|

پوپولیسم چپ - پوپولیسم راست

معمولا واژه پوپولیسم و مشتقات آن در رسانه‌های جریان اصلی، اگر نگوییم دشنام است، دست‌کم نوعی معنای تحقیرآمیز و ناشایست دارد؛ ولی برخی از تحلیلگران و نظریه‌پردازان چپ بر این باورند که نمی‌توان پوپولیسم را صرفا در یک چارچوب معنایی دید، چارچوبی که با پوپولیسم راست معرفی می‌شود. اکنون پوپولیسم راست در بسیاری از کشورهای جهان دولت را از طریق انتخابات در دست گرفته است، از برزیل و آمریکا تا فیلیپین و مجارستان‌. برخی از نظریه‌پردازان چپ‌گرا فضای امروز جهان را فرصتی مناسب می‌دانند برای قدرت‌گرفتن پوپولیسم چپ و بیان مطالبات مردم عادی و فرودستان. آنها بر این باورند که می‌توان این کار را در قالب گفتارهایی مترقی پیش برد، نه نظیر آنچه پوپولیسم راست با استفاده از گفتارهای نژادپرستانه صورت می‌دهد. در واقع اگر پوپولیسم راست اقتدارگراست، پوپولیسم چپ دموکراتیک است. آنها پوپولیسم را صدای حذف‌شدگان و ستم‌دیدگان در برابر سلطه نخبگان و قدرتمندان می‌دانند. پوپولیسم صدای فریاد آنها را بلندتر می‌کند. شانتال موف، فیلسوف بلژیکی و از بنیان‌گذاران مکتب تحلیل گفتمانی اسکس، یکی از مهم‌ترین شارحان و حامیان ایده پوپولیسم چپ است که ایده‌اش تحت برنامه سیاسی «اصلاح‌طلبی رادیکال» معرفی می‌شود. اغراق نیست اگر او را برجسته‌ترین نماینده این جریان دانست. او کتابی دارد تحت عنوان «در دفاع از پوپولیسم چپ» که در سال 2018 منتشر شد و به‌تازگی به همت نشر اختران ترجمه فارسی آن نیز روانه بازار کتاب ایران شده است. او در این کتاب مدعی است که به‌ویژه اروپای غربی، در لحظه پوپولیستی به سر می‌برد که بر اثر بحران در شکل‌بندی‌های غالب نولیبرال پدیده آمده است، ازاین‌رو، محور تعارض در سال‌های آینده را میان پوپولیسم راست و پوپولیسم چپ پیش‌بینی می‌کند. او معتقد است بسته به اینکه کدام‌یک از این نیروها دست بالا را پیدا کند، شکل‌بندی غالب و هژمونیک جدید می‌تواند اقتدارگرا باشد یا دموکراتیک‌تر. در نتیجه تأکید دارد که می‌توان به یاری برساختن «مردم»، با سیاست‌های بیگانه‌هراسی پوپولیسم راست مبارزه کرد. او مردم را اراده‌ای جمعی تعریف می‌کند که از بسیج عواطف مشترک برای دفاع از برابری و عدالت اجتماعی سرچشمه می‌گیرد. موف بر این باور است که پوپولیسم چپ باید در بزنگاه کنونی با ترسیم مرزی سیاسی میان مردم و صاحبان قدرت و ثروت راهبردی مناسب و کافی برای احیا و تعمیق دموکراسی و آرمان برابری ارائه دهد.
موف در کتاب حاضر قصد ندارد به ماهیت واقعی «پوپولیسم» بپردازد، شبیه به کارهایی که در پروژه‌هایی دانشگاهی و پژوهشی انجام می‌شود. بلکه مدعی است این کتاب بناست مداخله‌ای سیاسی باشد و بر ماهیت جانب‌دارانه سیاست مهر تأیید بزند. روش نظریه‌پردازی او در این کتاب متأثر از ماکیاولی است. او می‌کوشد به پیروی از روش ماکیاولی «در متن بزنگاه» قرار بگیرد و به‌دنبال «واقعیت مؤثر امور» باشد، نه اینکه از بالا به «بزنگاه» بپردازد. تحلیل او نیز محدود به اروپای غربی است؛ برای مثال اگر به اروپای شرقی نمی‌پردازد که پوپولیسم در آنجا نیز به‌شدت مطرح است، زیرا آن کشورها به‌دلیل تاریخ خاصشان در دوران کمونیسم تحلیل خاصی می‌طلبند. این امر درباره اشکال مختلف پوپولیسم در آمریکای لاتین نیز صادق است. در رویکرد نظری او به پوپولیسم، جامعه همیشه تقسیم می‌شود و برساخته گفتمان‌محور رویه‌های هژمونیک است. او بسیاری از نقدهای واردشده بر پوپولیسم چپ را ناشی از عدم فهم همین رویکرد می‌داند.
