تبعات جاي خالي نيروي ضدشورش آموزشديده در شهرهاي کشور
چند نکته درباره نحوه برخورد با معترضان
شرق: اعتراض و آشوب و اغتشاش در هر کشوري امکان رخدادن دارد؛ اعتراضاتي که گاه ممکن است به سمت تقابلهاي خشونتبار و همراه با تخريب و آتشبازي نيز برود. مشابه چنين چيزي بيشتر از يک سال است که هر شنبه در شهر پاريس رخ ميدهد و هر بار به درگيري خشن ميان معترضان و نيروي پليس منجر ميشود. هفته گذشته نيز براساس اعلام مسئولان رسمي در بيشتر از صد شهر کشور اعتراضاتي در واکنش به افزايش قيمت بنزين رخ داد که در برخي از شهرها اين اعتراضات به سمت و سويي خشونتبار کشيده شد و خسارتهاي زيادي نيز به دنبال داشت. بااينحال آنچه در اعتراضات اخير ايران بيشتر از هميشه به چشم آمد، روند سريع بهخشونتکشيدن اعتراضات، کشتهشدن تعدادي از معترضان و همچنين نبود نيروي يگان ويژه و آموزشديده به همراه تجهيزات مناسب بود. به نظر ميرسد اگر نيروهاي آموزشديده براساس آنچه پيشازاين اعلام شده بود، در سطح شهر حضور داشت، امکان بروز چنين اتفاقاتي با اين ميزان از تخريب و تلفات کاهش پيدا ميکرد؛ اما نبود چنين نيروهايي و همچنين سرعت عمل کُند آنها باعث شد روند اعتراضات و بهویژه نحوه مواجهه با معترضان به جاي افراد آموزشديده براي اين مواقع از سوي
افراد ديگر صورت بگيرد و همين مسئله وضعيت را به سمتی برد که خسارات زيادي را در پي داشت.
اين در حالي است که فرمانده يگان ويژه کشور پيشازاين چندين بار از آموزش و آمادهسازي نيروي تخصصي براي مقابله با اغتشاشات، خبر داد.براساس اطلاعات موجود در رسانهها بيش از 20 سال از استقرار نيروهاي يگان ويژه در کشور ميگذرد؛ نيروهايي که در رسته نيروي انتظامي جمهوري اسلامي فعاليت ميکنند و بهعنوان پليس ضدشورش وظيفه آنها کنترل اجتماعات و عمليات ويژه است. نيروهايي که مهمترين فعاليت آنها در وقايع کوي دانشگاه، ناآراميهاي انتخابات 88، اعتراضات دي 96، اعتراضات دراويش گنابادي، اعتراضات کارگري سال 97 در خوزستان و همچنين اعتراضات اخير به گرانشدن بنزين را رقم زده است. از همان ابتدا نيز سرتيپ دوم پاسدار حسن کرمي فرماندهي اين يگان را برعهده داشته است و سرتيپ دوم پاسدار حبيبالله جاننثاري جانشين او بوده است.
نيروهايي که به گفته سردار کرمي هرچند سابقه بيش از 20 سال در تاريخ نيروي انتظامي ايران را دارند؛ اما آموزش اين نيروها در سالهاي اخير شکل و شمايل امروزي به خود گرفته است. از سال 91 معرفي و اجتماعيشدن اين يگان در دستور کار قرار گرفت. درست پس از وقايع سال 88 تصميم بر اين شد که اين نيروها به مردم شناسانده شوند. سال 93 سردار کرمي در گفتوگو با خبرگزاري نسيم درباره وظايف اين يگان عنوان کرده بود: «واحد رهايي گروگان يگان ويژه قويترين و آمادهترين واحد رهايي کشور است و باشگاه هوانوردي، اسبسواري، يگان ويژه زنان و پليس افتخاري از ديگر واحدهاي يگان ويژه به شمار ميرود که برخي بهتازگی راهاندازي شده و از برنامههايي بوده که جامه عمل پوشيده است. کنترل اغتشاشات، فعاليت ضدتروريستي و رهايي گروگان از مأموريتهاي اصلي و ويژه اين يگان است. در تمام کشور اين نيروها گسترش يافته و زبدهترين نيروها در واحد رهايي گروگان حضور دارند. يگانهاي ويژه شبانهروز آماده انجام وظيفه هستند. از سال گذشته دو مأموريت ديگر نيز به فعاليتهاي اين يگان اضافه شده؛ يکي فعاليت رزمي و ديگري امدادي؛ که البته مأموريت اصلي ما نيست. واحد رهايي همان
«نوپو» است که در اصلاح بينالمللي «نيروي ويژه پاد وحشت» نام دارد؛ ولي ما اين نام را به «نيروهاي ويژه پاسدار ولايت» تغيیر دادهايم». براساس گفتههاي اين مقام انتظامي يگانهاي ويژه در مرز فعاليت ندارند؛ ولي در تمام سطح کشور گسترش دارد و چهار واحد عمده در تهران وجود دارد و در 31 نقطه کشور و در چهار لايه تهران، استانهاي درجه يک، دو و سه نيرو داريم.
