از سفرهاي بيثمر تا خداحافظي با برانکو
همانطور که بازي در جام جهاني آرزوي هر بازيکني است، گزارش ديدارهاي جام جهاني از ورزشگاه هم ميتواند اوج کاري يک گزارشگر فوتبال باشد. حضور گزارشگران ايراني در جام جهاني هم مانند حضور تيم ملي ايران در اين مسابقات مهم، انگشتشمار است. اولين روزنامهنگار ايراني که حضور پررنگي در محل مسابقات جام جهاني داشت، مرحوم مهدي اسداللهي بود. خبرنگار فقيد کيهان ورزشي در چندين جام جهاني حاضر بود. از جام جهاني 1958 گرفته تا جامهاي بعدي. عطاءالله بهمنش، مانوک خدابخشيان و حبيب روشنزاده گزارشگران اصلي فوتبال ايران پيش از انقلاب بودند. مرحوم بهمنش بيشتر يک چهره راديويي بود و صرفا يک گزارشگر فوتبال به شمار نميرفت، خدابخشيان و روشنزاده گزارشگران اصلي تلويزيون محسوب ميشدند. آنها تورنمنتهاي مهمي را گزارش کردند. اين سه گزارشگر معمولا نمره قبولي ميگرفتند و تورنمنتهاي زيادي را هم گزارش کردند. در جام جهاني 1978 روشنزاده گزارشگر اصلي ايران بود که بازيهاي تيم ملي را از آرژانتين گزارش کرد. تحليلهاي خدابخشيان و روشنزاده در آن زمان براي فوتباليها شيرين بود. از بهکاربردن عبارت «صفر به جاي صفر» براي يکي از تعويضهاي حشمت
مهاجراني گرفته تا پيشبيني تعويضها. بين اولين و دومين حضور ايران در جام جهاني 20 سال فاصله افتاد. البته در اين حد فاصل يک بار گزارشگران ايراني حضور در جام جهاني را تجربه کردند. با توجه به شرايط کشور در دهه 60 در جامهاي جهاني 1982 و 1986 گزارشگري از تلويزيون ايران به محل مسابقات اعزام نشد. پس از انقلاب نسل گزارشگران عوض شد. در آن زمان مجيد وارث و جهانگير کوثري گزارشگران شاخص تلويزيون محسوب ميشدند. در جام جهاني 1990 ايتاليا يک اتفاق عجيب رخ داد؛ گزارشگراني به ايتاليا رفتند اما زود هم برگشتند. کيومرث صالحنيا و بهرام شفيع به ايتاليا رفتند اما حضور عجيبي در محل برگزاري جام داشتند. آنها دو بازي افتتاحيه و بازي ايتاليا و اتريش را گزارش کردند اما به صورت غيرمنتظرهاي به ايران برگشتند. دليل برگشت اين دو گزارشگر ظاهرا اين بود که يکي از آنها اخباري اختصاصي در يکي از نشريات کار کرده بود و به همين دليل به آنها اعلام شد به تهران برگردند.
سدشکني خياباني
جواد خياباني به 20 سال گزارشنکردن گزارشگران ايراني از محل مسابقات پايان داد. در اوايل دهه 70 شمسي خياباني در اوج بود و گزارشگر محبوب تلويزيون به شمار ميرفت.
پس از جولان چند گزارشگر ضعيف و بياطلاع نسبت به فوتبال دنيا در اواسط دهه 70 با راهاندازي شبکه سوم سيما نسل جديد گزارشگران فوتبال کار خود را شروع کردند.
