جهان معاصر وامدار نقش ضربهگیرانه ایران
در گذار پرتلاطم سالهای اخیر، جهان شاهد ظهور الگوی کمسابقهای از رهبری در آمریکا به عنوان یکی از بزرگترین قدرتهای بینالمللی است. الگویی که با ویژگیهایی چون رفتارهای آنی، تصمیمگیریهای شخصیمحور، نگاه تجاری به سیاست خارجی و میل به بازتعریف نقش کشورش در نظم جهانی شناخته میشود. این شیوه رهبری، اگرچه در ظاهر با شعار بازسازی قدرت داخلی آغاز شد، اما عملا موجی از آشفتگیهای ژئوپلیتیک را در سطح بینالمللی بهراه انداخت.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
احمد نادری
در گذار پرتلاطم سالهای اخیر، جهان شاهد ظهور الگوی کمسابقهای از رهبری در آمریکا به عنوان یکی از بزرگترین قدرتهای بینالمللی است. الگویی که با ویژگیهایی چون رفتارهای آنی، تصمیمگیریهای شخصیمحور، نگاه تجاری به سیاست خارجی و میل به بازتعریف نقش کشورش در نظم جهانی شناخته میشود. این شیوه رهبری، اگرچه در ظاهر با شعار بازسازی قدرت داخلی آغاز شد، اما عملا موجی از آشفتگیهای ژئوپلیتیک را در سطح بینالمللی بهراه انداخت.
بلافاصله پس از آغاز این دوره، صحنه جهانی با سلسلهای از چالشها از جمله گسترش منازعات تجاری با طیف وسیعی از کشورها، ترک توافقات بینالمللی، افزایش اصطکاک با متحدان سنتی، فشار فزاینده بر برخی دولتهای آسیبپذیر، برخوردهای تند و گاه تحقیرآمیز با رهبران جهان، خروج از برخی نهادهای بینالمللی و تشدید سیاستهای یکجانبهگرایانه و تضعیف نهادهایی که ستونهای نظم بینالملل طی دههها بودهاند، مواجه شد. این تصمیمها، همچون امواجی پیدرپی، بنیانهای همکاری و گفتوگوهای جهانی را دستخوش لرزش ساختاری کرد.
در میانه این تحولات سریع و غیرمتعارف، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت بزرگ منطقهای در غرب آسیا، نقشی متفاوت و چندلایه ایفا کرد؛ نقشی که اگرچه مورد توجه تحلیلهای سطحی قرار نگرفت، اما در لایههای عمیقتر روابط بینالملل، کارکردی تعیینکننده داشت. این بازیگر منطقهای، به واسطه جایگاه ژئوپلیتیک، تاریخ مقاومت و ظرفیتهای راهبردیاش، عملا به «ضربهگیر بحران» در برابر موج ژئوپلیتیک برخاسته از رفتارهای توسعهطلبانه آمریکا تبدیل شد.
چینش سیاسی و نظامی ایران در برابر فشارهای فزاینده، باعث شد بخش قابل توجهی از انرژی تنشآفرین که میتوانست در جغرافیاهای متعدد پراکنده شود، در یک محور محدود متمرکز شد و جهان، بهویژه اروپا و بخشهایی از آسیا و آمریکای لاتین، با کاستهشدن از دامنه مداخلات برونمرزی آمریکا، فرصتی برای تنفس ژئوپلیتیک پیدا کرد. اگرچه بسیاری از دولتها ترجیح دادند با آمریکا همراهی نکرده و در عین حال سکوت اختیار کنند؛ اما در لایههای دیپلماتیک، بهخوبی مشخص بود که ایران خواسته یا ناخواسته، اما تعیینکننده، بار سنگین بخشی از تنش جهانی را بر دوش گرفته و از سرریزشدن آن به مناطق دیگر جلوگیری کرده است.
در بزنگاه درگیری مستقیم میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران -چه در عرصه نظامی و چه در ساحت فشارهای سیاسی- ایستادگی طولانیمدت و مقاومت ساختاری ایران، پیامدهای مهمی برای نظم جهانی داشت. نخست آنکه افسانه شکستناپذیری و یکهتازی آمریکا را در نگاه عمومی و نخبگانی جهان با پرسشهایی جدی مواجه کرد. دوم آنکه انرژی سیاسی و روانی تصمیمگیران آمریکا، ناچار به تمرکز بر این بحران شد؛ تمرکزی که در عمل از شدت مداخلات گستردهتر در سایر نقاط جهان کاست و فضای آرامتری برای بسیاری از کشورها فراهم کرد.
همزمان با نزدیکشدن زمان انتخابات کنگره در آمریکا و نگرانی روزافزون ترامپ درباره پیامدهای سیاسیِ طولانیشدن این منازعه، سبب شد از سرعت و دامنه دخالتهای خارجی آن کاسته شده و بخش بیشتری از ظرفیت تصمیمگیری هیئت حاکمه این کشور به مدیریت بحران و جنگ با ایران و کنترل هزینههای داخلی آن اختصاص یابد. برای بسیاری از دولتها، این تمرکز جدید بر یک محور خاص، نوعی «فرصت نفسکشیدن» در برابر سیاستورزی پیشبینیناپذیر ترامپ در آمریکا بوده است.
از این منظر، نقش ایران نهتنها در معادلات امنیتی غرب آسیا، بلکه در آرامترشدن فضای ژئوپلیتیک جهان قابل توجه است. بازیگری که با قدرت بازدارندگی، تابآوری تاریخی و مقاومت چندبُعدی خود، عملا ضربهگیر تنشهایی شد که میتوانست سراسر جهان را با بحرانهای دامنهدار روبهرو سازد.
در نهایت، اگرچه نظم جهانی جدید هنوز در حال شکلگیری است، اما ناظران واقعبین باید به این نتیجه اعتراف کنند که بخش قابل توجهی از آرامش نسبی حاکم بر جغرافیاهای حساس و تأثیر آن بر شکلگیری نظم نوین، مدیون جمهوری اسلامی ایران است که ناخواسته، اما مسئولانه و یکتنه بار سنگین مقابله با سیاستهای پرتنش و قلدرمآبانه ترامپ را بر دوش میکشد و از گسترش بیثباتی به دیگر مناطق جلوگیری میکند.
در این نوشته اگرچه سعی شده عنوان موضوع به اختصار توضیح داده شود، ولی تصور بنده این است که موضوع فوق میتواند بستر مناسبی را برای بحث و بررسی گستردهتر در این باره فراهم آورد.