به گفته فرمانده يگان ويژه، اين يگان وقتي تجمع وارد خشونت شد، وارد عمل ميشود. او اظهار کرد: «البته ما نميتوانيم منتظر بمانيم که اغتشاش تبديل به بحران، آتشسوزي و درگيري شود و سپس وارد عمل شويم؛ چراکه کنترل از دست خارج خواهد شد؛ بنابراین ما از همان ابتدا، با اطلاع از خبر در مرحله پيشبيني قرار ميگيريم و در حالت احتياط قرار گرفته؛ ولي حضور فيزيکي نمييابيم».
با وجود اين گفتههاي فرمانده يگان ويژه اما به نظر ميرسد عملکرد اين يگان در اعتراضات روزهاي اخير مطابق وظيفهاي که بايد انجام نشد و حضور پيشگيرانه و کنترلي چنداني از اين نيروها در سطح شهرها ديده نشد.اين در حالي است که به گفته سردار کرمي، از همان سال 88 بحث آموزش پليس مورد توجه قرار گرفته است. به گفته او، آموزش و تجهيزات را به پليس دادهاند که بتواند بحرانها را کنترل کند و چگونه ورود يابد. اين مقام انتظامي همچنين در مصاحبه خود تأکيد کرده بود: «در واحدهاي ما يک اسلحه جنگي پيدا نميکنيد، اصلا لزومي ندارد يگان ويژه اسلحه جنگي داشته باشد، چون به کار اين پليس نميآيد. در بحران، اين موضوع خيلي خطرناک است. يعني اگر در بحران اسلحه سر صحنه ببرد ، عليرغم اينکه آستانه تحمل نيروها بايد بالا باشد، ولي يک توهين ممکن است باعث دست به ماشهشدن فرد شود. در نتيجه نيروي انتظامي در اينگونه بحرانها آموزش ديده است و خيلي کمتر تلفات ميگيرد و ما به نيروهاي خود آموزش دادهايم که صحنه بحران را به صورتي مديريت کرده و در دست گيرند که حداقل تلفات را داشته باشد. تلفات براي ما؛ چه از مخالف و چه موافق هزينه دارد. بنابراین لازمه اين
کار يکسري تجهيزات است که بازدارنده باشد و منجر به درگيري نشود».
بااينهمه با نگاهي به اتفاقاتي که در روزهاي اخير در کشور به وقوع پيوست و نتايج و تبعات و خسارتهايي که به دنبال داشت ميتوان گفت آنچه که رخ داده، مطابق اين گفتههاي فرمانده يگان ويژه رقم نخورده است و به همين دليل نيز تلفات و خسارات زيادي از اين موج اعتراضي اخير رقم خورد.سردار کرمي همچنين در بخش ديگري از صحبتهاي خود گفته بود: «در سال 88 خودروي مجهز که وارد جمعيت و اغتشاش شود و آسيبناپذير باشد، نداشتيم. احتمال حريق خودرو و آسيب به نيروهاي ما وجود داشت، ولي درحالحاضر مجهز به خودروهايي با ايمني کامل و آسيبناپذيري برای کنترل اغتشاشات شدهايم. امکانات الکترونيکي صوت و نور نيز به تجهيزات ما اضافه شده است. انواع خوشبوکننده و بدبوکننده خنده و گريهآور در يگان ويژه توليد شده و ايده اين امکانات توسط کارشناسان داخلي طراحي شده و صنعت کشور نيز آن را ساخته است. انواع آبپاشها را ساختهايم. قبلا يک نوع آبپاش داشتيم که سنگين بود، ولي الان در پنج لايه تعريف شده است؛ 18، پنج و دوتني، موتور چهارچرخ و کوله موتورسوار انواع آبپاش موجود است که برحسب نوع مأموريت به کار گرفته ميشود. سال 88 برخي مواقع خطاهايي از يگان
ويژه نيز بود، ولي ناجا براي جبران ورود مييافت؛ مثلا اگر جايي در خانهاي شکست، بلافاصله تيم ميفرستاد تا رضايت را حاصل و هزينه و خسارت را پرداخت کنند. البته خيلي از مردم قبول دريافت هزينه نميکردند».
