رایزنیهای شورای عالی امنیت ملی برای پایان جنگ و تثبیت نظم امنیتی منطقه
دیپلماسی از کانال شعام
رضایی: تا آمریکاییها به هفت شرط ما عمل نکنند، نه تنگه هرمز باز میشود و نه مذاکرهای در کار است
تحولات دیپلماتیک اخیر ایران نشان میدهد که شورای عالی امنیت ملی در کنار کانالهای رسمی وزارت امور خارجه و مسیر مذاکراتی به ریاست محمدباقر قالیباف، به یکی از محورهای فعال مدیریت دیپلماسی در شرایط جنگی تبدیل شده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
موسی موحد: تحولات دیپلماتیک اخیر ایران نشان میدهد که شورای عالی امنیت ملی در کنار کانالهای رسمی وزارت امور خارجه و مسیر مذاکراتی به ریاست محمدباقر قالیباف، به یکی از محورهای فعال مدیریت دیپلماسی در شرایط جنگی تبدیل شده است. سفر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به مسکو و دیدار با ولادیمیر پوتین از یک سو و سفر علی باقریکنی، معاون دبیر این شورا، به پکن و رایزنی با مقامهای چینی از سوی دیگر، بیانگر فعالشدن یک مسیر مکمل در سیاست خارجی ایران است؛ مسیری که مأموریت آن صرفا انتقال پیام نیست، بلکه رایزنی درباره پایان جنگ، ترتیبات امنیتی پساجنگ و جلب حمایت قدرتهای مؤثر بینالمللی را نیز در بر میگیرد. اهمیت این تحرکات زمانی روشنتر میشود که رضایی به صراحت مسئولیت دیپلماسی در زمان جنگ را متوجه شورای عالی امنیت ملی دانسته است. با این حال، این تحول به معنای تعدد مراکز تصمیمگیری یا چندصدایی در سیاست خارجی نیست؛ چنانکه عباس عراقچی و اسماعیل بقایی نیز بر جایگاه قالیباف بهعنوان مذاکرهکننده ارشد و نقش هماهنگکننده شورای عالی امنیت ملی تأکید کردهاند.
مسکو؛ پیام تهران به پوتین و مأموریت شورای عالی امنیت ملی برای مدیریت پایان جنگ
سفر محسن رضایی به مسکو و دیدار او با ولادیمیر پوتین را باید یکی از مهمترین تحرکات دیپلماتیک ایران در شرایط کنونی جنگ ارزیابی کرد؛ دیداری که فراتر از یک ملاقات دوجانبه معمول، حامل پیامهای سیاسی و امنیتی تهران به یکی از بازیگران اصلی معادلات بینالمللی بود. رضایی پس از حضور در کاخ کرملین، اعلام کرد که با مأموریت انتقال پیام رهبر انقلاب به روسیه سفر کرده و ایشان مایل بودند این پیام در سریعترین زمان ممکن به رئیسجمهور روسیه ابلاغ شود. پوتین نیز سلام گرم و صمیمانه خود را به رهبر انقلاب رساند. بر اساس توضیحات دبیر شورای عالی امنیت ملی، در این دیدار درباره مسائل مهم منطقه، تحولات جنگ، شرایط پس از جنگ و ترتیبات امنیتی آینده منطقه گفتوگو شده است. رضایی همچنین گزارشی از نشست چهار کشور در تهران به پوتین ارائه کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد رایزنی مسکو صرفا بر توقف درگیریها متمرکز نبوده و ابعاد گستردهتری از آینده امنیتی منطقه را نیز در بر گرفته است.
