غربت از منظر ادبیات
شرق: «غم غریبی و غربت» مجموعه نوشتههایی است با موضوع غربت از منظر ادبیات، نوشته و گزینششده از سوی محمد افتخاری که در نشر فنجان منتشر شده است. محمد افتخاری در این کتاب مفهوم غربت را در نوشتههای گوناگون از ادبیات کلاسیک ایران گرفته تا آثار معاصر واکاوی کرده است. یکی از وجوه غربت مهاجرت است و بنا بر این مهاجرت و ادبیات مهاجرت نیز یکی از موضوعاتی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است. افتخاری در پیشگفتار این کتاب ضمن تأکید بر اینکه موضوع کتاب او «غربت یا مهاجرت از دیدگاه فلسفی، سیاسی یا دیدگاههای دیگر نیست» و این توضیح که چنین دغدغهای چطور و از چه زمانی ذهن او را به خود مشغول کرده و نیز اشارهای به تعبیراتی از غربت در اشعار شاعران کلاسیک ایران، درباره نگاهش به موضوع غربت در کتاب «غم غریبی و غربت» مینویسد: «نگاهم به موضوع غربت یا مهاجرت اصولا از منظر ادبیات به مفهوم کلّی است و البته گوشه چشمی هم به برخی مباحث مطالعاتی مربوط به این موضوع داشتهام. در واقع، آنچه من گرد آوردهام، حاصل اندیشهها و خلاقیتهای دیگران و نیز محصول جستوجوها و خواندهها و درک و دریافتهایم در مطالعه موضوع غربت و مهاجرت است».
نویسنده در این کتاب گزیده و چکیدههایی را از مطالب مختلف که به موضوع غربت و مهاجرت ارتباط دارند، آورده است. او در پیشگفتار کتاب درباره شیوه گزینش و تلخیص مطالبی که از دیگران در کتاب آورده، مینویسد: «در تلخیص مطالب کوشیدهام متناسب با موضوع مدنظر، جان کلام و لبّ مطلب را بیاورم. گاه اگر مطلبی را به اقتضای اهمیت آن در دو جای مختلف آورده باشم، آنجا که مطلب نقش بنیادی و تعیینکننده دارد، حتما به تفصیل و با جزئیات بیشتری بیان شده و آنجا که فقط بسنده و رساننده مقصود باشد، کاملا به اجمال و اختصار مطرح شده است».
کتاب شامل 10 بخش است، با عنوانهای: «مقدمه: هزارتوی غربت»، «مفاهیم غربت و وطن»، «غم غربت (نوستالژی)»، «مهاجرت (غربتگزینی)»، «غربت و هویت»، «ماندن یا رفتن»، «ادبیات غربت»، «یادداشتهای غربت»، «داستانهای فارسی غربت» و «شعرهای غربت (ترجمه)».
