خاک شهر باید نفس بکشد
همزمان با برگزاری دوازدهمین دورهمی کنشگران محیط زیست کارزار با عنوان «پروژههای سنگفرشسازی علیه درختان» و در آستانه این نشست که با هدف بررسی پیامدهای عملیات عمرانی بر درختان و فضای سبز شهر برگزار شد، در گفتوگوی آزاد گروه ترانه تهران بحثی گسترده میان کنشگران، متخصصان و علاقهمندان به محیط زیست شکل گرفت.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
فاطمه خدادادی آققلعه: همزمان با برگزاری دوازدهمین دورهمی کنشگران محیط زیست کارزار با عنوان «پروژههای سنگفرشسازی علیه درختان» و در آستانه این نشست که با هدف بررسی پیامدهای عملیات عمرانی بر درختان و فضای سبز شهر برگزار شد، در گفتوگوی آزاد گروه ترانه تهران بحثی گسترده میان کنشگران، متخصصان و علاقهمندان به محیط زیست شکل گرفت.
محور این گفتوگو، روند رو به گسترش سنگفرش و مصالحیسازی شهر، حذف سطوح خاکی، مسدودکردن بستر درختان و کاهش فضای سبز در تهران و دیگر شهرهای کشور بود؛ روندی که نمونههای آن را در سنگفرش جویهای خیابان ولیعصر و شریعتی، سیمانیشدن بخشهایی از میدان تجریش، تغییرات ایجادشده در برخی پیادهراهها و بوستانها و موارد مشابه در شهرهای دیگر میتوان مشاهده کرد.
آنچه در ادامه میآید، جمعبندی بخشی از دیدگاهها، دغدغهها و پیشنهادهایی است که در این گفتوگوی جمعی مطرح شد؛ گفتوگویی که هدف آن نه مخالفت با توسعه شهری، بلکه تأکید بر توسعهای است که با حفظ درختان، خاک، منابع آب و حق شهروندان برای برخورداری از شهری سالم و زیستپذیر همراه باشد.
اگر از یک شهروند بپرسیم مهمترین سرمایه یک شهر چیست، شاید پاسخهایی مانند خیابانها، ساختمانها، پلها یا مراکز تجاری را بشنویم. اما حقیقت این است که هیچ شهری بدون آب، خاک، درخت و فضای سبز، شهری پایدار و قابل زندگی نخواهد بود. درختان تنها عناصر تزئینی شهر نیستند؛ آنها بخشی از زیرساخت حیاتی شهر به شمار میآیند. هوای پاک، کاهش دمای محیط، جذب گردوغبار، کاهش آلودگی صوتی، افزایش نفوذ آب به زمین، حفظ تنوع زیستی و حتی آرامش روانی شهروندان، همگی تا حد زیادی به حضور درختان و خاک زنده وابستهاند.
با این حال، در سالهای اخیر روندی نگرانکننده در تهران و بسیاری از شهرهای کشور در حال گسترش است؛ روندی که شاید در ظاهر با عنوان «ساماندهی»، «زیباسازی» یا «بهسازی معابر» شناخته شود، اما در عمل به حذف تدریجی بسترهای طبیعی شهر میانجامد. سنگفرشکردن جویهای درختان، بستن فضای اطراف تنه درختان با بتن یا سنگ، حذف فضای سبز میدانها، رفیوژها، بلوارها و بزرگراهها و جایگزینکردن آنها با آسفالت، بتن یا سنگ، همگی مصادیق افزایش سطوح سخت و نفوذناپذیر در شهر هستند؛ روندی که آثار آن تنها امروز دیده نمیشود، بلکه آینده شهر را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
خاک، موجودی زنده است. برخلاف تصور رایج، خاک تنها بستری برای نگهداری ریشه درختان نیست. میلیونها موجود زنده در آن زندگی میکنند، هوا و آب در آن جریان دارد و چرخه حیات گیاهان به آن وابسته است. هنگامی که این بستر با مصالح سخت پوشانده میشود، تبادل هوا مختل میشود، آب باران دیگر به آسانی به ریشهها نمیرسد و توان طبیعی خاک برای تغذیه گیاهان کاهش مییابد. نتیجه این فرایند، تنش تدریجی درختان، کاهش رشد، افزایش آسیبپذیری در برابر آفات و در نهایت خشکشدن آنهاست.
