|

مواجهه با تفکر نابهنگام نیچه

نیچه در طول شانزده سال از انتشار نخستین کتابش تا هنگامی که دچار فروپاشی روانی شد، کتاب‌های متعددی نوشت. «تأملات نابهنگام» (1875) مجموعه‌مقالاتی است كه از زندگی داوید اشتراوس، ریچارد واگنر و شوپنهاور نوشته شده است. «انسانی، زیاده انسانی» (1878) زمانی نوشته شد كه نیچه به رابطه‌اش با واگنر پایان داد و شروع کرد به جداكردن تفكراتش از دیدگاه‌های شوپنهاور و زبان خود را در آثارش به دست آورد. سپس دو مجموعه به چاپ رساند: «ایده‌ها و پندها» (1879) و «آواره و سایه‌اش» (1880) كه هر دو مجموعه‌ای از سخنان حكمت‌آمیز بودند. كتاب اصلی و ادامه‌اش با هم در سال 1886 با عنوان «انسانی، زیادی انسانی، كتابی برای روح‌های آزاد» چاپ شدند. «سپیده‌دمان» (1881) همچنان به سبك سخنان حكمت‌آمیز بود و حول اهمیت احساس قدرت. در این كتاب نخستین مفاهیم نیچه از اراده یا قدرت مطرح می‌شود. «حكمت شادان» (1882) مجموعه‌ای دیگر از سخنان حكمت‌آمیز بود. این كتاب نخستین جایی است كه نیچه به مفهوم «بازگشت ابدی» و بسیاری از نظریه‌های معروف خود می‌پردازد. «چنین گفت زرتشت» (1886 -1883) تغییری در سبك نگارشی نیچه به وجود آورد. این اثر معروف‌ترین و محبوب‌ترین اثر نیچه است. كتاب كه از چهار بخش تشكیل شده در چندسال به چاپ رسید. «فراسوی خیر‌و‌شر» (1886) به ارزش‌گذاری دوباره مفاهیمی چون «خیر» یا «شر» می‌پردازد. «تبارشناسی اخلاق» (1887) از سه مقاله تشكیل شده و سه هدف عمده دارد؛ به توضیح تاریخ اخلاقیات می‌پردازد، به ریشه نفس بد و گناه می‌پردازد و این اخلاقیات را به نقد می‌كشد. «سرگذشت واگنر» (1888) استعداد نیچه را هنگامی كه به كم‌ارزش‌كردن دوست و مربی پیشین خود ریچارد واگنر می‌پردازد، به‌عنوان منتقد موسیقی نشان می‌دهد. «غروب بت‌ها» (1889- 1888) با عنوان فرعی فلسفیدن با پتك شامل انتقادهای نیچه بر بت‌های بسیاری از جمله فیلسوفانی چون سقراط، افلاطون و كانت و نیز اشخاص برجسته و معروفی از بریتانیا، ایتالیا و فرانسه است، شخصیت‌هایی مثل سزار، گوته و داستایوفسكی. «نیچه در برابر واگنر» (1889- 1888) به بیان تقابل دیدگاه‌های او با واگنر می‌پردازد و تأكید می‌كند كه چگونه می‌توان فاسد شد، مخصوصا در مسیحیت. «دجال» (1894-‌1888) اولین بخش از چهار بخش ارزش‌گذاری درباره همه ارزش‌های ناتمام است. ای انسان (1908- 1888) اثری خودشرح‌حال‌گونه است. «اراده معطوف به قدرت» (1901- 1888) را خواهر نیچه به چاپ رساند و مجموعه‌ای است از یادداشت‌های نیچه است. کتاب کوچک «نیچه: تن، هنر، شناخت» برخی اندیشه‌های نیچه را در میان آثار پرشمار او با تکیه بر مسئله شناخت در امور حسانی و جسمانی شرح می‌دهد. فردریکا اسپیندلر، نویسنده کتاب استاد فلسفه‌ دانشگاه سودِرتورن استکهلم متولد 1966 است. او کتاب‌ها و مقاله‌های زیادی درباره‌ فلسفه‌ معاصر اروپا، از‌جمله درباره‌ اسپینوزا، نیچه و دلوز نوشته است. او با طرح پرسش‌هایی خواننده را ترغیب می‌کند تا با زوایای جدیدی از تفکر نیچه آشنا شوند. از پرسش‌های مهمی که در کتاب مطرح می‌شود می‌توان به نقش شورمندی در اندیشه‌ خردگرا اشاره کرد. همچنین شرایط سیاسی لازم برای‌ آنکه انسان بتواند به آنچه که هست تبدیل شود از دیگر موارد کتاب است که اسپیندلر به آن می‌پردازد. نیچه را همواره با بدبینی، خموشی و خمودگی شرح و توضیح داده‌ و در بسیاری از مواقع لحظه‌های دهشتناک و بحرانی سده‌ بیستم را به او نسبت داده‌اند. اما آیا نیچه به‌واقع این‌گونه است و باید این‌گونه خوانده و فهم شود؟ شارحان و مفسران تازه‌تر نیچه، روایت دیگری ارائه داده‌اند که از نیچه تصویری متفاوت می‌سازد و عموم انگاره‌های پیشینی پیرامون فلسفه‌ او و رفتار فکری‌اش را تغییر می‌دهد. فردریکا اسپیندلر در کتاب «نیچه: تن، هنر، شناخت» با بازخوانی مجدد و متفاوتش از نیچه، آن اشتیاق و شورمندی خاص فلسفه‌ او را عیان کرده و از درون آن حجم از جنون سرشار از تعمق و تفکر، عشق به زیستن و زندگی را در نظرگاه این فیلسوف بزرگ آلمانی هویدا می‌کند. کتاب اسپلیندر همه‌ آن پرسش‌های فراموش‌شده را که از الزامات زمانه‌ اکنون هستند، به‌واسطه‌ نیچه و همراه و دوشادوش او پیش‌روی خواننده می‌گذارد، با این هدف که بیایید با دستگاه فکری نیچه مشتاقانه و مشفقانه به جهان و پدیده‌هایش بنگریم. «نیچه: تن، هنر، شناخت» کتابی است برای مواجهه با تفکر فلسفی دیوانه‌واری که با ایده‌های گونا‌گون و متضادش، معرف رویکردی در نگریستن به جهان و انسان بود که پیش از او وجود نداشت و امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمندیم. از نگاه نیچه تصور هویت ثابت تغییرناپذیر، ما را در اسارت نگه می‌دارد. رهیافت رهایی‌بخش این است که بپذیریم تن زندان روح نیست و پیش‌شرط تفکر و شناخت را تشکیل می‌دهد. اگر بپذیریم که تن آغازگاه اندیشیدن و شناخت است، نگاه انتقادی آسان‌تر می‌شود. از‌طریق تن می‌توانیم ارزش‌هایی را که کم‌و‌بیش بر زندگی روزمره ما حاکم‌اند ببینیم و تحلیل کنیم و هرقدر هم این ارزش‌ها ماندگار انگاشته شده باشند، باید مورد ارزیابی مجدد قرار گیرند.

نیچه در طول شانزده سال از انتشار نخستین کتابش تا هنگامی که دچار فروپاشی روانی شد، کتاب‌های متعددی نوشت. «تأملات نابهنگام» (1875) مجموعه‌مقالاتی است كه از زندگی داوید اشتراوس، ریچارد واگنر و شوپنهاور نوشته شده است. «انسانی، زیاده انسانی» (1878) زمانی نوشته شد كه نیچه به رابطه‌اش با واگنر پایان داد و شروع کرد به جداكردن تفكراتش از دیدگاه‌های شوپنهاور و زبان خود را در آثارش به دست آورد. سپس دو مجموعه به چاپ رساند: «ایده‌ها و پندها» (1879) و «آواره و سایه‌اش» (1880) كه هر دو مجموعه‌ای از سخنان حكمت‌آمیز بودند. كتاب اصلی و ادامه‌اش با هم در سال 1886 با عنوان «انسانی، زیادی انسانی، كتابی برای روح‌های آزاد» چاپ شدند. «سپیده‌دمان» (1881) همچنان به سبك سخنان حكمت‌آمیز بود و حول اهمیت احساس قدرت. در این كتاب نخستین مفاهیم نیچه از اراده یا قدرت مطرح می‌شود. «حكمت شادان» (1882) مجموعه‌ای دیگر از سخنان حكمت‌آمیز بود. این كتاب نخستین جایی است كه نیچه به مفهوم «بازگشت ابدی» و بسیاری از نظریه‌های معروف خود می‌پردازد. «چنین گفت زرتشت» (1886 -1883) تغییری در سبك نگارشی نیچه به وجود آورد. این اثر معروف‌ترین و محبوب‌ترین اثر نیچه است. كتاب كه از چهار بخش تشكیل شده در چندسال به چاپ رسید. «فراسوی خیر‌و‌شر» (1886) به ارزش‌گذاری دوباره مفاهیمی چون «خیر» یا «شر» می‌پردازد. «تبارشناسی اخلاق» (1887) از سه مقاله تشكیل شده و سه هدف عمده دارد؛ به توضیح تاریخ اخلاقیات می‌پردازد، به ریشه نفس بد و گناه می‌پردازد و این اخلاقیات را به نقد می‌كشد. «سرگذشت واگنر» (1888) استعداد نیچه را هنگامی كه به كم‌ارزش‌كردن دوست و مربی پیشین خود ریچارد واگنر