راههای جایگزین تجارت و مبادله زیر فشار تحریمها تنگتر شد
تجارت در منگنه
توسعه همکاریهای تجاری با کشورهای همسایه طی سالهای اخیر به یکی از محورهای اصلی سیاست اقتصادی ایران تبدیل شده بود؛ سیاستی که بنا داشت با کاهش وابستگی به مسیرها و بازارهای دوردست، ظرفیت کشورهای پیرامونی را به فرصتی تازه برای توسعه تجارت، افزایش صادرات و تأمین نیازهای کشور تبدیل کند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سیرآنوش موسوی: توسعه همکاریهای تجاری با کشورهای همسایه طی سالهای اخیر به یکی از محورهای اصلی سیاست اقتصادی ایران تبدیل شده بود؛ سیاستی که بنا داشت با کاهش وابستگی به مسیرها و بازارهای دوردست، ظرفیت کشورهای پیرامونی را به فرصتی تازه برای توسعه تجارت، افزایش صادرات و تأمین نیازهای کشور تبدیل کند. با این حال، تحولات اخیر نشان میدهد این مسیر نهتنها با چالشهای جدی مواجه شده، بلکه در برخی موارد، تجارت با کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه امارات متحده عربی نیز با دشواریهای فزایندهای روبهرو شده است.
گره در مسیرهای جایگزین
متولیان تجارت برای حفظ و تداوم جریان مبادلات، به دنبال مسیرهای جایگزین برای تجارت خارجی کشور رفتند. به همین منظور، بخشی از تمرکز تجاری از همسایگان جنوبی به سمت همسایگان و کشورهای پیرامونی در شمال و شرق، از جمله کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا، پاکستان، ترکیه و عراق، معطوف شد. با این حال، به نظر میرسد تجارت با این کشورها نیز چندان مسیر همواری ندارد و تجار و بازرگانان برای حفظ و ادامه فعالیتهای تجاری خود در این بازارها با چالشهایی همچون افزایش هزینههای مبادله، محدودیتهای بانکی و ارزی، دشواریهای حملونقل و ترانزیت و همچنین موانع مقرراتی مواجه هستند؛ چالشهایی که میتواند روند توسعه تجارت با کشورهای همسایه و پیرامونی را با ابهام و محدودیتهای بیشتری روبهرو کند. نمونه روشن این وضعیت را میتوان در تجارت با پاکستان مشاهده کرد؛ بازاری که با وجود مرز مشترک و ظرفیتهای قابل توجه، همچنان یکی از پرچالشترین مسیرهای تجاری برای فعالان اقتصادی ایران است. مشکلات گمرکی، توقف طولانیمدت محمولهها و دشواری انتقال کالا از کراچی به ایران، هزینه و ریسک تجارت در این مسیر را افزایش داده است. در چنین شرایطی، حتی یک تصمیم ساده مانند پذیرش تحویل مستقیم کالا از کراچی میتواند بخش قابل توجهی از مشکلات تجار را کاهش دهد. در همین زمینه، حسام بیگدلو، عضو اتاق بازرگانی ایران، وضعیت تجارت با پاکستان را متفاوت میداند و به «شرق» میگوید: «پاکستان از ابتدا یکی از مسیرهای پرچالش برای تجار ایرانی بوده و تاکنون اقدام مؤثری برای تسهیل تجارت در این مسیر مشاهده نشده است».
به گفته او، معطلی طولانیمدت برخی محمولههای تجاری در گمرک مرزی ریمدان نیز دردسرساز شده؛ تا جایی که حتی کالاهای خریداریشده از پاکستان ممکن است برای مدت قابل توجهی در این مرز متوقف بمانند. تجربه پاکستان نشان میدهد مسئله تجارت با کشورهای پیرامونی فقط به انتخاب مسیرهای جایگزین محدود نمیشود و کیفیت و امنیت زیرساختهای این مسیرها نیز اهمیت زیادی دارد. این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که فشارهای خارجی بر شبکههای مالی، تجاری و حملونقل مرتبط با ایران در حال افزایش است. تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا و گسترش دامنه تحریمها علیه شبکههای مالی، تجاری و حملونقل مرتبط با ایران، این پرسش را جدیتر از گذشته مطرح کرده است که آیا زیرساختهای تجارت خارجی ایران همچنان توان عبور از فشارهای جدید و حفظ جریان مبادلات را دارند یا نه. اگر در دورههای گذشته تحریمها عمدتا هزینه تجارت را افزایش میدادند و تجار و بازرگانان ایرانی با پرداخت هزینه بیشتر، استفاده از واسطهها و یافتن مسیرهای جایگزین امکان ادامه مبادلات را حفظ میکردند، اکنون مسئله از افزایش هزینه به اختلال در زیرساخت تجارت نزدیک شده است؛ یعنی محدودشدن مسیر انتقال پول، کالا و خدمات و دشوارترشدن دسترسی صادرکننده به درآمد حاصل از تجارت. در دور جدید فشارهای آمریکا، دامنه اقدامات فقط به طرفهای ایرانی محدود نیست و شرکای تجاری و شبکههایی که امکان ادامه مبادلات با ایران را فراهم میکنند نیز در معرض فشارهای جدی قرار گرفتهاند.