در زمان ديدارهاي انتخابي جام جهاني 1998 جواد خياباني يک گزارشگر جوان مورد قبول جامعه محسوب ميشد. گزارش او در بازي تاريخي ايران-استراليا به ماندگارترين گزارش يک گزارشگر ايراني تبديل شد. ايران با گزارش فراموشنشدني خياباني صعود کرد تا اين گزارشگر محبوبتر هم بشود. همه منتظر بودند خياباني هم به همراه مليپوشان به فرانسه اعزام شود که اين اتفاق افتاد. خياباني هر سه ديدار ايران در فرانسه و بازي فينال را گزارش کرد. پس از جام جهاني 98 با اوجگيري عادل فردوسيپور و گزارشهاي عجيب خياباني، اين عادل بود که به انتخاب اول همه تبديل شد. گزارشهاي فردوسيپور در ديدارهاي انتخابي جام جهاني 2002 اصلا براي ايران خوشيمن نبود. او هر ديداري را که گزارش کرد، ايران نبرد و در نهايت ايران به خاور دور نرسيد. فردوسيپور و ايران اما چهار سال بعد جبران کردند. تيم ملي با گزارش عادل فردوسيپور بحرين را شکست داد و به جام جهاني 2006 صعود کرد. اين بار همه منتظر حضور فردوسيپور در جام جهاني بودند. عادل به آلمان رفت و بسيار پرکار ظاهر شد. او علاوه بر گزارش سه ديدار ايران تمامي بازيهاي مهم مراحل حساس را هم گزارش کرد. براي آنها که علاقهمند
به تماشاي بازيهاي مهم با گزارش فردوسيپورند، جام جهاني 2006 بسيار شيرين شد و 14 مسابقه مهم را با گزارشهاي باکيفيت عادل از داخل ورزشگاه تماشا کردند. گزارش بازيهاي ايران اما براي عادل بدون حاشيه هم نشد. علي دايي هنوز هم به خاطر انتقاد فردوسيپور به عملکردش در بازي با مکزيک از اين گزارشگر انتقاد ميکند. جمله معروف «خداحافظ جام جهاني، خداحافظ برانکو» هم پس از بازي ايران-پرتغال ديگر جملهاي بود که در خاطرهها نقش بسته است. مطمئنا با توجه به سن فردوسيپور اين گزارشگر 43ساله فرصت حضور در دومين جام جهانياش را هم خواهد داشت.
راهپيدانکردن ايران به جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي راه را بر گزارشگران بست. چهار سال بعد اما دوباره شانس به ايران لبخند زد. صعود خاطرهانگيز ايران در اولسان کرهجنوبي فرصتي طلايي در اختيار مزدک ميرزايي قرار داد. ميرزايي گزارشگر بازي ايران-کرهجنوبي بود و شايد کسي تصور نميکرد که ايران آن بازي را ببرد و مستقيما صعود کند اما اين اتفاق شيرين رخ داد. شانس صعود ايران آنقدر کم بود که تلويزيون گزارشگري به کرهجنوبي اعزام نکرده بود و ميرزايي بازي را در جام جم گزارش کرد. به هر ترتيب اين بار هم همان گزارشگري که بازي صعود را گزارش کرده بود، راهي مسابقات شد. مزدک ميرزايي اما چندان دوران خوشي در برزيل نداشت. مشکلات فني موجب شد او نتواند ديدارهاي ايران را به طور کامل گزارش کند. او به بازي اول نرسيد، در بازي دوم صدايش کيفيت نداشت و در بازي سوم هم اتفاقات ديگري برايش رخ داد. به عنوان نمونه بيشتر دقايق بازي خاطرهانگيز ايران- آرژانتين را عادل فردوسيپور از ايران گزارش کرد. چهارمين تجربه حضور گزارشگران ايراني در جام جهاني تجربه تلخي بود. در اين تجربه تلخ البته مزدک ميرزايي مقصر نبود و مديريت ضعيف تلويزيون ايران باعث شد يک
گزارشگر بدون هيچگونه کارايي به برزيل برود و برگردد. در آن زمان گفته ميشد چون شبکه سوم پخش بازيها را به صورت مستقيم نخريده است، اجازه حضور گزارشگر ايران در ورزشگاه داده نشده است.