او پوپولیسم را راهبردی گفتمانی می‌داند برای ترسیم مرزی سیاسی که جامعه را به دو اردوگاه تقسیم می‌کند و خواستار بسیج «ستم‌دیدگان» در برابر «صاحبان قدرت و ثروت» است. در نظر او پوپولیسم ایدئولوژی نیست و نمی‌توان محتوای برنامه‌‌محور خاصی را بر آن حمل کرد. پوپولیسم رژیم سیاسی هم نیست، بلکه روشی از سیاست‌ورزی است که بسته به زمان و مکان، شکل‌های ایدئولوژیک متنوعی پیدا می‌کند و با انواع ‌و اقسام چارچوب‌های نهادی سازگار است. اساس این کتاب بر این باور موف استوار است که درک «لحظه پوپولیستی» در زمانه حاضر برای جریان چپ فوریت دارد. او معتقد است برای شکار این فرصت باید با ماهیت دگرگونی‌های پدیدآمده در 30 سال گذشته و پیامدهایی که برای سیاست دموکراسی‌خواهانه داشته‌اند، کنار بیاییم. او هدف پوپولیسم چپ را احیای دموکراسی، تعمیق و گسترش آن می‌داند؛ ازاین‌رو هدف راهبرد پوپولیستی چپ را چنین تعریف می‌کند: مطالبات دموکراسی‌خواهانه را متحد و به یک اراده جمعی برای برساختن «ما» یعنی مردمی تبدیل کند که با یک رقیب مشترک به نام الیگارشی مواجه‌اند. او چنین چیزی را مستلزم تشکیل زنجیره هم‌ارزی میان مطالبات کارگری، مهاجران، طبقه متوسط متزلزل و نیز سایر مطالبات دموکراسی‌خواهانه می‌داند. هدف چنین زنجیره‌ای در نظر موف این است که هژمونی جدیدی خلق کند که اجازه رادیکالیزه‌کردن دموکراسی را بدهد.

معمولا واژه پوپولیسم و مشتقات آن در رسانه‌های جریان اصلی، اگر نگوییم دشنام است، دست‌کم نوعی معنای تحقیرآمیز و ناشایست دارد؛ ولی برخی از تحلیلگران و نظریه‌پردازان چپ بر این باورند که نمی‌توان پوپولیسم را صرفا در یک چارچوب معنایی دید، چارچوبی که با پوپولیسم راست معرفی می‌شود. اکنون پوپولیسم راست در بسیاری از کشورهای جهان دولت را از طریق انتخابات در دست گرفته است، از برزیل و آمریکا تا فیلیپین و مجارستان‌. برخی از نظریه‌پردازان چپ‌گرا فضای امروز جهان را فرصتی مناسب می‌دانند برای قدرت‌گرفتن پوپولیسم چپ و بیان مطالبات مردم عادی و فرودستان. آنها بر این باورند که می‌توان این کار را در قالب گفتارهایی مترقی پیش برد، نه نظیر آنچه پوپولیسم راست با استفاده از گفتارهای نژادپرستانه صورت می‌دهد. در واقع اگر پوپولیسم راست اقتدارگراست، پوپولیسم چپ دموکراتیک است. آنها پوپولیسم را صدای حذف‌شدگان و ستم‌دیدگان در برابر سلطه نخبگان و قدرتمندان می‌دانند. پوپولیسم صدای فریاد آنها را بلندتر می‌کند. شانتال موف، فیلسوف بلژیکی و از بنیان‌گذاران مکتب تحلیل گفتمانی اسکس، یکی از مهم‌ترین شارحان و حامیان ایده پوپولیسم چپ است که ایده‌اش تحت برنامه سیاسی «اصلاح‌طلبی رادیکال» معرفی می‌شود. اغراق نیست اگر او را برجسته‌ترین نماینده این جریان دانست. او کتابی دارد تحت عنوان «در دفاع از پوپولیسم چپ» که در سال 2018 منتشر شد و به‌تازگی به همت نشر اختران ترجمه فارسی آن نیز روانه بازار کتاب ایران شده است. او در این کتاب مدعی است که به‌ویژه اروپای غربی، در لحظه پوپولیستی به سر می‌برد که بر اثر بحران در شکل‌بندی‌های غالب نولیبرال پدیده آمده است، ازاین‌رو، محور تعارض در سال‌های آینده را میان پوپولیسم راست و پوپولیسم چپ پیش‌بینی می‌کند. او معتقد است بسته به اینکه کدام‌یک از این نیروها دست بالا را پیدا کند، شکل‌بندی غالب و هژمونیک جدید می‌تواند اقتدارگرا باشد یا دموکراتیک‌تر. در نتیجه تأکید دارد که می‌توان به یاری برساختن «مردم»، با سیاست‌های بیگانه‌هراسی پوپولیسم راست مبارزه کرد. او مردم را اراده‌ای جمعی تعریف می‌کند که از بسیج عواطف مشترک برای دفاع از برابری و عدالت اجتماعی سرچشمه می‌گیرد. موف بر این باور است که پوپولیسم چپ باید در بزنگاه کنونی با ترسیم مرزی سیاسی میان مردم و صاحبان قدرت و ثروت راهبردی مناسب و کافی برای احیا و تعمیق دموکراسی و آرمان برابری ارائه دهد.