نویسنده در بخش اول کتاب بهعنوان مقدمه نقل میکند که چطور در دوره دبیرستان دبیر ادبیات فارسی او با خواندن بخشی از «تذکرةالاولیا»ی عطار درباره اینکه «غریب کیست؟» ذهن او را چنان درگیر مفهوم غربت میکند که این دغدغه ازآنپس همواره ذهنش را به خود مشغول داشته است. آنچه دبیر ادبیات از عطار نقل کرده، این است: «پرسیدند: غریب کیست؟ گفت: غریب نه آن است که تنش در این جهان غریب است؛ بلکه غریب آن است که دلش در تن غریب بوَد و سرّش در دل غریب بوَد». نویسنده پس از نقل این قسمت از «تذکرةالاولیا» که دبیر در کلاس ادبیات خوانده است، میگوید: «این توصیف موجز و بدیع و رمزآلود که هنوز نیز رهایم نکرده است، هم برایم جالب بود و هم مبهم و مهآلود. در واقع، معنای تکتک واژهها روشن بود؛ اما مفهوم سخن، پوشیده و پنهان». او پس از اشاره به گرهگشایی از عبارت عطار از سوی دبیر ادبیات مینویسد: «اما حاصل این گرهگشایی نه قریبترین؛ بلکه غریبترین مفهومی است که از واژه غریب و غربت در ذهن من مانده و همچنان در هزارتوی آن سرگردانم». در بخش بعدی کتاب به معنای لغوی «غربت» در فرهنگنامهها و همچنین به بحث غربت و وطن در مقالات ادبای ایرانی
پرداخته شده و نمونههایی هم از شعر قدیم و جدید فارسی که در آنها مفهوم غربت مطرح شده، آمده است. بخش سوم کتاب درباره نوستالژی است و نمودهای آن در ادبیات قدیم و جدید ایران. در بخش چهارم به مهاجرت پرداخته شده و در بخش پنجم به غربت و هویت و بازتاب این مفهوم در نوشتهها و مقالات مختلف؛ ازجمله مقالهای از ادوارد سعید در کتاب «نشانههای روشنفکران»، کتابی که محمد افتخاری خود آن را به فارسی ترجمه کرده است. در این بخش همچنین نویسنده مطلبی را نقل میکند از محمدرحیم اخوت که اخوت آن را در پاسخ به نامه او نوشته است. افتخاری چنانکه خود مینویسد، در این نامه «برخی مشغلههای ذهنی» خود را «درباره خانه و غربت و نیز موضوع جستوجوی هویت در برخی داستانهای» اخوت «بهویژه در نیمه سرگردان ما» با او در میان گذاشته و اخوت دراینباره به او پاسخ داده است.
در بخش ششم کتاب با عنوان «ماندن یا رفتن» با ارجاع به مقالات و نوشتههایی گوناگون به انتخاب میان در وطن ماندن یا مهاجرتکردن پرداخته شده است و ازجمله به اینکه آیا نویسنده و هنرمندی که ترک وطن کند، میتواند همچنان تولید هنری و فرهنگی درخورتوجهی داشته باشد یا نه؟
ادبیات غربت موضوع بخش هفتم کتاب است. در این بخش به میزگردی اشاره شده با عنوان «رؤیای برج بابل» که در سال 2014 در کشور هند برگزار شده بوده و موضوع آن تأثیر مهاجرت بر ادبیات بوده است. در این میزگرد از پنج نویسنده که بیشترشان مهاجر بودهاند، دراینباره سؤال شده که چکیده پاسخهای این پنج نویسنده در این بخش از کتاب «غم غریبی و غربت» آمده است.
بخش هشتم کتاب با عنوان «یادداشتهای غربت» به نقل قسمتهایی از یادداشتهای اهل فرهنگ درباره غربت اختصاص دارد. در بخش نهم کتاب قسمتهایی از آثار دو نویسنده ایرانی، پرویز دوایی و گلی ترقی، نقل شده که هر دو در آثارشان به نحوی به غربت و مهاجرت و وطن پرداختهاند.
در بخش دهم و پایانی کتاب نیز به شعرهای دو شاعر جهان عرب، محمود درویش و عبدالوهاب البیاتی پرداخته شده است.
آنچه میخوانید، قسمتی است از بخش نخست کتاب که نویسنده در آن از مفهومی از غربت سخن میگوید که در یافتهها و منابع اطلاعاتی خود به آن دست یافته است. او مینویسد: «در بسیاری از یافتهها و منابع اطلاعاتی من غربت حاصل سفر است، حاصل کوچ، مهاجرت، تبعید، کندهشدن و رفتن. غربت جایی است آنسوی وطن، آنسوی خانه، آنسوی زادگاه، آنسوی سرزمینی که در آن بالیدهای، آنسوی دیار یار. گاه نیز خودِ وطن است، همان زادگاه و بالیدنگاه و گاه هم معلوم نیست کجاست. اصلا هیچ کجا نیست. ناکجاست. غربتِ جان است».