تهران نمونههای متعددی از این تجربه را پیشروی خود دارد. در سالهای گذشته، وضعیت چنارهای خیابان ولیعصر و تأثیر سنگفرش و کفسازی سخت پیرامون آنها بارها موضوع بحث کارشناسان، رسانهها و دوستداران محیط زیست بوده است. در میدان تجریش نیز اجرای سنگفرش گسترده، نگرانیهایی را درباره کاهش سطح خاک نفوذپذیر و شرایط رشد چنارهای قدیمی ایجاد کرد. همچنین در بازطراحی میدانهای هفت تیر، امام حسین(ع) و انقلاب، کاهش بخشی از سطوح سبز و جایگزینی آنها با سطوح سنگی مورد نقد برخی متخصصان شهرسازی و محیط زیست قرار گرفت. در برخی رفیوژهای بزرگراههای همت، حکیم و یادگار امام و نیز در بخشهایی از پیادهروهای خیابانهای شریعتی، انقلاب و کریمخان زند نیز کاهش سطح خاک باز پیرامون درختان و گسترش کفسازی سخت مشاهده میشود. این نمونهها یادآور آن است که هرگونه مداخله عمرانی در شهر باید با رعایت اصول اکولوژیک و حفظ بستر طبیعی رشد درختان انجام شود.
اما مسئله به سلامت درختان محدود نمیشود. هر بار که خاک با سنگ و بتن پوشانده میشود، بخشی از توان طبیعی زمین برای جذب آب از بین میرود. آب باران که باید وارد خاک شود و سفرههای آب زیرزمینی را تغذیه کند، به رواناب تبدیل میشود و با سرعت وارد شبکه جمعآوری آبهای سطحی میشود. نتیجه آن، افزایش خطر آبگرفتگی و سیلابهای شهری در زمان بارندگی و کاهش تغذیه آبخوانها در بلندمدت است. در شرایطی که تهران سالهاست با بحران کمآبی و فرونشست زمین روبهروست، ازبینبردن سطوح نفوذپذیر، اقدامی برخلاف اصول مدیریت پایدار شهری محسوب میشود.
فرونشست زمین دیگر یک هشدار برای آینده نیست؛ واقعیتی است که امروز بسیاری از دشتهای کشور و حتی پیرامون تهران را درگیر کرده است. هر اقدامی که مانع نفوذ آب به زمین شود، در کنار برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی، میتواند این روند را تشدید کند؛ بنابراین حفظ خاکهای نفوذپذیر، تنها یک موضوع مربوط به فضای سبز نیست، بلکه بخشی از راهبرد حفاظت از امنیت زیستمحیطی، کاهش خطر سیلاب و افزایش تابآوری شهری در برابر تغییرات اقلیمی است.
از سوی دیگر، افزایش سطوح سنگی و آسفالتی موجب تشدید پدیده جزیره حرارتی شهری میشود. این سطوح گرمای خورشید را در طول روز جذب کرده و در ساعات شب آزاد میکنند و در نتیجه دمای شهر افزایش مییابد. در مقابل، خاک و پوشش گیاهی با ذخیره رطوبت و فرایند تبخیر و تعرق، نقش مهمی در تعدیل دما دارند. در روزهایی که شهروندان با موجهای گرما دستوپنجه نرم میکنند، هر مترمربع فضای سبز و هر بخش از خاک نفوذپذیر، به معنای افزایش ظرفیت شهر برای مقابله با تغییرات اقلیمی است.
پیامدهای حذف خاک و فضای سبز تنها به انسان محدود نمیشود. پرندگان شهری، حشرات مفید و بسیاری از موجودات زنده، بخشی از چرخه طبیعی حیات خود را در خاک و پوشش گیاهی میگذرانند. حذف سطوح خاکی، علاوه بر کاهش منابع تغذیه و زیستگاه این گونهها، میتواند به کاهش تنوع زیستی شهرها نیز بینجامد. از سوی دیگر، کودکان نیز فرصت ارتباط مستقیم با طبیعت را از دست میدهند. بازی با خاک، مشاهده گیاهان و آشنایی با چرخههای طبیعی، بخشی از تجربه رشد و آموزش غیرمستقیم محیطزیستی است؛ تجربهای که با مصالحیسازی بیرویه شهر، روزبهروز محدودتر میشود.
نکته مهم آن است که حفظ نفوذپذیری شهر، به معنای رهاکردن فضاهای شهری یا چشمپوشی از زیبایی و پاکیزگی نیست. امروزه در بسیاری از شهرهای دنیا، به جای پوشاندن کامل خاک با مصالح سخت، از راهکارهایی مانند حفظ بستر خاکی، استفاده از شن، سنگریزه، قلوهسنگ، مالچهای طبیعی مانند چیپس چوب، هدایت اصولی آبهای سطحی و جایگزینی تدریجی چمنهای پرمصرف با گونههای گیاهی بومی و کمآببر استفاده میشود. این راهکارها ضمن حفظ نظم و زیبایی شهر، امکان نفوذ آب، تنفس خاک و سلامت درختان را نیز فراهم میکنند. بنابراین دوگانه «زیبایی یا محیط زیست» اساسا دوگانهای نادرست است؛ میتوان هر دو را همزمان داشت، اگر برنامهریزی علمی مبنای تصمیمگیری باشد.