اين بار قرعه به نام چه کسي ميافتد؟
اين بار گزارش صعود ايران توسط جواد خياباني انجام شد. خياباني در فروردين 96 گزارشگر بازي ايران- ازبکستان بود؛ ديداري که با برتري 2 بر صفر ايران همراه شد و تيم ملي يک صعود زودهنگام را جشن گرفت. گزارش اينبار خياباني البته برخلاف گزارش ايران-استراليا جاودانه نشد. خياباني که در اين سالها حين گزارشهايش با گفتن جملاتي غريب سوژه فضاي مجازي ميشد، اين بار هم با گفتن عباراتي خاص سوژه شبکههاي اجتماعي را فراهم کرد. «يه گل خوشبوي ايراني»، «ما که رفتيم روسيه، کره موند و چين و قطر و سوريه» و «سلام جام جهاني، سلام روسيه، سلام مسکو، سلام سنپترزبورگ» عباراتي بود که مورد توجه مخاطبان قرار گرفته بود. اگر قرار باشد مانند سه اعزام قبلي فردي که گزارشگر بازي صعود بوده چمدانهايش را ببندد، بايد نوبت را به جواد خياباني داد. مشخص است که چنين قانوني در صداوسيما وجود ندارد و چند گزارشگر اصلي تلويزيون عادل فردوسيپور، جواد خياباني، پيمان يوسفي و محمدرضا احمدي شانس حضور در روسيه را دارند. شانس مزدک ميرزايي به دليل حضور در جام قبلي کمتر است. پيمان يوسفي هم شايد به عنوان مجري راهي روسيه شود. عادل فردوسيپور گزينه اول بينندگان است و
تسلط کاملش به زبان انگليسي شانس او را بالا ميبرد. از طرفي احمدي هم تاکنون جام جهاني را تجربه نکرده است و پيشبيني اينکه کدام گزارشگر انتخاب اول صداوسيما خواهد بود، آسان نيست.
همانطور که بازي در جام جهاني آرزوي هر بازيکني است، گزارش ديدارهاي جام جهاني از ورزشگاه هم ميتواند اوج کاري يک گزارشگر فوتبال باشد. حضور گزارشگران ايراني در جام جهاني هم مانند حضور تيم ملي ايران در اين مسابقات مهم، انگشتشمار است. اولين روزنامهنگار ايراني که حضور پررنگي در محل مسابقات جام جهاني داشت، مرحوم مهدي اسداللهي بود. خبرنگار فقيد کيهان ورزشي در چندين جام جهاني حاضر بود. از جام جهاني 1958 گرفته تا جامهاي بعدي. عطاءالله بهمنش، مانوک خدابخشيان و حبيب روشنزاده گزارشگران اصلي فوتبال ايران پيش از انقلاب بودند. مرحوم بهمنش بيشتر يک چهره راديويي بود و صرفا يک گزارشگر فوتبال به شمار نميرفت، خدابخشيان و روشنزاده گزارشگران اصلي تلويزيون محسوب ميشدند. آنها تورنمنتهاي مهمي را گزارش کردند. اين سه گزارشگر معمولا نمره قبولي ميگرفتند و تورنمنتهاي زيادي را هم گزارش کردند. در جام جهاني 1978 روشنزاده گزارشگر اصلي ايران بود که بازيهاي تيم ملي را از آرژانتين گزارش کرد. تحليلهاي خدابخشيان و روشنزاده در آن زمان براي فوتباليها شيرين بود. از بهکاربردن عبارت «صفر به جاي صفر» براي يکي از تعويضهاي حشمت
مهاجراني گرفته تا پيشبيني تعويضها. بين اولين و دومين حضور ايران در جام جهاني 20 سال فاصله افتاد. البته در اين حد فاصل يک بار گزارشگران ايراني حضور در جام جهاني را تجربه کردند. با توجه به شرايط کشور در دهه 60 در جامهاي جهاني 1982 و 1986 گزارشگري از تلويزيون ايران به محل مسابقات اعزام نشد. پس از انقلاب نسل گزارشگران عوض شد. در آن زمان مجيد وارث و جهانگير کوثري گزارشگران شاخص تلويزيون محسوب ميشدند. در جام جهاني 1990 ايتاليا يک اتفاق عجيب رخ داد؛ گزارشگراني به ايتاليا رفتند اما زود هم برگشتند. کيومرث صالحنيا و بهرام شفيع به ايتاليا رفتند اما حضور عجيبي در محل برگزاري جام داشتند. آنها دو بازي افتتاحيه و بازي ايتاليا و اتريش را گزارش کردند اما به صورت غيرمنتظرهاي به ايران برگشتند. دليل برگشت اين دو گزارشگر ظاهرا اين بود که يکي از آنها اخباري اختصاصي در يکي از نشريات کار کرده بود و به همين دليل به آنها اعلام شد به تهران برگردند.
