|

نگاهی به فرجام نافرجام

30 سال پس از به دار کشیده‌شدن در عراق

مجید تفرشی

در سی‌امین سالگرد اعدام فرزاد بازفت در عراق، هنوز زوایای پنهانی از زندگی و اعدام او به اتهام جاسوسی در عراق ناشناخته باقی مانده است. فرزاد بازفت روزنامه‌نگار ایرانی مقیم بریتانیا بود که پس از دستگیری و محاکمه‌ای کوتاه، به اتهام جاسوسی، بی‌آنکه مجال دفاع از خود پیدا کند، در 15 مارس 1990، به دستور شخص صدام حسین رئیس‌جمهور وقت عراق به دار کشیده شد. بازفت از خانواده‌ای خوزستانی بود و در سال 1975 و در 16سالگی به بریتانیا مهاجرت کرده بود. بازفت در سال 1981، زمانی که 23ساله بود، در جریان یک سرقت مسلحانه از یک بانک مسکن دستگیر، زندانی و به اخراج از بریتانیا و بازگردانده‌شدن به ایران محکوم شد. ولی در دادگاه فرجام، حکم اخراج او به دلایل انسانی لغو شد. از زمان پیروزی انقلاب ایران و پس از رهایی از زندان، بازفت به خبرنگاری آزاد روی آورد و با سرویس جهانی بی‌بی‌سی، روزنامه گاردین و آبزرور، هفته‌نامه مخصوص یکشنبه‌های آن روزنامه، همکاری می‌کرد. دونالد ترلفورد که در سال‌های 1975 تا 1993 سردبیر آبزرور بود، در یادداشتی درباره بازفت، او را به عنوان فردی ساده‌لوح و رمانتیک به یاد می‌آورد که این صفات، سرنوشت او را رقم زد. ایرانی‌تباربودن و ضدیت با حکومت ایران، موجب شد تا در چند سال پایانی جنگ هشت ساله عراق علیه ایران، بازفت به خبرنگاری فعال و ماجراجو در موضوع خاورمیانه و به‌خصوص تحولات ایران و عراق تبدیل شود. همین ویژگی‌ها او را به گزارشگر فعال و ویژه آبزرور در موضوع تحولات پس از جنگ در عراق تبدیل کرد و در این مسیر شش بار برای پوشش تحولات عراق پساجنگ به آن کشور سفر کرد. در ششمین سفر بود که سرنوشت بازفت پایانی نافرجام یافت. در سپتامبر 1989، حکومت بعثی عراق از شماری از رسانه‌های خارجی دعوت کرد تا برای پوشش انتخابات کردستان عراق به آن کشور سفر کنند. در آستانه این سفر، انفجار مرموز و مشکوکی در یک مرکز نظامی در منطقه حله در 40مایلی بغداد رخ داد. ادعای برخی گزارش‌های غربی این بود که این مرکز محل تولید جنگ‌افزارهای نامتعارفی از قبیل تجهیزات هسته‌ای، ادوات شیمیایی یا موشک‌های بالستیک بوده و 700 نفر در آن حادثه کشته شدند. در حالی که حکومت صدام حسین این انفجار را یک حادثه معمولی در مرکز صنعتی غیرنظامی با تلفاتی ناچیز عنوان کرد. این حادثه سرنوشت سفر بی‌بازگشت بازفت به عراق را رقم زد. در طول اقامت در عراق، بازفت در اقدامی نامتعارف، با کمک یک پرستار بریتانیایی به نام دافنه پریش پنهانی به منطقه انفجار رفت و ضمن عکاسی از منطقه، نمونه‌هایی از خاک آنجا را برای آزمایش‌های بعدی با خود آورد. پس از بازگشت به بغداد و ذکر اقدام خود برای برخی دیگر از خبرنگاران خارجی، در فاصله کوتاهی تلاش کرد تا عازم لندن شود. ولی در پانزدهم سپتامبر مأموران امنیتی عراق او را قبل از سفر دستگیر و متهم به جاسوسی برای بریتانیا و اسرائیل کردند. اتهامی که در یک اعتراف اجباری تلویزیونی در عراق توسط خود بازفت تکرار شد. پس از چند ماه بازداشت و تحمل فشارهای جسمی و روحی، فرزاد بازفت در یک برنامه تلویزیونی اعتراف کرد که برای سازمان امنیت بریتانیا و اسرائیل کار می‌کرده و خبرنگاری پوشش کار اصلی او بوده است. در فاصله شش ماه میان دستگیری تا اعدام بازفت، جامعه رسانه‌ای غربی فشارهای تبلیغاتی علیه دستگیری او به راه انداختند. ولی دولت محافظه‌کار مارگارت تاچر با وجود اعتراضات سطحی و ناکارآمد، عملا هیچ اقدام جدی و عملی برای آزادی او نکرد. ایرانی‌تباربودن بازفت در این کوتاهی دولت تاچر مؤثر بود چراکه درباره پرستار کاملا انگلیسی که هم‌زمان و در پرونده بازفت دستگیر شد، اقدامات دیپلماتیک و سیاسی جدی صورت گرفت و با وجود دریافت حکم 10 سال زندان، با فشار لندن، پس از 10 ماه از زندان آزاد و عازم کشورش شد. نهایتا پس از حضور در برنامه‌ای تلویزیونی و اعتراف به جاسوسی، در دادگاهی کوتاه در دهم مارس 1990، بازفت به اعدام بدون حق فرجام‌خواهی محکوم شد. اسناد به‌دست‌آمده عراقی و بریتانیایی نشان می‌دهد که صدام حسین دستور اجرای سریع حکم اعدام را تا قبل از آغاز ماه مبارک رمضان صادر کرد. این حکم در 15 مارس 1990 به اجرا درآمد و فرزاد بازفت حلق‌آویز شد.