یکی از مهمترین محورهای اعلامشده پس از این دیدار، موضع پوتین در قبال جنگ بود. به گفته رضایی، رئیسجمهور روسیه اعلام کرده است برای پایان جنگ هر کمکی از دستش برآید انجام خواهد داد. او همچنین بمباران تأسیسات هستهای ایران را محکوم کرده و جنگ علیه ایران را ظالمانه دانسته است. در همین حال، شبکه المیادین به نقل از یک منبع آگاه ایرانی گزارش داد که موضوع اصلی مذاکرات رضایی و پوتین، پایاندادن به جنگ بوده است. بر اساس این روایت، رضایی بر موضع تهران درباره شروط هفتگانه تأکید کرده و گفته است ایران پیش از تحقق این شروط، تنگه هرمز را باز نخواهد کرد و درباره این تصمیم نیز مذاکرهای انجام نخواهد داد. البته در کنار این روایت، حواشی رسانهای دیدار نیز قابل توجه بود. برخی رسانههای غربی از ارائه ابتکار سیاسی جدیدی از سوی رضایی به پوتین سخن گفتند؛ ادعاهایی که یک منبع بلندپایه امنیتی و سیاسی ایران در گفتوگو با المیادین آنها را ساختگی و بیاساس دانست. این منبع تصریح کرد تهران پیش از اجرای کامل و همزمان شروط هفتگانه خود، فایدهای در برداشتن گامهای جدید برای پیشبرد دیپلماسی نمیبیند. این موضعگیری از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد تهران در پی تفکیک میان اصل مذاکره و پذیرش پیششرطهای طرف مقابل است. به بیان دیگر، فعالبودن کانالهای دیپلماتیک به معنای عقبنشینی از مواضع اعلامشده نیست.
در همین چارچوب، مسئله جایگاه رضایی در ساختار مذاکرات نیز مورد توجه قرار گرفت. عباس عراقچی در گفتوگو با شبکه الجزیره، در پاسخ به پرسشی درباره نامه جیدی ونس به محسن رضایی، تأکید کرد: «از نظر ما، مذاکرهکننده ارشد ما همچنان جناب آقای دکتر قالیباف هستند». او افزود رضایی نیز حمایت کامل خود را از این موضوع اعلام کرده و تصمیمها بهصورت جمعی اتخاذ و اجرا میشوند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز همین چارچوب را تبیین کرد و گفت محمدباقر قالیباف مذاکرهکننده ارشد ایران است و مدیریت روند دیپلماسی کشور در شورای عالی امنیت ملی انجام میشود. بنابراین، اهمیت سفر مسکو را باید در فعالشدن ظرفیت دیپلماتیک شورای عالی امنیت ملی و تکمیل کانالهای موجود جستوجو کرد، نه در شکلگیری یک مرکز مستقل و رقیب برای مذاکرات. این شورا در شرایط جنگی، نقش هماهنگکننده و راهبردی خود را در پیوندزدن ملاحظات نظامی، سیاسی و امنیتی با دیپلماسی پررنگتر کرده است.
پکن؛ باقریکنی در چین و تلاش شی برای تثبیت جایگاه پکن پیش از دیدار با ترامپ
پیش از سفر محسن رضایی به مسکو، تحرک دیپلماتیک دیگری در شرق آسیا جریان داشت که از منظر معادلات منطقهای و بینالمللی اهمیت کمتری از رایزنیهای تهران و مسکو ندارد. سفر دوشنبه گذشته علی باقریکنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، به پکن و دیدار او با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، نشان میدهد تهران در کنار رایزنی با روسیه، در حال فعالکردن ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی چین برای مدیریت بحران کنونی است. وزارت امور خارجه چین در بیانیه مربوط به این دیدار اعلام کرد وانگ یی، گفتوگو و مذاکره را تنها راهحل درگیریهای کنونی در غرب آسیا دانسته و بر حمایت پکن از ایران در حفاظت از حاکمیت و امنیت خود تأکید کرده است. وزیر خارجه چین همچنین آمادگی کشورش را برای همکاری با همه طرفها به منظور بازگرداندن صلح و ثبات به منطقه اعلام کرد.
باقریکنی نیز در این دیدار ضمن تشریح مواضع ایران، بر عزم تهران برای حفاظت از امنیت، حاکمیت و تمامیت ارضی کشور و مقاومت در برابر سلطه و تهدیدها تأکید کرد. او همچنین از ابتکارات شی جینپینگ برای آرامکردن اوضاع منطقه حمایت کرد و خواستار ایفای نقش مؤثرتر چین در تأمین صلح بینالمللی و منطقهای شد. اما اهمیت این دیدار را نمیتوان صرفا در مناسبات دوجانبه ایران و چین خلاصه کرد.
