وقتی روح دین در مسلخ سیاست ذبح میشود
در قاموس تمامی ادیان الهی، احکام و شریعت بیش از آنکه مجموعهای از محدودیتهای خشک و بیروح باشند، سپری برای حفاظت از جان، مال و کرامت انسان بودهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
زهره شاهقاسمی
در قاموس تمامی ادیان الهی، احکام و شریعت بیش از آنکه مجموعهای از محدودیتهای خشک و بیروح باشند، سپری برای حفاظت از جان، مال و کرامت انسان بودهاند. غایت دین، رساندن بشر به صلح درونی و بیرونی است. اما در تراژدی معاصر، با پدیدهای هولناک روبهرو هستیم: قدرتمندانی که با تکیه بر قرائتهای تحریفشده و گزینشی از متون مقدس، بر پوسته مناسک پای میفشارند، اما در همان حال، مغز انسانیت را با بمبهای خوشهای متلاشی میکنند. این پارادوکس خونین، ما را به بازخوانی یکی از عبرتآموزترین داستانهای کهن وامیدارد؛ داستانی که گویی امروز در ابعادی وسیعتر و وحشتناکتر در حال تکرار است. داستان «اصحاب سبت» (یاران روز شنبه) در سنتهای دینی، فقط یک حکایت تاریخی نیست، بلکه یک «تیپشناسی اخلاقی» است. این روایت، سرگذشت گروهی از بنیاسرائیل است که طبق فرمان الهی از صید ماهی در روز شنبه منع شده بودند. خداوند برای آزمون ایمان و میزان خویشتنداری آنها، چنین مقدر کرد که ماهیها فقط در روزهای شنبه بهصورت انبوه به روی آب و نزدیکی ساحل بیایند.
این گروه بهجای درک روح این فرمان که تمرینی برای «غلبه بر طمع» و «احترام به سکوت و صلح» بود، به حیلهگری شرعی روی آوردند. آنها با کندن حوضچههایی در کنار دریا، ماهیها را در روز شنبه محبوس کرده و روز یکشنبه صید میکردند. این فریبکاری و ترجیح میل مادی بر عهد الهی، در نهایت منجر به سقوط اخلاقی و عذاب آنها شد. اصحاب سبت نماد تاریخی کسانی هستند که با حفظ ظواهر دین و رعایت فرمالیستی احکام، در پی دورزدن بنیادینترین اصول اخلاقی و انسانی هستند.
امروز همان منطق اصحاب سبت، اما با ابزارهایی بسیار ویرانگرتر، در حال بازنویسی تاریخ است. حرمت روزهای مقدس و ادعای پایبندی به شریعت، در تضادی آشکار با خون دانشآموزانی قرار گرفته که در تهران و هرمزگان به زمین ریخته شده است. جنایت ددمنشانه در حمله به مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در میناب، لکهای سیاه بر پیشانی تمدنی است که خود را مدعی حقوق بشر میداند. در این حمله وحشیانه، ۱۶۸ نفر به شهادت رسیدند که اکثریت قاطع آنان کودکانی بودند که کیفهای مدرسهشان تنها داراییشان بود. این کودکان، قربانیان همان تفکری هستند که شاید برای صیدنکردن یک ماهی در شنبه احتیاط کند، اما برای تکهتکهکردن ۱۶۸ دانشآموز در میناب، بهانههای سیاسی و نظامی میتراشد.
آنچه در خاک ایران رخ داد، امتداد همان الگوی جنایتی است که سالهاست قلب تپنده فلسطین، یعنی غزه را هدف قرار داده است. آمارهای غزه امروز از مرز فاجعه گذشته و به یک «پاکسازی نژادی» سیستماتیک تبدیل شده است. طبق گزارشهای رسمی یونیسف، در اوج درگیریها، در هر ساعت، چهار کودک قربانی بمبارانها میشوند. این یعنی هر ۱۵ دقیقه، یک رؤیا، یک لبخند و یک آینده برای همیشه خاموش میشود. برای اینکه چنین جنایاتی در بستر زمان به فراموشی سپرده شود، باید چشمان بیدار را کور کرد. از همین روست که خبرنگاران، کادر درمان و کارشناسان سلامت به اهداف مستقیم تبدیل میشوند. جان سیمپسون، سردبیر امور جهانی BBC، با تکیه بر یافتههای مستند بینالمللی، پرده از این واقعیت برمیدارد:
«طبق گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز (RSF)، رژیم صهیونیستی امسال تقریبا مسئول نیمی از مرگ روزنامهنگاران در کل جهان است». بر اساس گفتههای این سازمان، این رژیم حالا برای سه سال پیاپی، مرگبارترین نقطه جهان برای خبرنگاران بوده است. وقتی حقیقتنگاران و امدادگران در کنار کودکان و زنان هدف قرار میگیرند، پیام روشن است: جنگ نه با گروههای نظامی، بلکه با «حیات» و «روایت حقیقت» است.
خون دانشآموزان مینابی و هزاران کودک فلسطینی، فریاد بلندی است علیه جهانی که در آن «حرمت یک قانون نمادین» از «حرمت خون انسان» پیشی گرفته است. زمان آن رسیده که وجدانهای بیدار در سراسر جهان بپرسند: عهد شنبه با کدام خدا بسته شده که پاداش وفاداری به آن، ساختن تابوتهای یکمتری برای کودکان است؟ کسی که بر ماهیها در روز شنبه رحم میکند اما بر کودکان میناب و غزه نه، هرگز پیامآوران الهی را درک نکرده است. حقیقت شریعت در «صلح»، «عدالت» و «رحمت» نهفته است، نه در اجرای فرمالیستی مناسک در حالی که دستها به خون بیگناهان آغشته است. انسانیت حکم میکند پیش از صیانت از هر آیین و مذهبی، از «جان انسان» صیانت کنیم؛ چراکه به فرموده بزرگان، حرمت مؤمن و انسان، از حرمت کعبه نیز والاتر است.