|

در گفت‌وگو با پشوتن پورپزشک، مدیرعامل پادرو، مطرح شد‌

40 درصد کسب‌وکار‌های اجتماعی تعطیل شدند

طی سال‌های اخیر در بستر اینستاگرام، اکوسیستمی از کسب‌وکارهای خرد و خانگی ایرانی شکل گرفته و همین باعث شده در شرایط اقتصاد تورمی، این شبکه اجتماعی به مهم‌ترین کانال تجارت اجتماعی کشور تبدیل شود. هزاران کسب‌وکار با اتکا به این فضای رایگان فعالیت خود را آغاز کرده و امرار معاششان به آن وابسته شده است. حتی کسب‌وکارهای بزرگ نیز از امکاناتی که اینستاگرام در اختیار آنها گذاشته غافل نشده‌اند.

40 درصد کسب‌وکار‌های اجتماعی تعطیل شدند

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

بهناز توحیدی: طی سال‌های اخیر در بستر اینستاگرام، اکوسیستمی از کسب‌وکارهای خرد و خانگی ایرانی شکل گرفته و همین باعث شده در شرایط اقتصاد تورمی، این شبکه اجتماعی به مهم‌ترین کانال تجارت اجتماعی کشور تبدیل شود. هزاران کسب‌وکار با اتکا به این فضای رایگان فعالیت خود را آغاز کرده و امرار معاششان به آن وابسته شده است. حتی کسب‌وکارهای بزرگ نیز از امکاناتی که اینستاگرام در اختیار آنها گذاشته غافل نشده‌اند. با این حال تداوم مشکلاتی مانند فیلترینگ، قطعی چندهفته‌ای اینترنت در سال‌های مختلف و بعد هم جنگ و دوباره قطعی اینترنت، باعث شده این اکوسیستم با چالش‌هایی جدی روبه‌رو شود؛ از ازدست‌رفتن مشتری یک کسب‌وکار تا بسته‌شدن پیج‌های کاری و اضافه‌شدن صدها بیکار به فهرست بیکاران مرکز آمار. به گفته مدیرعامل پادرو، به دنبال جنگ ۴۰‌روزه اخیر و همچنین قطعی ۸۸روزه اینترنت، حدود 

۴۰ درصد از کسب‌وکارهای فعال در این شبکه از مدار فعالیت خارج شده‌اند. در گفت‌وگویی با پشوتن پورپزشک، مدیرعامل پادرو‌ که به‌خوبی بازار تجارت اجتماعی را می‌شناسد، ابعاد تأثیر مشکلاتی مانند جنگ و قطعی اینترنت را بر کسب‌وکارهای فعال روی شبکه‌های اجتماعی بررسی کرده‌ایم. در این گفت‌گو به پیامدهای قطعی اینترنت بر تجارت اجتماعی، میزان تعطیلی و کاهش فروش کسب‌وکارها، امکان مهاجرت به پلتفرم‌های جایگزین، تغییر رفتار کاربران، تاب‌آوری فروشندگان و چشم‌انداز آینده این بازار پرداخته‌ایم.

‌از سال گذشته تا کنون؛ جنگ ۱۲‌روزه، اتفاقات دی‌ماه، جنگ ۴۰‌روزه و جنگ ۱۳‌روزه در جنوب و قطعی ۸۸‌روزه اینترنت و حالا ادامه اختلالات روی اینترنت را تجربه می‌کنیم. این اتفاقات دقیقا چه تأثیری روی تجارت اجتماعی داشته است؟ پادرو پیش از شروع تمام این بحران‌ها، از تابستان سال گذشته، کسب‌وکارهای فعال در حوزه تجارت اجتماعی را رصد می‌کرد. پیش از این بحران‌ها چه تعداد کسب‌وکار فعال بودند و اکنون، پس از این اتفاقات، چه تعداد همچنان فعال هستند؟ آیا داده‌ای از میزان تعطیلی، کاهش فروش و موارد مشابه در اختیار دارید؟

من فکر می‌کنم اکنون در موقعیتی هستیم که فعالان این حوزه نباید چند اشتباه را مرتکب شوند. نخست اینکه نباید به‌صورت بخشی به موضوع نگاه کرد؛ باید نگاه کلان داشت، زیرا بحران، فراگیر است. این بحران دیگر فقط مربوط به اقتصاد دیجیتال یا تجارت اجتماعی نیست، بلکه کل اکوسیستم تجارت دیجیتال را درگیر کرده است.