سدشکني خياباني
جواد خياباني به 20 سال گزارشنکردن گزارشگران ايراني از محل مسابقات پايان داد. در اوايل دهه 70 شمسي خياباني در اوج بود و گزارشگر محبوب تلويزيون به شمار ميرفت.
پس از جولان چند گزارشگر ضعيف و بياطلاع نسبت به فوتبال دنيا در اواسط دهه 70 با راهاندازي شبکه سوم سيما نسل جديد گزارشگران فوتبال کار خود را شروع کردند.
در زمان ديدارهاي انتخابي جام جهاني 1998 جواد خياباني يک گزارشگر جوان مورد قبول جامعه محسوب ميشد. گزارش او در بازي تاريخي ايران-استراليا به ماندگارترين گزارش يک گزارشگر ايراني تبديل شد. ايران با گزارش فراموشنشدني خياباني صعود کرد تا اين گزارشگر محبوبتر هم بشود. همه منتظر بودند خياباني هم به همراه مليپوشان به فرانسه اعزام شود که اين اتفاق افتاد. خياباني هر سه ديدار ايران در فرانسه و بازي فينال را گزارش کرد. پس از جام جهاني 98 با اوجگيري عادل فردوسيپور و گزارشهاي عجيب خياباني، اين عادل بود که به انتخاب اول همه تبديل شد. گزارشهاي فردوسيپور در ديدارهاي انتخابي جام جهاني 2002 اصلا براي ايران خوشيمن نبود. او هر ديداري را که گزارش کرد، ايران نبرد و در نهايت ايران به خاور دور نرسيد. فردوسيپور و ايران اما چهار سال بعد جبران کردند. تيم ملي با گزارش عادل فردوسيپور بحرين را شکست داد و به جام جهاني 2006 صعود کرد. اين بار همه منتظر حضور فردوسيپور در جام جهاني بودند. عادل به آلمان رفت و بسيار پرکار ظاهر شد. او علاوه بر گزارش سه ديدار ايران تمامي بازيهاي مهم مراحل حساس را هم گزارش کرد. براي آنها که علاقهمند
به تماشاي بازيهاي مهم با گزارش فردوسيپورند، جام جهاني 2006 بسيار شيرين شد و 14 مسابقه مهم را با گزارشهاي باکيفيت عادل از داخل ورزشگاه تماشا کردند. گزارش بازيهاي ايران اما براي عادل بدون حاشيه هم نشد. علي دايي هنوز هم به خاطر انتقاد فردوسيپور به عملکردش در بازي با مکزيک از اين گزارشگر انتقاد ميکند. جمله معروف «خداحافظ جام جهاني، خداحافظ برانکو» هم پس از بازي ايران-پرتغال ديگر جملهاي بود که در خاطرهها نقش بسته است. مطمئنا با توجه به سن فردوسيپور اين گزارشگر 43ساله فرصت حضور در دومين جام جهانياش را هم خواهد داشت.
