|
کدخبر: 302117

گفت‌وگو با هاجر رهگذر به بهانه‌ نمایش آثارش در گالری «آ»

تنها یک امیدواری کوچک!

گالری‌گردی در دورانی که کرونا بسیاری از پیش‌فرض‌های بشر نسبت به زندگی را دگرگون کرده، مخاطب را با آثاری مواجه می‌کند که از تغییر در شیوه نگاه به جهان توسط هنرمندان خبر می‌دهند. یکی از مسائلی که بسیاری پیش‌بینی می‌کنند در دوران پسا‌کرونا تغییر درخور توجهی کرده باشد، ارتباط میان انسان و طبیعت است.
انسان و طبیعت سوژه‌ای است که «هاجر رهگذر» در سومین نمایشگاه نقاشی خود با عنوان «وادی» آن‌ را دستمایه کار خود قرار داده و با ارائه فرمی متفاوت، خبر از شروع فصلی تازه‌ در زندگی هنری خود می‌دهد. حضور بی‌وزن رنگ، فضاهای بزرگ و سادگی، ویژگی‌های مشترک اغلب آثار ارائه‌شده از سوی این هنرمند هستند که از پنجم آذر در «گالری آ» به نمایش گذاشته شده است. رهگذر معتقد است دو سال اخیر برای او فرصتی بوده تا در خلوتی درونی، بهتر بتواند درباره انسان و طبیعت فکر کند.

‌آیا تجربه برگزاری نمایشگاه برای شما در این دوره، با زمانی‌ که جهان هنوز کرونا را نمی‌شناخت، تفاوتی دارد؟
من فکر می‌کنم محدودیت‌های ناشی از کرونا باعث شده مخاطبان با احساس نیاز بیشتری وارد گالری‌ها شوند و نگاه‌ها به آثار، عمیق‌تر و نزدیک‌تر باشد. افراد با شوق بیشتر گالری‌گردی می‌کنند و دوست دارند ارتباط برقرار کنند.
‌درباره آثارتان چطور؟ شرایط کرونا و اتفاقات و محدودیت‌های ناشی از آن در خلق این آثار تأثیر محسوسی داشته است؟
این شرایط باعث کم‌رنگ‌تر‌شدن روابطم با دنیای اطراف شد و توانستم با تمرکز بیشتری دنیای درونی خودم و انسان‌ها را در تنهایی کنکاش کنم. من سعی داشتم بیشتر به روابط انسان با طبیعت بپردازم تا بتوانم این فضای جنگ در برابر بیماری را به صلح و دوستی با طبیعت تغییر دهم.
‌رنگ در کارهای شما رفته‌رفته‌ کم‌فروغ‌تر شده و فضاهای خالی وجه اشتراک بسیاری از تابلوهاست. می‌توان گفت به سمت نوعی مینی‌مالیسم حرکت‌ کرده‌اید؛ آیا این انتخاب‌ها با این کنکاش درونی که گفتید ارتباط دارد؟
برای به‌تصویر‌کشیدن نقاشی‌هایم وابسته به رنگ و فرم نیستم و اخیرا با گسترش فضای منفی بیشتر به درون خود وصل می‌شوم. فکر می‌کنم تمام سؤال‌ها و جواب‌های من در سکوت و نیستی معنا پیدا می‌کنند. سکوت و خلأ به من کمک می‌کنند، دید وسیع‌تری به جهان داشته باشم.
‌چه اندازه ارتباط‌داشتن با مخاطبان آثارتان در روند کار هنری شما مؤثر است؟