این رایزنیها در شرایطی انجام میشود که پکن تحرکات دیپلماتیک خود را در خاورمیانه افزایش داده و همزمان برای دیدار احتمالی شی جینپینگ و دونالد ترامپ آماده میشود. سفر هیثم بنطارق، سلطان عمان، به چین و دیدار او با رئیسجمهور این کشور، در کنار رایزنیهای وانگیی با مقامهای امنیتی عربستان و ایران، بخشی از همین راهبرد گستردهتر است.
چین در واقع با سه هدف به تحولات منطقه نگاه میکند؛ نخست، جلوگیری از گسترش جنگ و حفاظت از امنیت انرژی؛ دوم، حفظ و گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای منطقه و سوم، تقویت موقعیت خود در رقابت راهبردی با آمریکا. برای پکن، تنگه هرمز صرفا یک موضوع امنیتی منطقهای نیست؛ این آبراه یکی از مسیرهای حیاتی انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال طولانیمدت در آن میتواند مستقیما اقتصاد چین را تحت تأثیر قرار دهد. چین به عنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان، نمیتواند نسبت به تداوم بحران در این منطقه بیتفاوت بماند. از سوی دیگر، روابط اقتصادی پکن و تهران، بهویژه در حوزه نفت، به چین امکان میدهد در معادلات اقتصادی ایران نقش اثرگذاری داشته باشد. بر اساس گزارشهای مطرحشده، چین بخش عمده صادرات نفت ایران را خریداری میکند؛ بنابراین، سیاست خرید نفت و نحوه مدیریت مناسبات اقتصادی با تهران میتواند به یکی از اهرمهای اثرگذاری پکن تبدیل شود. نکته مهمتر آن است که چین میخواهد پیش از دیدار شی و ترامپ، تصویر یک قدرت مسئولیتپذیر و خواهان ثبات را از خود به نمایش بگذارد. پکن از یک سو بر حمایت از حاکمیت ایران تأکید میکند و از سوی دیگر نمیخواهد بحران خاورمیانه به تقابل مستقیم و پرهزینه با واشینگتن تبدیل شود. در این میان، گزارشهایی نیز درباره مذاکرات سهجانبه مقامهای ایران، عمان و چین منتشر شده است. اگر این رایزنیها به ابتکارهای عملی منجر شود، پکن میتواند در کنار نقش اقتصادی خود، جایگاه سیاسی پررنگتری در مدیریت بحران پیدا کند. در مجموع، سفر باقریکنی را باید بخشی از تلاش ایران برای فعالکردن ظرفیت قدرتهای شرقی در کنار کانالهای موجود دانست؛ تحرکی که هم به نیازهای دیپلماتیک تهران پاسخ میدهد و هم با تلاش چین برای تثبیت موقعیت خود پیش از دیدار با ترامپ همپوشانی دارد.
