|

دیوار کوتاه روشنفکری

خیلی ناگهانی به سرم زد تلویزیون را روشن کنم، یکی دو شبکه را بالا و پایین کردم و از بخت بد خوردم به برنامه پاورقی. هیچ علاقه‌ای به نگاه‌کردن این برنامه نداشتم؛ هرچند دانشگاه‌ها مجازی شده و ما دانشجوها هم کمی تا قسمتی بیکاریم اما خب آن‌قدرها هم بیکار نیستیم.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سینا علامه:  خیلی ناگهانی به سرم زد تلویزیون را روشن کنم، یکی دو شبکه را بالا و پایین کردم و از بخت بد خوردم به برنامه پاورقی. هیچ علاقه‌ای به نگاه‌کردن این برنامه نداشتم؛ هرچند دانشگاه‌ها مجازی شده و ما دانشجوها هم کمی تا قسمتی بیکاریم اما خب آن‌قدرها هم بیکار نیستیم.

چیزی که وادارم کرد چند دقیقه‌ای از این برنامه را ببینم، دیدن نام آقای زیدآبادی بود، روزنامه‌نگاری که اگر نبود نوشته‌ها و ویدئوهایش، شاید من هم مثل جوانان هم‌نسلم در یکی از قطب‌های تندرو جامعه غرق شده بودم. جبرا چند دقیقه‌ای از این برنامه را دیدم.

گفتن ندارد که مجری در این برنامه چه کار می‌کند؛ نظرات مخالف خود و دوستانش را می‌آورد، یک‌طرفه به‌اصطلاح با زبان طنز آنها را می‌کوبد و می‌رود. نمی‌دانم چرا از این وحدت وحدت، «واوش» هم نصیب جریان روشنفکری و جامعه مدنی و دانشگاهی نمی‌شود. نمی‌دانم من معنی وحدت را نمی‌فهمم یا ایشان. اگر قرار بر این است که در دوره جنگ کمتر همدیگر را نقد کنیم و بیشتر بر اشتراک پافشاری کنیم، پس تکلیف این برنامه‌ها آن هم با بودجه عمومی کشور چیست؟

حالا نمی‌پرسم نقطه اشتراک پاورقی و رسانه‌های خارجی چیست که هر دو به جای اینکه اسرائیل و آمریکا را دشمن بدانند، احمد زیدآبادی، را می‌کوبند. باز هم بماند که وقتی مسئولان ارشد نظام چون رئیس‌جمهور و رئیس مجلس می‌خواهند مذاکرات را مبتنی بر سه اصل عزت، حکمت و مصلحت پیش ببرند و میز مذاکره را امتداد میدان می‌دانند، مگر وحدت در دوره جنگ اقتضا نمی‌کند کمتر در این امور اختلاف کنیم که مجری محترم مذاکره را بی‌فایده می‌دانند. ما که زیاد سکوت کردیم، کاش دیگران هم سکوت را بلد بودند.

البته خب پیشامد جدیدی نیست؛ دیوار روشنفکری و جامعه مدنی همیشه در ایران کوتاه بوده است. همان اندازه که روشنفکر هر روز و هر روز در تلاش برای تطور اندیشه خود بوده و هزار طرف برای حل مشکلات فکری ایران بسته، مخالفان روشنفکری هم هر روز صلب‌تر از دیروز این جریان را کوبیده‌اند و طوری از روشنفکر و جریان روشنفکری می‌گویند گویی که روشنفکری یک کاست همگن است، در حالی که روشنفکری طیفی است متنوع از افکار، عقاید و باورها، از غرب‌گرا دارد تا ضد غرب افراطی، از ضد دین‌های افراطی گرفته تا معتدلین دین‌مدار و... .

روشنفکر ایرانی از دوره‌های آغازین جریان روشنفکری ایرانی در دوره قاجار تا به امروز مدام دچار تطور فکری شده و به تناسب نیاز زمان دوره‌های فکری متفاوت را خلق کرده است. بنابر آنچه گفتم، جریان روشنفکری ایران را نمی‌توان با اسارت در یک دوره زمانی یا یک طیف و عقیده خاص کوبید زیرا این جریان یک کاست همگن نیست و در یک دوره تاریخی نیز متوقف نمانده و سیال و پویا در تلاش برای حل مشکلات فکری ایران و ایرانی در حرکت است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.