نکته دوم این است که هر شرکتی نباید فقط از زاویه فعالیت خودش به موضوع نگاه کند، بلکه باید کل فضا را ببیند. به همین دلیل سعی می‌کنم مثال‌هایی که می‌زنم فقط محدود به پادرو نباشد و درباره کل اکوسیستم صحبت کنم. من معتقدم شروع این اتفاقات مربوط به ۱۴۰۴ نیست. ما از تیرماه سال ۱۴۰۱، با شدت‌گرفتن فیلترینگ اینستاگرام و به‌طور کلی محدودیت شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها مواجه شدیم. پس از آن، شرایط اجتماعی شهریور ۱۴۰۱ را تجربه کردیم. بعد از آن نیز برای مدت طولانی در وضعیت تعلیق بودیم؛ یکبار ماجرای سقوط بالگرد رئیس‌جمهور پیش آمد، سپس تغییر دولت، بعد جنگ ۱۲‌روزه، پس از آن اتفاقات دی‌ماه و در نهایت جنگ اخیر. اگر دقت کنید، از سال ۱۴۰۱ به این طرف، فاصله بحران‌ها کمتر و تعداد آنها در واحد زمان بیشتر شده است. این یعنی هر بحرانی که رخ می‌دهد، فرصت بازیابی را برای کسب‌وکارها کمتر و کمتر می‌کند.

برای مثال، اگر اتفاقی در جنگ ۱۲‌روزه رخ داده باشد، کسب‌وکارها پس از آن حدود یک ماه در وضعیت انتظار و بررسی قرار می‌گیرند و سپس دوباره فعالیت خود را آغاز می‌کنند. تا دی‌ماه، با وجود همه نابسامانی‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، فاصله بحران‌ها حدود شش یا هفت ماه بود. اما از دی‌ماه تا جنگ رمضان، این فاصله به حدود یک ماه رسید؛ آن هم در بحرانی‌ترین زمان سال. از طرف دیگر، بیشترین قطعی اینترنتی که قبلا تجربه کرده بودند حدود ۲۰ روز بود، اما این بار با ۸۸ تا ۹۰ روز با قطعی مواجه شدیم و همان‌طور که می‌بینیم، همچنان اختلال‌ها ادامه دارد. ما حدود ۷۰۰ هزار کسب‌وکار فعال در تجارت اجتماعی داریم. البته از میان بیش از سه میلیون فروشگاهی که تلاش می‌کنند در این فضا فعالیت کنند. این آمار مربوط به قبل از اتفاقات دی‌ماه است. حجم بازار نیز برای سال ۱۴۰۴ حدود ۱۲۰همت برآورد می‌شد. امروز که با هم صحبت می‌کنیم و همچنین در همان دوره‌ای که قطعی اینترنت وجود داشت، برآورد ما بر اساس داده‌های کاربران خودمان و سپس تعمیم آن به کل اکوسیستم این بود که حدود ۴۰ درصد از کسب‌وکارهای این حوزه به‌طور کامل از مدار خارج شدند؛ یا خودشان آگاهانه تصمیم گرفتند فعالیتشان را متوقف کنند یا دیگر شرایط بقا برایشان فراهم نبود و ناچار شدند کسب‌وکارشان را تعطیل کنند.

