|

رؤیاهای پساجنگ

وقتی خانه‌های روستایی میزبان گردشگران می‌شوند

پس از 40 روز اضطراب و ناامنی، آخر هفته‌ گذشته برای نخستین بار مردم توانستند برای «سفر» برنامه‌ریزی کنند، نه برای «رفتن». این تمایز ساده اما عمیق، نشانه‌ای از بازگشت تدریجی حس زندگی عادی است. در روزهای جنگ، بسیاری خانه‌های خود را ترک کردند، اما آنچه رخ داد سفر نبود؛ ترک ناگزیر بود، گریزی از خطر. اکنون اما همان جاده‌ها بار دیگر معنای پیشین خود را بازمی‌یابند: راهی به سوی تجربه، استراحت و کشف.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

پس از 40 روز اضطراب و ناامنی، آخر هفته‌ گذشته برای نخستین بار مردم توانستند برای «سفر» برنامه‌ریزی کنند، نه برای «رفتن». این تمایز ساده اما عمیق، نشانه‌ای از بازگشت تدریجی حس زندگی عادی است. در روزهای جنگ، بسیاری خانه‌های خود را ترک کردند، اما آنچه رخ داد سفر نبود؛ ترک ناگزیر بود، گریزی از خطر. اکنون اما همان جاده‌ها بار دیگر معنای پیشین خود را بازمی‌یابند: راهی به سوی تجربه، استراحت و کشف.

همان‌گونه که انتظار می‌رفت، نخستین مقصد مسافران تهرانی، شمال کشور بود؛ منطقه‌ای که حتی در روزهای بحرانی نیز از ازدحام خالی نشد. با این حال، این‌بار فضا متفاوت بود: بازگشت امید، نه صرفا جست‌وجوی پناه. شهرهایی چون کاشان، با هوای مطبوع بهاری، پس از هفته‌ها رکود، دوباره رنگ مسافر به خود دیدند. مقاصد نزدیک‌تر نیز جان تازه‌ای گرفتند؛ نشانه‌ای از آغاز احیای تدریجی گردشگری داخلی.

اگر شرایط نسبی ثبات تداوم یابد، می‌توان انتظار داشت گردشگری داخلی به‌آرامی احیا شود. اما چشم‌انداز بزرگ‌تر، فراتر از این است: اگر جنگ با کاهش تنش‌ها و رفع تحریم‌ها به پایان برسد، آیا گردشگری می‌تواند به یکی از برگ‌های برنده‌ اقتصاد ایران تبدیل شود؛ ظرفیتی کشف‌نشده که جهان مدت‌هاست تشنه‌ شناخت آن است. برای درک این ظرفیت، کافی است به دوره‌ کوتاه پس از توافق هسته‌ای (برجام) بازگردیم. در آن زمان، ایران به‌سرعت در کانون توجه تورگردانان بین‌المللی قرار گرفت. شرکت‌های بزرگ گردشگری از اروپا و آسیا به ایران آمدند و موجی از امید در این صنعت شکل گرفت. خاطره‌ای از آن روزها هنوز روشن است: صبحی در اواخر فروردین در کاشان، برای صرف صبحانه در هیچ‌یک از خانه‌های تاریخی معروف جای خالی پیدا نکردیم. همان روز، مدیر یکی از مشهورترین اقامتگاه‌های سنتی شهر گفت که تمامی اتاق‌هایش از اواخر بهمن تا پایان اردیبهشت رزرو شده است. این رونق فقط محدود به کاشان نبود. در شهرهایی چون یزد، اصفهان، شیراز و کرمان، حضور گردشگران خارجی به امری روزمره تبدیل شده بود. حتی در نقاط کمتر شناخته‌شده، مانند روستاهای اطراف شهر بابک، می‌شد گردشگران اروپایی را دید. تجربه‌ اقامت در یک روستای کویری، هم‌زمان با حضور گردشگرانی از لهستان و فرانسه، نشان می‌داد ایران چگونه می‌تواند مقصدی جذاب برای جست‌وجوی اصالت و تجربه‌های متفاوت باشد.

اما این روند پایدار نماند. در اواخر روزهای جنگ اخیر، تماس با یک اقامتگاه در کاشان تصویری تلخ ارائه داد: در تعطیلات آخر هفته، فقط یک مسافر داشتند. این سقوط ناگهانی نشان داد گردشگری تا چه اندازه به احساس امنیت وابسته است. در واقع، نابودی این صنعت لزوما به جنگ نیاز ندارد؛ حتی «احتمال» ناامنی هم برای فروپاشی آن کافی است.