موف در کتاب حاضر قصد ندارد به ماهیت واقعی «پوپولیسم» بپردازد، شبیه به کارهایی که در پروژه‌هایی دانشگاهی و پژوهشی انجام می‌شود. بلکه مدعی است این کتاب بناست مداخله‌ای سیاسی باشد و بر ماهیت جانب‌دارانه سیاست مهر تأیید بزند. روش نظریه‌پردازی او در این کتاب متأثر از ماکیاولی است. او می‌کوشد به پیروی از روش ماکیاولی «در متن بزنگاه» قرار بگیرد و به‌دنبال «واقعیت مؤثر امور» باشد، نه اینکه از بالا به «بزنگاه» بپردازد. تحلیل او نیز محدود به اروپای غربی است؛ برای مثال اگر به اروپای شرقی نمی‌پردازد که پوپولیسم در آنجا نیز به‌شدت مطرح است، زیرا آن کشورها به‌دلیل تاریخ خاصشان در دوران کمونیسم تحلیل خاصی می‌طلبند. این امر درباره اشکال مختلف پوپولیسم در آمریکای لاتین نیز صادق است. در رویکرد نظری او به پوپولیسم، جامعه همیشه تقسیم می‌شود و برساخته گفتمان‌محور رویه‌های هژمونیک است. او بسیاری از نقدهای واردشده بر پوپولیسم چپ را ناشی از عدم فهم همین رویکرد می‌داند.
او پوپولیسم را راهبردی گفتمانی می‌داند برای ترسیم مرزی سیاسی که جامعه را به دو اردوگاه تقسیم می‌کند و خواستار بسیج «ستم‌دیدگان» در برابر «صاحبان قدرت و ثروت» است. در نظر او پوپولیسم ایدئولوژی نیست و نمی‌توان محتوای برنامه‌‌محور خاصی را بر آن حمل کرد. پوپولیسم رژیم سیاسی هم نیست، بلکه روشی از سیاست‌ورزی است که بسته به زمان و مکان، شکل‌های ایدئولوژیک متنوعی پیدا می‌کند و با انواع ‌و اقسام چارچوب‌های نهادی سازگار است. اساس این کتاب بر این باور موف استوار است که درک «لحظه پوپولیستی» در زمانه حاضر برای جریان چپ فوریت دارد. او معتقد است برای شکار این فرصت باید با ماهیت دگرگونی‌های پدیدآمده در 30 سال گذشته و پیامدهایی که برای سیاست دموکراسی‌خواهانه داشته‌اند، کنار بیاییم. او هدف پوپولیسم چپ را احیای دموکراسی، تعمیق و گسترش آن می‌داند؛ ازاین‌رو هدف راهبرد پوپولیستی چپ را چنین تعریف می‌کند: مطالبات دموکراسی‌خواهانه را متحد و به یک اراده جمعی برای برساختن «ما» یعنی مردمی تبدیل کند که با یک رقیب مشترک به نام الیگارشی مواجه‌اند. او چنین چیزی را مستلزم تشکیل زنجیره هم‌ارزی میان مطالبات کارگری، مهاجران، طبقه متوسط متزلزل و نیز سایر مطالبات دموکراسی‌خواهانه می‌داند. هدف چنین زنجیره‌ای در نظر موف این است که هژمونی جدیدی خلق کند که اجازه رادیکالیزه‌کردن دموکراسی را بدهد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.