|

تورم حق انتخاب را می‌گیرد

۵۰۰ هزار تومان برای یک سطل ماست ۱۸۰۰ گرمی؛ رقمی معادل حدود ۹۰ درصد دستمزد روزانه یک کارگر روزمزد که روزانه ۵۵۴ هزار تومان درآمد دارد. چنین قیمتی فقط به معنای گران‌ترشدن یک محصول نیست؛ بلکه بسیاری از خانوارها را ناچار می‌کند میان حفظ آن در سبد خرید، انتخاب نمونه‌ای ارزان‌تر یا حذف آن از سبد مصرف، یکی را انتخاب کنند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

۵۰۰ هزار تومان برای یک سطل ماست ۱۸۰۰ گرمی؛ رقمی معادل حدود ۹۰ درصد دستمزد روزانه یک کارگر روزمزد که روزانه ۵۵۴ هزار تومان درآمد دارد. چنین قیمتی فقط به معنای گران‌ترشدن یک محصول نیست؛ بلکه بسیاری از خانوارها را ناچار می‌کند میان حفظ آن در سبد خرید، انتخاب نمونه‌ای ارزان‌تر یا حذف آن از سبد مصرف، یکی را انتخاب کنند. افزایش قیمت کالاهای پرمصرف، طی سال‌های اخیر به یکی از نمودهای ملموس کاهش قدرت خرید خانوارها تبدیل شده است. اما آیا واکنش مصرف‌کنندگان به افزایش قیمت، همیشه حذف یک کالا از سبد خرید است یا پیش از آن، تغییرات دیگری در الگوی مصرف رخ می‌دهد؟ تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد پاسخ، دست‌کم در بسیاری از موارد، منفی است. حذف کالا معمولا آخرین مرحله است؛ پیش از آن، مصرف‌کننده تلاش می‌کند با تغییر برند، انتخاب بسته‌بندی کوچک‌تر، خرید کالاهای اقتصادی‌تر یا جایگزین‌کردن محصولی ارزان‌تر، همچنان آن کالا را در سبد مصرف خود حفظ کند. این رفتار در ادبیات اقتصاد با عنوان «اثر جانشینی» شناخته می‌شود؛ مفهومی که توضیح می‌دهد مصرف‌کننده در مواجهه با افزایش قیمت، تا جای ممکن به جای حذف کامل یک کالا، نمونه‌ای ارزان‌تر را انتخاب می‌کند. دکتر مرتضی افقه، اقتصاددان نیز در گفت‌وگو با ایسنا همین الگو را تشریح می‌کند و می‌گوید: «اگر کالای مورد نیاز، جانشین داشته باشد مردم مقاومت می‌کنند و کالای جانشین را پیدا می‌کنند. یعنی اگر مثلا من قبلا گوشت می‌خریدم، حالا ممکن است با یک کالای جایگزین مثل سویا، هزینه‌ام را مدیریت کنم، هرچند کیفیت پایین‌تری داشته باشد. در مرحله اول کالاها کاملا حذف نمی‌شوند؛ تا جایی که ممکن باشد، مردم جانشین‌های ارزان‌تر پیدا می‌کنند. ماست شاید کیفیت پایین‌تر داشته باشد، ولی باز هم ماست است؛ البته بعضی کالاها مثل گوشت و سویا قابل مقایسه نیستند و گوشت جانشین کاملی ندارد، اما مردم ناچارند انتخاب‌هایشان را حفظ کنند». اکنون ما در طبقه متوسط، با توجه به تورم، با پدیده‌ «ثروتمندان فقیر» مواجهیم. یعنی افرادی که خانه معمولی و خودروی معمولی دارند، ولی آن‌قدر قیمت‌ها بالا رفته که اگر مثلا ماشینشان خراب شود، دیگر توان تعمیر آن را ندارند. یا خانه دارند، اما اگر تعمیر نیاز داشته باشد، به راحتی نمی‌توانند آن را تعمیر کنند. مرتضی افقه دراین‌باره می‌گوید: «معمولا وقتی تورم بالا می‌رود و قدرت خرید کم می‌شود، الگوی مصرف افراد کاملا تغییر می‌کند. نه‌تنها در سبد غذایی، بلکه هرچه درآمد یا قدرت خرید کمتر شود، کالاهای غیرضروری حذف می‌شوند و سهم هزینه مواد غذایی از کل هزینه‌ها بیشتر می‌شود. اگر این روند ادامه پیدا کند، طبیعتا آن دسته از مواد غذایی که ارزش بالاتری دارند و افراد توان خریدشان را ندارند، جایگزین می‌شوند». افقه نسبت به پیامدهای بلندمدت این روند هشدار می‌دهد و می‌گوید: «برای هر انسانی از هر طبقه‌ای، اولین نیاز، زنده‌ماندن است. برای زنده‌ماندن، یک‌سری مواد غذایی مشخص و حداقلی لازم است که معمولا سازمان‌های بهداشتی مشخص می‌کنند و آن حداقل‌ها در طول روز باید تأمین شود. با افزایش قیمت‌ها و کاهش دسترسی به این حداقلی‌ها در طبقات متوسط و به‌خصوص پایین، تبعات آن بر سلامت و کیفیت زندگی افراد خود را نشان می‌دهد.

زمانی که قدرت خرید کاهش پیدا می‌کند، نخستین تغییر معمولا از همین تنوع غذایی آغاز می‌شود. آنچه امروز در تغییر سبد مصرفی خانوارها دیده می‌شود، نتیجه یک روند کوتاه‌مدت نیست. تورم دورقمی بالای ۲۰ درصد که طی چند دهه گذشته به‌تدریج بخش‌هایی از سبد معیشت خانوارها را تغییر داده، اکنون به مرحله‌ای رسیده که نه فقط انتخاب کالاها، بلکه توان برنامه‌ریزی اقتصادی خانوارها حتی برای یک یا دو سال آینده را نیز تحت تأثیر قرار داده است. هرچند در مقاطع مختلف، عوامل بیرونی مانند تحریم‌ها و اکنون جنگ به‌عنوان بخشی از عوامل افزایش قیمت‌ها مطرح شده‌اند، اما تداوم تورم‌های بالا، بیش از هر چیز به مجموعه‌ای از سیاست‌های اقتصادی، نحوه مدیریت متغیرهای کلان و تصمیم‌های اثرگذار حاکمیت بر بازارها بازمی‌گردد؛ سیاست‌هایی که در صورت اصلاح‌نشدن، می‌توانند هر سال بخش دیگری از قدرت خرید، کیفیت مصرف و رفاه خانوارها را کاهش دهند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.