قرارداد اجتماعی

بسیاری بر این باورند که انقلاب‌ها پیش‌بینی‌ناپذیرند. اگر منظور از این گفته، آن «لحظه تکینِ انقلاب» باشد، البته سخنی گزاف نیست. اما انقلاب‌ها فرایندی دارند که قابل مشاهده و پیش‌بینی است.

احمد غلامی نویسنده و روزنامه‌نگار

بسیاری بر این باورند که انقلاب‌ها پیش‌بینی‌ناپذیرند. اگر منظور از این گفته، آن «لحظه تکینِ انقلاب» باشد، البته سخنی گزاف نیست. اما انقلاب‌ها فرایندی دارند که قابل مشاهده و پیش‌بینی است.

تجربه انقلاب ۱۳۵۷ مصداق بارز این فرایند است که سالیان سال مستعد ظهور لحظه تکین انقلاب بود که سرانجام به وقوع پیوست. این لحظه تکین، بزنگاهی است که آحاد مردم یکدل و یک‌صدا می‌شوند تا اراده خودشان را متجلی کنند. در این تجلی اراده، توانی وجود دارد که هم از آنان در برابر مخالفانشان صیانت می‌کند و هم موجب تغییر به سمت‌وسویی می‌شود که مردم اراده کرده‌اند. اسپینوزا این وضعیت‌ها را «کناتوس» می‌نامد. کناتوس در تعاریف اولیه اسپینوزا به این معناست که هر چیزی برای «پایدارماندن در وضعیتش» و «ارتقا به وضعیتی بهتر» کوشش می‌کند. این صورت‌بندی اولیه اسپینوزا با دو جنبه سروکار دارد؛ جنبه ایستایی یعنی استقامت در ماندن‌ و جنبه پویایی که تغییر وضعیت موجود است و بی‌شباهت به وضعیت کنونی جامعه ما نیست. از این منظر، جامعه ایران در حال صیانت از خود است و تلاش می‌کند انسجام خود را در برابر ایده‌های بیرونی که بیشتر مبتنی بر تصویری از ایران است، به‌گونه‌ای حفظ کند که هم منطبق بر واقعیات جامعه باشد و هم مانع تغییر وضعیت نشود.

دشواری کار مردم این است که چگونه می‌توانند از این مرحله عبور کنند. دور از ذهن نیست مردم برای گذر از این وضعیت به سمت ائتلاف‌هایی بروند که خواسته یا ناخواسته پیش‌روی آنان قرار دارد. وضعیت‌های انقلابی همواره اغواگرانه است؛ در این وضعیت‌ها ائتلاف‌هایی شکل می‌گیرد که نه‌تنها شکننده است، گاه موجب تغییری جدی در مسیر حرکت می‌شود. اغلب انقلاب‌ها این وضعیت اغواگرانه را تجربه کرده‌اند؛ چراکه حرکت‌های اجتماعی بیش از آنکه بر اساس «عقل» باشد، بر مدار  «حال‌مایه»‌ها است. 

اسپینوزا باور دارد: «از آنجا که انسان‌ها، بیشتر تحت هدایت حال‌مایه‌ها هستند تا عقل، می‌توان نتیجه گرفت که انبوه خلق طبیعتا هماهنگ می‌شود و گویی می‌خواهد تحت هدایت نفسی واحد باشد، نه تحت هدایت عقل بلکه تحت هدایت چند حال‌مایه مشترک: بیم مشترک، امید مشترک یا اشتیاقی بی‌صبرانه برای گرفتن تقاص خسرانی مشترک». از همین‌جاست که ایده اساسی و درخشان اسپینوزا ظهور می‌کند؛ اگر انبوه خلق بر مبنای حال‌مایه‌ها یا به معنای دیگر تقلید از حال‌مایه‌های یکدیگر، جمعی را شکل می‌دهند که بیش از آنکه مبنای عقلانی داشته باشد مبتنی بر حال‌مایه‌های انسانی است، دیگر سخن‌گفتن از «قرارداد اجتماعی» آن‌گونه که هابز از آن سخن می‌گوید، چندان محل اعتنا نیست. خاصه اینکه در جهان آشوب‌زده امروز که قراردادهای انسانی از سوی قدرت‌های جهانی به هیچ گرفته می‌شوند، استدلال اسپینوزایی برای گذر از «وضعیت طبیعی» که بشر پشت سر گذاشته و به تبع آن نهادهایی را برای صیانت از خود و دیگران بنیاد نهاده، منطقی‌تر به نظر می‌رسد و دیگر سخن‌گفتن از قرارداد اجتماعی وحی منزل نیست و می‌توان در بنیاد آن تردید کرد. بر اساس تفسیر الکساندر مترون، کناتوس در طول حیات فکری اسپینوزا تحول پیدا کرده است.

اسپینوزا در «رساله مختصره» کناتوس را کوششِ هر چیز برای پایدارماندن در وضعیتش و ارتقا به وضعیتی بهتر می‌داند. در این تعریف، کناتوس آمیزه‌ای از ایستایی یعنی حفظ وضع موجود و پویایی یعنی عطش برای تغییر را کنار یکدیگر قرار می‌دهد. اما اسپینوزا در گذر زمان معنای این تعبیر را ارتقا می‌بخشد: «کناتوس ما چیزی نیست جز ذات بالفعل ما، «پایدارماندن در وجود» نه صرفا به معنای «نمردن»، بلکه به معنای تولید اثراتی که از طبیعت ما برمی‌آیند». به باور مترون، مفهوم کناتوس در طول حیات فکری اسپینوزا تحول یافته و در راستای ادغام دو انگاره «صیانت نفس» و «نسبت نیروهای مولد» پیش رفته است و در نهایت این دو انگاره در انگاره فعلیت‌یافتن پیامدهای ذات ما با هم یکی می‌شوند. این گام رو به جلو چیزی نیست جز اینکه کناتوس نه‌تنها پایداری در صیانت نفس است، بلکه در این وضعیت هم اثرپذیری دارد و هم اثرگذار است. در این رابطه متقابل، انسان‌ها مولدند و هستی آنان مستلزم نسبت‌داشتن با سایر نیروهاست. این اثرگذاری و اثرپذیری یعنی «توان عمل». توان عمل به معنای میدانی از نیروهاست که قادرند یکدیگر را جذب یا دفع کنند و جذب حداکثری در زمانی که خطری بالقوه آنان را تهدید می‌کند یا آنان درصدد تغییری جدی در وضعیت زندگی خود هستند، با شتاب و شدت بیشتری رخ می‌دهد، که شاید بتوان آن را «لحظه تکین انقلاب‌ها» نامید.

* برای نوشتن این یادداشت از کتاب «اسپینوزا، اخلاق، سیاست» نوشته الکساندر مترون، ترجمه عادل مشایخی، نشر چرخ استفاده شده است.

 

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.