‌بنابراین می‌توان گفت حدود ۴۰ درصد از کسب‌وکارها در نتیجه این قطعی نزدیک به سه‌ماهه از مدار خارج شدند. حالا سؤال این است که اندازه بازار اکنون چقدر است؟

من می‌گویم تورم ماهانه، هفتگی و حتی روزانه به حدی افزایش یافته که شاید بتوان گفت در حال تجربه نوعی ابرتورم هستیم. بنابراین آنچه امروز در ظاهر بازار دیده می‌شود، همیشه ناشی از رشد واقعی بازار، افزایش تعداد کسب‌وکارها یا بزرگ‌ترشدن حجم تراکنش‌ها نیست و ناشی از تورم است. هنوز هم اطلاعات دقیقی در این زمینه وجود ندارد. دلیلش هم این است که کسب‌وکارها همچنان با اختلالات شبکه درگیر هستند. دقت کنید که هنوز هم دسترسی به شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها با اختلال مواجه است، به‌درستی کار نمی‌کنند و VPNها نیز عملکرد پایداری ندارند. از سوی دیگر، ترسی که نسبت به تکرار دوباره این اتفاقات وجود دارد و انتظاری که در سطح جامعه شکل گرفته مبنی بر اینکه هر لحظه ممکن است دوباره با یک بحران مواجه شویم، باعث شده بازار همچنان رفتار انقباضی داشته باشد و به سمت انبساط حرکت نکند.

‌کسب‌وکارهایی که باقی ماندند، در این مدت فروششان چقدر کاهش داشته است؟

ما به‌طور کلی در اقتصاد برآورد می‌کنیم که کسب‌وکارهای آنلاین هنوز به ۵۰ درصد ظرفیت واقعی خود نرسیده‌اند؛ البته به‌جز برخی پلتفرم‌های بزرگ و شناخته‌شده که به ‌واسطه نیازهای روزمره مردم، همچنان بخشی از تراکنش‌ها را حفظ کرده‌اند. البته حتی در مورد آنها هم نوع تراکنش‌ها تغییر کرده است. اما برآورد کلی ما این است که در بهترین حالت، حدود ۵۰ درصد ظرفیت بازار دوباره فعال شده است.

‌ بقیه هنوز نتوانسته‌اند خودشان را بازیابی کنند؟

فرض کنید شما بازاری داشتید که در آن رفت‌وآمد زیادی وجود داشت و در همان بازار مشغول تجارت بودید. حالا آن بازار از مدار خارج شده است. اگر امروز دوباره کرکره‌های آن بازار بالا برود، مردم با همان انگیزه قبلی برای خرید به آنجا مراجعه نمی‌کنند. ممکن است برای اهداف دیگری مثل دنبال‌کردن اخبار یا مسائل مرتبط با بحران‌های اجتماعی وارد آن فضا شوند و الزاما هدفشان خرید و فروش نباشد.

‌این قطعی باعث شد کسب‌وکارها به پلتفرم‌های دیگر منتقل شوند. آیا اکنون نیز همچنان روی آن پلتفرم‌ها فعالیت می‌کنند یا به اینستاگرام برگشتند؟ یعنی ساختار بازار تجارت اجتماعی تغییر کرده است؟

هفته گذشته مدیرعامل یکی از این پلتفرم‌ها آماری ارائه کرده و گفته بود چند ده هزار کسب‌وکار روی پلتفرم آنها فعالیت می‌کنند و احتمالا تراکنش هم دارند، اما موضوع این است که حجم بازاری که منتقل شده، با حجم بازاری که قبلا وجود داشت، فاصله بسیار زیادی دارد. مهم‌تر از همه اینکه این انتقال زمانی مؤثر است که کل اکوسیستم تجارت اجتماعی نیز منتقل و با استقبال روبه‌رو شده باشد. منظور از اکوسیستم پلتفرم، فروشنده و خریدار است. در پلتفرم‌های داخلی هم حتی بخش زیادی از کاربران صرفا برای ارتباط با دیگران، ارسال فایل یا خواندن اخبار حضور دارند. شما نمی‌توانید در بازه زمانی ۸۸ یا ۹۰‌‌روزه، یا حتی شش‌ماهه و یک‌ساله، یک اکوسیستم را منتقل کنید. شاهد آن هم این است که اکوسیستم تجارت اجتماعی در اینستاگرام طی حداقل پنج یا شش سال، به‌صورت کاملا ارگانیک شکل گرفته است. این اتفاق یک‌شبه رخ نداده؛ کاربران به ‌مرور زمان در آنجا جمع شده‌اند و اکوسیستم خود را ساخته‌اند. بنابراین ممکن است با ایجاد محدودیت، کاربران در پلتفرم‌های دیگر هم حساب کاربری ایجاد کنند، پروفایل بسازند و برای ادامه فعالیتشان تلاش کنند، اما باید دید میزان اثرگذاری آن چقدر است یا بعد از اینکه پیام‌رسان‌ها دوباره در دسترس قرار گرفتند یا اینستاگرام، تلگرام و واتس‌اپ از طریق VPN قابل استفاده شدند، نرخ رشد آنها چقدر خواهد بود. صرف حضور فروشندگان در یک پلتفرم یا حضور مشتریان، بدون اینکه بین آنها تبادل تجاری واقعی انجام شود، به این معنا نیست که بازار منتقل شده است. ممکن است هم فروشنده و هم خریدار، بر حسب ضرورت، اجبار یا انتخاب، در یک پلتفرم حضور داشته باشند، اما تا زمانی که تبادل تجاری میان آنها شکل نگیرد، نمی‌توان گفت انتقال واقعی اتفاق افتاده است.