دولت آمریکا در تازهترین اقدامات خود از افزایش فشار بر کشورهای طرف تجارت با ایران و احتمال اعمال محدودیتهای ثانویه سخن گفته و همزمان شبکههای مرتبط با حملونقل، نفت و واسطههای مالی و تجاری را هدف قرار داده است. اهمیت این رویکرد برای ایران از آنجا بیشتر است که اقتصاد کشور طی سالهای گذشته برای حفظ تجارت در شرایط تحریم، شبکهای از مسیرهای جایگزین، واسطهها، صرافیها، شرکتهای تجاری و کریدورهای حملونقل ایجاد کرده است. با این حال، بخش قابل توجهی از این زیرساخت در اطراف خلیج فارس و بهویژه دبی شکل گرفته و افزایش فشار بر این مسیرها میتواند بخشی از شبکهای را که تجارت ایران بر پایه آن بنا شده، با مشکل مواجه کند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا تجارت ایران ادامه پیدا میکند، بلکه این است که تجارت با چه هزینهای، از چه مسیرهایی و با چه میزان درآمد قابل دسترسی برای صادرکننده ایرانی ادامه خواهد یافت.
*تابآوری؛ ادامه تجارت یا حفظ ظرفیت واقعی مبادله؟
امیر روشنبخش، معاون ارتقای کسبوکارهای بینالمللی سازمان توسعه تجارت ایران، در گفتوگو با «شرق» با اشاره به تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا، معتقد است هدف اصلی این سیاستها ایجاد اختلال در جریان تجارت، منابع ارزی و گردش نقدینگی بینالمللی ایران است؛ وضعیتی که میتواند زمان و هزینه تجارت خارجی کشور را افزایش دهد. به گفته او، در سالهای گذشته زیرساختهای تجاری ایران تا حدودی توان تابآوری خود را نشان دادهاند و شرکایی مانند چین و روسیه بهطور کامل از سیاستهای آمریکا تبعیت نمیکنند، اما آنچه مشخص است همچنان، زیرساختهای جایگزین در سایر مرزها و کشورها هنوز به اندازه کافی توسعه نیافتهاند و ایجاد چنین مسیرهایی به زمان نیاز دارد. این موضوع اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه اقتصاد تحریمی زمانی میتواند به فعالیت خود ادامه دهد که امکان گردش پول و کالا، ولو با هزینه بیشتر، باقی بماند. ایران طی سالهای گذشته دقیقا با همین منطق توانسته است بخشی از تجارت خارجی خود را حفظ کند. اما اگر فشار خارجی به مرحلهای برسد که همین کانالها نیز مسدود یا پرریسک شوند، مسئله دیگر افزایش هزینه نیست، بلکه ظرفیت انجام معامله کاهش پیدا میکند. روشنبخش در تشریح تفاوت شرایط جدید با گذشته میگوید پیش از این، تحریمها بیشتر هزینه معامله را افزایش میدادند؛ برای مثال معاملهای که در شرایط عادی یک واحد هزینه داشت، ممکن بود در شرایط تحریم به یکونیم یا دو واحد برسد و ایران با پرداخت هزینه بیشتر آن را مدیریت کند. اما اکنون مسئله فقط افزایش هزینه نیست، بلکه محدودشدن منابع مالی برای پرداخت همین هزینههای اضافی است؛ به بیان دیگر، فشار جدید میتواند توان ایران برای پرداخت هزینه تحریم را نیز هدف قرار دهد.