با نگاهي به اين بخش از گفتههاي فرمانده يگان ويژه نيز ميتوان کمکاري و قصور رخداده در مواجهه با اعتراضات اخير را به وضوح مشخص کرد، بهخصوص که بر اساس فيلمها و عکسهاي رسمي و غيررسمي منتشرشده از اعتراضات در نقاط مختلف کشور؛ چه شهرهاي حاشيهاي تهران و چه شهرهاي ديگر استانها به ندرت ديده ميشود که از خودروهاي آبپاش - منهاي روز اول در شهر بوشهر که از آبپاش استفاده شد - يا ديگر تجهيزاتی که هدف اصليشان کنترل معترضان و کاهش خسارت و تلفات است، استفاده شده و به نظر، نيروهاي يگان ويژه يا آمادگي و سرعتعمل کافي براي مديريت وضعيت را نداشتند يا به ميزان اعلامشده نيروي کافي براي حضور در مناطق و خيابانهايي که معترضان حضور داشتند را ندارند.
با درنظرگرفتن جميع جهات و اتفاقات رخداده در روزهاي گذشته در کشور بايد نسبت به اين کموکاستيها و عدم مديريت بهنگام و سريع و هوشمندانه وضعيت که بتواند از بروز خسارتهاي بيشتر به کشور و همچنين تلفات از هر دو طرف؛ چه معترضان و چه نيروهاي انتظامي و حافظ امنيت بکاهد، انتقاد کرد.
شرق: اعتراض و آشوب و اغتشاش در هر کشوري امکان رخدادن دارد؛ اعتراضاتي که گاه ممکن است به سمت تقابلهاي خشونتبار و همراه با تخريب و آتشبازي نيز برود. مشابه چنين چيزي بيشتر از يک سال است که هر شنبه در شهر پاريس رخ ميدهد و هر بار به درگيري خشن ميان معترضان و نيروي پليس منجر ميشود. هفته گذشته نيز براساس اعلام مسئولان رسمي در بيشتر از صد شهر کشور اعتراضاتي در واکنش به افزايش قيمت بنزين رخ داد که در برخي از شهرها اين اعتراضات به سمت و سويي خشونتبار کشيده شد و خسارتهاي زيادي نيز به دنبال داشت. بااينحال آنچه در اعتراضات اخير ايران بيشتر از هميشه به چشم آمد، روند سريع بهخشونتکشيدن اعتراضات، کشتهشدن تعدادي از معترضان و همچنين نبود نيروي يگان ويژه و آموزشديده به همراه تجهيزات مناسب بود. به نظر ميرسد اگر نيروهاي آموزشديده براساس آنچه پيشازاين اعلام شده بود، در سطح شهر حضور داشت، امکان بروز چنين اتفاقاتي با اين ميزان از تخريب و تلفات کاهش پيدا ميکرد؛ اما نبود چنين نيروهايي و همچنين سرعت عمل کُند آنها باعث شد روند اعتراضات و بهویژه نحوه مواجهه با معترضان به جاي افراد آموزشديده براي اين مواقع از سوي
افراد ديگر صورت بگيرد و همين مسئله وضعيت را به سمتی برد که خسارات زيادي را در پي داشت.