‌در میان کسب‌وکارهایی که در اکوسیستم پادرو فعال بودند، کدام گروه‌ها بیشترین آسیب را دیدند؟ فروشندگان پوشاک، زیبایی، صنایع‌ دستی، غذا، لوازم‌ خانه یا گروه‌های دیگر؟

گروه‌های کالایی که در تجارت اجتماعی یا در بخش قابل توجهی از تجارت الکترونیکی حضور دارند، الزاما کالاهای تندمصرف یا ضروری روزمره نیستند. بنابراین، به‌ویژه در شرایط بحران اقتصادی، این کالاها در اولویت‌های بعدی خرید مردم قرار می‌گیرند. به همین دلیل، تقریبا همه این گروه‌ها، بدون استثنا، آسیب دیده‌اند. هرچه قیمت کالا بالاتر یا ضرورت استفاده از آن کمتر باشد، میزان آسیب هم بیشتر خواهد بود. حوزه‌هایی مانند اکسسوری، موبایل، کتاب و موارد مشابه، به طور طبیعی آسیب بیشتری دیده‌اند. در مقابل، کالاهای خوراکی شرایط متفاوتی دارند. از طرف دیگر، بر اساس برخی تحقیقات درباره رفتار مصرف‌کنندگان در بحران‌های اقتصادی، مردم معمولا به سمت خرید کالاهای ارزان‌تر در همان دسته‌بندی می‌روند یا فاصله زمانی خریدهای خود را بیشتر می‌کنند. این یعنی چرخ اقتصاد آن بخش یا کندتر می‌چرخد یا اصلا نمی‌چرخد.

‌آیا اندازه کسب‌وکار یا میزان وابستگی آن به شبکه‌های اجتماعی، در شدت آسیب تفاوت ایجاد کرده بود؟ مثلا فروشنده‌ای که کاملا وابسته به شبکه‌های اجتماعی بود، بیشتر از فروشنده‌ای آسیب دید که کانال‌های فروش دیگری هم داشت؟

همه کسب‌وکارها به شبکه‌های اجتماعی وابسته هستند. حتی بزرگ‌ترین فروشگاه‌های تجارت الکترونیکی هم برای کانال‌های بازاریابی خود به شبکه‌های اجتماعی نیاز دارند. اما موضوع این است که هرچه کسب‌وکار کوچک‌تر باشد، توان تحمل دوره‌ای که فروش ندارد، کمتر است. بنابراین، فروشندگان کوچک‌تر زودتر از مدار خارج می‌شوند، چون توان مالی و قدرت تحمل آنها کمتر است. در مقابل، فروشندگان بزرگ‌تر معمولا کانال‌های فروش دیگری مانند فروشگاه فیزیکی هم دارند. البته آنها هم در بحران گسترده‌ای مثل جنگ آسیب می‌بینند و فروششان کاهش پیدا می‌کند. از طرف دیگر، چون ساختار اقتصادی منسجم‌تری دارند، ممکن است در برخی مواقع به‌صورت داوطلبانه تصمیم بگیرند در بعضی حوزه‌ها فعالیت نکنند. موضوع بسیار مهم این است که در اقتصاد دیجیتال، زمان متوقف نمی‌شود. نمی‌توان گفت فعالیت‌ها را متوقف می‌کنیم و بعد از همان نقطه ادامه می‌دهیم. ثانیه‌ها می‌گذرند و دیگر قابل بازگشت نیستند. بنابراین زمانی که به‌دلیل قطعی یا اختلال، از بین می‌رود، هرگز قابل جبران نیست.