می‌پردازد، به‌عنوان منتقد موسیقی نشان می‌دهد. «غروب بت‌ها» (1889- 1888) با عنوان فرعی فلسفیدن با پتك شامل انتقادهای نیچه بر بت‌های بسیاری از جمله فیلسوفانی چون سقراط، افلاطون و كانت و نیز اشخاص برجسته و معروفی از بریتانیا، ایتالیا و فرانسه است، شخصیت‌هایی مثل سزار، گوته و داستایوفسكی. «نیچه در برابر واگنر» (1889- 1888) به بیان تقابل دیدگاه‌های او با واگنر می‌پردازد و تأكید می‌كند كه چگونه می‌توان فاسد شد، مخصوصا در مسیحیت. «دجال» (1894-‌1888) اولین بخش از چهار بخش ارزش‌گذاری درباره همه ارزش‌های ناتمام است. ای انسان (1908- 1888) اثری خودشرح‌حال‌گونه است. «اراده معطوف به قدرت» (1901- 1888) را خواهر نیچه به چاپ رساند و مجموعه‌ای است از یادداشت‌های نیچه است. کتاب کوچک «نیچه: تن، هنر، شناخت» برخی اندیشه‌های نیچه را در میان آثار پرشمار او با تکیه بر مسئله شناخت در امور حسانی و جسمانی شرح می‌دهد. فردریکا اسپیندلر، نویسنده کتاب استاد فلسفه‌ دانشگاه سودِرتورن استکهلم متولد 1966 است. او کتاب‌ها و مقاله‌های زیادی درباره‌ فلسفه‌ معاصر اروپا، از‌جمله درباره‌ اسپینوزا، نیچه و دلوز نوشته است. او با طرح پرسش‌هایی خواننده را ترغیب می‌کند تا با زوایای جدیدی از تفکر نیچه آشنا شوند. از پرسش‌های مهمی که در کتاب مطرح می‌شود می‌توان به نقش شورمندی در اندیشه‌ خردگرا اشاره کرد. همچنین شرایط سیاسی لازم برای‌ آنکه انسان بتواند به آنچه که هست تبدیل شود از دیگر موارد کتاب است که اسپیندلر به آن می‌پردازد. نیچه را همواره با بدبینی، خموشی و خمودگی شرح و توضیح داده‌ و در بسیاری از مواقع لحظه‌های دهشتناک و بحرانی سده‌ بیستم را به او نسبت داده‌اند. اما آیا نیچه به‌واقع این‌گونه است و باید این‌گونه خوانده و فهم شود؟ شارحان و مفسران تازه‌تر نیچه، روایت دیگری ارائه داده‌اند که از نیچه تصویری متفاوت می‌سازد و عموم انگاره‌های پیشینی پیرامون فلسفه‌ او و رفتار فکری‌اش را تغییر می‌دهد. فردریکا اسپیندلر در کتاب «نیچه: تن، هنر، شناخت» با بازخوانی مجدد و متفاوتش از نیچه، آن اشتیاق و شورمندی خاص فلسفه‌ او را عیان کرده و از درون آن حجم از جنون سرشار از تعمق و تفکر، عشق به زیستن و زندگی را در نظرگاه این فیلسوف بزرگ آلمانی هویدا می‌کند. کتاب اسپلیندر همه‌ آن پرسش‌های فراموش‌شده را که از الزامات زمانه‌ اکنون هستند، به‌واسطه‌ نیچه و همراه و دوشادوش او پیش‌روی خواننده می‌گذارد، با این هدف که بیایید با دستگاه فکری نیچه مشتاقانه و مشفقانه به جهان و پدیده‌هایش بنگریم. «نیچه: تن، هنر، شناخت» کتابی است برای مواجهه با تفکر فلسفی دیوانه‌واری که با ایده‌های گونا‌گون و متضادش، معرف رویکردی در نگریستن به جهان و انسان بود که پیش از او وجود نداشت و امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمندیم. از نگاه نیچه تصور هویت ثابت تغییرناپذیر، ما را در اسارت نگه می‌دارد. رهیافت رهایی‌بخش این است که بپذیریم تن زندان روح نیست و پیش‌شرط تفکر و شناخت را تشکیل می‌دهد. اگر بپذیریم که تن آغازگاه اندیشیدن و شناخت است، نگاه انتقادی آسان‌تر می‌شود. از‌طریق تن می‌توانیم ارزش‌هایی را که کم‌و‌بیش بر زندگی روزمره ما حاکم‌اند ببینیم و تحلیل کنیم و هرقدر هم این ارزش‌ها ماندگار انگاشته شده باشند، باید مورد ارزیابی مجدد قرار گیرند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.