راه رفته نفوذ
طرح جدید مجلس تحت عنوان «مقابله با نفوذ»، خبر از ادامهدادن راهی میدهد که تا به امروز طی کردهایم و ما را به وضعیت فعلی کشانده است. در سرتاسر این طرح یک عبارت بسیار به چشم میخورد:
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سینا علامه
طرح جدید مجلس تحت عنوان «مقابله با نفوذ»، خبر از ادامهدادن راهی میدهد که تا به امروز طی کردهایم و ما را به وضعیت فعلی کشانده است. در سرتاسر این طرح یک عبارت بسیار به چشم میخورد: «دریافت مجوز از وزارت اطلاعات یا خارجه». تا همین امروز هم بخش درخور توجهی از سیستم اداری و دانشگاهی کشور برای خردترین انتصابات خود معطل استعلامات بوده؛ اگر این شیوه قرار بود مانع نفوذ دشمن شود، پس وضعیت امروز نشانه چیست؟
چرا نمایندگان مجلس بهجای اصرار بر مسیری که کشور را به این نقطه رسانده است، به دنبال پاسخگوکردن نهادهای مسئول نمیروند؟ مگر وظیفه مجلس چیزی جز این است؟ چرا همیشه متهم ردیف اول نمایندگان مجلس روزنامهنگاران، دانشگاهیان و هنرمندان هستند؟ چرا در نسخههای تقنینی مجلس، همیشه این جامعه مدنی است که نقش متهم را بازی میکند؟ از این حرفهای تکراری که بگذریم، میخواهم این طرح را در چهار بخش به زیر تیغ نقد بکشانم.
یکم. این طرح در مخالفت اساسی و آشکار با اصول قانون اساسی و بهویژه اصل نهم قانون اساسی قرار دارد که آشکارا تصریح میکند: «در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیکناپذیرند» و در ادامه بیان میکند که «هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادیهای مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب کند». نمایندگان مجلس که مدام سنگ قانون را به سینه میزنند، از اصول قانون اساسی بهخصوص اصل یادشده بیاطلاع هستند؟ یا اینکه به تعبیر کلامالله مجید، أَفتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض؟ این طرح با بیان عباراتی همچون «هر نهاد غیرایرانی» و «هر تشکل»، عملا تمامی آزادیهای مشروع جامعه ایران را هدف قرار داده و حتی به همکاریهای علمی نیز رحم نکرده است.
دوم. همانطور که در آغاز گفتم، این طرح ادامه همان راهی است که تا به امروز طی کردهایم. تجربه جنگهای 12روزه و 40روزه همگی بر این حقیقت صحه گذاشتهاند که نفوذ در لایههای بالا شکل گرفته، نه در لایههای پایین و جامعه مدنی که این طرح تیغ خود را علیه این بخش از نخبگان جامعه تیز کردهاند. اگر بنا را بر درسگرفتن از حوادث گذشته بگذاریم، آشکار است که دشمن صهیونیستی در تلاش جدی برای افزایش شکاف دولت-ملت است و ناگفته پیداست که چنین طرحهای شتابزدهای، چه تأثیر منفیای میتواند در جامعه بگذارد. باز هم تأکید میکنم که این راه، راهی است امتحانشده. شاید درس درست از دو جنگ گذشته، این باشد که اتفاقا برخلاف این طرح، باید نیروهای مسئول را محدود به وظایف ذاتی خود کرد، نه اینکه تمامی اقدامات جامعه را خطری امنیتی تصور کنیم و 90 میلیون ایرانی را تحت نظارت ببریم.
سوم. نظام اداری کشور همین امروز هم بیاندازه فرسوده و متورم است؛ بارکردن این طرح بر دوش این نظام نحیف، در صورت تبدیل طرح به قانون، موجب مواجهشدن نظام اداری کشور با هزاران درخواست اخذ مجوز خواهد شد که نتیجهای جز فرسودگی بیش از پیش نظام اداری کشور ندارد و در نهایت پس از آن دیگر توانایی پاسخگویی به نیازهای اساسی جامعه و اجرای وظایف ذاتی خود را نخواهد داشت.
چهارم. با توجه به اینکه این طرح حتی ارتباطها و بورسیههای دانشگاهی را نیز هدف قرار داده است، در صورت اجرائیشدن، با مهاجرت چندینبرابری نخبگان از کشور مواجه خواهیم شد. همچنین با حصار خطرناکی که این طرح به دور دانشگاهیان کشور میکشد، موجب ایزولهشدن دانشگاههای کشور خواهد شد و به تبع آن شاهد تنزل روز به روز رتبه علمی کشور خواهیم بود؛ هرچند امروز هم بههیچوجه در شرایط مطلوبی به سر نمیبریم. در نهایت، کاملا آشکار و واضح است که در صورت تبدیلشدن این طرح به قانون و اجرا و ابلاغ آن به دستگاههای اجرائی، شاهد اجراشدن قانونی خواهیم بود که اسباب یک جدال اجتماعی نرم در زیر پوست جامعه ایران را فراهم خواهد کرد و موریانهوار دانش، تخصص و آزادی را در جامعه از بین خواهد برد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.