زمانی که اینترنت قطع می‌شود، تمام اقداماتی که روی سئو و موتورهای جست‌وجو انجام شده، در عمل از بین می‌رود و برای بازگرداندن آن باید دوباره هزینه کرد، بدون اینکه هیچ تضمینی برای نتیجه وجود داشته باشد. همین اتفاق برای کسب‌وکاری که در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کند هم رخ می‌دهد. فرض کنید برای تبلیغات به اینفلوئنسرها پول داده، فالوئر جذب کرده و برای رشد صفحه خود هزینه کرده است. با قطع اینترنت، فعالیت کاربران متوقف می‌شود و آمار صفحه افت می‌کند. حتی اگر اینترنت دوباره وصل شود، کاربران به‌صورت خودکار برنمی‌گردند. صاحب کسب‌وکار باید دوباره تمام فرایند گرم‌کردن صفحه، جذب مخاطب و ساختن بازار خود را از ابتدا آغاز کند؛ آن هم در شرایطی که فضای عمومی همچنان ملتهب است.

‌افت فروش روی این بستر در دوره جنگ و قطعی اینترنت با دوره فیلترینگ تفاوت داشته است؟

دوره جنگ یک عامل اضافه بر فیلترینگ است. اگر VPNها را طوری محدود کنند که کاربر نتواند به اینترنت بین‌الملل دسترسی داشته باشد، از نظر نتیجه، تفاوتی با قطعی ندارد؛ یعنی دیگر دسترسی به آن «پاساژ» وجود ندارد. جنگ باعث تغییر الگوی هزینه‌کرد مردم، تغییر محل زندگی و جابه‌جایی افراد، تغییر نیازها و بسیاری عوامل دیگر می‌شود. همه اینها مردم را به سمت کاهش خریدهای غیرضروری سوق می‌دهد. بنابراین، بدون تردید، جنگ همراه با فیلترینگ، آسیب بسیار بیشتری نسبت به فیلترینگ به‌تنهایی وارد می‌کند.

‌در دوره قطعی ۸۸ روزه اینترنت، چند درصد از فروشندگان توانستند مشتریان خود را از شبکه‌های اجتماعی به سایت، پیام‌رسان‌ها یا کانال‌های دیگر منتقل کنند؟ آیا این انتقال واقعا به فروش منجر شد یا فقط راهی برای حفظ ارتباط با مشتری بود؟

فرض کنید شما یک دفترچه دارید که تمام شماره‌تلفن‌های مشتریانتان در آن ثبت شده است. حالا آن دفترچه را از شما گرفته‌اند. دیگر چگونه می‌توانید به آن اطلاعات دسترسی پیدا کنید؟ یعنی مسئله فراتر از این است که فقط کانال فروش عوض شود. شما در واقع دسترسی به دارایی اصلی آن شخص را که همان ارتباط با مشتریانش بوده، محدود کرده‌اید. اگر از قبل زیرساختی وجود داشت که امکان انتقال فروش را فراهم می‌کرد، به طور طبیعی در این دوره آسیب کمتری وارد می‌شد. البته این به معنای آسیب‌ندیدن نیست، چون در بخشی از این دوره حتی تلفن هم قطع بود، چه برسد به اینترنت بین‌الملل.