*عراق و تغییر شکل تجارت
در میان شرکای تجاری ایران، وضعیت عراق از این رو اهمیت دارد که تجارت دو کشور همچنان ظرفیت قابل توجهی دارد، اما بخش مهمی از این تجارت در برابر اختلال در مبادلات مالی و انتقال وجوه آسیبپذیر است. جهانبخش سنجابیشیرازی، دبیرکل اتاق مشترک بازرگانی ایران و عراق در گفتوگو با «شرق» معتقد است اقدامات جدید آمریکا میتواند بر حجم، ارزش و کیفیت تجارت دو کشور اثر منفی بگذارد، اما در شرایط فعلی بعید است به افت شدید یا قطع تجارت ایران و عراق منجر شود. از نگاه او، مهمترین اثر فشارهای جدید را باید در حوزه مبادلات مالی و انتقال وجوه جستوجو کرد.
به گفته او، اگر فشار بر صرافیها، شرکتها و واسطههای عراقی افزایش پیدا کند، تجارت رسمی و شفاف پیش از سایر بخشها تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. در این وضعیت، افزایش احتیاط فعالان اقتصادی، دشوارترشدن پرداخت پول، افزایش هزینه انتقال وجوه و استفاده بیشتر از واسطهها میتواند موجب کوچکترشدن تجارت رسمی و تغییر شکل مبادلات شود. و این مسئله یک تفاوت مهم میان ارزش تجارت و درآمد واقعی صادرکننده ایجاد میکند.
ممکن است کالایی به ارزش صد میلیون دلار همچنان وارد بازار عراق شود، اما دریافت وجه آن برای صادرکننده ایرانی دشوارتر و پرهزینهتر شود. در چنین شرایطی، ارزش اسمی تجارت لزوما تصویر دقیقی از درآمدی که واقعا در اختیار صادرکننده ایرانی قرار میگیرد، ارائه نمیدهد. از همین رو، سنجابیشیرازی انتظار ندارد تجارت ایران و عراق در کوتاهمدت نصف یا متوقف شود. سناریوی محتملتر از نگاه او، کوچکترشدن تجارت رسمی، بانکی و شفاف و در مقابل، افزایش استفاده از واسطهها، روشهای غیرمستقیم پرداخت، ارزهای محلی و تهاتر است. در این سناریو ممکن است ارزش اسمی تجارت کاهش شدیدی نداشته باشد، اما کیفیت و کارایی آن افت کند؛ زیرا هزینه مبادله، ریسک، زمان انتقال پول و هزینه تأمین مالی افزایش پیدا میکند. این در حالی است که آمار و برآوردهای مطرحشده درباره تجارت ایران و عراق همچنان از تداوم جریان قابلتوجه مبادلات حکایت دارد. سنجابیشیرازی در صورت تداوم شرایط فعلی و نبود تحول سیاسی یا امنیتی غیرمنتظره، تجارت رسمی دو کشور در ۱۲ ماه آینده را در محدوده هفت تا هشت میلیارد دلار برآورد کرده است؛ هرچند خود او تأکید کرده این رقم پیشبینی قطعی نیست و به شدت و نحوه اجرای محدودیتها و شرایط سیاسی و امنیتی منطقه وابسته است.
*انرژی؛ بخش متفاوت تجارت ایران و عراق
در این میان، تجارت انرژی ایران و عراق وضعیت متفاوتی دارد. عراق همچنان به گاز و برق ایران نیازمند است و همین وابستگی متقابل باعث میشود اعمال فشار حداکثری در این بخش برای بغداد نیز تبعات اقتصادی داشته باشد. سنجابیشیرازی بر همین اساس معتقد است احتمال دارد آمریکا در اعمال فشار بر عراق میان کالاهای معمولی، انرژی، بانکها و بخشهای حساس تفاوت قائل شود و در حوزه انرژی با ملاحظات بیشتری حرکت کند. بنابراین، در مورد عراق، مسئله اصلی دیگر ازبینرفتن بازار یا نبود تقاضا برای کالای ایرانی نیست؛ مسئله اصلی میتواند نحوه انتقال پول، تأمین مالی و دسترسی صادرکننده ایرانی به درآمد حاصل از صادرات باشد. به همین دلیل، خطر اصلی برای ایران دیگر کاهش رقم تجارت با عراق نیست؛ بلکه تضعیف کانالهای پرداخت، افزایش هزینه مبادلات و کاهش دسترسی صادرکنندگان به درآمدهای ارزی حاصل از تجارت است.