مصالحیسازی گسترده شهر، پیامد دیگری نیز دارد که کمتر به آن توجه میشود. تولید و مصرف گسترده سیمان، بتن، آسفالت و سنگ، مستلزم برداشت فراوان شن، ماسه و سنگ از طبیعت است؛ فرایندی که به تخریب کوهها، بستر رودخانهها و منابع خاک میانجامد. افزون بر این، تولید این مصالح از صنایع پرمصرف آب و انرژی است و در شرایطی که کشور با بحران آب و تغییرات اقلیمی روبهروست، توسعه بیرویه آنها فشار مضاعفی بر منابع طبیعی وارد میکند. از این رو، مصالحیسازی شهر تنها یک تصمیم عمرانی نیست، بلکه بخشی از زنجیره فشار بر منابع آب، خاک و محیطزیست کشور به شمار میرود.
خوشبختانه در کشور ما نیز خلأ قانونی جدی وجود ندارد. در سالهای گذشته، شورای اسلامی شهر تهران مصوباتی درباره حفاظت از درختان خیابان ولیعصر، ایجاد سامانه هوشمند اطلاعات فضای سبز و حفاظت از درختان کهنسال و ارزشمند تصویب کرده است. این اسناد، ظرفیتهای ارزشمندی برای صیانت از سرمایههای طبیعی شهر به شمار میروند، اما تجربه نشان داده است که فاصله میان تصویب قانون و اجرای مؤثر آن همچنان زیاد است. قوانین زمانی معنا پیدا میکنند که در تصمیمهای روزمره مدیریت شهری حضور داشته باشند.
این دغدغه نیز دیگر منحصر به تهران نیست. گزارشها و مشاهدات از شهرهای مختلف کشور نشان میدهد که افزایش سطوح سخت و نفوذناپذیر و حذف تدریجی خاک و فضای سبز، به مسئلهای فراگیر در مدیریت شهری تبدیل شده است. به همین دلیل ضروری است شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور، ضوابط ملی روشنی برای حفظ نفوذپذیری خاک، جلوگیری از مصالحیسازی غیرضروری و استفاده از راهکارهای سازگار با طبیعت تدوین و ابلاغ کنند تا مدیریت شهری در سراسر کشور از چارچوبی واحد و علمی پیروی کند.
در کنار مسئولان، شهروندان نیز نقش مهمی دارند. حساسیت عمومی نسبت به سرنوشت درختان، مطالبه اجرای قوانین، گزارش آسیبها و مشارکت در حفاظت از فضای سبز، میتواند ضامن موفقیت بسیاری از برنامهها باشد. تجربه نشان داده است هر جا جامعه نسبت به محیطزیست حساس بوده، احتمال تخریب نیز کاهش یافته است.
در پایان، انتظار میرود شهرداریها، شوراهای اسلامی شهر، شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور و همه نهادهای مسئول، حفاظت از خاک و سطوح نفوذپذیر را به عنوان بخشی از سیاستهای اصلی مدیریت شهری به رسمیت بشناسند؛ از حذف بیدلیل فضای سبز، بستن بستر خاک اطراف درختان، سنگفرش، بتنریزی و آسفالتکردن جویهای درختان جلوگیری کنند، مصوبات موجود را بهطور کامل اجرا نمایند، از راهکارهای سازگار با طبیعت برای ساماندهی فضاهای شهری بهره بگیرند و زمینه مشارکت مؤثر شهروندان و متخصصان را در تصمیمگیریها فراهم آورند.
آینده شهر، تنها با ساخت سازههای جدید رقم نمیخورد. آینده شهر به کیفیت خاکی بستگی دارد که زیر پای ماست، به درختانی که هر روز از کنارشان عبور میکنیم و به تصمیمهایی که امروز برای حفاظت از آنها میگیریم. اگر خاک شهر را از نفس بیندازیم، فردا باید هزینه آن را با فرونشست زمین، گرمای بیشتر، کمبود آب، سیلاب، کاهش تنوع زیستی و افت کیفیت زندگی بپردازیم. حفاظت از خاک و فضای سبز، یک مطالبه صرفا محیطزیستی نیست؛ دفاع از حق همه شهروندان برای زندگی در شهری سالم، تابآور و پایدار است. اجازه دهیم خاک شهر دوباره نفس بکشد.