|

گزارش «شرق» از شرکت‌های تاب‌آور و سودآور ایرانی در میانه جنگ و تحریم؛ با مروری بر عملکرد شرکت نفت سپاهان

صنایع برنده

تحریم، تورم مزمن، گرفتاری‌های نقل و انتقال پول، کسری انرژی و حالا جنگ بسیاری از صنایع کشور را زمین‌گیر کرده است. این در حالی است که وضعیت فضای کسب‌وکار از نظر سیاست‌گذاری‌های داخلی هم چندان مساعد نبوده و منجر به خروج گسترده سرمایه از کشور شده است. با این حال، شماری از صنایع کشور با استراتژی‌های مدیریتی خلاقانه نه‌تنها توانسته‌اند تاب‌آوری خود را حفظ کنند، بلکه به سودآوری قابل توجهی نیز برسند.

صنایع برنده

شرق: تحریم، تورم مزمن، گرفتاری‌های نقل و انتقال پول، کسری انرژی و حالا جنگ بسیاری از صنایع کشور را زمین‌گیر کرده است. این در حالی است که وضعیت فضای کسب‌وکار از نظر سیاست‌گذاری‌های داخلی هم چندان مساعد نبوده و منجر به خروج گسترده سرمایه از کشور شده است. با این حال، شماری از صنایع کشور با استراتژی‌های مدیریتی خلاقانه نه‌تنها توانسته‌اند تاب‌آوری خود را حفظ کنند، بلکه به سودآوری قابل توجهی نیز برسند.

 

 مصائب صنایع

سال‌های طولانی تحریم کشور باعث زوال طبقه متوسط شده و بازار تقاضای تولیدکنندگان ایرانی را به‌شدت کوچک‌تر کرده است‌. در همین زمینه محمدرضا فرزانگان و نادر حبیبی، دو اقتصاددان ایرانی در پژوهشی با عنوان «تأثیر تحریم‌های بین‌المللی بر اندازه طبقه متوسط ایران» گزارش می‌دهند سهم طبقه متوسط از کل جمعیت ایران از اوایل دهه ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۱۲ یعنی قبل از تحریم، افزایش یافته است، اما این روند در دوره تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی متوقف شده و شروع به کاهش کرده است و تحریم‌های بین‌المللی پس از سال ۲۰۱۲ موجب کاهش اندازه طبقه متوسط در ایران شده‌اند. بر اساس این گزارش، میانگین کاهش سالانه اندازه طبقه متوسط ایران از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۹ حدود ۱۱ درصد برآورد شده است. به عبارت دیگر، اگر تحریم‌های بین‌المللی وجود نداشت، اندازه طبقه متوسط در ایران تقریبا ۱۱ درصد در سال بیشتر می‌شد. در سال ۲۰۱۹، شکاف بین اندازه طبقه متوسط در ایران و کنترل مصنوعی آن به حداکثر ۲۰ درصد رسیده است. این یافته‌ها در آزمون‌ها و تحلیل‌های مختلف معتبر بوده و اثرات آماری معنا‌داری دارند. این نتایج نشان‌دهنده تأثیر مستقیم و غیرمستقیم تحریم‌ها بر قدرت خرید و کوچک‌شدن بازارهای ایران است. گذشته از این تحریم، هزینه نقل و انتقال پول و هزینه انتقال کالا را برای تولیدکنندگان ایرانی بین ۱۵ تا ۳۰ درصد افزایش داده است. همچنین سقوط ارزش ریال در سال‌های تحریم و رشد چشمگیر بهای ارز، یکی دیگر از مهم‌ترین عوامل افزایش هزینه تمام‌شده تولید در ایران بوده است. میانگین بهای دلار در بازار ایران تا پیش از آغاز تحریم فقط هزار‌و ۳۰۰ تومان بود که در حال حاضر بهای دلار تا ۱۹۰ هزار تومان افزایش داشته است. به این ترتیب در یک بازه زمانی حدودا ۱۵‌ساله، بهای دلار حدود ۱۴۶ برابر شده و این مسئله تولیدکنندگان ایرانی را در سال‌های گذشته به‌شدت تحت فشار قرار داده است. علاوه بر تمام مشکلاتی که تولیدکنندگان ایرانی در سیاست‌گذاری‌های داخلی با آن مواجه هستند، کسری انرژی یکی دیگر از عمده چالش‌هایی است که تولیدکنندگان کشور با آن مواجه‌اند و سال‌های خسارت‌باری را برای تولید کشور رقم زده است. کمیسیون صنعت اتاق ایران در برآورد‌ی که از ضرر اقتصادی بخش‌های مختلف اقتصاد کشور از هر روز قطعی برق داشته، گزارش می‌دهد‌ با توقف تولید، انتقال و توزیع برق در کشور هر روز ۱۷هزارو ۹۷۳ میلیارد تومان به اقتصاد کشور خسارت وارد می‌شود که ۹هزارو ۲۱۸ میلیارد تومان از آن مربوط به بخش صنعت است. طبق توضیح مرکز پژوهش‌های اتاق ایران، خسارت روزانه قطع برق به بخش صنعت کشور، بر اساس اطلاعات حساب ملی سال ۱۴۰۲ به‌اضافه تورم ۳۵ درصد نقطه‌به‌نقطه در شهریور ۱۴۰۳ برآورد شده است. حالا جنگ و سایه نااطمینانی بر اقتصاد کشور بر عدد خسارات صنایع کشور افزوده است. علاوه بر فشار سیاست‌های خارجی بر اقتصاد کشور، از نظر سیاست‌گذاری داخلی، محیط کسب‌وکار در ایران چندان فضای جذابی برای سرمایه‌گذاری نیست. بر اساس گزارش بانک جهانی، در بین ۱۸۳ کشور جهان، ایران از نظر سهولت فضای کسب‌وکار رتبه ۱۲۵ را در دنیا دارد که ما را در فهرست کشورهایی با نامساعدترین فضای کسب‌وکار قرار می‌دهد. در چنین فضای دشواری برای کسب‌وکارها، شماری از صاحبان صنایع نه‌تنها توانسته‌اند تاب‌آوری خود را افزایش دهند، بلکه به سودآوری نیز برسند.