*روسیه؛ وقتی مسیر جایگزین از قبل ساخته شده است
اما در سوی دیگر، وضعیت تجارت ایران و روسیه تصویری متفاوت ارائه میکند؛ تفاوتی که بخش مهمی از آن به زیرساخت حملونقل و توسعه مسیرهای جایگزین بازمیگردد. کامبیز میرکریمی، نایبرئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و روسیه، در گفتوگو با «شرق» با اشاره به تداوم روابط تجاری تهران و مسکو میگوید توسعه مسیرهای جایگزین و افزایش ظرفیت حملونقل ریلی باعث شده فشارهای خارجی محدودیتهای ناشی از تحریمها نتواند تأثیر جدی بر روند تجارت ایران و روسیه بگذارد. به گفته او، طی سالهای اخیر مسیرهای جدیدی برای جابهجایی کالا فعال شده و در کنار مسیرهای موجود، مسیرهای ریلی آسیای مرکزی تا چین نیز مورد استفاده قرار گرفته است. قطارهای باری در این مسیرها حرکت میکنند و با توسعه آنها، ظرفیت انتقال کالا افزایش یافته و امکان جابهجایی حجم بیشتری از تجارت فراهم شده است. میرکریمی تأکید دارد هرچه زمان میگذرد، نیاز به توسعه و استفاده از مسیرهای جایگزین بیشتر احساس میشود و فعالشدن مسیرهای ریلی و ترانزیتی جدید میتواند بخشی از فشارهای ناشی از محدودیتهای خارجی را خنثی کند. در واقع، تجربه روسیه نشان میدهد تابآوری تجاری زمانی از یک مفهوم کلی به یک ظرفیت واقعی تبدیل میشود که زیرساخت جایگزین پیش از وقوع بحران وجود داشته باشد.
*نسخه واحدی برای همه شرکای تجاری وجود ندارد
مقایسه جهتگیریهای کشورهای همسایه نشان میدهد که شرکای مختلف ایران در ارتباط با فشارهای تحریمی یکسان عمل نمیکنند. یک کشور ممکن است از نظر بازار و تقاضا همچنان ظرفیت بالایی برای تجارت با ایران داشته باشد، اما در انتقال پول و حفظ تجارت رسمی با محدودیت مواجه شود؛ کشور دیگری ممکن است به دلیل برخورداری از مسیرهای حملونقل متنوعتر و زیرساختهای ریلی و ترانزیتی، ظرفیت بیشتری برای ادامه تجارت داشته باشد.
پویا فیروزی، نایبرئیس اتاق مشترک ایران و کره جنوبی، در این رابطه به «شرق» میگوید: این محدودیتها حتی کشورهایی را که بهدلیل روابط سیاسی و حسن همجواری با ایران همکاری میکردند، تحت تأثیر قرار داده و میزان اثرگذاری آن به سطح تبعیت کشورها و توانایی آنها برای دریافت استثناها بستگی دارد. واکنش کشورها و چانهزنی آنها با توجه به تبعات اقتصادی این تصمیمات تعیینکننده خواهد بود. به گفته او؛ نمیتوان نقش ایران در اقتصاد جهانی، بهویژه در حوزه انرژی را نادیده گرفت چراکه حذف آن از معادلات اقتصادی میتواند فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد کند. از این منظر، تابآوری تجارت ایران را نمیتوان با یک شاخص مانند ارزش صادرات یا واردات سنجید. باید پرسید کالا از چه مسیری منتقل میشود، پول چگونه بازمیگردد، چه تعداد واسطه در معامله حضور دارند، هزینه انتقال چقدر است و در نهایت چه میزان از ارزش صادرات به درآمد قابلدسترسی برای صادرکننده تبدیل میشود.