برخلاف توقع بسیاری، پس از اعدام نیز واکنش دولت تاچر به اعدام بازفت بسیار ملایم بود. اسناد تازه آزادشده نشانگر آن است که دولت بریتانیا به دلیل مناسبات عمیق حسنه سیاسی و تجاری با عراق بعثی از انجام هرگونه واکنش سخت در برابر این اقدام حکومت عراق خودداری کرد و صرفا به اعتراضی بی‌تأثیر و فراخواندن چند روزه سفیر خود بسنده کرد. بازفت که تا قبل از گرفتاری در عراق روزنامه‌نگار بریتانیایی خطاب می‌شد، ناگهان پس از دستگیری، محاکمه و اعدام، تبدیل به روزنامه‌نگار ایرانی شد. در سال‌های اخیر، محققان مختلف ماجرای بازفت نظرات مختلفی درباره موقعیت شغلی او ابراز کرده‌اند. اغلب اعضای جامعه رسانه‌ای بریتانیا، به خصوص گروه گاردین- آبزرور، او را روزنامه‌نگاری بلندپرواز می‌دانند که برای تلاش جهت تبدیل گزارش‌هایش به تیتر نخست مطبوعات، قربانی جسارت خود شد. در مقابل کسانی همچون روپرت الیسون (با نام قلمی نایجل وست) محقق سرشناس مسائل امنیتی و جاسوسی غربی، بازفت را مأمور و فرستاده ویژه سرویس‌های امنیتی بریتانیا می‌داند. در همان زمان هم برخی سیاست‌مداران همچون تری دیکس، نماینده وقت پارلمان بریتانیا، در دفاع از اقدام حکومت وقت عراق، بازفت را مجرم و مقصر و مستحق مجازات اعلام کردند. کالبد به‌دارکشیده بازفت در بازگشت، در گورستان معروف ‌های‌گیت، واقع در شمال لندن، در نزدیکی قبر کارل مارکس به خاک سپرده شد. به گفته ترلفورد، فرزاد بازفت که در عمر کوتاه خبرنگاری خود سودای انتشار گزارش‌هایش به عنوان تیتر نخست مطبوعات را داشت، نهایتا خود و سرنوشتش را به تیتر نخست رسانه‌های غربی تبدیل کرد.