 نکات طلایی از استراتژی‌های صنایع تاب‌آور و سودآور

در شرایط پیچیده اقتصادی و تحریمی، شرکت نفت سپاهان (نماد؛ شسپا) یکی از نمونه این صنایع است که توانسته با اتکا بر راهبردهای هوشمندانه مدیریتی، مسیر صعودی چشمگیری را در سه سال اخیر طی کند. بر اساس اطلاعات مالی سه ‌سال گذشته، شرکت نفت سپاهان با درآمدی بالغ بر ۱۸۳,۵۴۴ میلیارد ریال و سود خالصی بالغ بر ۴۱,۴۳۰ میلیارد ریال در سال ۱۴۰۱ موفق به افزایش مبالغ مذکور به ترتیب به مبلغ ۳۸۶,۳۳۴ میلیارد ریال و ۱۶۹,۳۹۳میلیارد ریال در سال ۱۴۰۴ شده که این موضوع به معنای رشد 309درصدی و بیش از چهاربرابری سود خالص در یک بازه زمانی سه‌ساله است. متولیان این صنعت توضیح می‌دهند نکته کلیدی این سودآوری، تغییر استراتژی فروش از طریق تمرکز بر ارتقای حاشیه سود سبد فروش داخلی و صادراتی است؛ به‌طوری که فروش روغن پایه صادراتی (محصول اصلی صادراتی شرکت) از سال 1401 تا 1404 تقریبا از مبلغ 54 هزار میلیارد ریال به مبلغ 138 هزار میلیارد ریال افزایش داشته که با حفظ مقدار تولید و فروش در محدوده 190 هزار تن، رشد 155درصدی را نشان می‌دهد؛ این در حالی است که در مدت‌زمان مشابه، درباره فروش محصولات موتوری سپاهان (که عمدتا با حاشیه سود پایین همراه است) شاهد کاهش حدودا 30درصدی آمار تولید و فروش بوده‌ایم که نتایج اعمال این استراتژی را در جهش سودآوری شرکت شاهد هستیم. همچنین مقایسه سودآوری این شرکت با رقبا نشان می‌دهد شرکت نفت سپاهان در سال ۱۴۰۴ با کسب سودی معادل ۱۶۹,۳۹۳ میلیارد ریال برای سهامداران خود عملکردی فراتر از متوسط صنعت (سه شرکت هم گروه) در شاخص‌های سودآوری به همراه داشته‌ است که جزئیات این مقایسه در نموداری که در ادامه می‌آید نشان داده می شود. بر اساس این داده‌ها، شرکت نفت سپاهان در سال 1404 دارای حاشیه سود خالصی معادل 43.8 درصد یعنی بیش از دو برابر میانگین شرکت‌های هم‌گروه خود (حدود ۲۰ درصد) بوده‌ است. همچنین در سال مالی مذکور، سایر شاخص‌های سودآوری مانند نرخ بازده دارایی‌ها و نرخ بازده حقوق صاحبان نیز در مورد شرکت نفت سپاهان از نرخ رشد بالاتری نسبت به متوسط سه شرکت هم گروه دیگر برخوردار بوده‌‌اند. متولیان این برند توضیح می‌دهند این سودآوری حاصل سه استراتژی کلیدی است: بهینه‌سازی سبد فروش داخلی و صادراتی با تمرکز بر حفظ تناژ صادراتی روغن پایه، مدیریت دقیق هزینه‌ها و در نهایت تلاش بی‌وقفه و بهره‌گیری از فرصت‌های همکاری و قانونی برای وصول موفق ۵۲.۶ میلیون دلار از مطالبات ۱۵ساله شرکت. البته باید تأکید کرد حتی اگر اثرات مالی ناشی از وصول مطالبات شرکت را نادیده بگیریم، باز هم عملکرد برند سودآور بوده است‌. توضیح آنکه مطالبات مذکور بر دفاتر شرکت، معادل مبلغ 71,530 میلیارد ریال (به‌صورت ناخالص) و مبلغ 55,435 میلیارد ریال (به‌صورت خالص، پس از کسر اثر مالیاتی) بوده و سود خالص تعدیل‌شده شرکت بالغ بر 114,010 میلیارد ریال می‌شود که نشان می‌دهد حتی بدون وصول مطالبات شرکت، نسبت سود خالص به فروش شرکت معادل 30 درصد می‌شود که کماکان در حدود  1.5 برابر متوسط نسبت مذکور درباره سه شرکت هم‌گروه خود است. البته نکته حائز اهمیتی که در تحلیل عملکرد مبتنی بر افزایش قابل توجه سودآوری شرکت نفت سپاهان در سال 1404 نباید از نظر دور داشت، عبارت از این موضوع است که اصولا موفقیت مدیریت شرکت در کسب سود برای سهامداران خود در حالی رخ داده که شرکت در کنار سایر ریسک‌های سیستماتیکی که طی سال 1404 ازجمله جنگ 12روزه، جنگ رمضان و تشدید تحریم‌ها درگیر آن بوده‌ است، همچنین در سال 1404 پس از هشت سال نسبت به انجام تعمیرات اساسی خطوط تولید خود (اورهال) به مدت 45 روز اقدام کرد؛ موضوعی که با هم‌زمان‌شدن پایان فرایند اورهال با شروع جنگ تحمیلی 12‌روزه و ادامه توقف خط تولید به مدت 15 روز دیگر، نشان می‌دهد عملا یک فرصت زمانی دوماهه (معادل حدودا 16 درصد ظرفیت عملیاتی سالانه) خارج از دسترس مدیریت و تیم تولید و فروش شرکت بوده‌ است.

