مروری بر «کتاب سام» دیوید کیشیک
برای آیندهای که هنوز نیامده
چه میشد اگر تاریخِ ایمان را از نو میخواندیم؟ چه میشد اگر پردههای ضخیم سههزاره تفسیر ابراهیمی را کنار میزدیم و به آن یازده فصل آغازین «پیدایش» مینگریستیم که گویی در خلأیی از زمان، هنوز همچون متنی مستقل و بیپروا میتپد؟ «کتاب سام» اثر دیوید کیشیک نه رسالهای در تبارنامه بلکه فراخوانی است برای بازگشت به آن منطق شرقی که «سام»، آن نخستزاده نوح و صاحبِ «نام»، نماینده آن است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پارسا شهری: چه میشد اگر تاریخِ ایمان را از نو میخواندیم؟ چه میشد اگر پردههای ضخیم سههزاره تفسیر ابراهیمی را کنار میزدیم و به آن یازده فصل آغازین «پیدایش» مینگریستیم که گویی در خلأیی از زمان، هنوز همچون متنی مستقل و بیپروا میتپد؟ «کتاب سام» اثر دیوید کیشیک نه رسالهای در تبارنامه بلکه فراخوانی است برای بازگشت به آن منطق شرقی که «سام»، آن نخستزاده نوح و صاحبِ «نام»، نماینده آن است. این کتاب در پی آن است که «سامیبودن» را از چنگال نژاد و آیین برهاند و آن را همچون سنخی کلی در کالبد زیستنی باستانی بازیابد. دیوید کیشیک در این اثر راهی متفاوت میگشاید؛ او نه به دنبال اثبات یک حقیقت دینی بلکه در پی کشف همان حقیقت فلسفی بنیادینی است که پیش از ظهور پیامبران در بطن جهان جاری بود و اکنون زیر آوار سنتها مدفون شده است. این کتاب نه برای مؤمنان به آیینهای مألوف بلکه برای جماعتی نگاشته شده است که هنوز در «راه»اند؛ برای آنان که در جستوجوی گشودن گرههای ناگشوده هستیاند و در پی میراثی میگردند که نه در خون، که در «نام» جاری است. «کتاب سام» چنانکه در معرفی آن آمده، بازخوانی امر کهن برای آیندهای است که هنوز نیامده است. در بخشی از «کتاب سام» با عنوان «روز صفر» آمده است: «تفسیر سفر پیدایش زحمتی بیمزد و مواجب است. چیزی بیش از دو هزار سال تفسیر کتاب مقدس، در حکم همان خرس لافونتن بوده که به هوای پراندن مگس از بالین دوست غرق در خوابش با سنگ سر او را خرد و خمیر کرد. اما «با اینکه کمر موشکافیشدهترین کتاب تاریخ بشر زیر آوار تفسیرهای بسیار خم شده»، چهبسا معنای نهان آن مانند مگس داستان مذکور بیسروصدا از چنگ ما گریخته باشد... به عبارتی، هیچ بعید نیست [آوار] یک قفسه کتاب تابوت شود و اصلا بعید نیست تکثیر یک متن، یگانه دلیل فهم نادرست و فاسد ما از داستانی آغازین باشد که از حکایت خلقت آسمان و زمین تا ویرانی برج بابل را در بر میگیرد. نوشداروی این بلا آن است که بهجای یکتاباوری به سراغ یگانهمتنباوری برویم، یعنی بگوییم فقط یک متن وجود دارد ولاغیر، و حجم آن بسی کمتر از تصور ما است. این اثر گرانیگاه ادبیات عالم است و درست زمانی پایان میگیرد که با ورود ابراهیم به ماجرای کتاب مقدس، روایت قومی خاص، سرزمین موعود و رفتار ویژه خداوند با آنها مدنظر قرار میگیرد». چنانکه در مقدمه کتاب آمده «سفر پیدایش» را میتوان به سه بخش مجزا تقسیم کرد: «نخست، پیشاتاریخ اسطورهای که داستان آفرینش، عدن، قابیل، توفان نوح، برج بابل و چند تبارشناسی دیگر است. بخش دوم گزارشی درباره آبای این قوم، یعنی ابراهیم و اسحاق و یعقوب است. در نهایت، بخش سوم داستان مستقل یوسف است... درهمآمیختن این سه بخش در کتابی واحد دَرزهای پردامنی را از چشم پنهان میکند». نام «کتاب سام» از نخستین فرزند نوح گرفته شده و میتوان در طول یک هفته آن را خواند و در آخر، همان مگس لافونتن باز دور از چنگ ما آزاد است و از آن سو خرس داستان نیز مانند جالوت همانطور با آن سرِ منهدم به ضرب سنگ فلاخن داوود نقش بر زمین است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.