‌یعنی فروشندگان پادرو نتوانسته بودند مشتریان خود را به سمت سایت هدایت کنند؟

ما درباره تعداد بسیار زیادی فروشنده صحبت می‌کنیم که بخشی از آنها در پادرو هستند. کسانی که فروشگاه خود را روی پادرو یا پلتفرم‌های مشابه ایجاد کرده بودند، امکان دسترسی به اطلاعات مشتریانشان را داشتند؛ اما شرایط اجتماعی و جنگی باعث می‌شد حتی اگر این دسترسی را هم داشتند، نتوانند از آن استفاده کنند. مثلا قرار بود برای مشتریان پیامک ارسال کنند و اطلاع بدهند که از این پس از طریق سایت خرید کنند، اما وقتی اینترنت یا ارتباطات دچار اختلال است، چگونه می‌توان چنین کاری انجام داد؟ حتی در مقاطعی که کل شبکه دچار مشکل بود، اینترانت داخلی و تلفن هم با اختلال مواجه بود.

‌در چنین شرایطی، شما فکر می‌کنید پلتفرم‌های داخلی می‌توانند جایگزین شبکه‌های اجتماعی شوند؟ البته نه از نظر تعداد کاربر، بلکه از نظر الگوریتم، تبلیغات، اعتماد، پرداخت و تبدیل مخاطب به مشتری. موضوع اصلی این‌ موارد نیست. توانایی فنی یا زیرساختی مهم‌ترین مسئله نیست. آنچه اهمیت دارد، اقبال کاربران نهایی و اقبال فروشندگان است. اگر بخواهیم تجارت اجتماعی را به‌عنوان یک اکوسیستم ببینیم، این اکوسیستم از سه بخش تشکیل شده است: پلتفرم، فروشنده و خریدار. اگر خریدار و فروشنده هر دو به یک پلتفرم اقبال داشته باشند، آن پلتفرم موفق خواهد شد؛ اما اگر این اقبال وجود نداشته باشد، حتی بهترین پلتفرم دنیا هم موفق نخواهد بود. در دنیا نمونه‌های زیادی از پلتفرم‌های بسیار خوب از نظر فنی وجود دارند که در حوزه کسب‌وکار موفق نشدند، چون اقبال عمومی نداشتند. این اقبال می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. یکی از مهم‌ترین دلایل، شرایطی است که سرویس در آن معرفی می‌شود. مسئله مهم دیگر این است که اگر کاربران احساس کنند به‌جای انتخاب، به اجبار در حال استفاده از یک سرویس هستند، آن اکوسیستم شکل نمی‌گیرد. اکوسیستم تجارت اجتماعی با اجبار ساخته نمی‌شود؛ بلکه بر اساس انتخاب بازیگران آن شکل می‌گیرد.

‌پس مهاجرت به پلتفرم‌های داخلی انتخاب کسب‌وکارها نبوده، بلکه ناشی از اجبار بوده است؟ اگر اینترنت بین‌الملل دوباره پایدار شود، این کسب‌وکارها در پلتفرم‌های داخلی می‌مانند یا به شبکه‌های اجتماعی قبلی برمی‌گردند؟

بله، چون دسترسی آنها قطع شده بود و ناچار شدند به سمت گزینه‌های دیگر بروند. اگر اینترنت بین‌الملل پایدار شود و دیگر ترسی از قطعی وجود نداشته باشد، ممکن است کاربران همچنان در پلتفرم‌های جدید هم حساب کاربری داشته باشند، اما اکوسیستمی که طی پنج یا شش سال شکل گرفته، با یک انتقال ناگهانی در عرض چند ماه، دوباره در جای دیگری ساخته نمی‌شود. اگر بخواهم مثالی از شرایط فیزیکی جامعه بزنم، می‌توانم به ساختمان پلاسکو اشاره کنم. وقتی آن ساختمان سوخت، کسبه‌ای که آنجا بودند، به نقطه دیگری منتقل شدند؛ فارغ از اینکه آن نقطه از نظر جغرافیایی کجا بود. اما کسب‌وکار آنها در محل جدید، چون «پاخور» قبلی را نداشت، نیاز داشت سال‌ها زمان بگذرد تا دوباره مشتری جذب کند و به همان شرایط قبلی برسد. می‌خواهم بگویم کاربران هم در این فضا، فعالیت اقتصادی انجام می‌دهند و هزینه و فایده را محاسبه می‌کنند. ساختن یک فضا در یک شبکه اجتماعی، فارغ از اینکه آن شبکه داخلی باشد یا خارجی، ایرانی باشد یا متعلق به کشوری دیگر، نیازمند وجود اقبال عمومی است. زمانی که اقبال وجود نداشته باشد، آن فضا نمی‌تواند به یک بازار واقعی تبدیل شود. زمانی این اقبال شکل می‌گیرد که منافع کاربران تأمین شود؛ بخشی از آن منافع اقتصادی است و بخشی دیگر به این موضوع مربوط می‌شود که کاربر احساس کند انتخاب خودش بوده است، نه اینکه به اجبار وارد یک فضا شده باشد.