در سی‌امین سالگرد اعدام فرزاد بازفت در عراق، هنوز زوایای پنهانی از زندگی و اعدام او به اتهام جاسوسی در عراق ناشناخته باقی مانده است. فرزاد بازفت روزنامه‌نگار ایرانی مقیم بریتانیا بود که پس از دستگیری و محاکمه‌ای کوتاه، به اتهام جاسوسی، بی‌آنکه مجال دفاع از خود پیدا کند، در 15 مارس 1990، به دستور شخص صدام حسین رئیس‌جمهور وقت عراق به دار کشیده شد. بازفت از خانواده‌ای خوزستانی بود و در سال 1975 و در 16سالگی به بریتانیا مهاجرت کرده بود. بازفت در سال 1981، زمانی که 23ساله بود، در جریان یک سرقت مسلحانه از یک بانک مسکن دستگیر، زندانی و به اخراج از بریتانیا و بازگردانده‌شدن به ایران محکوم شد. ولی در دادگاه فرجام، حکم اخراج او به دلایل انسانی لغو شد. از زمان پیروزی انقلاب ایران و پس از رهایی از زندان، بازفت به خبرنگاری آزاد روی آورد و با سرویس جهانی بی‌بی‌سی، روزنامه گاردین و آبزرور، هفته‌نامه مخصوص یکشنبه‌های آن روزنامه، همکاری می‌کرد. دونالد ترلفورد که در سال‌های 1975 تا 1993 سردبیر آبزرور بود، در یادداشتی درباره بازفت، او را به عنوان فردی ساده‌لوح و رمانتیک به یاد می‌آورد که این صفات، سرنوشت او را رقم زد. ایرانی‌تباربودن و ضدیت با حکومت ایران، موجب شد تا در چند سال پایانی جنگ هشت ساله عراق علیه ایران، بازفت به خبرنگاری فعال و ماجراجو در موضوع خاورمیانه و به‌خصوص تحولات ایران و عراق تبدیل شود. همین ویژگی‌ها او را به گزارشگر فعال و ویژه آبزرور در موضوع تحولات پس از جنگ در عراق تبدیل کرد و در این مسیر شش بار برای پوشش تحولات عراق پساجنگ به آن کشور سفر کرد. در ششمین سفر بود که سرنوشت بازفت پایانی نافرجام یافت. در سپتامبر 1989، حکومت بعثی عراق از شماری از رسانه‌های خارجی دعوت کرد تا برای پوشش انتخابات کردستان عراق به آن کشور سفر کنند. در آستانه این سفر، انفجار مرموز و مشکوکی در یک مرکز نظامی در منطقه حله در 40مایلی بغداد رخ داد. ادعای برخی گزارش‌های غربی این بود که این مرکز محل تولید جنگ‌افزارهای نامتعارفی از قبیل تجهیزات هسته‌ای، ادوات شیمیایی یا موشک‌های بالستیک بوده و 700 نفر در آن حادثه کشته شدند. در حالی که حکومت صدام حسین این انفجار را یک حادثه معمولی در مرکز صنعتی غیرنظامی با تلفاتی ناچیز عنوان کرد. این حادثه سرنوشت سفر بی‌بازگشت بازفت به عراق را رقم زد. در طول اقامت در عراق، بازفت در اقدامی نامتعارف، با کمک یک پرستار بریتانیایی به نام دافنه پریش پنهانی به منطقه انفجار رفت و ضمن عکاسی از منطقه، نمونه‌هایی از خاک آنجا را برای آزمایش‌های بعدی با خود آورد. پس از بازگشت به بغداد و ذکر اقدام خود برای برخی دیگر از خبرنگاران خارجی، در فاصله کوتاهی تلاش کرد تا عازم لندن شود. ولی در پانزدهم سپتامبر مأموران امنیتی عراق او را قبل از سفر دستگیر و متهم به جاسوسی برای بریتانیا و اسرائیل کردند. اتهامی که در یک اعتراف اجباری تلویزیونی در عراق توسط خود بازفت تکرار شد. پس از چند ماه بازداشت و تحمل فشارهای جسمی و روحی، فرزاد بازفت در یک برنامه تلویزیونی اعتراف کرد که برای سازمان امنیت بریتانیا و اسرائیل کار می‌کرده و خبرنگاری پوشش کار اصلی او بوده است. در فاصله شش ماه میان دستگیری تا اعدام بازفت، جامعه رسانه‌ای غربی فشارهای تبلیغاتی علیه دستگیری او به راه انداختند. ولی دولت محافظه‌کار مارگارت تاچر با وجود اعتراضات سطحی و ناکارآمد، عملا هیچ اقدام جدی و عملی برای آزادی او نکرد. ایرانی‌تباربودن بازفت در این کوتاهی دولت تاچر مؤثر بود چراکه درباره پرستار کاملا انگلیسی که هم‌زمان و در پرونده بازفت دستگیر شد، اقدامات دیپلماتیک و سیاسی جدی صورت گرفت و با وجود دریافت حکم 10 سال زندان، با فشار لندن، پس از 10 ماه از زندان آزاد و عازم کشورش شد. نهایتا پس از حضور در برنامه‌ای تلویزیونی و اعتراف به جاسوسی، در دادگاهی کوتاه در دهم مارس 1990، بازفت به اعدام بدون حق فرجام‌خواهی محکوم شد. اسناد به‌دست‌آمده عراقی و بریتانیایی نشان می‌دهد که صدام حسین دستور اجرای سریع حکم اعدام را تا قبل از آغاز ماه مبارک رمضان صادر کرد. این حکم در 15 مارس 1990 به اجرا درآمد و فرزاد بازفت حلق‌آویز شد.

