دکتر بیرانوند؛ چند سیو محشر و یک مشت دروغ
اگر آن روز که در قاب تلویزیون و مقابل چشم میلیونها بیننده، گفت دانشجوی دوره دکترای فیزیولوژی دانشگاه خرمآباد است و معلوم شد در این یک جمله چند دروغ نهفته است (دانشجوی دوره دکترا نیست و فقط در آزمون دکترا شرکت کرده است، دانشگاه آزاد خرمآباد هم رشته فیزیولوژی ورزشی در مقطع دکترا ندارد و...)، با او برخورد مناسبتری صورت گرفته بود، لابد امروز دوباره در همان قاب و مقابل میلیونها چشم نمینشست و رسانهها را به «دروغگویی» دعوت نمیکرد
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اگر آن روز که در قاب تلویزیون و مقابل چشم میلیونها بیننده، گفت دانشجوی دوره دکترای فیزیولوژی دانشگاه خرمآباد است و معلوم شد در این یک جمله چند دروغ نهفته است (دانشجوی دوره دکترا نیست و فقط در آزمون دکترا شرکت کرده است، دانشگاه آزاد خرمآباد هم رشته فیزیولوژی ورزشی در مقطع دکترا ندارد و...)، با او برخورد مناسبتری صورت گرفته بود، لابد امروز دوباره در همان قاب و مقابل میلیونها چشم نمینشست و رسانهها را به «دروغگویی» دعوت نمیکرد. آن ماجرا با خنده و شوخی و البته توضیح علیرضا بیرانوند تمام شد، اما چهره بهظاهر بامزه و ساده ورزشی ما بهتازگی داستانی عجیب آفریده است؛ دعوت رسانهها به دروغگویی رسمی! کمی عجیب است، اما واقعیت دارد. از آن عجیبتر اینکه مجری دل به دلش میدهد و پابهپایش میآید و بر دروغگویی رسمی صحه میگذارد.
علیرضا بیرانوند، دروازهبان تیم ملی فوتبال ایران، روی آنتن زنده تلویزیون، با افتخار به اهالی رسانه توصیه میکند برای تزریق روحیه دروغ بگویند و خبر فیک منتشر کنند. او از اینکه یکی از اهالی رسانه از فیکبودن اظهارات غلوآمیز مورینیو دربارهاش پرده برداشته، ناراحت شده است و این رفتار را مصداق دشمنی با تیم ملی میداند. بیرانوند چنان با دروغ و جعل خو گرفته که بهصراحت میگوید: «آن مصاحبه دروغه، ولی برای روحیهدادن به من که خوبه، چرا منتشر نکنین؟». البته این میزان مأنوسبودن با جعلیات برای کسی که حتی در صحت و سقم هویت و سال تولدش هم تردیدهایی وجود دارد و چند سال پیش مدارک و اسنادش در همین رسانه ملی ارائه شد، چیز عجیبی نیست. بیرانوند پشت ظاهری ساده پنهان شده است و با اتکا به این دستاویز، رفتارهایی مرتکب میشود و حرفهایی میزند که اگر نگوییم سوءاستفاده از احساسات مردمی است که سادگی را ارزش میپندارند، دستکم بیملاحظگی و ندانمکاری است. او پیشتر هم با افتخار و خنده از «شیرینیدادن» برای تحقق یک عمل غیرقانونی در پروندهای ورزشی خبر داده بود. همه ما میدانیم شیرینیدادن در یک پرونده چه معنایی دارد. این ادعا البته برای بیرانوند پیامدی نداشت و او را در اظهارات و رفتارهای بعدیاش جسورتر و بیپرواتر کرد.
علیرضا بیرانوند دروازهبان خوبی است. از او خاطرات فنی خوبی به یاد داریم؛ مهار فوقالعاده پنالتی کریس را در جام جهانی ۲۰۱۸ و دفع ضربه سر ژاوی را در بازی با السد قطر فراموش نمیکنیم. واکنش تحسینبرانگیز تکدستش مقابل بغل پای سریع و دقیق دیکویپر بلژیکی در همین جام جهانی یکی از خاطرات خوب ما از اوست و البته مقداری کنش و واکنش بهیادماندنی دیگر در زمین فوتبال. اما علیرضا بیرانوندِ بیرون زمین فوتبال موجود غریبی است. این بیرانوند میل شدیدی دارد به همه آن خاطرات خوب پشت پا بزند و یکییکی آنها را از ذهن ما بزداید. انس مداوم بیرانوند به دروغ و جعلیات نمیگذارد آن یادگاریها ماندگار شوند و رنگ بگیرند. چه حیف.
علیرضا بیرانوند از بیاعتناییهای مردمی و کارشناسان به او و تیم ملی دلخور است. اما به جای آنکه پی دلیل واقعی باشد، به این و آن اتهام میزند و منتقدان را ضد تیم ملی معرفی میکند. او بهخوبی میداند انتقاد از رفتارها و گفتارهای بازیکنان، دشمنی با تیم ملی نیست، اما ترجیح میدهد فرافکنی کند و ماجرا را جور دیگر جلوه دهد. واقعیت این است که خوگرفتن به فیکنیوز و دادههای غلط و دروغین و دستاوردسازی از هیچوپوچ، خودشیفتگی بیحدوحساب و منفعتطلبیهای گاهبهگاه بیرانوند و دوستانش که از قضا در این دوران از مسلخ بیرحم فضای مجازی دور نمیماند، میان آنها و بخشی از جامعه فاصله عمیقی انداخته است. بیرانوند با دعوت به دروغگویی رسمی نمیتواند محبوبیت بخرد، اما شهرت بیشتر چرا. او با جعلیات و خبرسازی نهتنها نمیتواند ماندگار شود، که همان تهمانده اعتبارش را هم زائل میکند. کاش اینبار یکی از اطرافیانش از سر دلسوزی گوشزد کند مسیری که او و برخی دیگر از بازیکنان تیم ملی میروند، به دره عمیق نفرت و فراموشی ختم میشود.