‌فرض کنیم یک پلتفرم داخلی بخواهد جای اینستاگرام را در حوزه تجارت اجتماعی بگیرد. به نظر شما چه چیزی کم دارد؟

نمونه‌های زیادی در دنیا وجود دارد. برای مثال، کلاب‌هاوس را در نظر بگیرید. زمانی که این پلتفرم راه‌اندازی شد، در ابتدا مشکلات فنی زیادی داشت. باگ‌های بسیاری وجود داشت و حتی اگر تعداد افراد حاضر در یک اتاق زیاد بود، گاهی با مشکل مواجه می‌شد. با این حال، مردم حاضر بودند برای استفاده از آن، حتی چند اتاق ایجاد کنند و به روش‌های مختلف مشکل را حل کنند. چرا؟ چون اقبال عمومی وجود داشت. وقتی اقبال وجود داشته باشد، کاربر ضعف‌های یک پلتفرم را تحمل می‌کند، زیرا خودش انتخاب کرده که در آن حضور داشته باشد. ما باید حق انتخاب کاربر را به رسمیت بشناسیم. مردم اگر نخواهند در یک فضا حضور پیدا کنند، حتی اگر آن سرویس از نظر فنی بهترین باشد، از آن استفاده نخواهند کرد. کاربر باید انتخاب کند که می‌خواهد در یک نقطه حضور داشته باشد تا بتواند مانند یک پاساژ، برای آن فضا «پاخور» ایجاد کند. با وجود ضعف ساختاری و فنی آن پلتفرم، کاربر تحمل می‌کند چون انتخاب کرده است که در آن فضا حضور داشته باشد.

‌برای کسب‌وکارهای خرد، مسئله فقط قطعی اینترنت نیست. عدم اطمینان درباره فردای اینترنت است. آیا در گفت‌وگو با فروشندگان، این بی‌اعتمادی به امکان فعالیت پایدار در اینترنت را می‌بینید؟ آیا آنها هنوز حاضرند برای تبلیغات، خرید کالا و توسعه کسب‌وکارشان سرمایه‌گذاری کنند؟

فارغ از پاسخ من، شما اینستاگرام را نگاه کنید. میزان تبلیغاتی را که اکنون دارند، نسبت به گذشته چقدر است؟ این یعنی رغبت به پرداخت وجود ندارد. البته بخشی از این موضوع به شرایط اقتصادی برمی‌گردد و بخشی دیگر عدم اطمینان به بازدهی. درواقع وقتی یک کسب‌وکار، یک شبکه اجتماعی را دوباره از ابتدا می‌سازد، هزینه می‌کند تا مخاطب جذب کند، این نگرانی وجود دارد که دوباره قطعی رخ دهد و همه چیز از بین برود. به‌خصوص زمانی که برخی مسئولان یا نمایندگان مجلس درباره ضرورت محدودیت بیشتر اینترنت صحبت می‌کنند، خود این موضوع به افزایش این نگرانی دامن می‌زند.