ایران از نظر جاذبه‌های گردشگری، بی‌تردید در میان کشورهای برتر جهان قرار دارد. تنوع اقلیمی بی‌نظیر -از جنگل‌های هیرکانی در شمال تا کویرهای مرکزی، از سواحل خلیج فارس تا کوهستان‌های زاگرس- ظرفیتی کم‌نظیر برای انواع گردشگری طبیعی فراهم می‌کند. از سوی دیگر، میراث تاریخی ایران، با ده‌ها سایت ثبت‌شده در فهرست جهانی یونسکو، از تخت جمشید تا میدان نقش جهان، از بافت تاریخی یزد تا باغ‌های ایرانی، گنجینه‌ای است که کمتر کشوری به این گستردگی در اختیار دارد. افزون بر این، فرهنگ غنی، موسیقی، غذاهای محلی، صنایع دستی و میهمان‌نوازی مردم، تجربه‌ای چندلایه و عمیق برای گردشگران خلق می‌کند.

با این حال، زیرساخت‌های گردشگری در ایران همچنان با چالش‌های جدی مواجه است. کمبود هتل‌های استاندارد بین‌المللی، ضعف در شبکه حمل‌ونقل منسجم، محدودیت در سیستم‌های پرداخت بین‌المللی و ناهماهنگی در خدمات، از جمله موانعی هستند که تجربه‌ گردشگران خارجی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. همچنین نبود برنامه‌ریزی کلان و پایدار در توسعه‌ گردشگری، باعث شده بسیاری از ظرفیت‌ها بلااستفاده باقی بمانند. در این میان یکی از نقاط روشن، رشد اقامتگاه‌های بوم‌گردی در سال‌های اخیر بوده است. این نوع اقامتگاه‌ها، که اغلب در خانه‌های سنتی یا روستاها ایجاد شده‌اند، توانسته‌اند با هزینه‌ای کمتر، تجربه‌ای اصیل‌تر به گردشگران ارائه دهند. بوم‌گردی‌ها نه‌تنها به حفظ معماری و فرهنگ محلی کمک کرده‌اند، بلکه فرصت‌های اقتصادی جدیدی برای جوامع محلی ایجاد کرده‌اند. این مدل، به‌ویژه در کشوری با تنوع فرهنگی و جغرافیایی ایران، می‌تواند به‌عنوان راهکاری مؤثر برای توسعه‌ پایدار گردشگری مطرح شود. با این همه، مشکل اصلی گردشگری ایران را باید در دو عامل کلیدی جست‌وجو کرد: نبود اراده‌ سیاسی پایدار و احساس ناامنی. تصویر ایران در رسانه‌های بین‌المللی، که اغلب با تنش، بحران و درگیری همراه است، نقش مهمی در کاهش تمایل گردشگران ایفا می‌کند. حتی زمانی که شرایط داخلی نسبتا آرام است، این تصویر منفی توانست و می‌تواند مانع ورود گردشگران شود. تحولات سیاسی سال‌های اخیر نیز ضربات متوالی به این صنعت وارد کرده است. خروج ایالات متحده از برجام، افزایش تنش‌های منطقه‌ای، اعتراضات داخلی در دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸،  همگی به تضعیف اعتماد بین‌المللی انجامید. در ادامه، همه‌گیری کرونا ضربه‌ نهایی را وارد کرد و گردشگری نیمه‌جان ایران را از هفت، هشت سال پیش تقریبا به حالت تعلیق درآورد. اکنون در شرایط پساجنگ، گردشگری می‌تواند نقشی کلیدی در بازسازی اقتصاد ایران ایفا کند. این صنعت، به‌ دلیل اشتغال‌زایی گسترده، نیاز به سرمایه‌گذاری نسبتا پایین و پیوند با سایر بخش‌ها، از ظرفیت بالایی برای رشد سریع برخوردار است، اما تحقق این ظرفیت مستلزم اقداماتی جدی است.

در گام نخست، ایجاد احساس امنیت -هم در داخل و هم در سطح بین‌المللی- ضروری است، بدون این پیش‌شرط، هیچ برنامه‌ای به نتیجه نخواهد رسید. در کنار آن، تسهیل صدور ویزا، به‌ویژه برای کشورهای همسایه می‌تواند به افزایش سریع گردشگران کمک کند. در مراحل بعدی، جذب گردشگران از بازارهای بزرگ‌تر مانند روسیه، چین، اروپا و حتی آمریکا، نیازمند بهبود روابط بین‌المللی و بازسازی تصویر ایران در جهان است. سرانجام، باید گفت ایران، با تمام پیچیدگی‌ها و چالش‌هایش، همچنان یکی از جذاب‌ترین مقاصد بالقوه‌ گردشگری در جهان است. کشوری که هنوز برای بسیاری ناشناخته مانده، اما هرکس آن را دیده، روایتش را با شگفتی نقل کرده است. اگر از همین امروز برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری در این حوزه آغاز شود، دوران پساجنگ می‌تواند نقطه‌ عطفی در تبدیل ایران به مقصدی نوظهور و پرطرفدار در نقشه‌ گردشگری جهان باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.