همین مسئله باعث شده معاون ارتقای کسبوکارهای بینالمللی سازمان توسعه تجارت بر ضرورت تغییر نگاه حکمرانی تجاری به سمت «تابآوری» تأکید کند. از نگاه او، در شرایط فعلی استفاده از کریدورهای جدید باید در اولویت قرار گیرد و سیاستهای ارزی نباید بر تأمین کالا سایه بیندازد؛ چراکه در شرایط جنگی، تأمین و دسترسی به کالا اهمیت بیشتری پیدا میکند. بر همین اساس، شناسایی مبادی جدید تأمین کالا، یافتن مقاصد تجاری جایگزین، توسعه تجارت با همسایگانی که همچنان امکان همکاری دارند و استفاده از ظرفیتهایی مانند صادرات مجدد، از جمله راهکارهایی است که برای کاهش آسیبپذیری تجارت ایران مطرح شده است.
*صادرات بیشتر، آسیبپذیری کمتر
یکی دیگر از نکات مهم در شرایط جدید، تغییر ترکیب صادرات است. در شرایطی که هزینه حملونقل و لجستیک افزایش پیدا میکند، صادرات کالاهای حجیم و کمارزش آسیبپذیری بیشتری خواهد داشت. در مقابل، کالاهایی که ارزش صادراتی بالاتری نسبت به وزن و حجم خود ایجاد میکنند، میتوانند با ظرفیت حمل کمتر، ارزآوری بیشتری برای کشور داشته باشند. از این منظر، سیاست صادراتی در شرایط تحریم نمیتواند صرفاً بر افزایش حجم صادرات متمرکز باشد. آنچه اهمیت پیدا میکند، ارزش ایجادشده به ازای هر واحد ظرفیت حمل است. این تغییر نگاه میتواند به کاهش هزینههای لجستیکی و افزایش بازده صادرات کمک کند؛ بهویژه در شرایطی که هر مسیر حملونقل، هر واسطه و هر مرحله انتقال پول میتواند هزینه جدیدی به معامله تحمیل کند.
در نهایت، مسئله اصلی اقتصاد ایران در مرحله جدید تحریم، توان تحمل فشار نیست؛ بلکه سرعت سازگاری با فشار است. ایران ممکن است بتواند تجارت خود را ادامه دهد، اما اگر برای هر معامله مجبور به استفاده از مسیرهای طولانیتر، واسطههای بیشتر، حملونقل پیچیدهتر و هزینههای مالی بالاتر باشد، ظرفیت واقعی تجارت بهتدریج فرسوده خواهد شد. بنابراین، پاسخ به شرایط جدید نمیتواند صرفا «پیداکردن یک مسیر جایگزین» باشد. مسئله اصلی، چندمسیره کردن تجارت ایران است؛ بهگونهای که اقتصاد کشور به یک هاب مالی، یک کریدور یا تعداد محدودی واسطه وابسته نباشد.
توسعه کریدورهای شمال–جنوب و شرق، تقویت مرزهای زمینی، استفاده هوشمندانه از ظرفیت همسایگان، توسعه صادرات مجدد، تنوعبخشی به روشهای تسویه و تغییر ترکیب کالاهای صادراتی، مجموعه اقداماتی است که میتواند بخشی از این آسیبپذیری را کاهش دهد. تجربه عراق نشان میدهد که حتی در صورت ادامه تجارت، اختلال در کانالهای مالی میتواند درآمد واقعی صادرکننده را کاهش دهد؛ تجربه روسیه نیز نشان میدهد توسعه مسیرهای جایگزین و ظرفیتهای ریلی و ترانزیتی میتواند تجارت را در برابر فشارهای خارجی مقاومتر کند. از همین رو، آزمون اصلی تجارت ایران در مرحله جدید تحریمها نه صرفا حفظ رقم تجارت، بلکه حفظ امکان انجام معامله، انتقال پول و دسترسی به درآمد حاصل از صادرات است. آمریکا میتواند مسیر تجارت ایران را سختتر، طولانیتر و پرهزینهتر کند؛ اما اینکه این فشار در نهایت به یک اختلال پایدار تبدیل شود یا هزینه دیگری بر اقتصاد تحمیل کند، تا حد زیادی به کیفیت تصمیمهای داخلی و سرعت بازطراحی شبکه تجارت خارجی بستگی دارد. در این میان، شاید مهمترین نقطه ضعف تجارت ایران نه خود تحریم، بلکه تمرکز زیرساخت تجارت بر چند مسیر محدود باشد و اگر قرار است تابآوری از یک شعار به یک سیاست واقعی تبدیل شود، نخستین گام، شکستن همین تمرکز است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.