‌اگر اینترنت دوباره برای چند هفته یا چند ماه دچار محدودیت شود، فکر می‌کنید کسب‌وکارهای تجارت اجتماعی امکان زنده‌ماندن دارند؟ آیا تاب‌آوری آنها نسبت به قبل بیشتر شده یا بعد از ۸۸ روز قطعی اینترنت دیگر توان باز‌سازی خود را ندارند؟

من فکر می‌کنم از اینجا به بعد مسئله اصلی دیگر تاب‌آوری نیست. ممکن است یک کسب‌وکار از نظر مالی هم تاب‌آوری داشته باشد، اما تحمل روانی و اجتماعی افراد کاهش پیدا کرده است. حتی اکنون که بازار هنوز به ظرفیت کامل خود نرسیده و شاید به ۵۰ درصد ظرفیت هم نرسیده باشد، اگر دوباره قطعی اتفاق بیفتد، شرایط بسیار سخت‌تر خواهد شد. البته برداشت من این است که کسب‌وکارهای این حوزه، چون به کارکرد تجارت اجتماعی و اثرگذاری ابزارهایی که استفاده می‌کنند باور دارند، راهی برای ادامه فعالیت پیدا خواهند کرد و تلاش می‌کنند تا حد امکان زنده بمانند. اما از منظر تحلیل کسب‌وکاری، طبیعی است که بعد از چنین ضربه‌ای، ظرفیت تحمل آنها کمتر شده باشد. ممکن است کسب‌وکاری که قبلا سر پا بوده، این بار آسیب بیشتری ببیند؛ اما این به معنای قوی‌ترشدن آن نیست. ممکن است فقط تلاش کند دوام بیاورد.

‌می‌توان گفت بخشی از خسارت این بحران دیگر قابل جبران نیست؟

بله، قطعا همین‌طور است. فرض کنید اگر فیلترینگ اتفاق نمی‌افتاد، بر اساس نرخ رشد این بازار در دنیا پیش‌بینی می‌کردیم، بازار تجارت اجتماعی ایران در سال ۱۴۰۴ می‌توانست به حدود ۱۵۰ همت برسد. حالا فرض کنید با شرایطی که اتفاق افتاده، حدود ۴۰ درصد ازکسب‌وکارهای این حوزه از مدار خارج شده‌اند و سایر آسیب‌ها نیز به آن اضافه شده است. طبیعی است که این موضوع آسیب جدی وارد کرده و بخشی از آن غیرقابل جبران است.

‌اگر بخواهید وضعیت تجارت اجتماعی ایران را پس از جنگ و آن ۸۸ روز قطعی اینترنت در یک جمله توصیف کنید، فکر می‌کنید بازار همچنان در حال رشد است یا فقط تلاش می‌کند زنده بماند؟

من می‌گویم بازار روی ویلچر است. پیش از اینکه به مرحله رشد برسد، سرکوب شده و حالا بیشتر در حال حفظ بقاست.

‌اگر اینترنت بین‌الملل از فردا به‌طور کامل و بدون محدودیت برقرار شود، فکر می‌کنید تجارت اجتماعی ایران چقدر زمان نیاز دارد تا دوباره به نقطه‌ای برسد که پیش از تمام این بحران‌ها قرار داشت؟ آیا اساسا امکان بازگشت به آن نقطه وجود دارد؟

وقتی اتفاقات سال ۱۴۰۱ یعنی بحران قطعی اینترنت و شرایط اجتماعی آن دوره رخ داد، اگر اشتباه نکنم حدود ۹ تا ۱۰ ماه زمان برد تا بازار دوباره به نقطه پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازگردد. بنابراین برآورد من این نیست که این بار کمتر از یک سال زمان نیاز داشته باشیم. حتی احتمالا زمان بیشتری لازم است تا به حجم قبلی بازار از نظر تعداد تراکنش و فعالیت اقتصادی برسیم. البته باید توجه کنیم که رسیدن دوباره به حجم مشابه قبل از قطعی، به این معنا نیست که تمام چیزهایی که از دست داده‌ایم دوباره بازیابی شده است. درواقع بخشی از آن قابل جبران است، اما زمان از دست‌رفته قابل بازگشت نیست.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.