اين در حالي است که فرمانده يگان ويژه کشور پيشازاين چندين بار از آموزش و آمادهسازي نيروي تخصصي براي مقابله با اغتشاشات، خبر داد.براساس اطلاعات موجود در رسانهها بيش از 20 سال از استقرار نيروهاي يگان ويژه در کشور ميگذرد؛ نيروهايي که در رسته نيروي انتظامي جمهوري اسلامي فعاليت ميکنند و بهعنوان پليس ضدشورش وظيفه آنها کنترل اجتماعات و عمليات ويژه است. نيروهايي که مهمترين فعاليت آنها در وقايع کوي دانشگاه، ناآراميهاي انتخابات 88، اعتراضات دي 96، اعتراضات دراويش گنابادي، اعتراضات کارگري سال 97 در خوزستان و همچنين اعتراضات اخير به گرانشدن بنزين را رقم زده است. از همان ابتدا نيز سرتيپ دوم پاسدار حسن کرمي فرماندهي اين يگان را برعهده داشته است و سرتيپ دوم پاسدار حبيبالله جاننثاري جانشين او بوده است.
نيروهايي که به گفته سردار کرمي هرچند سابقه بيش از 20 سال در تاريخ نيروي انتظامي ايران را دارند؛ اما آموزش اين نيروها در سالهاي اخير شکل و شمايل امروزي به خود گرفته است. از سال 91 معرفي و اجتماعيشدن اين يگان در دستور کار قرار گرفت. درست پس از وقايع سال 88 تصميم بر اين شد که اين نيروها به مردم شناسانده شوند. سال 93 سردار کرمي در گفتوگو با خبرگزاري نسيم درباره وظايف اين يگان عنوان کرده بود: «واحد رهايي گروگان يگان ويژه قويترين و آمادهترين واحد رهايي کشور است و باشگاه هوانوردي، اسبسواري، يگان ويژه زنان و پليس افتخاري از ديگر واحدهاي يگان ويژه به شمار ميرود که برخي بهتازگی راهاندازي شده و از برنامههايي بوده که جامه عمل پوشيده است. کنترل اغتشاشات، فعاليت ضدتروريستي و رهايي گروگان از مأموريتهاي اصلي و ويژه اين يگان است. در تمام کشور اين نيروها گسترش يافته و زبدهترين نيروها در واحد رهايي گروگان حضور دارند. يگانهاي ويژه شبانهروز آماده انجام وظيفه هستند. از سال گذشته دو مأموريت ديگر نيز به فعاليتهاي اين يگان اضافه شده؛ يکي فعاليت رزمي و ديگري امدادي؛ که البته مأموريت اصلي ما نيست. واحد رهايي همان
«نوپو» است که در اصلاح بينالمللي «نيروي ويژه پاد وحشت» نام دارد؛ ولي ما اين نام را به «نيروهاي ويژه پاسدار ولايت» تغيیر دادهايم». براساس گفتههاي اين مقام انتظامي يگانهاي ويژه در مرز فعاليت ندارند؛ ولي در تمام سطح کشور گسترش دارد و چهار واحد عمده در تهران وجود دارد و در 31 نقطه کشور و در چهار لايه تهران، استانهاي درجه يک، دو و سه نيرو داريم.
به گفته فرمانده يگان ويژه، اين يگان وقتي تجمع وارد خشونت شد، وارد عمل ميشود. او اظهار کرد: «البته ما نميتوانيم منتظر بمانيم که اغتشاش تبديل به بحران، آتشسوزي و درگيري شود و سپس وارد عمل شويم؛ چراکه کنترل از دست خارج خواهد شد؛ بنابراین ما از همان ابتدا، با اطلاع از خبر در مرحله پيشبيني قرار ميگيريم و در حالت احتياط قرار گرفته؛ ولي حضور فيزيکي نمييابيم».