من سعی می‌کنم همیشه با مخاطبانم صادقانه ارتباط برقرار کنم و تمام تلاشم این است که خیلی راحت و بی‌پرده آنها را وارد وادی نقاشی‌هایم کنم و فکر می‌کنم یک نقاشی تا زمانی‌که با مخاطب ارتباط برقرار نکرده، ناتمام می‌ماند. من ادامه نقاشی‌هایم را از نگاه مخاطب می‌بینم و دنبال می‌کنم.
‌با مقایسه آثار شما در این نمایشگاه و تجربه‌های قبلی‌تان می‌توان گفت وارد فصل جدیدی از کارهای خود شده‌اید؛ ‌از این تجربه‌های جدید صحبت کنید.
هر روز و هر لحظه برای من پر از تجربه‌های جدید است و سعی می‌کنم هوشیار و زنده باشم و همه چیز را تجربه کنم. این مجموعه به دلیل اینکه در دوران کرونا و شرایطی خاص شکل گرفت، باعث شد من به طبیعت نزدیک‌تر شوم و مقدمات آشتی را فراهم کنم. در اکثر نقاشی‌هایم، انسان‌ها در کنار گیاه، بوته یا المانی از طبیعت جا خوش کرده‌اند و سعی دارند به آنها نزدیک شده یا با فرمشان همگون شوند.
‌چه عواملی در روند این تغییر مؤثر بوده‌اند؟
شرایط کرونا ریتم زندگی را کاملا تغییر داد و باعث محدود‌شدن روابط انسان‌ها شد. این تغییرات اساسی باعث شد رفتار ما نسبت به پیرامون و زندگی کاملا تغییر کند و قطعا اثر هنری با زندگی هنرمند ارتباط مستقیم دارد و از آن تأثیر می‌گیرد.
‌تجربه‌هایی که در این نمایشگاه شاهد آن هستیم، ادامه‌دار خواهند بود؟
بله، قطعا. این نمایشگاه و نمایشگاه‌های قبل، تجربه‌ها و ایده‌‌های پیوسته‌ای بوده‌اند و من مدام در حال مطالعه و تجربه‌کردن هستم و این مطالعات همسو با زیست و پیرامونم ادامه‌دار خواهد بود.
‌از زمانی‌ که یک اثر به صورت ایده در ذهن شما شکل می‌گیرد تا زمان کامل‌شدنش با این فرم مینی‌مالیستی، معمولا چه مراحلی را طی می‌کند؟ حاصل کار چه اندازه به ایده اولیه نزدیک است؟
من برای شروع کار، نیازی به تصور یک ایده و پیداکردن یک تصویر در ذهنم ندارم و تنها نیاز به خلق، من را به آغاز یک پروسه می‌کشاند. در خلال کار به صورت فی‌البداهه، ایده‌ها شکل می‌گیرند و لحظه به لحظه تصویر ساخته می‌شود. در این پروسه هم مثل زندگی‌کردن، بدون برنامه‌ای قبلی پیش می‌روم.
‌به نظر می‌رسد مایه‌هایی از تصویرگری در نقاشی‌های شما وجود داشته باشد؛ خود شما چقدر با این نظر موافق‌اید؟
تصویرگری و نقاشی مرز مشخصی ندارند که بتوان آنها را دسته‌بندی کرد. در کل اما با این نظر موافق نیستم؛ چون کارهای من داستان یا یک سیر روایی را دنبال نمی‌کنند و کاملا رویکردی نقاشانه دارند.
‌از لحاظ مضمونی‌، اتفاق‌های بصری کوچک در کادرهای بزرگ آثار شما، القای «تنهایی» ‌است یا به‌تصویر‌کشیدن امیدواری‌های کوچک؟
تنها یک امیدواری کوچک!