راهپيدانکردن ايران به جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي راه را بر گزارشگران بست. چهار سال بعد اما دوباره شانس به ايران لبخند زد. صعود خاطرهانگيز ايران در اولسان کرهجنوبي فرصتي طلايي در اختيار مزدک ميرزايي قرار داد. ميرزايي گزارشگر بازي ايران-کرهجنوبي بود و شايد کسي تصور نميکرد که ايران آن بازي را ببرد و مستقيما صعود کند اما اين اتفاق شيرين رخ داد. شانس صعود ايران آنقدر کم بود که تلويزيون گزارشگري به کرهجنوبي اعزام نکرده بود و ميرزايي بازي را در جام جم گزارش کرد. به هر ترتيب اين بار هم همان گزارشگري که بازي صعود را گزارش کرده بود، راهي مسابقات شد. مزدک ميرزايي اما چندان دوران خوشي در برزيل نداشت. مشکلات فني موجب شد او نتواند ديدارهاي ايران را به طور کامل گزارش کند. او به بازي اول نرسيد، در بازي دوم صدايش کيفيت نداشت و در بازي سوم هم اتفاقات ديگري برايش رخ داد. به عنوان نمونه بيشتر دقايق بازي خاطرهانگيز ايران- آرژانتين را عادل فردوسيپور از ايران گزارش کرد. چهارمين تجربه حضور گزارشگران ايراني در جام جهاني تجربه تلخي بود. در اين تجربه تلخ البته مزدک ميرزايي مقصر نبود و مديريت ضعيف تلويزيون ايران باعث شد يک
گزارشگر بدون هيچگونه کارايي به برزيل برود و برگردد. در آن زمان گفته ميشد چون شبکه سوم پخش بازيها را به صورت مستقيم نخريده است، اجازه حضور گزارشگر ايران در ورزشگاه داده نشده است.
اين بار قرعه به نام چه کسي ميافتد؟
اين بار گزارش صعود ايران توسط جواد خياباني انجام شد. خياباني در فروردين 96 گزارشگر بازي ايران- ازبکستان بود؛ ديداري که با برتري 2 بر صفر ايران همراه شد و تيم ملي يک صعود زودهنگام را جشن گرفت. گزارش اينبار خياباني البته برخلاف گزارش ايران-استراليا جاودانه نشد. خياباني که در اين سالها حين گزارشهايش با گفتن جملاتي غريب سوژه فضاي مجازي ميشد، اين بار هم با گفتن عباراتي خاص سوژه شبکههاي اجتماعي را فراهم کرد. «يه گل خوشبوي ايراني»، «ما که رفتيم روسيه، کره موند و چين و قطر و سوريه» و «سلام جام جهاني، سلام روسيه، سلام مسکو، سلام سنپترزبورگ» عباراتي بود که مورد توجه مخاطبان قرار گرفته بود. اگر قرار باشد مانند سه اعزام قبلي فردي که گزارشگر بازي صعود بوده چمدانهايش را ببندد، بايد نوبت را به جواد خياباني داد. مشخص است که چنين قانوني در صداوسيما وجود ندارد و چند گزارشگر اصلي تلويزيون عادل فردوسيپور، جواد خياباني، پيمان يوسفي و محمدرضا احمدي شانس حضور در روسيه را دارند. شانس مزدک ميرزايي به دليل حضور در جام قبلي کمتر است. پيمان يوسفي هم شايد به عنوان مجري راهي روسيه شود. عادل فردوسيپور گزينه اول بينندگان است و
تسلط کاملش به زبان انگليسي شانس او را بالا ميبرد. از طرفي احمدي هم تاکنون جام جهاني را تجربه نکرده است و پيشبيني اينکه کدام گزارشگر انتخاب اول صداوسيما خواهد بود، آسان نيست.