برخلاف توقع بسیاری، پس از اعدام نیز واکنش دولت تاچر به اعدام بازفت بسیار ملایم بود. اسناد تازه آزادشده نشانگر آن است که دولت بریتانیا به دلیل مناسبات عمیق حسنه سیاسی و تجاری با عراق بعثی از انجام هرگونه واکنش سخت در برابر این اقدام حکومت عراق خودداری کرد و صرفا به اعتراضی بی‌تأثیر و فراخواندن چند روزه سفیر خود بسنده کرد. بازفت که تا قبل از گرفتاری در عراق روزنامه‌نگار بریتانیایی خطاب می‌شد، ناگهان پس از دستگیری، محاکمه و اعدام، تبدیل به روزنامه‌نگار ایرانی شد. در سال‌های اخیر، محققان مختلف ماجرای بازفت نظرات مختلفی درباره موقعیت شغلی او ابراز کرده‌اند. اغلب اعضای جامعه رسانه‌ای بریتانیا، به خصوص گروه گاردین- آبزرور، او را روزنامه‌نگاری بلندپرواز می‌دانند که برای تلاش جهت تبدیل گزارش‌هایش به تیتر نخست مطبوعات، قربانی جسارت خود شد. در مقابل کسانی همچون روپرت الیسون (با نام قلمی نایجل وست) محقق سرشناس مسائل امنیتی و جاسوسی غربی، بازفت را مأمور و فرستاده ویژه سرویس‌های امنیتی بریتانیا می‌داند. در همان زمان هم برخی سیاست‌مداران همچون تری دیکس، نماینده وقت پارلمان بریتانیا، در دفاع از اقدام حکومت وقت عراق، بازفت را مجرم و مقصر و مستحق مجازات اعلام کردند. کالبد به‌دارکشیده بازفت در بازگشت، در گورستان معروف ‌های‌گیت، واقع در شمال لندن، در نزدیکی قبر کارل مارکس به خاک سپرده شد. به گفته ترلفورد، فرزاد بازفت که در عمر کوتاه خبرنگاری خود سودای انتشار گزارش‌هایش به عنوان تیتر نخست مطبوعات را داشت، نهایتا خود و سرنوشتش را به تیتر نخست رسانه‌های غربی تبدیل کرد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.