 توسعه بدون توقف

در مجموع اینکه بررسی عملکرد برند حاکی از آن است که این شرکت چند استراتژی کلیدی برای افزایش تاب‌آوری و سودآوری خود در دستور کار گذاشته است. گذار از مدیریت محافظه‌کارانه به مدیریت ارزش‌آفرین و صادرات‌محور یکی از این موارد است که با تغییر استراتژی فروش از طریق تمرکز بر ارتقای حاشیه سود سبد فروش داخلی و صادراتی، نقطه عطف این تحول بوده‌ است؛ به‌طوری که مدیریت جدید در کنار بهینه‌سازی سبد فروش داخلی، با شناسایی پتانسیل بالای صادرات روغن پایه، حاشیه سود فروش شرکت را با‌ حفظ تناژ فروش این محصول (حتی در سالی که شرکت نسبت به اورهال اقدام کرده و دو جنگ تحمیلی را از سر گذرانده است) ارتقا داده‌ است. دومین استراتژی کنترل هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری بوده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده در سامانه کدال، در نتیجه اتخاذ سیاست سه‌ساله بهینه‌سازی حاشیه سود فروش محصولات مختلف، متوسط حاشیه سود ناویژه در حوزه فروش محصولات داخلی، در سال 1404 نسبت به سال 1403 از 16 به 25 درصد و در حوزه فروش محصولات صادراتی از 29 به 39 درصد افزایش نشان می‌دهد. شایان ذکر است‌ عدد کلی نسبت مذکور در سال 1404 (با در نظر داشتن کل درآمدهای عملیاتی شرکت منهای بهای تمام‌شده درآمدهای عملیاتی) معادل 32 درصد بوده‌؛ این در حالی است که متوسط نسبت مذکور در سال 1404 برای سایر شرکت‌های هم‌گروه (نفت پارس، نفت بهران و نفت ایرانول) عددی معادل 31 درصد را نشان می‌دهد. همچنین نگاهی به نرخ رشد هزینه‌های فروش، اداری و عمومی در سال 1404 نسبت به سال 1403 (معادل 26 درصد) و مقایسه آن با نرخ رشد سطح عمومی قیمت‌ها (تورم) در سال مذکور، نشان می‌دهد موضوع مربوط به مدیریت و کنترل هزینه‌ها به‌‌عنوان یک رویکرد و سیاست استراتژیک نه‌تنها در بخش تولید، بلکه در سایر واحدهای عملیاتی شرکت نیز به‌صورت جدی دنبال شده است. شفاف‌سازی مالی و وصول مطالبات یکی دیگر از استراتژی‌های این برند برای افزایش سودآوری شرکت است. نکته قابل توجه اینکه وصول مطالبات ۱۵ساله شرکت در نتیجه تعامل مؤثر با ارگان‌های مختلفی بوده است. علاوه بر این، بررسی عملکرد شرکت در بورس حاکی از روند صعودی قیمت سهام «شسپا» در ماه‌های اخیر است. رشد ارزش بازار قیمت سهام شرکت نفت سپاهان در بازه‌های زمانی یک و سه‌ماهه منتهی به ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ در مقایسه با سایر شرکت‌های هم‌گروه از عملکردی قابل توجه برخوردار بوده‌ است. مقایسه ارزش بازار شرکت نفت سپاهان در تاریخ 31/03/1405 (به مبلغ ۸۲,۶۵۶۰ میلیارد ریال) با ارزش بازار شرکت در تاریخ 31/03/1404 (به مبلغ 383,040 میلیارد ریال)، رشدی معادل ۱۱۵ درصد را نشان می‌دهد؛ این در حالی است که متوسط نرخ رشد مجموع ارزش بازار سه شرکت اصلی هم‌گروه آن (نفت پارس، نفت بهران و نفت ایرانول) طی بازه زمانی مذکور صرفا معادل 70 درصد بوده که این اختلاف مثبت بیش از ۴۵درصدی نرخ رشد ارزش بازار شرکت نفت سپاهان نسبت به متوسط نرخ رشد مجموع ارزش بازار شرکت‌های هم‌گروه خود است. همچنین بر اساس اطلاعات موجود، افزایش قیمت سهام شرکت نفت سپاهان در بورس در یک بازه زمانی تقریبا سه‌ساله از تاریخ 01/07/1402 تا تاریخ 31/03/1405 بازدهی بیش از ۱۹۰درصدی (یعنی رشد حدودا سه‌برابری، بدون در نظر داشتن سود مجمع) را برای سهامداران خود نشان می‌دهد؛ این در حالی است که رشد شاخص کل بورس اوراق بهادار در بازه زمانی مذکور صرفا در حدود 140 درصد بوده‌ است. البته شایان ذکر است در بازه زمانی مذکور با در نظر داشتن سود تقیسم‌شده در مجامع عمومی عادی سالانه برگزار‌شده در سال‌های 1403 و 1404 (حتی با فرض عدم سرمایه‌گذاری مجدد سود مجمع پرداختی به سهامداران در فرصت‌های جدید سودآور توسط آنان) بازده ناشی از سرمایه‌گذاری در سهام شرکت نفت سپاهان بالغ بر حداقل 220 درصد است که به نوعی‌ نشان‌دهنده کسب بازده حداقل 220‌درصدی از تاریخ اول مهر ۱۴۰۲ تا ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ توسط سهامداران شرکت ‌است. با تمام این اوصاف، برندهای سودآور برای تداوم رشد و توسعه سازمانی برنامه‌ریزی‌های مشخصی در دستور کار دارند. شرکت نفت سپاهان برای برنامه‌ریزی‌های آتی خود در نظر دارد بر استراتژی‌ تولید و فروش محصولات با حاشیه سود بالاتر تمرکز کند و از طریق مدیریت بهینه هزینه‌ها و همچنین رصد لحظه‌ای رفتار بازار محصولات شرکت و رقبا، هم در بازار داخلی و هم در بازار خارجی، تکمیل پروژه‌های توسعه‌ای شرکت، همچون تولید روغن سبز (TDAE)، تولید روغن‌های گروه پایه دو و سه (HDT) و ارتقای کیفیت پارافین (FRW) را در دستور خود قرار دهد که این اقدامات با سرمایه‌گذاری حدودی 40 میلیون یورویی در حال انجام است.

Untitled-1

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.