با وجود اين گفتههاي فرمانده يگان ويژه اما به نظر ميرسد عملکرد اين يگان در اعتراضات روزهاي اخير مطابق وظيفهاي که بايد انجام نشد و حضور پيشگيرانه و کنترلي چنداني از اين نيروها در سطح شهرها ديده نشد.اين در حالي است که به گفته سردار کرمي، از همان سال 88 بحث آموزش پليس مورد توجه قرار گرفته است. به گفته او، آموزش و تجهيزات را به پليس دادهاند که بتواند بحرانها را کنترل کند و چگونه ورود يابد. اين مقام انتظامي همچنين در مصاحبه خود تأکيد کرده بود: «در واحدهاي ما يک اسلحه جنگي پيدا نميکنيد، اصلا لزومي ندارد يگان ويژه اسلحه جنگي داشته باشد، چون به کار اين پليس نميآيد. در بحران، اين موضوع خيلي خطرناک است. يعني اگر در بحران اسلحه سر صحنه ببرد ، عليرغم اينکه آستانه تحمل نيروها بايد بالا باشد، ولي يک توهين ممکن است باعث دست به ماشهشدن فرد شود. در نتيجه نيروي انتظامي در اينگونه بحرانها آموزش ديده است و خيلي کمتر تلفات ميگيرد و ما به نيروهاي خود آموزش دادهايم که صحنه بحران را به صورتي مديريت کرده و در دست گيرند که حداقل تلفات را داشته باشد. تلفات براي ما؛ چه از مخالف و چه موافق هزينه دارد. بنابراین لازمه اين
کار يکسري تجهيزات است که بازدارنده باشد و منجر به درگيري نشود».
بااينهمه با نگاهي به اتفاقاتي که در روزهاي اخير در کشور به وقوع پيوست و نتايج و تبعات و خسارتهايي که به دنبال داشت ميتوان گفت آنچه که رخ داده، مطابق اين گفتههاي فرمانده يگان ويژه رقم نخورده است و به همين دليل نيز تلفات و خسارات زيادي از اين موج اعتراضي اخير رقم خورد.سردار کرمي همچنين در بخش ديگري از صحبتهاي خود گفته بود: «در سال 88 خودروي مجهز که وارد جمعيت و اغتشاش شود و آسيبناپذير باشد، نداشتيم. احتمال حريق خودرو و آسيب به نيروهاي ما وجود داشت، ولي درحالحاضر مجهز به خودروهايي با ايمني کامل و آسيبناپذيري برای کنترل اغتشاشات شدهايم. امکانات الکترونيکي صوت و نور نيز به تجهيزات ما اضافه شده است. انواع خوشبوکننده و بدبوکننده خنده و گريهآور در يگان ويژه توليد شده و ايده اين امکانات توسط کارشناسان داخلي طراحي شده و صنعت کشور نيز آن را ساخته است. انواع آبپاشها را ساختهايم. قبلا يک نوع آبپاش داشتيم که سنگين بود، ولي الان در پنج لايه تعريف شده است؛ 18، پنج و دوتني، موتور چهارچرخ و کوله موتورسوار انواع آبپاش موجود است که برحسب نوع مأموريت به کار گرفته ميشود. سال 88 برخي مواقع خطاهايي از يگان
ويژه نيز بود، ولي ناجا براي جبران ورود مييافت؛ مثلا اگر جايي در خانهاي شکست، بلافاصله تيم ميفرستاد تا رضايت را حاصل و هزينه و خسارت را پرداخت کنند. البته خيلي از مردم قبول دريافت هزينه نميکردند».
با نگاهي به اين بخش از گفتههاي فرمانده يگان ويژه نيز ميتوان کمکاري و قصور رخداده در مواجهه با اعتراضات اخير را به وضوح مشخص کرد، بهخصوص که بر اساس فيلمها و عکسهاي رسمي و غيررسمي منتشرشده از اعتراضات در نقاط مختلف کشور؛ چه شهرهاي حاشيهاي تهران و چه شهرهاي ديگر استانها به ندرت ديده ميشود که از خودروهاي آبپاش - منهاي روز اول در شهر بوشهر که از آبپاش استفاده شد - يا ديگر تجهيزاتی که هدف اصليشان کنترل معترضان و کاهش خسارت و تلفات است، استفاده شده و به نظر، نيروهاي يگان ويژه يا آمادگي و سرعتعمل کافي براي مديريت وضعيت را نداشتند يا به ميزان اعلامشده نيروي کافي براي حضور در مناطق و خيابانهايي که معترضان حضور داشتند را ندارند.
با درنظرگرفتن جميع جهات و اتفاقات رخداده در روزهاي گذشته در کشور بايد نسبت به اين کموکاستيها و عدم مديريت بهنگام و سريع و هوشمندانه وضعيت که بتواند از بروز خسارتهاي بيشتر به کشور و همچنين تلفات از هر دو طرف؛ چه معترضان و چه نيروهاي انتظامي و حافظ امنيت بکاهد، انتقاد کرد.