واشینگتن؛ سه گزینه ترامپ و گرهخوردن تصمیم نظامی به ابتکارهای دیپلماتیک
در سوی دیگر معادلات، آمریکا در شرایطی قرار گرفته که دونالد ترامپ باید درباره آینده جنگ با ایران تصمیم بگیرد. گزارش آکسیوس حاکی از آن است که رئیسجمهور آمریکا پس از پایان انتخابات میاندورهای، در نشست با تیم امنیت ملی خود، گزینههای پیشرو درباره ایران را بررسی کرده است. این نخستین نشست از این نوع پس از انتخابات توصیف شده و ترامپ اعلام کرده است بهزودی درباره ادامه مسیر تصمیم خواهد گرفت. براساس این گزارش، کاخ سفید دستکم سه گزینه را پیشروی خود میبیند؛ ازسرگیری حملات نظامی گسترده، ادامه فشار اقتصادی و تشدید محاصره ایران یا دستیابی به توافقی که مستلزم پذیرش برخی امتیازات از سوی واشینگتن باشد. اظهارات ترامپ نیز نشان میدهد گزینه نظامی همچنان روی میز است. او گفته است باید تصمیم بگیرد آیا حملات را برای اطمینان از نابودی برنامه هستهای ایران ادامه دهد یا خیر. در عین حال، تأکید کرده ترجیح میدهد در صورت امکان از تخریب بیشتر کشور جلوگیری کند؛ هرچند احتمال اقدام نظامی را منتفی ندانسته است. در چنین فضایی، تحرکات دیپلماتیک منطقهای اهمیت مضاعفی پیدا میکند. آکسیوس از ادامه مذاکرات میانجیگران قطری با تهران و واشینگتن درباره پیشنویس پیشنهادی خبر داده است؛ پیشنهادی که بر اساس آن، دو طرف طی دو روز مجموعهای از اقدامات متقابل را انجام دهند. طبق این روایت، در روز نخست آمریکا محاصره دریایی ایران را لغو کرده و بخشی از داراییهای مسدودشده ایران را آزاد میکند. در مقابل، ایران دعوتنامه رسمی برای آژانس بینالمللی انرژی اتمی صادر میکند تا بازرسان این نهاد براساس توافق قاهره از تأسیسات هستهای بمبارانشده بازدید کنند. در روز دوم نیز قرار است تنگه هرمز بازگشایی و پس از آن مذاکرات هستهای درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران از سر گرفته شود. همچنین رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی گزارش داده است تهران پیشنهاد هستهای خود را از طریق قطر به آمریکا ارسال کرده و واشینگتن در حال بررسی آن است؛ با این حال، این پیشنهاد تا زمان برآوردهشدن هفت مطالبه ایران وارد مرحله مذاکره نخواهد شد. این دو روایت در کنار یکدیگر نشان میدهند مسئله اصلی، صرفا وجود یا نبود پیشنهاد دیپلماتیک نیست، بلکه اختلاف بر سر ترتیب اقدامات، تضمینهای متقابل و میزان امتیازدهی هر طرف است. تهران بر اجرای همزمان شروط خود تأکید دارد، در حالی که پیشنهاد منتسب به میانجیگران قطری، مجموعهای از اقدامات مرحلهبندیشده را مطرح میکند.
از منظر واشینگتن، دشواری تصمیم ترامپ نیز در همین نقطه قرار دارد. ادامه جنگ میتواند هزینههای نظامی و اقتصادی بیشتری به آمریکا تحمیل کند و پیامدهای آن به بازار جهانی انرژی و امنیت منطقهای گسترش یابد. از سوی دیگر، توافقی که بدون دریافت امتیازات موردنظر واشینگتن حاصل شود، ممکن است در داخل آمریکا به عنوان عقبنشینی سیاسی تلقی شود. در این میان، تحرکات ایران در مسکو و پکن نیز برای محاسبات آمریکا اهمیت دارد. تهران با فعالکردن ظرفیت دیپلماتیک روسیه و چین تلاش میکند هزینه سیاسی و بینالمللی تداوم جنگ را افزایش دهد و مانع از آن شود که واشینگتن خود را تنها بازیگر تعیینکننده آینده بحران بداند.
با این حال، نباید نقش این دو قدرت را بیش از اندازه ارزیابی کرد. روسیه و چین هر دو منافع مستقل خود را دنبال میکنند و حمایت سیاسی آنها لزوما به معنای پذیرش هزینههای مستقیم برای تأمین خواستههای ایران نیست. در نهایت، آنچه از مجموعه این تحولات برمیآید، ورود دیپلماسی ایران به مرحلهای فعالتر و چندمسیره اما هماهنگ است. شورای عالی امنیت ملی با رایزنیهای مسکو و پکن، وزارت امور خارجه با تماسهای منطقهای و مذاکرهکننده ارشد ایران با پیگیری مسیر مذاکرات غیرمستقیم، در حال پیشبرد ابعاد مختلف یک راهبرد واحد هستند. اکنون مسئله اصلی این است که آیا ترامپ مسیر توافق را انتخاب خواهد کرد یا بار دیگر به گزینه نظامی بازمیگردد؛ تصمیمی که نهفقط آینده جنگ، بلکه آرایش امنیتی غرب آسیا و جایگاه قدرتهای بزرگ در منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.