گالری‌گردی در دورانی که کرونا بسیاری از پیش‌فرض‌های بشر نسبت به زندگی را دگرگون کرده، مخاطب را با آثاری مواجه می‌کند که از تغییر در شیوه نگاه به جهان توسط هنرمندان خبر می‌دهند. یکی از مسائلی که بسیاری پیش‌بینی می‌کنند در دوران پسا‌کرونا تغییر درخور توجهی کرده باشد، ارتباط میان انسان و طبیعت است.
انسان و طبیعت سوژه‌ای است که «هاجر رهگذر» در سومین نمایشگاه نقاشی خود با عنوان «وادی» آن‌ را دستمایه کار خود قرار داده و با ارائه فرمی متفاوت، خبر از شروع فصلی تازه‌ در زندگی هنری خود می‌دهد. حضور بی‌وزن رنگ، فضاهای بزرگ و سادگی، ویژگی‌های مشترک اغلب آثار ارائه‌شده از سوی این هنرمند هستند که از پنجم آذر در «گالری آ» به نمایش گذاشته شده است. رهگذر معتقد است دو سال اخیر برای او فرصتی بوده تا در خلوتی درونی، بهتر بتواند درباره انسان و طبیعت فکر کند.

‌آیا تجربه برگزاری نمایشگاه برای شما در این دوره، با زمانی‌ که جهان هنوز کرونا را نمی‌شناخت، تفاوتی دارد؟
من فکر می‌کنم محدودیت‌های ناشی از کرونا باعث شده مخاطبان با احساس نیاز بیشتری وارد گالری‌ها شوند و نگاه‌ها به آثار، عمیق‌تر و نزدیک‌تر باشد. افراد با شوق بیشتر گالری‌گردی می‌کنند و دوست دارند ارتباط برقرار کنند.
‌درباره آثارتان چطور؟ شرایط کرونا و اتفاقات و محدودیت‌های ناشی از آن در خلق این آثار تأثیر محسوسی داشته است؟
این شرایط باعث کم‌رنگ‌تر‌شدن روابطم با دنیای اطراف شد و توانستم با تمرکز بیشتری دنیای درونی خودم و انسان‌ها را در تنهایی کنکاش کنم. من سعی داشتم بیشتر به روابط انسان با طبیعت بپردازم تا بتوانم این فضای جنگ در برابر بیماری را به صلح و دوستی با طبیعت تغییر دهم.
‌رنگ در کارهای شما رفته‌رفته‌ کم‌فروغ‌تر شده و فضاهای خالی وجه اشتراک بسیاری از تابلوهاست. می‌توان گفت به سمت نوعی مینی‌مالیسم حرکت‌ کرده‌اید؛ آیا این انتخاب‌ها با این کنکاش درونی که گفتید ارتباط دارد؟
برای به‌تصویر‌کشیدن نقاشی‌هایم وابسته به رنگ و فرم نیستم و اخیرا با گسترش فضای منفی بیشتر به درون خود وصل می‌شوم. فکر می‌کنم تمام سؤال‌ها و جواب‌های من در سکوت و نیستی معنا پیدا می‌کنند. سکوت و خلأ به من کمک می‌کنند، دید وسیع‌تری به جهان داشته باشم.
‌چه اندازه ارتباط‌داشتن با مخاطبان آثارتان در روند کار هنری شما مؤثر است؟
من سعی می‌کنم همیشه با مخاطبانم صادقانه ارتباط برقرار کنم و تمام تلاشم این است که خیلی راحت و بی‌پرده آنها را وارد وادی نقاشی‌هایم کنم و فکر می‌کنم یک نقاشی تا زمانی‌که با مخاطب ارتباط برقرار نکرده، ناتمام می‌ماند. من ادامه نقاشی‌هایم را از نگاه مخاطب می‌بینم و دنبال می‌کنم.
‌با مقایسه آثار شما در این نمایشگاه و تجربه‌های قبلی‌تان می‌توان گفت وارد فصل جدیدی از کارهای خود شده‌اید؛ ‌از این تجربه‌های جدید صحبت کنید.
هر روز و هر لحظه برای من پر از تجربه‌های جدید است و سعی می‌کنم هوشیار و زنده باشم و همه چیز را تجربه کنم. این مجموعه به دلیل اینکه در دوران کرونا و شرایطی خاص شکل گرفت، باعث شد من به طبیعت نزدیک‌تر شوم و مقدمات آشتی را فراهم کنم. در اکثر نقاشی‌هایم، انسان‌ها در کنار گیاه، بوته یا المانی از طبیعت جا خوش کرده‌اند و سعی دارند به آنها نزدیک شده یا با فرمشان همگون شوند.
‌چه عواملی در روند این تغییر مؤثر بوده‌اند؟
شرایط کرونا ریتم زندگی را کاملا تغییر داد و باعث محدود‌شدن روابط انسان‌ها شد. این تغییرات اساسی باعث شد رفتار ما نسبت به پیرامون و زندگی کاملا تغییر کند و قطعا اثر هنری با زندگی هنرمند ارتباط مستقیم دارد و از آن تأثیر می‌گیرد.
‌تجربه‌هایی که در این نمایشگاه شاهد آن هستیم، ادامه‌دار خواهند بود؟
بله، قطعا. این نمایشگاه و نمایشگاه‌های قبل، تجربه‌ها و ایده‌‌های پیوسته‌ای بوده‌اند و من مدام در حال مطالعه و تجربه‌کردن هستم و این مطالعات همسو با زیست و پیرامونم ادامه‌دار خواهد بود.
‌از زمانی‌ که یک اثر به صورت ایده در ذهن شما شکل می‌گیرد تا زمان کامل‌شدنش با این فرم مینی‌مالیستی، معمولا چه مراحلی را طی می‌کند؟ حاصل کار چه اندازه به ایده اولیه نزدیک است؟
من برای شروع کار، نیازی به تصور یک ایده و پیداکردن یک تصویر در ذهنم ندارم و تنها نیاز به خلق، من را به آغاز یک پروسه می‌کشاند. در خلال کار به صورت فی‌البداهه، ایده‌ها شکل می‌گیرند و لحظه به لحظه تصویر ساخته می‌شود. در این پروسه هم مثل زندگی‌کردن، بدون برنامه‌ای قبلی پیش می‌روم.
‌به نظر می‌رسد مایه‌هایی از تصویرگری در نقاشی‌های شما وجود داشته باشد؛ خود شما چقدر با این نظر موافق‌اید؟
تصویرگری و نقاشی مرز مشخصی ندارند که بتوان آنها را دسته‌بندی کرد. در کل اما با این نظر موافق نیستم؛ چون کارهای من داستان یا یک سیر روایی را دنبال نمی‌کنند و کاملا رویکردی نقاشانه دارند.
‌از لحاظ مضمونی‌، اتفاق‌های بصری کوچک در کادرهای بزرگ آثار شما، القای «تنهایی» ‌است یا به‌تصویر‌کشیدن امیدواری‌های کوچک؟
تنها یک امیدواری کوچک!