شرق: «غم غریبی و غربت» مجموعه نوشتههایی است با موضوع غربت از منظر ادبیات، نوشته و گزینششده از سوی محمد افتخاری که در نشر فنجان منتشر شده است. محمد افتخاری در این کتاب مفهوم غربت را در نوشتههای گوناگون از ادبیات کلاسیک ایران گرفته تا آثار معاصر واکاوی کرده است. یکی از وجوه غربت مهاجرت است و بنا بر این مهاجرت و ادبیات مهاجرت نیز یکی از موضوعاتی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است. افتخاری در پیشگفتار این کتاب ضمن تأکید بر اینکه موضوع کتاب او «غربت یا مهاجرت از دیدگاه فلسفی، سیاسی یا دیدگاههای دیگر نیست» و این توضیح که چنین دغدغهای چطور و از چه زمانی ذهن او را به خود مشغول کرده و نیز اشارهای به تعبیراتی از غربت در اشعار شاعران کلاسیک ایران، درباره نگاهش به موضوع غربت در کتاب «غم غریبی و غربت» مینویسد: «نگاهم به موضوع غربت یا مهاجرت اصولا از منظر ادبیات به مفهوم کلّی است و البته گوشه چشمی هم به برخی مباحث مطالعاتی مربوط به این موضوع داشتهام. در واقع، آنچه من گرد آوردهام، حاصل اندیشهها و خلاقیتهای دیگران و نیز محصول جستوجوها و خواندهها و درک و دریافتهایم در مطالعه موضوع غربت و مهاجرت است».
نویسنده در این کتاب گزیده و چکیدههایی را از مطالب مختلف که به موضوع غربت و مهاجرت ارتباط دارند، آورده است. او در پیشگفتار کتاب درباره شیوه گزینش و تلخیص مطالبی که از دیگران در کتاب آورده، مینویسد: «در تلخیص مطالب کوشیدهام متناسب با موضوع مدنظر، جان کلام و لبّ مطلب را بیاورم. گاه اگر مطلبی را به اقتضای اهمیت آن در دو جای مختلف آورده باشم، آنجا که مطلب نقش بنیادی و تعیینکننده دارد، حتما به تفصیل و با جزئیات بیشتری بیان شده و آنجا که فقط بسنده و رساننده مقصود باشد، کاملا به اجمال و اختصار مطرح شده است».
کتاب شامل 10 بخش است، با عنوانهای: «مقدمه: هزارتوی غربت»، «مفاهیم غربت و وطن»، «غم غربت (نوستالژی)»، «مهاجرت (غربتگزینی)»، «غربت و هویت»، «ماندن یا رفتن»، «ادبیات غربت»، «یادداشتهای غربت»، «داستانهای فارسی غربت» و «شعرهای غربت (ترجمه)».
نویسنده در بخش اول کتاب بهعنوان مقدمه نقل میکند که چطور در دوره دبیرستان دبیر ادبیات فارسی او با خواندن بخشی از «تذکرةالاولیا»ی عطار درباره اینکه «غریب کیست؟» ذهن او را چنان درگیر مفهوم غربت میکند که این دغدغه ازآنپس همواره ذهنش را به خود مشغول داشته است. آنچه دبیر ادبیات از عطار نقل کرده، این است: «پرسیدند: غریب کیست؟ گفت: غریب نه آن است که تنش در این جهان غریب است؛ بلکه غریب آن است که دلش در تن غریب بوَد و سرّش در دل غریب بوَد». نویسنده پس از نقل این قسمت از «تذکرةالاولیا» که دبیر در کلاس ادبیات خوانده است، میگوید: «این توصیف موجز و بدیع و رمزآلود که هنوز نیز رهایم نکرده است، هم برایم جالب بود و هم مبهم و مهآلود. در واقع، معنای تکتک واژهها روشن بود؛ اما مفهوم سخن، پوشیده و پنهان». او پس از اشاره به گرهگشایی از عبارت عطار از سوی دبیر ادبیات مینویسد: «اما حاصل این گرهگشایی نه قریبترین؛ بلکه غریبترین مفهومی است که از واژه غریب و غربت در ذهن من مانده و همچنان در هزارتوی آن سرگردانم». در بخش بعدی کتاب به معنای لغوی «غربت» در فرهنگنامهها و همچنین به بحث غربت و وطن در مقالات ادبای ایرانی
پرداخته شده و نمونههایی هم از شعر قدیم و جدید فارسی که در آنها مفهوم غربت مطرح شده، آمده است. بخش سوم کتاب درباره نوستالژی است و نمودهای آن در ادبیات قدیم و جدید ایران. در بخش چهارم به مهاجرت پرداخته شده و در بخش پنجم به غربت و هویت و بازتاب این مفهوم در نوشتهها و مقالات مختلف؛ ازجمله مقالهای از ادوارد سعید در کتاب «نشانههای روشنفکران»، کتابی که محمد افتخاری خود آن را به فارسی ترجمه کرده است. در این بخش همچنین نویسنده مطلبی را نقل میکند از محمدرحیم اخوت که اخوت آن را در پاسخ به نامه او نوشته است. افتخاری چنانکه خود مینویسد، در این نامه «برخی مشغلههای ذهنی» خود را «درباره خانه و غربت و نیز موضوع جستوجوی هویت در برخی داستانهای» اخوت «بهویژه در نیمه سرگردان ما» با او در میان گذاشته و اخوت دراینباره به او پاسخ داده است.
در بخش ششم کتاب با عنوان «ماندن یا رفتن» با ارجاع به مقالات و نوشتههایی گوناگون به انتخاب میان در وطن ماندن یا مهاجرتکردن پرداخته شده است و ازجمله به اینکه آیا نویسنده و هنرمندی که ترک وطن کند، میتواند همچنان تولید هنری و فرهنگی درخورتوجهی داشته باشد یا نه؟
ادبیات غربت موضوع بخش هفتم کتاب است. در این بخش به میزگردی اشاره شده با عنوان «رؤیای برج بابل» که در سال 2014 در کشور هند برگزار شده بوده و موضوع آن تأثیر مهاجرت بر ادبیات بوده است. در این میزگرد از پنج نویسنده که بیشترشان مهاجر بودهاند، دراینباره سؤال شده که چکیده پاسخهای این پنج نویسنده در این بخش از کتاب «غم غریبی و غربت» آمده است.
بخش هشتم کتاب با عنوان «یادداشتهای غربت» به نقل قسمتهایی از یادداشتهای اهل فرهنگ درباره غربت اختصاص دارد. در بخش نهم کتاب قسمتهایی از آثار دو نویسنده ایرانی، پرویز دوایی و گلی ترقی، نقل شده که هر دو در آثارشان به نحوی به غربت و مهاجرت و وطن پرداختهاند.
در بخش دهم و پایانی کتاب نیز به شعرهای دو شاعر جهان عرب، محمود درویش و عبدالوهاب البیاتی پرداخته شده است.
آنچه میخوانید، قسمتی است از بخش نخست کتاب که نویسنده در آن از مفهومی از غربت سخن میگوید که در یافتهها و منابع اطلاعاتی خود به آن دست یافته است. او مینویسد: «در بسیاری از یافتهها و منابع اطلاعاتی من غربت حاصل سفر است، حاصل کوچ، مهاجرت، تبعید، کندهشدن و رفتن. غربت جایی است آنسوی وطن، آنسوی خانه، آنسوی زادگاه، آنسوی سرزمینی که در آن بالیدهای، آنسوی دیار یار. گاه نیز خودِ وطن است، همان زادگاه و بالیدنگاه و گاه هم معلوم نیست کجاست. اصلا هیچ کجا نیست. ناکجاست. غربتِ جان است».